• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • مروری بر یک تجربه تلخ ـ خاطرات جهانی ـ قسمت ۶

    رجوی برای نشان تعداد بالای نیروهای سازمان که انموقع حدود چهار هزار نفر بودند هر کدام از ما را ده بار در نقش های مختلف در این رژه شرکت دادند. من یادم هست که خودم حدود ده بار در نقش هایی نظیر: راننده زرهی ؛ راننده خودرو،  نفر پیاده ؛ و نفر آتش نشانی و نقش های دیگر در این رژه شرکت داده شدم تا نزد خبرنگاران خارجی که آورده بودند کمیت نیروهای سازمان ده برابر نشان داده شود. کما اینکه بعد از آن رژه رجوی می گفت خبرنگاران تعداد ارتش آزادیبخش را پیش از سی تا چهل هزار نفر تخمین زده اند. من یادم هست که انموقع من با بعضی از دوستانی که با هم بقول سازمان محفل داشتیم  می گفتیم خوب معلوم است که وقتی چهار هزار نفر را ده بار در نقش های مختلف در این رژه شرکت می دهید ؛ باید خبرنگاران تعداد ارتش آزادیبخش را پیش از سی الی چهل هزار نفر تخمین بزنند

    مروری بر یک تجربه تلخ  ـ خاطرات علی جهانی ـ قسمت ششم:اشغال کویت توسط صدام و دوران سنگر نشینی ارتش به اصطلاح آزادی بخش

    گفتگوی آقای علی جهانی از کانون ایران قلم با آقای سربی ـ تلویزیون مردم ـ 25.11.2015

    لینک به قسمت اول

    لینک به قسمت دوم:

    لینک به قسمت سوم:

    لینک به قسمت چهارم:

    لینک به قسمت پنجم:

