• محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • ایران قلم: از پیام شادباش !! مسعود رجوی خبری نیست. چرا؟    :    با گذشت چند روز از خروج کامل اعضای مجاهدین خلق از عراق از پیام شادباش و پیروزی ، سنت همیشگی مسعود رجوی ، خبری نیست. این فاکت ها ...
  • ایران قلم:رجوی و پایان سه دهه تحلیل آبکی در عراق    :   قبل از اینکه گزارش بی طرفانه !! رادیو فردا در مورد " سه دهه حضور رسمی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق پایان یافت "  را بخوانید ...
  • محمد حسین سبحانی : پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق    :   اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی  از عراق، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی ...
  • ایران قلم:چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟    :   اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا ...
  • ده کتاب، ده فیلم؛ اقتباس‌های مشهور سینمای ایران

    عزاداران بَیَل، مجموعه ای از هشت داستان به هم پیوسته است که در روستایی پرت، مهجور و بلازده به نام بَیَل اتفاق می افتند اما مهرجویی به کمک ساعدی، داستان چهارم این مجموعه را برای فیلم گاو انتخاب کرده و برخی شخصیت های داستان های دیگر را نیز وارد آن کرده اند. گاو، داستان مردی از روستای بَیَل به نام مش حسن است که رابطۀ عاطفی شدیدی با گاوش دارد و بعد از مرگ ناگهانی این گاو دچار جنون شده و خود را گاو می پندارد. مهرجویی، فضای شوم و و همناک قصۀ ساعدی …

    ده کتاب، ده فیلم؛ اقتباس‌های مشهور سینمای ایران
    پرویز جاهد منتقد فیلم ـ 10.04.2015 با اینکه سینمای ایران با اقتباس از آثار ادبی آغاز شد اما فیلم های شاخصی که در این سینما بر مبنای رمان ها و داستان های فارسی ساخته شده اند، بسیار معدود است.
    اکران عمومی نسخۀ مرمت شدۀ فیلم گاو ساختۀ داریوش مهرجویی که بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی ساخته شده، بعد از ۴۵ سال در سینماهای گروه هنر و تجربه در تهران و شهرستان ها، عاملی شد که در اینجا نگاهی داشته باشیم به برخی از مهمترین اقتباس های سینمایی از آثار داستانی فارسی در سینمای ایران.

    شوهر آهو خانم

    نویسنده: علی محمد افغانی

    کارگردان: داود ملاپور

    شوهر آهو خانم رمانی واقع‌گرایانه دربارۀ وضعیت اسفبار زنان ایران در سال های دهه بیست و حکومت رضاشاه است. سبک توصیفی و رئالیستی رمان، ملاپور را برانگیخت تا آن را به فیلم برگرداند. فیلمی که در واقع نخستین اقتباس جدی از رمان های معاصر فارسی در سینمای ایران بود.

    اقتباس ملاپور از این رمان، اقتباسی ساده و وفادار به رمان افغانی بود و او خلاقیت چندانی در تبدیل آن به سینما از خود نشان نداد. او فضا و شخصیت های اصلی رمان را خوب ساخت اما در پرورش شخصیت های فرعی، نمایش بستر اجتماعی رویدادهای قصه و تحول شخصیت ها خوب عمل نکرده است.

    با این حال، شوهر آهوخانم، به عنوان اثری متفاوت در فضای سینمای عامه پسند فارسی مطرح شد و راه را برای اقتباس های جدی تر و خلاقانه تر از ادبیات مدرن فارسی در دهه چهل هموار کرد.

    گاو

    نویسنده: غلامحسین ساعدی

    کارگردان: داریوش مهرجویی

    عزاداران بَیَل، مجموعه ای از هشت داستان به هم پیوسته است که در روستایی پرت، مهجور و بلازده به نام بَیَل اتفاق می افتند اما مهرجویی به کمک ساعدی، داستان چهارم این مجموعه را برای فیلم گاو انتخاب کرده و برخی شخصیت های داستان های دیگر را نیز وارد آن کرده اند.

