• محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • ایران قلم: از پیام شادباش !! مسعود رجوی خبری نیست. چرا؟    :    با گذشت چند روز از خروج کامل اعضای مجاهدین خلق از عراق از پیام شادباش و پیروزی ، سنت همیشگی مسعود رجوی ، خبری نیست. این فاکت ها ...
  • تلاشی ناموفق برای اولین دیدار خواهرم زینب در بغداد ، نه! من مزدور وزارت اطلاعات نیستم

    تمام ماجرا این است: سه سال پیش به عراق رفته بودم تا پدرم را که از مجاهدین جدا شده بود برای اولین بار ببینم. در همان زمان تلاش کردم تا از طریق کمیساریا و صلیب سرخ و وزارت حقوق بشر عراق موفق به دیدار خواهرم زینب نیز شوم ولی مجاهدین به هیچوجه نپذیرفتند که این دیدار انجام شود. مسئولین مجاهدین به کمیساریا گفته بودند، زینب مریض است و نمیتواند خواهرش را ببیند! نامه ای همراه با چند هدیه از طریق صلیب سرخ برای زینب دادم، ولی ماموران عراقی به من بازگرداندند و قبول نکردند که به دست خواهرم برسانند! آخرین روزی که در بغداد بودم با وجود تمام مشکلاتی که از هر طرف سر راهم بود، توانستم به کمپ لیبرتی بروم و باز هم برای دیدن زینب تلاش کنم. اما دو نفر از مسئولین مجاهدین …

    تلاشی ناموفق برای اولین دیدار خواهرم زینب در بغداد

    نه! من مزدور وزارت اطلاعات نیستم!

    به قلم: مونا حسین نژاد خواهر زینب حسین نژاد

    (دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند)

    (نقل از سایت کمپین برای انتقال ساکنان لیبرتی به کشور ثالث)

    برای دومین بار به عراق رفته بودم خواهرم را ببینم. همان خواهری که هرگز ندیده ام! اما بدون هیچ نتیجه ای بازگشتم و اینک در برابر اطلاعیه ای هستم که مجاهدین در آن مرا مزدور وزارت اطلاعات معرفی کرده و تلاش کرده اند، سفر مرا توطئه ای بر علیه نفراتی که در لیبرتی هستند، وانمود کنند! نمیدانستم که عشق دیدار یک خواهر می تواند برایم چنین دردسرهایی را بدنبال بیاورد!

    بگذارید خودم را معرفی کنم:

    من آذر (مونا) حسین نژاد ۳۳ساله هستم که به همراه همسرم در تهران زندگی میکنم. خواهر بزرگترم «زینب» که هرگز او را ندیده ام، ساکن کمپ لیبرتی در عراق است. مادر شهیدم «فریده کریم زاده» ۳۳ سال پیش در حالی که طفلی بیش نبودم برای نجات جانش ناچار شد مرا از آغوشش جدا کند و به مادر بزرگم بسپارد و خود از مسیری بس پرخطر به همراه پدر و خواهر بزرگترم زینب از ایران خارج شود. و من هرگز نه مادرم را دیدم و نه خواهر بزرگترم زینب را که همیشه آرزوی دیدارشان بر دلم مانده است! مادرم رفت و من هرگز نتوانستم تصویری از او داشته باشم. ولی زینب هنوز آنجا است ولی نمیدانم چرا مرا از دیدارش محروم کرده اند!؟ باور ندارم که او نمیخواهد مرا ببیند! مگر میشود برای آزادی مردم جنگید و از دیدن خواهر کوچکتر خود دوری کرد!؟ برایم نه باور کردنی و نه قابل قبول است!

    از اعضای خانواده من سه نفر شهید شده اند. مادرم «فریده کریم زاده» و عموهایم ” محمود و محرم حسین نژاد”… سالها شاهد اشکهای مادر بزرگ و پدر بزرگم در سوگ آنها بوده ام. امروز من بازمانده آنها هستم . در ایران به همین خاطر همیشه به انواع مختلف تحت فشار بوده ام و در آنطرف مجاهدین نیز مرا بجرم تلاش برای دیدن تنها خواهرم در کمپ لیبرتی «مزدور وزارت اطلاعات و نیروی قدس»! خطاب می کنند و عکس مرا که در پشت درب لیبرتی به انتظار دیدن خواهرم ایستاده ام، منتشر می کنند! گویی که خطای بزرگی مرتکب شده ام! میدانم که روانهای این شهدای راه آزادی از چنین برخوردهایی و تهمتهایی آزرده می شوند.از خون شهدا شرم کنید، چنین تهمتی به من و خانواده ام که خانوادۀ شهدای مجاهد است نمی چسبد. من و همسرم هر دو شغل آزاد داریم و حتی برخلاف میلیونها ایرانی کارمند و حقوق بگیر دولت هم نیستیم.

