• محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • ایران قلم: از پیام شادباش !! مسعود رجوی خبری نیست. چرا؟    :    با گذشت چند روز از خروج کامل اعضای مجاهدین خلق از عراق از پیام شادباش و پیروزی ، سنت همیشگی مسعود رجوی ، خبری نیست. این فاکت ها ...
  • ایران قلم:رجوی و پایان سه دهه تحلیل آبکی در عراق    :   قبل از اینکه گزارش بی طرفانه !! رادیو فردا در مورد " سه دهه حضور رسمی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق پایان یافت "  را بخوانید ...
  • محمد حسین سبحانی : پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق    :   اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی  از عراق، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی ...
  • ایران قلم:چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟    :   اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا ...
  • نامه خانم ابراهیمی به آقای محمدی، پدر سمیه، گروگان رجوی

    نامه خانم ابراهیمی به آقای محمدی، پدر سمیه محمدی گروگان رجوی

    نسرین ابراهیمی، ایران ستارگان، بیستم اوت ۲۰۱۵:… تلاش خستگی ناپذیر شما به عنوان یک پدر دلسوز و مهربان که بارها و بارها جان خود را به خطر انداخته و به خاطر نجات جان سمیه عزیز به عراق سفر کرده اید ، عراقی که جز بمب و انفجار چیز دیگری در آن نیست به واقع قابل ستایش است . من بارها و بارها فیلمهای شما را در جلوی درب اشرف دیدم که سمیه را صدا می کردید و از او می خواستید که بیاید و شما را ببیند ولی ساعتها …

    لینک به منبع

    نامه سرگشاده خانم نسرین ابراهیمی به آقای محمدی پدر سمیه محمدی که سالیان است توسط رجویها به گروگان گرفته شده است .

    تلاش خستگی ناپذیر شما به عنوان یک پدر دلسوز و مهربان که بارها و بارها جان خود را به خطر انداخته و به خاطر نجات جان سمیه عزیز به عراق سفر کرده اید ، عراقی که جز بمب و انفجار چیز دیگری در آن نیست به واقع قابل ستایش است . من بارها و بارها فیلمهای شما را در جلوی درب اشرف دیدم که سمیه را صدا می کردید و از او می خواستید که بیاید و شما را ببیند ولی ساعتها و روزها و هفته ها و ماهها شما و دیگر خانواده ها آنجا منتظر بودید ولی خبری از سمیه و دیگر بچه های به گروگان گرفته شده نبود و بعد از مدتی هم که رجوی فرزندان شما را وادار به سنگ پرانی به شما کرد و این همان ماهیت واقعی رجوی بود که خودش را نشان داد . رجوی همه حرمتی را شکست و به هیج چیزی رحم نکرد ، مردی که از عقده رسیدن به قدرت به هر کار ناشایسته ای دست زد . این حرکت رجوی که فرزندان شماها را وادار به سنگ پرانی به خانواده هایشان کرد قلب همه ما را شکست و به درد آورد .

    من سمیه را از روزی که وارد اشرف شد می شناختم و سالیان در یک به اصطلاح دسته و یک یگان در کنار هم بودیم و او را به خوبی می شناسم . سمیه آرامش خاصی داشت و قلب بسیار دلسوز و پاکی ، وقتی که اولین بار او را در مقر ۱۵ دیدم اون خیلی جوان بود و از حرکاتش و حرفهایش و خنده هایش می شد فهمید که خیلی سنش کم است و معلوم بود که خودش هیچگونه انتخابی سر آمدنش به اشرف نداشته و فقط در یک جو احساساتی قرار گرفته است . سمیه در اوایلی که در مقر ۱۵ بودیم حوصله کار نداشت و خیلی خسته می شد و صبح ها چون باید ساعت ۵:۳۰ از خواب بیدار می شدیم و بعضا هم نصف شب ۲ ساعت برای نگهبانی بیدار می شدیم به سختی از خواب بیدار می شد و همیشه مورد انتقاد بود که چرا صبح ها سر زمان از خواب بیدار نمی شود ولی سمیه به انتقادات آنها لبخند می زد و خیلی جدی نمی گرفت ، وقتی که به اصطلاح فرماندهان فرقه متوجه شدند که سمیه و دیگر دختر بچه هایی که فرقه گول زده بود و به اشرف آورده بود سر زمان از خواب بیدار نمی شوند شروع به انتقادهای تند به آنها کردند و با فحش و نا سزاگویی آنها را می ترساندند که سر زمان از خواب بیدار بشوند که البته خود من هم جزو همین دسته بودم .