    مطالب از گفتار به نوشتار تبدیل و تکمیل شده است

    اشغال کویت توسط صدام و دوران سنگر نشینی ارتش به اصطلاح آزادی بخش:
    بعد از اینکه رجوی با انقلاب کذایی مریم و بند های آن حسابی ما را سرکار گذاشته بود ؛ بدنبال آن ایشان امد  یک فیلی را هوا کرده و خانم فهیمه اروانی را به عنوان مسئول اول معرفی کرد و گفت این از برکات انقلاب کذایی مریم است و بعدش هم یک جایگاه ویژه ای در خیابان صد در کمپ اشرف که خیابان اصلی بود ساخت و دستور داد که ما برای یک رژه بزرگ آماده شویم. لذا ما حدود دو ماه برای شرکت در چنین رژه ای مانور کرده و همچنین شب و روز بایستی برای رنگ آمیزی و آماده سازی خودرو ها و زرهی ها کار می کردیم. من یادم هست که انموقع بعضا سه الی چهار ساعت بیشتر در شبانه روز حق استراحت نداشتیم چونکه صبح که بیدار می شدیم ابتدا بایستی در تمرینات مختلف رژه شرکت می کردیم و بعدش هم بایستی برای رنگ آمیزی و آماده سازی خودرو ها و زرهی ها می رفتیم و حسابی در این دو ماه رجوی از بیگاری کشید و حق اعتراض هم نداشیم و وقتی هم که اعتراض می کردیم که وقت استراحت ما کم هست در جواب می گفتند که شما انقلاب کرده هستید و نباید به فکر استراحت باشید و حتی اگر در حین کار کشته شدید اشکالی ندارد می گوییم که شهید شده اید و در این رابطه من یادم هست که در یک نشست لایه ای فرمانده قرارگاه ما که زهره قایمی بود که در حمله به کمپ اشرف کشته شد ؛ در جواب سوال من که پرسیدم زمان استراحت ما خیلی کم است و اینطوری از کیفیت کار ها زده می‌شود ؛ با عصبانیت جواب داد شما بیخود می کنید که بخواهید از کیفیت کار ها بزنید و شما انقلاب کرده هستید و در ادامه گفت که رهبری از ما که فرمانده شما هستیم خواسته است که آنقدر از شما کار بکشیم تا وقتی می روید برای استراحت بی هوش بخوابید و زیر پتو وقت فکر کردن نداشته باشید. بله رجوی با کم کردن استراحت  و  بیگاری کشیدن از ما سعی می کرد تا ما حسابی خسته و کوفته بشویم و دیگر راجع اینکه چرا در عراق هستیم فکر نکنیم و همچنین نسبت به انقلاب کذایی مریم شک نکنیم .
    خلاصه اینکه رجوی این رژه را براه انداخته و تعداد خبرنگار خارجی هم آورده بود و خودش به همراه مریم و فهیمه اروانی در جایگاه ویژه‌ای که ساخته بود از نیروهای سازمان تحت عنوان ارتش به اصطلاح آزادی بخش سان دید. رجوی برای نشان تعداد بالای نیروهای سازمان که انموقع حدود چهار هزار نفر بودند هر کدام از ما را ده بار در نقش های مختلف در این رژه شرکت دادند. من یادم هست که خودم حدود ده بار در نقش هایی نظیر: راننده زرهی ؛ راننده خودرو،  نفر پیاده ؛ و نفر آتش نشانی و نقش های دیگر در این رژه شرکت داده شدم تا نزد خبرنگاران خارجی که آورده بودند کمیت نیروهای سازمان ده برابر نشان داده شود. کما اینکه بعد از آن رژه رجوی می گفت خبرنگاران تعداد ارتش آزادیبخش را پیش از سی تا چهل هزار نفر تخمین زده اند. من یادم هست که انموقع من با بعضی از دوستانی که با هم بقول سازمان محفل داشتیم  می گفتیم خوب معلوم است که وقتی چهار هزار نفر را ده بار در نقش های مختلف در این رژه شرکت می دهید ؛ باید خبرنگاران تعداد ارتش آزادیبخش را پیش از سی الی چهل هزار نفر تخمین بزنند
    یکی دیگر از کار هایی که انموقع رجوی برای سرگرم کردن و سرکار گذاشتن ما انجام داد این بود که یک سری آموزش های تیوری و عملی زرهی را تشکیل داد و برای اینکار هم از مربیان در ارتش صدام استفاده کرد. من یادم هست که رجوی قبل از شروع این آموزش ها در یک نشست عمومی گفت ما وقت نداریم و رزیم پای صلح با عراق نمی آید و صلح طناب دار رژیم ایران می باشد و ممکن است هر زمان جنگ ایران و عراق دوباره شروع شود و ما برای عملیات سرنگونی تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان دوم برویم. لذا بایستی هر چه زودتر آماده شویم و الان خیلی عقب هستیم و همچنین من یادم هست که یکی از دوستان در آن نشست گفت الان که دیگر نه ایران و نه عراق هیچکدام نه توان جنگیدن دارند و نه تمایلی برای شروع مجدد جنگ را دارند. رجوی در جواب ؛ سه تابلو کشید: یکی اینکه مرگ خمینی اتفاق بیافتد ما بلافاصله فاصله برای سرنگونی می رویم  که هیچگاه چنین نشد و در این مورد هم تحلیل رجوی مثل همیشه آبکی بود وهیچگاه هم رجوی نگفت که تحلیلش درست نبوده است. و گفت تابلوی بعدی اینست که در جنگ ایران و عراق مجددا اتفاق بیافتد و تابلوی سوم را که با خطوط کج و کوله کشید گفت  اگر هم اصلاحاتی در ایران صورت بگیرد و ما دیگر نتوانیم بصورت ارتش آزادیبخش وارد عملیات شویم در آن صورت ؛ ممکن بصورت گروههای کوچک و بدون سلاح برویم داخل و بعد داخل کشور سلاح و مهمات و امکانات تهیه کرده و رژیم را سرنگون کنیم. و گفت بنابراین در صورت بایستی ارتش آزادیبخش آماده باشد .