    تمام ماجرا این است: سه سال پیش به عراق رفته بودم تا پدرم را که از مجاهدین جدا شده بود برای اولین بار ببینم. در همان زمان تلاش کردم تا از طریق کمیساریا و صلیب سرخ و وزارت حقوق بشر عراق موفق به دیدار خواهرم زینب نیز شوم ولی مجاهدین به هیچوجه نپذیرفتند که این دیدار انجام شود. مسئولین مجاهدین به کمیساریا گفته بودند، زینب مریض است و نمیتواند خواهرش را ببیند! نامه ای همراه با چند هدیه از طریق صلیب سرخ برای زینب دادم، ولی ماموران عراقی به من بازگرداندند و قبول نکردند که به دست خواهرم برسانند! آخرین روزی که در بغداد بودم با وجود تمام مشکلاتی که از هر طرف سر راهم بود، توانستم به کمپ لیبرتی بروم و باز هم برای دیدن زینب تلاش کنم. اما دو نفر از مسئولین مجاهدین آمدند نزدیک ماشینی که در آن بودم و در پاسخ درخواست من شروع کردند از پدرم بدی گفتن و اینکه پدرت بر علیه مجاهدین مطلب نوشته است و … و در نهایت در حالیکه اشک میریختم بدون اینکه موفق به دیدار خواهرم شوم به تهران بازگشتم! ولی به احترام خواهرم در مورد این مسئله سکوت کردم تا اینکه همین چند ماه پیش مجاهدین بعد از گذشت سه سال نامه ای از خواهرم زینب منتشر کردند که به این ماجرا اشاره کرده بود و نوشته بود که بعد از رفتن من از کمپ برای دیدار من آمده ولی چون من رفته بودم موفق به دیدارم نشده است!

    همین نوشته خواهرم باعث شد که من دوباره برای رفتن به کمپ لیبرتی و دیدار او تلاش کنم. سه ماه بعد از انتشار نامه خواهرم زینب و با این امید که اینبار موفق به دیدار او شوم، دو هفته پیش با همسرم به دیدار او شتافتم. به همسرم گفته بودم که اگر حتی شرط مجاهدین اینطور که خودشان می گویند این باشد که من به داخل کمپ بروم و با زینب دیدار کنم، این کار را انجام می دهم و چند روزی در کمپ لیبرتی با زینب می مانم. چون در اطلاعیه های مجاهدین خوانده بودم که شرط دیدار این است که اجازه دهند خانواده ها به داخل کمپ بروند.

    در طی تماسم با کمیساریا و وزارت حقوق بشر عراق، متوجه شدم که پیش از من، ۵ نفر از دیگر خانواده ها، پی گیر دیدار با اعضای خانواده شان در لیبرتی بوده اند و قرار است به لیبرتی بروند. من و همسرم را نیز به همراه آنها به لیبرتی بردند.مونا حسین نژاد بغداد

    طی دو هفته ای که در بغداد بودیم، دو بار توانستیم با دو نفر از مسئولین وزارت حقوق بشر عراق به کمپ لیبرتی برویم و در برابر اصرار مسئولین یونامی و وزارت حقوق بشر، مجاهدین گفتند که خواهرم مایل نیست مرا ببیند!!

    در نهایت من و همسرم ناچار شدیم دوباره بدون اینکه موفق به دیدار با زینب شویم به تهران بازگردیم. در حالیکه خانواده های دیگر هنوز در بغداد مانده اند.

    دیشب متوجه شدم که مجاهدین اطلاعیه ای منتشر کرده اند با عنوان : «انتقال یک گروه از مزدوران اطلاعات و نیروی قدس برای دومین هفته متوالی به لیبرتی تحت عنوان خانواده مجاهدین توسط سفارت رژیم ملایان و ماموران کمیته سرکوب»!!.

