• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • کریم غلامی: خانواده، پاد زهر سمی به نام مسعود رجوی

    مدتی پیش بعد از ۲۷ سال توانستم خانواده ام را پیدا بکنم (از زمانی که وارد تشکیلات مجاهدین شدم تا حدود دو ماه پیش هیچ ارتباطی با خانواده ام نداشتم و حتی بعد از فرار از مجاهدین نتوانسته بودم خانواده ام را پیدا کرده و با آنان ارتباط برقرار بکنم. خانواده ام توانسته بودند رد مرا در سایتهای جدا شدگان پیدا بکنند و از آن طریق با من ارتباط برقرار کردند) دیدار خانواده ام و ارتباط برقرار کردن با خانواده ام، روی روحیه من تاثیر خیلی زیادی داشت و حال احساس شادابی خیلی زیادی می کنم و امید تازه ای پیدا کرده ام. سازمان مجاهدین، به دلیل افشاگری هایی که من کرده ام تلاش کرده که سمپاشی زیادی بر علیه من بکند و مرا مزدور وزارت اطلاعات خوانده است. نکته جالب اینجا است که من دقیقا بعد از ۶ سال که از مجاهدین فرار کرده ام، توانستم خانواده ام را پیدا بکنم، حال من چه مزدور وزارت اطلاعاتی هستم که نتوانستم طی ۶ سال گذشته از طریق همین وزارت اطلاعات خانواده ام را پیدا بکنم.

    خانواده، پاد زهر سمی به نام مسعود رجوی

    14.07.2015 ـ کریم غلامی ـ ایران فانوس بعضی از دوستان از من می پرسند که مشکل مسعود رجوی با خانواده های اعضای مجاهدین چیست؟ چرا او اجازه نمیدهد تا خانواده ها بتوانند بستگانشان را سابقاً در اشرف و الان در لیبرتی ببینند؟ اگر مجاهدین حرفشان درست است، بگذارند اعضایشان با خانواده ها ملاقات بکنند و آنجا تعیین تکلیف شود و خود اعضای مجاهدین انتخاب بکنند. دشمنی مسعود رجوی با خانواده ها در نگاه ابتدایی شاید یک موضوع ساده ای بنظر برسد، اما در اساس یک جنگ ایدئولوژیک است.

    در بسیاری از مطالبی که خودم نوشتم و یا دوستان جداشده نوشته اند، تلاش کرده اند که دلیل دشمنی مسعود رجوی با خانواده ها را توضیح بدهند. ایدئولوژی حقیقی مسعود رجوی که پشت انبوه شعارها مخفی شده، یک سلطنت مطلقه با داشتن قدرت نامحدود و نیروهایی که تماما وابسته به او باشند. مسعود رجوی، این خواسته هایش را فقط می تواند با “کنترل نیرو” بدست بیاورد. او برای دست گرفتن کنترل نیروهایش، راه های بسیار کثیفی را تا کنون پیش گرفته است. می توان به موضوع انقلاب ایدئولوژیک و طلاق های اجباری اشاره کرد و یا جدا کردن کودکان از خانواده هایشان و قطع ارتباط اعضای مجاهدین با خانواده های شان. داشتن ارتباط با خانواده ها در مجاهدین به مانند یک تابو بود و هر کسی که اقدام به ارتباط برقرار کردن با خانواده هایشان می کرد، سازمان کاری می کرد که آن فرد در جمع تشکیلات مجاهدین تبدیل به یک جزامی شود.

    بعد از سال ۲۰۰۳ که حکومت صدام سرنگون شد و قدرت تقریبا نامحدودی که مجاهدین داشتند برداشته شد و همه چیز تحت کنترل ارتش آمریکا قرار گرفت و این فرصت خوبی بود که خانواده ها بتوانند عزیزانشان را ملاقات بکنند، بسیاری از خانواده ها در تابستان سال ۲۰۰۳ در آن گرمای طاقت فرصا به عراق آمدند تا بتوانند عزیزانشان را ببینند. از آنجایی که مسعود رجوی فرار کرده و در سوراخی مخفی شده بود و تشکیلات مجاهدین ضربه شدیدی خورده بود و همه از وضعیت پیش آماده ناراضی بودند، در کل سازمان مجاهدین در حالت ضعیفی قرار داشت. تشکیلات مجاهدین تن به ملاقات خانواده های اعضای مجاهدین دادند. هر فردی که خانواده خود را می دید، تحول بزرگی در او بوجود می آمد. بلحاظ روحی و جسمی، خیلی شاداب می شدند و امید تازه ای پیدا می کردند و کسانی که خانواده هایشان نیامده بودند، تلاش می کردند که از طریق خانواده های دوستانشان برای خانواده خود پیام سلامتی بفرستند. درون تشکیلات مجاهدین، فضای جدیدی بوجود آمده بود. وقتی تشکیلات مجاهدین دیدند که در فضای موجود بعد از سال ۲۰۰۳ و ضربه شدید به تشکیلات مجاهدین و آمدن خانواده ها کنترل کمتری نسبت به نیروهایشان دارند و فضای ترس و وحشتی که طی سالیان گذشته ایجاد کرده بودند در حال فروریختن است، از این رو ضوابط جدیدی برای نیروهایشان گذاشند. هر فردی که خانواده اش می آمد، ابتدا توسط فرمانده آن یکان بایستی توجیه می شد. یعنی فرد ابتدا شستشوی مغزی می شد که خانواده ها توسط وزارت اطلاعات ایران توجیه شده اند. به آنها پول داده شده که به اشرف بیایند تا افراد را از سازمان مجاهدین جدا کرده و با خود به ایران ببرند. بعد از اتمام ملاقات یک عضو با خانواده خود، او به مدت دو یا سه روز قرنطینه می شد و اجازه ارتباط برقرار کردن با سایر اعضاء را نداشت و طی این چند روز آن عضو مجاهدین بایستی گزارش کاملی از تمام صحبت هایی که با خانواده خود کرده بود بنویسد و به مسئولین مجاهدین بدهد و همچنین گزارشی به نام “طعمه زدایی” از خود بنویسد که در آن تمامی احساسی که نسبت به خانواده خود داشته را توضیح بدهد و هر حس انسانی که پیدا کرده را دوباره در خود بکشد.