    گاو، داستان مردی از روستای بَیَل به نام مش حسن است که رابطۀ عاطفی شدیدی با گاوش دارد و بعد از مرگ ناگهانی این گاو دچار جنون شده و خود را گاو می پندارد.

    مهرجویی، فضای شوم و وهمناک قصۀ ساعدی را به بهترین شکلی به تصویر کشیده است. گاو، مسیر تازه ای را به سینماگران ایرانی نشان داد، اینکه آنها می توانند به داستان ها و رمان های معاصر فارسی، به عنوان دستمایه ای برای سینما نگاه کنند.

    بعد از گاو بود که جریان اقتباس ادبی در سینمای ایران، به مفهوم واقعی و خلاقۀ آن در دهۀ چهل شکل گرفت. همکاری مهرجویی با ساعدی، چند سال بعد نیز در فیلم دایره مینا تکرار شد که بر اساس داستان آشغالدونی از مجموعه داستان های واهمه های بی نام و نشان ساعدی ساخته شد و نقد تند و گزنده ای بر نظام پزشکی فاسد ایران در زمان شاه بود و به همین خاطر توقیف شد.

    آرامش در حضور دیگران

    نویسنده: غلامحسین ساعدی

    کارگردان: ناصر تقوایی

    آرامش در حضور دیگران، اولین فیلم بلند ناصر تقوایی ا‌ست که بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی به همین نام ساخته شد. فیلم، روایت زندگی یک سرهنگ بازنشستۀ ارتش( با بازی درخشان اکبر مشکین) است که از نظر روحی و جسمی فروریخته و شاهد فروپاشی اخلاقی و سقوط افراد خانواده اش است.

    داستان ساعدی شامل ۲۶ فصل است که تقوایی در تبدیل آن به سینما، ۱۳ فصل آن را حذف کرده است که بیشتر مربوط به رویدادهای فرعی در زندگی سرهنگ و دختران بی بند و بار اوست. با این حال تقوایی به روح و تم اثر ساعدی وفادار مانده و فضای سرد و دلمردۀ داستان و شخصیت های به بن بست رسیدۀ آن را به خوبی به سینما برگردانده است. قطعاً همکاری ساعدی به عنوان مشاورفیلمنامه با تقوایی، در برگردان موفق سینمایی داستان او موثر بوده است. آرامش در حضور دیگران به خاطر نگاه تند انتقادی تقوایی به جامعه ای در حال سقوط و نمایش زندگی پوچ یک افسر عالیرتبه ارتش شاه، توقیف شد و تا سال ۱۳۵۲ به نمایش درنیامد.

    خاک

    نویسنده: محمود دولت آبادی

    کارگردان: مسعود کیمیایی

    کیمیایی فیلم خاک را بر اساس داستان آوسنه باباسبحان ساخت، فیلمی که اعتراض دولت آبادی را برانگیخت و او این اعتراض را همان زمان در قالب کتابی با عنوان “ضمیمه فیلم خاک” منتشر کرد.

    کیمیایی در اقتباس از داستان دولت آبادی، شخصیت های اصلی را حفظ کرده اما با تغییر شخصیت های فرعی مثل جایگزین کردن ارباب زن فرنگی به جای عادله خانم (بیوه مالک ده) و یا تغییر مناسبات میان شخصیت ها، خواسته جنبه دراماتیک تری به داستان دولت آبادی بدهد اما این کار با اعتراض نویسنده مواجه شد.

    به اعتقاد دولت آبادی، کیمیایی نه تنها در ترسیم هویت و انگیزه های واقعی شخصیت های داستان از جمله غلام موفق نبوده بلکه روح ضدفئودالی رمان او را در نیافته و به آداب و رسوم مردم روستایی قصه و اصالت بومی آنها بی اعتنا بوده و در نتیجه به داستان او لطمه زده است.