    در متن این اطلاعیه، اکثر خانواده هایی که به لیبرتی آمده اند را به نسبت داشتن با ما ربط داده اند!! در حالیکه از خانواده ما فقط و فقط من و همسرم برای دیدار با زینب به بغداد رفته بودیم! و بقیه خانواده هایی که برای دیدار نفراتشان به کمپ لیبرتی آمده بودند را نه ما تا بحال دیده بودیم و نه از قبل می شناختیم! در متن اطلاعیه آمده:

    «بیشتر افراد گروهی که روز گذشته به لیبرتی منتقل شدند وابستگان یک مامور شناخته شده اطلاعات بنام قربانعلی حسین نژاد بودند و شامل آذر (مونا) حسین نژاد و همسرش محمد فرجیان، الناز حسین نژاد و زن دیگری از بستگان آنها می شدند»!!

    از طرفی عکس هایی از من و همسرم در مقابل کمپ لیبرتی گرفته اند و انتشار داده اند که گویا تلاش برای دیدن یک خواهر جرم بزرگی است!! این عکس ها زمانی است که ما همراه مسئولین یونامی و حقوق بشر عراق در حال متقاعد کردن مسئولین مجاهدین هستیم که بگذارند ما اعضای خانواده مان را ببینیم. که معلوم نیست چرا مجاهدین عکس های آنها را حذف کرده و فقط عکس خانواده ها را در انتظار دیدار عزیزانشان منتشر کرده اند!؟

    حرف آخر من رو به خانم رجوی است: اگر از من «مونا حسین نژاد» مدرکی مبنی بر اینکه با وزارت اطلاعات همکاری می کنم دارید آنرا منتشر کنید. در غیر اینصورت، بگذارید من خواهری را که بیش از سه دهه است در انتظار دیدنش هستم برای اولین بار در زندگی ام ببینم! در ایران خانواده هایی که فرزندانشان به ناحق زندانی هستند موفق به دیدار آنها در زندان می شوند! چگونه است که من بعد از اینهمه سال با همه تلاشهایم نتوانسته ام برای اولین بار در عمرم خواهرم را ببینم!؟ از رهبران سازمان مجاهدین و همۀ سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای انسانی می پرسم آیا این یک درخواست زیادی و دشواری است؟

    مونا (آذر) حسین نژاد

    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۴- ۲۳ آوریل ۲۰۱۵

    لینک به منبع (کمپین برای انتقال …)

    لینک به همین نوشته در سایت پیوند رهایی

    لینک اطلاعیه مجاهدین

    مطالب مرتبط :

    گذری بر فرهنگ و هنر در هفته‌ای که گذشت؛ جام جهانی و چرا قباد را کشتند

    مریم رجوی : خورشید همیشه زیرابرپنهان نمی ماند علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و دوم ژوئن ۲۰۱۸:… سوال ازمریم رجوی این است اولا چرادران کنفرانس شرکت کرده اید ؟ دوما چرا هیچ موضعی نگرفته اید ؟ سوما چرا هوادارانت صحبت ازتجزیه میکنند ؟ بگذارید یاد اوری کنم هرکس با هرقدرتی وهردیدگاهی که حرف ازتجزیه ایران بزند ان راخائن به کشوروملت میدانم ... مطلب کامل

    گفتگوی  فیروزمند با  سبحانی : آیا خروج از سازمان مجاهدین امکانپذیر است؟

    وضعیت نابسامان حقوق بشری مجاهدین باعث می شود که تا سال ها پس از آن، نزدیکی غرب به این سازمان را ناممکن نموده و یا با دشواری های شدید روبرو سازد. بطور مشخص شهادت افراد ناراضی و جدا شده در کنار گزارش دیدبان حقوق بشر باعث می شود که تنفر عمومی نسبت به سازمان فزونی گرفته و حتی سیاستمداران غربی را نسبت به خروج آنان از ... مطلب کامل

    ورود زنان به ورزشگاه آزادی برای تماشای بازی ایران و اسپانیا؛ «ورزشگاه آزادی، آزاد شد»

    مدیر کل روابط عمومی استانداری تهران نیز اعلام کرد که استانداری مانعی برای پخش بازی در ورزشگاه آزادی نمی‌بیند و با لغو آن «مخالف» است. در حالی که گزارش‌ها از «سرگردانی» دارندگان بلیت در اطراف ورزشگاه آزادی حکایت داشت٬ ضیاءالدین صبوری افزوده که استانداری برای برگزاری این تماشای خانوادگی٬ مجوز صادر کرده است. خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران نیز به نقل از ... مطلب کامل

    ورود زنان به ورزشگاه آزادی برای تماشای بازی ایران و اسپانیا؛ «ورزشگاه آزادی، آزاد شد»