    خلاصه با این تحلیل های آبکی ما را وارد این آموزش ها کرد و من یادم هست که انموقع در یگانی که فرمانده اش خانم خجسته آزادی بود و الآن هم از سازمان جدا شده است،  بودم و کل یگان ما وارد آموزش نفر بر زرهی بنام ” ام تی ال بی “شد و بعد از گذراندن دوره های تیوری در کمپ اشرف برای گذراندن دوره های عملی آن به قرار گاه نوژول واقع در منطقه کوهستانی شهر کردی کفری عراق رفتیم. در آن زمان که پاییز سال شصت و نه بود ؛ یک روز صبح که از خواب بیدار شدیم گفتند که صدام حسین کویت را اشغال کرده است و بعنوان استان نوزدهم عراق اعلام کرده است و من یادم هست که رجوی انموقع به بهانه حفظ امنیت بچه های سازمان که آنها را بعد از راه اندازی طلاقهای اجباری از پدر و مادر شان جدا کرده و در یک مکانی تحت عنوان مدرسه نگه داری می کرد به خارج اعزام کرد و در آن زمان یادم هست که خانم خجسته آزادی را که انموقع فرمانده یگان ما بود و با ما داشت آموزش های عملی را طی می کرد  به اشرف بردند تا برای آخرین بار فرزند خردسالش را ببیند و وقتی که برگشت دیدم چشمانی گریان داشت. و خلاصه اینکه من بعد از گذراندن دوره های عملی بعنوان کمک مربی حسن غلامپور که ایشان هم در حمله به کمپ اشرف کشته شد ؛ در منطقه نوژول مشغول شدم تا اینکه اعلام شد آمریکا می خواهد برای باز پس گیری کشور کویت از عراق وارد جنگ با صدام می شود و همچنین عراق را در تحریم های اقتصادی شدید قرار دادند. بنابراین ما آموزش های خود را رها کرده و به اشرف برگشتیم و بعد از سازمان دهی مجدد به منطقه کوهستانی نوژول برگشتیم. من یادم هست که انموقع من بعنوان راننده زرهی “ام تی ال بی ” فرماندهی خانم عذرا علوی طالقانی با اسم مستعار سوسن که انموقع فرمانده قرارگاه چهار بود، شدم و بعد به نوژول رفته و در سنگر های زیرزمینی در منطقه کوهستانی نوژول دوران زندگی سنگر نشینی ارتش آزادیبخش را شروع کردیم و من انموقع در سنگر یگان نفر بر “بی ام پی وان ” که فرمانده اش حسن غلامپور بود رفتم. یادم هست که یک شب باران شدیدی آمد و سنگر ما پر از آب شده بود و جایی برای استراحت نداشتیم و یک روز هم یادم هست که بر اثر طغیان رودخانه نوژول که ماشین غذا ما که از آنطرف رودخانه می آوردند در رودخانه چپ کرد و تا چند روز ما غذا نداشتیم. همچنین در آن زمان بر اثر تحریم های اقتصادی شدید عراق ما هم در تحریم بودیم و روزانه سه عدد قرص نان عربی به همراه سه عدد خرما که دوتای آن معمولا کرمو بود سهمیه داشتیم من یادم هست که بچه‌ها نان عربی را از وسط نصف میکردند تا بگویند شش عدد هست و اینطوری به صورت روانی خود را سیر کنند و بقول معروف شکم خود را گول می زدیم و باز در این رابطه من یادم هست که یکی از دوستان موقع توزیع خرما میگفت من یک عدد خرمای سالم می دهم و دو عدد خرمای کرمو میگیرم و ایشان اینطوری با معامله خرمای کرمو و سالم امرار معاش می کرد. خلاصه انموقع یکی از بدترین دوران ما بود و باز یادم هست که در یکی از شب های تاریک در سنگر یکی از بچه ها برای رفتن به دستشویی که بیرون سنگر بود رفت و چون عینکی بود و چشمش خوب نمی دید گم شده و در چاله افتاده بود و زخمی شده بود که در روز پیدایش کردیم و یا خود من که همراه چند تن برای نگهبانی از زرهی ها که استتار شده بودند رفتیم و گم شدیم و تا صبح زیر باران شدید در شب تاریک و سرد زمستانی در منطقه کوهستانی نوژول سرگردان بودیم و صبح روز بعد مثل موش ابکشیده و سرما خورده به سنگر تاریک و سرد و نمور برگشتیم .
    بله این بود یکی از دستاورد های انقلاب کذایی مریم و وقتی هم از رجوی سوال شد که چی شد که ارتش آزادیبخشی که قرار بود برای سرنگونی آماده شود سر از سنگر نشینی در منطقه کوهستانی نوژول در آورده است؟  می گفت ما به صاحب خانه یعنی صدام حسین گفتیم که راه فلاح و نجات شما حمله به ایران است ولی ایشان به کویت حمله کرد و رجوی همیشه برای جواب ندادن به سوالات ما در این رابطه می گفت خوردیم به کویت و سرنگونی عقب افتاد و رژیم باز شانس آورده است.

    ali jahani1

    محبوب ترین مطالب برای موضوع علی جهانی

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.