    با همه این کارهایی که سازمان انجام می داد که کنترل نیروهایش را دوباره بدست بگیرد، چندان موفق نشد. اقدام به سم پاشی علیه خانواده ها کرد. مسعود رجوی فراری در یک پیام به اعضای مجاهدین گفت “ما با خانواده ها مشکلی نداریم مشکل ما با وزارت اطلاعات است و این خانواده ها عمله های وزارت اطلاعات هستند. وزارت اطلاعات به آنها پول می دهد که به اشرف بیایند تا اراده مجاهدین را سست کرده و آنها را از مبارزه ببرانند”.

    طبق معمول چماق دارهای مسعود رجوی پشت میکروفون رفتند و بر علیه خانواده ها حرف زدند. ولی با این حال مجاهدین نتوانستند با قدرت خانواده مبارزه بکنند و تا آنجا که مسعود رجوی را مجبور کردند هویت واقعی خود را نشان بدهد. مسعود رجوی، نهایتا مجبور شد علنا بر علیه خانواده ها به فحاشی بپردازد. طی این پروسه دیدیم که خانواده ها پادزهر واقعی سمی به نام مسعود رجوی بودند. سمی که طی سالیان اعضای مجاهدین را مسموم کرده بود و آنها را از احساس حقیقی انسانی دور کرده بود. این پادزهر، چنان قوی بود که فقط در یک دیدار کوتاه چند ساعته، تمامی سمی که طی سالیان در روح و جسم اعضای مجاهدین تزریق شده بود را پاک می کرد.

    مدتی پیش بعد از ۲۷ سال توانستم خانواده ام را پیدا بکنم (از زمانی که وارد تشکیلات مجاهدین شدم تا حدود دو ماه پیش هیچ ارتباطی با خانواده ام نداشتم و حتی بعد از فرار از مجاهدین نتوانسته بودم خانواده ام را پیدا کرده و با آنان ارتباط برقرار بکنم. خانواده ام توانسته بودند رد مرا در سایتهای جدا شدگان پیدا بکنند و از آن طریق با من ارتباط برقرار کردند) دیدار خانواده ام و ارتباط برقرار کردن با خانواده ام، روی روحیه من تاثیر خیلی زیادی داشت و حال احساس شادابی خیلی زیادی می کنم و امید تازه ای پیدا کرده ام. سازمان مجاهدین، به دلیل افشاگری هایی که من کرده ام تلاش کرده که سمپاشی زیادی بر علیه من بکند و مرا مزدور وزارت اطلاعات خوانده است. نکته جالب اینجا است که من دقیقا بعد از ۶ سال که از مجاهدین فرار کرده ام، توانستم خانواده ام را پیدا بکنم، حال من چه مزدور وزارت اطلاعاتی هستم که نتوانستم طی ۶ سال گذشته از طریق همین وزارت اطلاعات خانواده ام را پیدا بکنم. بر اساس گفته های مادرم، در حالی که اطلاعات ایران بارها به مادرم مراجعه کرده بودند و به آنها گفته بودند که من از مجاهدین جدا شدم و در اروپا هستم. آیا همین وزارت اطلاعات که من مزدور آن هستم، نمی توانست شماره تلفن و یا آدرس خانواده ام را به من بدهد که من بتوانم با آنها ارتباط برقرار بکنم؟. این یک واقعیت است که مزدور و خائن، یکی بیش نیست و آن شخص مسعود رجوی فراری است که از ترس جانش در سوراخی مخفی شده است.

    لینک به منبع : ایران فانوس

    مطالب مرتبط :

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.