    اما جالب ترین بخش از سناریوی از پیش تدوین شده مسعود رجوی برای ایجاد درگیری و هرج و مرج در سی خرداد ۱۳۶۰ و روزها و ماه های پیش و پس از آن را باید از درون ساختار تشکیلات شنید. آنطور که در خاطر نگارنده باقیمانده، در یکی از روزهای فروردین ماه ۱۳۸۰ و مدتی قبل از اینکه از تشکیلات سازمان مجاهدین فرار کنم، در یک گفتگو با ... مطلب کامل

    آرام بختیاری: زنان مبارز ، آنانی که آخرین گوشه و کنج سرزمین رنج را تجربه کردند

    لوکاچ بعد از شکست جنبش ضد استالینیستی در مجارستان در سال 1953 دست از سیاست و عمل گرایی سیاسی کشید و به جستجوی یک "دیالکتیک رهایی بخش" بشکل" جهانبینی" پرداخت. چپ نو سالها کوشید با کمک اندیشه های لوکاچ جایگزینی برای نظرات مارکس و لنین بیابد و سارتر به انتقاد از مارکسیسم لوکاچ پرداخت. لوکاچ کوشیده بود اگزیستنسیالیسم سارتر را همان اگزیستنسیالیسم هایدگر؛ هوادار فاشیسم، یکی بداند گرچه ... مطلب کامل

    آرام بختیاری: زنان مبارز ، آنانی که آخرین گوشه و کنج سرزمین رنج را تجربه کردند

    سی خرداد سر آغاز خیانت دو باره به خلق ایران توسط فرقه تروریستی رجوی سید امیر موثقی، وبلاگ موثقی، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۸:… اما اصل داستان در اینجا بود درست در زمانی که حکومت ایران و ملت ایران چنگ در چنگ با جنگ ضد میهنی بودند و شهر های بزرگ ایران در تصرف نیرو های بعثی بود رجوی در یک اقدام مزدورانه و ضد میهنی ... مطلب کامل

    نامه خانواده های گروگان های اسیر در فرقه مجاهدین به آنتونیو تابای ریاست پارلمان اروپا

    نامه به آنتونیو تابای ریاست پارلمان اروپا + اعتراض خانواده ها به سرقت مدارک گروگانهای مجاهدین خلق توسط مریم رجوی در آلبانی انجمن فراق، اردبیل، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۸:… متاسفانه شاهد این واقعیت تلخ هستیم که عناصر این فرقه که دستشان به خون هزاران نفر از شهروندان عادی، مسئولان دولتی و پارلمانی ایران آلوده است، آزادانه در برخی کشورهای اروپایی درحال تردد ... مطلب کامل

    نامه خانواده های گروگان های اسیر در فرقه مجاهدین به آنتونیو تابای ریاست پارلمان اروپا

    پاسخ به سوالات قسمت اول محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۸:… چرا ماها که از این فرقه جدا شده ایم تقریبا تمام ما ها به این فرقه اعترا ض کردیم انتقاد کردم حرف هایمان را زدیم و به همین دلیل هم زندان وشکنجه گاه های فرقه را هم به تن کشیدیم و در ... مطلب کامل

    نامه خانواده های گروگان های اسیر در فرقه مجاهدین به آنتونیو تابای ریاست پارلمان اروپا

    رجوی خود را در اذهان کشت (تف باران بنده ) علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۸:… آب دهانش راجمع کرد تف بزرگ وپرحجمی رابه صورت من انداخت منکه شوکه شده وحیران مونده بودم تاخواستم خودم راجمع وجورکنم درعرض چندثانیه بقیه روی من ریخته وتا میتوانستند مراتف باران کردند طوری که اب دهانها ازسروصورتم روی لباسهام میریخت منهم فقط سکوت کرده ونگاه میکردم ... مطلب کامل

    نامه خانواده های گروگان های اسیر در فرقه مجاهدین به آنتونیو تابای ریاست پارلمان اروپا

    مجاهدین مدعی هستند که در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نیروهای مسلح وابسته به رژیم به روی تظاهر کننده ها آتش گشوده و اعدام ها از فردای ۳۰ خرداد شروع شده است. در نتیجه مجاهدین مبارزه مسلحانه را شروع کرده اند. اما واقعیت چیز دیگری است. مجاهدین حداقل از دو سال قبل تدارک این روز را دیده بودند. در یکی از جلسات درونی سازمان مجاهدین مسعود رجوی توضیح داد ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2018 ايران قلم. محفوظ است.