    اما کیمیایی در واکنش به اعتراض دولت آبادی می گوید: “من حق اقتباس آزاد داشتم. یعنی هر نوع اقتباسی می توانستم بکنم… این عادت نویسنده ها هست که اعتراض کنند. نویسنده ها دوست دارند اثرشان فیلم بشود اما بعد از اینکه این اتفاق افتاد حالا می گردند عفب اینکه چه چیزی اشتباه شده. یعنی عقب اعتراض می گردند.”

    شازده احتجاب

    فرمان آرا و فخری خوروش

    نویسنده: هوشنگ گلشیری

    کارگردان: بهمن فرمان آرا

    بسیاری از منتقدان، شازده احتجاب را بهترین اقتباس سینمایی از یک رمان مدرن ایرانی می دانند. فرمان آرا در شازده احتجاب، به کمک نویسندۀ داستان سعی کرد با تمهیدات سادۀ سینمایی مثل فلاش بک، فضای پیچیدۀ ذهنی و ساختار روایتی تو در تو و چند لایۀ رمان را که شرح زوال اشرافیت قجری و نقد استبداد موروثی است، به سینما برگرداند.

    رمان گلشیری، رمانی سیال ذهن و چند صدایی است و از زاویۀ دید راوی های مختلف روایت می شود در حالی که جنبه های ذهنی رمان در فیلم به حداقل رسیده و در آن تنها یک راوی وجود دارد و همه چیز از دید شازده روایت می شود. از این نظر، سبک و ساختار فیلم در مقایسه با فرم رادیکال رمان، بسیار کلاسیک و محافظه کارانه است.

    با این حال، فرمان آرا در ترسیم فضای تاریخی فیلم، شخصیت های محکم و پرقدرت آن و ریتم زندگی یکنواخت و ملال آور شازده و تنهایی او بسیار موفق است.

    داش آکل

    نویسنده: صادق هدایت

    کارگردان: مسعود کیمیایی

    داش آکل اقتباسی از داستان کوتاه به همین نام از مجموعه سه قطره خون و تصویری تراژیک و غم انگیز از زندگی پهلوانی جوانمرد و عاشق از دورانی سپری شده است.

    درونمایه های اصلی داستان هدایت مثل عشق، جوانمردی و انتقام، به دنیای ذهنی کیمیایی و فیلم های او نزدیک بود اما این قصۀ کوتاه، مصالح داستانی اندکی برای یک فیلم بلند سینمائی داشت و کیمیایی ناچار شد که به بسط و گسترش آن پرداخته و الزاماً تغییراتی در آن انجام دهد.

    افزودن برخی شخصیت های فرعی مثل اقدس (رقاصه) و یا کشته شدن کاکارستم به دست داش آکل در پایان فیلم، از تفاوت های فیلم کیمیایی و قصه هدایت است.

    کیمیایی در بارۀ تغییراتی که در تبدیل داستان هدایت به فیلم انجام داد، به من گفت: “من طرح خودم را از طرح آدم ها در جامعه می سازم. آنجور که نگاه می کنم می سازم. این که همه این انطباقات با هم انجام بشه، اینطور نبود. بعضی جاها این انطباق میان دیدگاه من و دیدگاه هدایت در داش آکل صورت نمی گیرد.”

    تنگسیر

    نویسنده: صادق چوبک

    کارگردان: امیر نادری

    رمان حماسی تنگسیر به خاطر داشتن شخصیت ها و جنبه های دراماتیک قدرتمندش، مصالح لازم را برای تبدیل به سینما داشت. به علاوه فضای داستان که جنوب ایران بود و درونمایۀ ضد ظلم آن برای فیلمسازی جنوبی و عدالت خواه مثل امیر نادری، آنقدر جذاب بود که بخواهد آن را به فیلم برگرداند.