    به هر حال ماهها گذشت و سمیه هر روز بیشتر از قبل دچار مشکلات مختلف بود و بارها از برادرش و سرو وضع قبلی برادرش در خارج برایم صحبت می کرد که حالا چه وضعی دارد و با چه لباسهایی می بایست بچرخد و آن موقع که در کانادا بودند چه سر و وضع خوبی داشته است ، خودش ترجیح می داد که خیلی درد دلهایش را با کسی باز نکند چرا که اونجا به کسی نمی شد اعتماد کرد و همه از هم می ترسیدیم که نکند کسی حرفهایمان را لو بدهد و بعد برایمان دادگاه بگذارند ولی از بعضی از حرفهایش می شد فهمید تا چه حد از ماندن در این فرقه ناراحت و متناقض است .

    تا قبل از سرنگونی صدام نه تنها سمیه بلکه هیچ کدام از ما جرات نداشتیم که اسم رفتن از اشرف را به زبان بیاوریم تا اینکه بعد از سرنگونی صدام و سرازیر شدن خانواده ها این فضا مقداری شکست و خیلی ها جرات کردند یا اعلام جدایی کنند و یا فرار کنند .

    به یاد دارم وقتی که شما به اشرف و به قرارگاه ۱۴ آمده بودید ، هنوز چهره شما را به خاطر دارم ، آن روز ما که نمی دانستیم شما به دنبال سمیه آمده اید ! به ما گفتند که باید مراسم رژه اجرا کنیم ! مدتها بود که نه صبحگاه داشتیم و نه دلیل دیگه ای برای اجرای رژه بود ولی چون شما آمده بودید می خواستند ما جلوی شما رژه برویم که شما تحت تاثیر قرار گرفته و سمیه را با خود نبرید . شب آن روزی که شما رژه ما را نگاه کردید در مقر ۱۴ خانمتان را دعوت به شما کردند در اتاق فرمانده مقر ۱۴ که هنوز صورت خانمتان را به خوبی به یاد دارم ولی مطمن نیستم که اگر شما هم برای شام آنجا بودید . به ما گفته شد وقتی که مادر سمیه را دیدید شروع کنید از اشرف تعریف کردن و به طور خاص از سمیه تعریف کنید و از مقر زنان و از مقامی که زنان اینجا دارند و … من شخصا وقتی که خانواده ای به اشرف می آمدند در آن زمان که هنوز رجوی هار نشده بود و دربها را نبسته بود به روی خانواده ها معمولا دلم می گرفت و ترجیح می دادم که خیلی با خانواده ها صحبت نکنم چون بیشتر ناراحتم می کرد چون حقیقتا دلم برای خانواده ام تنگ می شد و آرزو می کردم که آنها هم مثل شما یا دیگر خانواده ها به دنبال من آمده و من را به زور از اشرف با خود ببرند .

    به هر حال در مدتی که شما آنجا بودید دیدیم که شما یک ظبط خیلی بزرگ هم برای سمیه خریده بودید که البته رادیو گرفتن با آن ممنوع بود و نوار هم که فقط نوارهای فرقه را می شد با آن گوش داد و سمیه نمی توانست شخصی آن را استفاده کند و فقط از آن برای بیدار باش استفاده می کردیم که بعضی اوقات می گفتیم کاش پدر سمیه این ضبط را نمی خریدند چون برای بیدار باش کیفیت صدای نوار بیدارباش خوب بود و روی اعصابمان بود و خوب هیچ کسی دوست نداشت ساعت ۵ یا ۵:۳۰ از خواب برای علف کنی و کارهای پوچ و هیچ بیدار بشود . در همین موقع ها بود که دیدیم سمیه که همیشه اگر ناراحتی داشت سعی می کرد به کسی نشان ندهد که باعث دردسرش بشود و در نشستها مورد حمله قرارش بدهند این بار سمیه به همه نشان داد که حوصله ماندن در اشرف را ندارد و می خواهد برود و این را به زبان می آورد و خیلی هم عصبی بود به نحوی که نمی شد باهاش حرف زد . ولی از پیش شما که بر می گشت می رفت آسایشگاه و می خوابید و مسولش که آن زمان نیلوفر اسمش بود مستمر می رفت بالای سرش و باهاش صحبت می کرد و دیگه مدل دعوا و فحش و … کسی باهاش حرف نمی زد و همگی به دورش می افتادند و التماسش می کردند ، هر روز پیش فهیمه اروانی دعوت به شام و ناهار بود و فهمیه باهاش صحبت می کرد که باید بماند و از طرفی هدیه بارانش می کردند که خواهر مریم فلان چیز برایش خریده و برادر که اصلا آن موقع غیب شده بود مثلا فلان چیز را فقط به طور خاص برای سمیه خریده و فرستاده و خلاصه با این کارها سمیه به شدت تحت فشار بود ، هم به شدت می خواست که با شما بیاید و هم می دید که همه رفتارها باهاش عوض شده و توان تصمیم گیری را ازش گرفته بودند ، خوب نه تنها سمیه بلکه همه ما توان اراده و تصمیم گیری را با مغزشویی ازمان گرفته بودند و شاید خیلی ها فکر کنند که سمیه خودش آنجا ماند !!!! ولی من که از نزدیک با سمیه بودم می دیدم که چه کسانی سمیه را وادار به ماندن کردند و چه کسانی او را وادار کردند که در مقابل شما بایستد !! در فیلم برای دخترم سمیه تناقض از چهره سمیه می بارد وقتی که به شما می گوید که می خواهد بماند ! دارد تلاش می کند خط فهیمه اروانی را پیش ببرد چون مجبور بود .

