روزهای تاریک بغداد: سید الرجال العالمین!! و سیده نساء العالمین!!

jeldeketab

چاپ

مسعود شروع به صحبت کرد و در حالی که پشت سر مریم ایستاده بود، با انگشت اشاره، مریم عضدانلو را نشان داد و خطاب به مسؤولین سازمان گفت “همه بگین یا سیده نساء العالمین (ای خانم زنان جهان)” سپس همه افراد در نشست دم! گرفتند و شروع کردند به دادن شعار “یا سیده نساء العالمین”. طبیعی است که وقتی مریم عضدانلو سیده نساء العالمین باشد، مسعود رجوی اگر خدا نباشد حتماً “سیدالرجال العالمین (آقای مردان جهان)” خواهد بود.

سید الرجال العالمین!! و سیده نساء العالمین!!

محمد حسین سبحانی ـ روزهای تاریک بغداد ـ زمستان 1383

 

سال 1364 بود ، به تازگی بحث به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی و ازدواجش با مریم عضدانلو راه افتاده بود و به ایام 19 رمضان و ضربت خوردن حضرت علی و مراسم شب احیا رسیده بودیم . در سال 64 نیروهای اصلی و تشکیلاتی سازمان در پایگاهی به نام غیور در روستای ماوت در استان سلیمانیه عراق مستقر بودند ، یکی دو ساعت بعد از افطار مراسم شب احیا و قرآن سر گرفتن آغاز شد ، این مراسم هر سال در سازمان به همین ترتیب انجام می شد ، ولی این دفعه مراسم شب احیا و قرآن سر گرفتن تفاوت جدی پیدا کرده بود . بعد از خواندن دعا به رسم این مراسم چراغ ها را خاموش کردند و همه بلند تکرار می کردند : ” السلام علیک یا علی ، السلام علیک یا علی و …. ” ناگهان تک صدایی از میان جمعیت و در میان تاریکی فریاد زد : ” السلام علیک یا مسعود ، السلام علیک یا مسعود و ….. ” کم کم چند نفر دیگر هم به آن تک صدا اضافه شدند ، من دچار تناقض شدیدی بودم ، چون تجربه سیاسی و مبارزاتی ام به شدت با فرد پرستی در تضاد و تناقض بود ، ولی من نیز مثل بقیه به قول مسعود رجوی در جمع ذوب ! ! شدم و اساساً دیگر نه تنها برایم تناقض نبود ، بلکه همانگونه که رجوی نیاز داشت تربیت شدم .

گذشت و گذشت تا سال 1370 . این دفعه دیگر ایام عاشورا بود ، به طور معمول همیشه در سازمان از زمان رژیم شاه تا مقطع فاز سیاسی (1) ( 1357 تا 1360 ) و شروع استراتژی مبارزه مسلحانه و سپس تا سال 1370 مراسم سوگواری با انجام سخنرانی در جهت تبیین فلسفه قیام امام حسین صورت می گرفت . ولی امسال شکل مراسم و عزاداری تغییر کرده بود ، مراسم در قرارگاه بدیع زادگان محل استقرار رجوی و مریم عضدانلو و کادرهای سیاسی و اعضای شورای مرکزی سازمان بود . همان قرارگاهی که نزدیک زندان ابوغریب است و شاید هم از همان سال و آن روزها شهردار ! ! بدیع زادگان یعنی مرحوم ابراهیم ذاکری با شهردار ! ! ابوغریب یعنی مرحوم ابوسیف ( یکی از مسئولین سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صدام حسین ) به خاطر نزدیکی جغرافیایی ! ! پیمان برادر خواندگی بسته بودند تا اعضا و مسئولین جدا شده سازمان را مستقیم به زندان ابوغریب تحویل بدهند و …. بگذریم و از موضوع اصلی منحرف نشویم …..

تعریف می کردم که سال 70 در قرارگاه بدیع زادگان مراسمی به مناسبت عاشورا برگزار می شد ، من آن موقع در ستاد حفاظت مسعود و مریم رجوی کار می کردم ، بعد از بازرسی بدنی و چک و کنترل افراد شرکت کننده توسط نیروهای حفاظت همه افراد از جمله افراد حفاظت بر روی صندلی هایشان نشستند . بعد از چند دقیقه مسعود و مریم از درب پشتی وارد سن سالن شدند و بقیه هم در حالی که خبردار ایستاده بودند شروع به دادن شعار ” مسعود ، مریم _ مریم ، مسعود ” و ” ایران ، رجوی _ رجوی ، ایران ” کردند . چند دقیقه از صحبت های اولیه مسعود رجوی نگذشته بود که مسعود خان اشاره ای به احمد حنیف نژاد که در ردیف صندلی های جلو نشسته بود کرد و گفت :

” یونس پاشو ! ” همه منتظر بودند که یونس بلند شود که چه کار کند ؟

آقا یونس هم گفت : ” چشم برادر .” سپس کاغذی را که از قبل آماده کرده بود از جیب در آورد و شروع کرد به نوحه خوانی و سینه زنی ! ! به سبک مراسم سوگواری سنتی در ایران . چیزی که تا کنون در سازمان سابقه نداشت و خیلی عجیب بود . مسعود خان هم از بالای سن در حالی که همه شوکه شده بودند بقیه را به سینه زنی تشویق می کرد ، من هر چه به خود فشار می آوردم نمی توانستم سینه بزنم ، یواشکی به اطرافم نگاه کردم ، بدون استثناء همه وضعیت من را داشتند . بعد از اتمام نوحه خوانی آقا یونس ، مسعود شروع به صحبت کرد و در حالی که پشت سر مریم ایستاده بود با انگشت اشاره مریم عضدانلو را نشان داد و خطاب به مسئولین سازمان گفت : “ همه بگین یا سیده نساء العالمین ( خانم زنان جهان ) ” سپس همه افراد در نشست دم ! گرفتند و شروع کردن به دادن شعار ” یا سیده نساء العالمین ” طبیعی است که وقتی مریم عضدانلو سیده نساء العالمین باشد رجوی اگر خدا نباشد حتماً ” سید الرجال العالمین ( آقای مردان جهان ) ” خواهد بود .

 

برگرفته از کتاب روزهای تاریک بغداد ـ صفحه 89 تا 91

jeldeketab