    نادری به چارچوب داستان، شخصیت ها و رویدادهای اصلی رمان وفادار ماند و تغییرات و حذف های او در مجموع بسیار اندک بود. رمان چوبک از دید قهرمان داستان یعنی زار ممد روایت می شود در حالی که زاویۀ دید در فیلم نادری دانای کل است.

    پایان فیلم نیز با کتاب فرق دارد. در کتاب، زار ممد با تفنگچی ها درگیر می شود و بعد از خلع سلاح آنها با خانواده اش سوار بر بلم، در دریا گم می شود اما در فیلم، زار ممد بعد از کشتن ابول گنده رجب، از دست تفنگچی ها می گریزد و در تاریکی شب تنها به دریا می زند.

    از سوی دیگر، داستان تنگسیر در جنوب ایران و در جوی ضد انگلیسی می گذرد و درونمایۀ ضد استعماری دارد اما نادری با حذف انگلیسی ها، کشمکش اصلی رمان را به طغیان فردیِ مردی ستمدیده علیه ظلم عده ای رباخوار تقلیل داده است.

    ملکوت

    نویسنده: بهرام صادقی

    کارگردان: خسرو هریتاش

    رمان ملکوت، تنها رمان صادقی و یکی از مهمترین رمان های مدرن فارسی است و بسیاری از منتقدان ادبی به خاطر فضاهای تیره و وهمناک و کیفیت ذهنی اش، آن را با بوف کور هدایت مقایسه کرده اند. در سال ۱۳۵۵ از روی این رمان فیلمی ساخت که متاسفانه جز در پنجمین جشنواره فیلم تهران، هرگز در جای دیگر به نمایش درنیامد و کمتر کسی آن را دیده است.

    ملکوت، داستانی مدرن است که به شیوه سیال ذهن نوشته شده و با حلول جن در وجود آقای مودت (شخصیت اصلی داستان) شروع می‌شود اما هریتاش در فیلم، حلول جن را به مسمومیت تغییر داده و با این کار، رمز و راز اصلی رمان صادقی را از بین برده است.

    به اعتقاد اغلب منتقدان، هریتاش نتوانسته فضای وهمناک، رمزآلود و ذهنی داستان صادقی را به زبانی سینمایی تبدیل کند. به اعتقاد عباس بهارلو (مورخ و پژوهشگر سینمای ایران)، هریتاش با دنیای ذهنی صادقی بیگانه نبود اما فیلم ملکوت، اقتباس مناسب و وفادارانه‌ای از رمان صادقی نیست.

    گاوخونی

    نویسنده: جعفر مدرس صادقی

    کارگردان: بهروز افخمی

    گاوخونی، داستان جوانی است که با کابوس ها و خواب های مربوط به پدر مرده اش، عشق نافرجام و زادگاهش اصفهان درگیر است و این یادآوری ها او را به مرز پریشانی و جنون می‌رساند.

    داستان سیال ذهن مدرس صادقی، بین واقعیت و خیال، خواب و بیداری، گذشته و حال و مکان های مختلف حرکت می کند و همین تبدیل آن را به سینما دشوار کرده است.

    افخمی برای فیلم کردن این رمان ذهنی و پیچیده، رویکرد غیرمتعارفی اتخاذ می کند که در سینمای ایران بی سابقه است. او از شگردهای روایی مختلف، از جمله صدای راوی و فید اوت و فید این برای بیان روایت ذهنی استفاده کرده است.

    تصویر، گاهی عینا همان چیزی را که راوی بیان می کند، نشان می دهد و گاه در تضاد با آن قرار می گیرد. گاوخونی، تلاشی جسورانه برای به تصویر درآوردن یک متن داستانی ذهنی و غیرخطی به سینماست.

    قصه های مجید

    نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی

    کارگردان: کیومرث پوراحمد

    بسیاری از داستان های مرادی کرمانی به خاطر داشتن جنبه های روایی و ظرفیت های سینمایی، دستمایۀ اقتباس سینماگران ایرانی از پوراحمد گرفته تا ابراهیم فروزش و داریوش مهرجویی قرار گرفته است.