    همین خانم فهیمه اروانی که سمیه و سمیه ها را به زور وادار به ماندن در قرارگاه اشرف می کرد با خود من هم که درخواست رفتن از اشرف به تیف را داده بودم همین برخوردها را شروع کرد، من برای اینکه فهمیدم که حالا این زن شروع به مغز شویی من خواهد کرد و هرگز اجازه نخواهد داد که از اشرف بروم لذا همان موقع از درخواستی که داده بودم عذر خواهی کردم و نشان دادم که من از اشرف برو نیستم و بعد از مدتی که حس کردند که واقعا می خواهم در اشرف بمانم دست از حرف زدن و مهمانی دادن و … برداشتند که من هم همان موقع فرار کردم . خیلی ها در دام فهیمه اروانی می افتادند و سمیه هم از آنها بود ، تا قبل از جنگ که از این برخوردها نبود که به کسی محبت کنند و یا مهمانی بدهند و … فقط به قول مهوش سپهری فقط چوپ و چماق بود و زندان و … ولی چون آمریکایها در اشرف بودند اینها مجبور بودند روش را عوض کنند و از روش محبت و مهربانی و التماس و هدیه و … استفاده کنند .mostafa mohammadi-somaye mohammadi

    اقای محمدی عزیز

    از آنجا که من سمیه را از نزدیک می شناسم می دانم که سمیه همین الان هم که مجبورش می کنند به شما مزدور بگویید شما را از ته قلبش بیشتر از همیشه دوست داره و بیشتر از همیشه آرزو می کند که کنار شما و مادرش بود ، من هم وقتی که خانواده ام به اشرف آمده بودند مجبورم کردند که به مادر خودم فحش بدهم و بد و بیراه بگوییم !!! ولی چاره ای نداشتم باید این کار را می کردم ! ولی باور کنید هر وقت یاد آن زمان که مجبور بودم به خانواده خودم بد بگویم می افتم قلبم به درد می آید .

    سمیه و سمیه های به گروگان گرفته شده که رجوی مجبورشان کرد به خانواده هایشان سنگ پرانی کنند شک نکنید که از اعماق قلبشان عاشق خانواده هاشون هستند و روزی خواهد آمد که از چنگال فرقه نجات پیدا کنند و به افشاگری بپردازند و بگویند که چقدر عاشق خانواده هاشون بودند و تا چه حد آرزوی یک ثانیه دیدن خانواده هایشان را داشتند ولی مجبور بودند آنگونه با خانواده هایشان برخورد کنند .

    سمیه و دیگر اعضایی که خانواده هایشان برای آزادیشان زحمت کشیدند قدر زحمات شما را می دانند و روزی خواهد رسید که می گویند تا چه حد سپاسگزار زحمات شما هستند ! زحمات شما به عنوان یک پدر خستگی ناپذیر قابل ستایش است و مطمن باشید که زحمات شما و دیگر خانواده ها نتیجه خواهد داشت و به زودی سمیه را در جمع خانواده تان خواهید داشت و روسیاهی مثل همیشه به رجویها خواهد ماند .

    نسرین ابراهیمی

    ایران ستارگان

    ۲۰٫۰۸٫۲۰۱۵

    مطالب مرتبط :

    استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

     با این آرزوها ، تنها عمرتان را تلف میکنید ! سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، بیست و ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این مریدان دغلکار رجوی نمیدانند که این توافق اتمی بدون رغبت وحضور فعال آمریکا غیر ممکن بود ودراصل این دولت آمریکابود که مقدمات این نشست های بسیار طولانی وبی نظیر دیپلماتیک را فراهم کرد! البته درابتدای کار ودرایام انتخاباتی ، ترامپ شعارهایی را مطرح کرد که ... مطلب کامل

    استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

    فرقۀ رجوی توسط لابی اش خروارها مدرک جعلی در رابطه با اینجانب و طبق معمول «مأمور نیروی قدس»!! به مقامات پارلمان ارائه داده و مرتبا عاجزانه درخواست می کند که از ورود این شخص یعنی اینجانب جلوگیری شود ولی اصرار و پیگیری شدید این موضوع توسط فرقه بر عکس خواست آن موجب حساسیت در این پارلمان شده که چرا فرقه تمام توان خود را برای سلب آزادی ... مطلب کامل

    استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

    نیروهای داعش در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی خود را محافظان گشاده‌رویی معرفی می‌کنند. آن‌ها برای جذب دختران جوان تبلیغات خاص خود را دارند. سوزانه شروتر، کارشناس مردم‌شناسی دانشگاه فرانکفورت در مورد جوامع اسلامی در این زمینه تحقیق و پژوهش کرده است. به باور این کارشناس، داعش برای جذب دختران جوان چهره‌ای رومانتیک از خود عرضه می‌کند. در وبلاگ‌هایی که توسط جنگجویان داعش اداره می‌شوند، حکایت‌های بسیاری از زندگی ... مطلب کامل

    استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

    شکست استراتژی مریم قجر عضدانلو بعد از ویلپنت و فرار اعضاء مبارک باد   محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و پنجم ژوئیه ۲۰۱۷:… جدائی ، رهائی آقایان پویا نوری و جعفر آقایی را به این عزیزان و خانواده هایشان تبریک عرض میکنم ،… روز گذشته هم دو تن از اعضا ی شاخص ، یعنی اعضائی بودند که در تشکیلات ... مطلب کامل

    روانشناسی تروریسم؛ مهاجمان انتحاری چگونه فکر می‌کنند؟

    روانشناسی تروریسم شاخه‌ای از روانشناسی سیاسی است که می‌خواهد ترویسم را با روانشناسی درک کند، و به دنبال پاسخ سوالاتی است از این قبیل: گفتمان تروریسم چیست؟ چرا تروریست‌ها چنین می‌اندیشند و چنین می‌کنند؟ چه چیزی باعث روی آوردن به کنش تروریستی می‌شود؟ آیا خصلت یا پیشینه خاص برخی را مستعد عملیات تروریستی می‌کند؟ آیا پدیده تروریسم را فقط با دین می‌توان توضیح داد؟ آیا می‌شود از ... مطلب کامل

    عملیات فروغ جاویدان، آغاز افول فرقه رجوی

    عملیات فروغ جاویدان، آغاز افول فرقه رجوی انجمن نجات، مرکز تهران، به نقل از “خداوند اشرف از ظهور تا سقوط”، نوشته سید حجت سید اسماعیلی، تنظیم عاطفه نادعلیان، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… رجوی توانست صدام را متقاعد کند که قبل از بسته شدن کامل مرزها و اجرای قطعنامه ی ۵۹۸، به سازمان اجازه ی آخرین حمله به خاک ایران را بدهد. برای صدام حسین این ... مطلب کامل

    عملیات فروغ جاویدان، آغاز افول فرقه رجوی

    لیبرتی نامی که یادآور خیلی چیزهاست بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… توی یک کتاب خونده بودم که دار و دسته هیتلر به اردوگاه مرگ آشویتس میگفتن “لیبرتی”. خیلی جالبه آقای جولیانی هم در صحبتهاش چندین بار از لیبرتی به عنوان اردوگاه کار اجباری استفاده کرد. دقیق نمیدونم که مطالعه شخص خود ایشون بوده یا نه، بهرحال بستگی داره از کدام زاویه نگاه ... مطلب کامل

    محمد سیدی : جواهر گمشده + ویدئو

    جواهر گمشده + ویدئو محمد سیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… رهبران فرقه های ایدئولوژیک برای تکوین و تکمیل ساختار یک فرقه نیاز به یک محیط ایزوله برای مغز شویی و کنترل نیرو دارند و نخستین گام برای ایزوله کردن فرد ، دور کردن او از  عشق و محبت خانواده  است . بدون تردید خانواده مهمترین مانع و رقیب رهبران فرقه ها ... مطلب کامل

    محمد سیدی : جواهر گمشده + ویدئو

    فرقه ها مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… اولین بار سال ۱۳۷۶ بود که طی مقاله ای به نام „خطر فرقه های سیاسی/ مذهبی“ در شماره اول و سال اول ماهنامه پیوند، موضوع خطر فرقه ها در جهان و ایران را مطرح کردم. آن روز پرداختن به چنین مسایلی کمی ذهنی و غیر ضروری بود، ولی امروز خطر فرقه ها و تروریسم، چنان ... مطلب کامل

    محمد سیدی : جواهر گمشده + ویدئو

    همه چیز در سازمان مجاهدین نمایش و خیمه شب بازی است   کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۷:…  مدتی است که در بعضی از نوشته ها و یا خبرها به موضوع خیمه شب بازی های مجاهدین پرداخته می شود که گویا مجاهدین در سازمان دادن و برپایی برنامه ها بسیار موفق تر از سایر گروه ها هستند. البته این ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 ايران قلم. محفوظ است.