    از میان این اقتباس ها، قصه‌های مجید، شهرت بیشتری دارد. پوراحمد، بر اساس این قصه ها یک مجموعه تلویزیونی و چهار فیلم بلند سینمایی به نام صبح روز بعد، نان و شعر، سفرنامه شیراز و شرم ساخته است.

    قصه های مجید، حول شخصیت نوجوان باهوش، خوش زبان و فقیر اصفهانی که با مادربزرگش بی بی زندگی می کند، شکل گرفته و به خاطر روایت جذاب و هیجان انگیز از زندگی این شخصیت و نیز بازی های صمیمانه و تاثیرگذار نابازیگران آن (پرویندخت یزدانیان و مهدی باقربیگی) به یکی از سریال های محبوب دهۀ هفتاد تبدیل شد.

    پوراحمد برای سهولت کار و نیز معاصرتر کردن و جذاب تر کردن داستان ها، برخی از قصه ها را در هم ادغام کرده و زمان وقوع آنها را نیز بیست سال جلوتر کشیده و مکان را هم از کرمان به اصفهان منتقل کرده است.

    دیگران

    اقتباس های سینمایی از آثار ادبی فارسی البته محدود به این ده فیلم نیست و لازم است که به فیلم هایی مثل شب قوزی فرخ غفاری (بر اساس داستانی از هزار و یکشب)، درخت گلابی ساخته داریوش مهرجویی (بر اساس داستان گلی ترقی)، سایه های بلند باد ساخته بهمن فرمان آرا (بر اساس داستان معصوم اول گلشیری)، دایره مینا ساخته مهرجویی (بر اساس داستان آشغالدونی ساعدی)، بوف کور ساخته کیومرث درمبخش ( بر اساس داستان صادق هدایت)، خمره ساخته ابراهیم فروزش (بر اساس داستانی از مرادی کرمانی)، مهمان مامان ساخته داریوش مهرجویی (بر اساس داستانی از مرادی کرمانی) و نیز مجموعه تلویزیونی دایی جان ناپلئون ساخته ناصر تقوایی (بر اساس رمان ایرج پزشکزاد) نیز اشاره کرد.

    منبع: رادیو بی بی سی

    مطالب مرتبط :

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    یکباره دو نفر را دیدم که از دور می آیند. راه رفتن بهمن را میشناختم و آنها هم مرا دیدند. به سمت هم دویدیم و همدیگر را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم و بوسیدیم … سرها، دستها، گونه ها … بعد از سالها گویی دوباره همدیگر را پیدا کرده ایم. هر چند سیزده سالی است که من جدا شده ام ولی در واقع نزدیک به بیست و شش ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    لطفا اطلاع رسانی کنید. آخرین فرصت برای نجات  بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و دوم نوامبر ۲۰۱۷:… اطلاعات کسب شده از منابع موثق در تیرانا حاکی است که علت اصلی متوقف شدن جابجایی اعضای فرقه رجوی به مقر موسوم به اشرف ۳ در محلی دورافتاده، از یک طرف آماده نبودن کامل محل به شکلی که مطلوب فرقه ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    ساخت اردوگاه مرگ توسط مریم قجر داعشی و شرکاء در آلبانی!   محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و دوم نوامبر ۲۰۱۷:…  نزدیک به ۲ سال پیش همزمان با خروج اعضاء فرقه رجوی و انتقال فله ای از عراق به آلبانی در رابطه با این خروج یک مطلب نوشتم و دقیقآ یادم هست نوشته بودم از چاله در امدند وبه چاه افتادند ! بعد انهم در یک ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    راهگشایی راهگشایی یا به کشتن دادن نیروها   علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و دوم نوامبر ۲۰۱۷:… اگه خونده باشید که اقای رجوی صدباردرنشستها درزمان جنگ وبعد ان میگفت مادرجمع بندی یک ساله سال ۶۳ به این نتیجه رسیدیم که فرستادن نیروبداخل جهت عملیات اشتباه است چون یک پاسدارمیکشتیم وهفت مجاهد شهید میدادیم این درزمانی بود که اقای رجوی ونیروها درفرانسه بودند وقتی به عراق امده ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    گوشه ای دیگر از آنچه بر من در تشکیلات رجوی گذشت  علیرضا حسینی، پیوند رهایی، بیست و دوم نوامبر ۲۰۱۷:… تازه که وارد سازمان شده بودم و هنوز بقول خودشان پذیرشی بودم ؛ مانند یک بچه با ما برخورد می کردند و به طرق مختلف همه مسئولین فرقه تلاش می کردند که ما راجذب کنند.از برگزاری میهمانی تا دادن یک تیشرت یا کفش ورزشی بعنوان هدیه ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    چه ربطی دارد؟  صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و یکم نوامبر ۲۰۱۷:… متنی با امضای حسین پویا در رسانه های باند رجوی منتشر شده که نمیتواند تعجب یک انسان نرمال را برنیانگیزد واگر میبینید که این حالت دربین هیئت تحریریه ی این رسانه ی رجوی مورد قبول واقع شده واجازه ی نشر یافته ،  نتیجه بگیرید که دراین جریان فرقوی …  https://www.youtube.com/watch?v=t1uTq66Exag&list=PLi6CyO25v18fiE_JStvJb-vT55aYZAN4Z... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    تصمیم فرقه رجوی برای زنده بگورکردن نجات یافتگان در البانی   منصور نظری، ایران اینترلینک، بیستم نوامبر ۲۰۱۷:… وضعیت درونی فرقه رجوی در حال حاظر بگونه ایست که هیچ علاجی برای ان نخواهد بود اگر علاجی بود مسعود رجوی ان رهبر دیوانه را گم و گور نمی کردند اما اعمالی که این فرقه بر سر جداشدگان در البانی می اورد یاداور زنده بگور کردن انسانهاست شرم و ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    خاطره فرار بهمن اعظمی از فرقه رجوی در البانی  بهمن اعظمی، فریاد آزادی، بیستم نوامبر ۲۰۱۷:… یک روز کارم طوری بود که باید بالای دیوار یکی از پایگاه های فرقه به نام رشید کار میکردم حین کار صدایی شنیدم صدای پسر بچه ای بود که در خیابان بازی میکرد ومن که خیلی وقت بود که این لحظه ها را ندیده بودم چون پانزده سال دراسارت ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

     تاثیر روی شاعران جوان و ترجمه آثار وایتمن، لردبایرون، و اکسپرسیونیست های آلمانی، در این سالها قابل ملاحظه است. از جمله کوششهای " حنبش 4 ماه مه" کشف ادبیات خلقی و گردآوری ترانه ها و قصه ها و طنزهای مردمی و فرهنگ فولکلوریک بود. آنها میگفتند ادبیات خلقی زمینه رشد ادبیات ملی است چون ادبیات نخستین و منبع است. انقلاب فرهنگی نخست زیر تعثیر "جنبش 4 ماه مه ... مطلب کامل

    عادل اعظمی: من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا ـ ۱

    بمب ساعتی درالبانی  علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیستم نوامبر ۲۰۱۷:… واقعیت این است این همه بیابرویی را برای این بجان میخری که میدونی اگه جداشده ها به استقلال مالی برسند سیل بنیان کن جداشدگان نامرعی درونی بحرکت درخواهد امد وبنیانت را ازریشه خواهد کند بله جداشده ها بمب ساعتی هستند که هرلحظه احتمال انفجاراین بمب درالبانی میروداین راهم درنظربگیرکه هنوزراه خانواده الدنگ ووزارتی به البانی ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 ايران قلم. محفوظ است.