• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • دکادنس ادبی، زوال است یا مبتذل؟

    نیچه در باره واگنر در سال 1888 ، زمان خود را تحقیرآمیز دوران زوال و دکادنس نامید . او خود و واگنر را فرزندان عصر فرهنگ زوال می نامید . توماس مان نیچه را یکی از وقایع نگاران و تحلیل گران پدیده زوال دانست ، گرچه او کوشید تا بر نیهلیسم فرهنگی غالب گردد. یکی از دلایل رونق فرهنگ زوال در فرانسه را واگنر گرایی ادبیات آنزمان آنجا میدانند . بودلر خود یکی از واگنرگرایان مشهوربود.

    دکادنس ادبی، زوال است یا مبتذل؟

    علیشاه سلطانی ـ 18.01.2016

       Falsaf@web.de

    name-article-teaser field-type-ds field-label-hidden">

    از آغاز قرن بیست ادبیات امپرسیونیستی و ادبیات بومی-محلی کوشیدند تا به مخالفت با ادبیات زوال بپردازند. نظریه پردازان اصلی ومدرن ادبیات زوال، بودلر و فلوبر و والری و نیچه هستند. فیلسوفان عصر روشنگری از جمله منتسکیو و روسو با فرهنگهای فراموش شده پیشین؛ مخصوصا رم باستان، بحثی را در نیمه اول قرن 18 آغاز کردند .

    name-body field-type-text-with-summary field-label-hidden">

    دکادنس فرهنگی- ادبی در غرب، زوال و انحطاط است یا منحط و مبتذل؟ واژه و مفهوم ” دکادنس ” در زبان فارسی به اشکال زوال و انحطاط، یا مبتذل و منحط ، و یا بشکل مخلوطی از هردو ترجمه شده است . در غرب لیبرالها معمولا منظور اول، و چپها معنی دوم را در نظر میگیرند . ادبیات و فرهنگ ” دکادنس ” مفهومی است لاتین و به معنی سقوط، بی ریشه و در حال زوال می باشد .

    مارکسیستها آنرا مفهومی فلسفی – استتیک در باره زوال اجتماعی میدانند که گویا از پایان قرن 19 در فرهنگ غرب جا افتاده . ادبیات زوال، غیراجتماعی و ضد مکتب ناتورالیسم و مخالف قوانین استتیک مکتب قدیمی کلاسیک است . چپها در رابطه با شعار “هنردرخدمت هنر” ادبیات سرگرم کننده ، عشقی ، جنایی ،خیالی ، آبزورد و غیره را بخشی از ادبیات مبتذل نظام سرمایه داری و طبقاتی میدانند .

    مارکسیست ها ادبیات زئال را متهم نمودند که با شعار بی طرفی هنری به خلح سلاح فکری تودهها، دستکاری ومغزشویی مردم برای ادامه بقاء سرمایه داری و امپریالیسم میپردازد، چون آنان حتی ضد تمایلات دمکراتیک سیاسی ادبیات ناتورالیستی نیزبودند. هدف آنان بجای هومانیسم، تبلیغ نیهلیسم و جستجوی لذات شخصی در شرایط بحران بود. نفی وظایف اجتماعی ترقی خواهانه ادبیات ، طرح مسائل سیاسی شخصی بیمارگونه فردگرایانه ، پناه به روانشناسی گرایی بورژوایی ، قطع رابطه با ارثیه هومانیسم در ادبیات جهانی، گوشه گیری شبه عرفانی و جدایی از مردم، از دیگر انتقادات ادبیات مسئول به ادبیات زوال و انحطاط بود. ادبیات مسئول، اجتماعی و انتقادی، انسانی و مبارز، مقاوم و زیباگرا، طبقاتی و خلقی، مردمی و روشنگرانه و حتی ایدئولوژیک است و آن بخشی از ادبیات مدرن را که ادعای اجتماعی نداشته باشد، مبتذل و منحط می داند .

    ادبیات دکادنس، اعلان زوال ادبیات کلاسیک در غرب بود. ادبیات زوال غرب در میانه قرن 19 به اوج شکوفایی خود رسید. نخستین بار در رابطه با زوال و سقوط سیاسی فرهنگی، بولیبوس مورخ رومی ،ماکیاولی، ولتر، منتسکیو و روسو، آثاری از خود بجا گذاشتند. بحث زوال فرهنگی از قرن 17 وارد زبان آلمانی شد. اشپنگلر در این کشور در سال 1918 کتاب مشهور و جنجالی خود یعنی “زوال غرب” را منتشر نمود .

    زوال فرهنگی غرب طبق ادعای بعضی از مورخین از آغاز قرن 19 شروع شد. ادبیات زوال فرانسه در رابطه با سقوط و زوال و شکست امپراتوری های جهانی مانند دولت روم آغاز گردید. آن در ابتدای قرن 19 با مدرنیته فرهنگی متحد بود و موجب شکوفایی ادبی غرب در ابتدای قرن 19 شد. ادبیات زوال را بخشی از مکتب سمبولیسم می دانند. ژانر دلخواه ادبیات زوال سالها شعر بود .

    از آغاز قرن بیست ادبیات امپرسیونیستی و ادبیات بومی-محلی کوشیدند تا به مخالفت با ادبیات زوال بپردازند. نظریه پردازان اصلی ومدرن ادبیات زوال، بودلر و فلوبر و والری و نیچه هستند. فیلسوفان عصر روشنگری از جمله منتسکیو و روسو با فرهنگهای فراموش شده پیشین؛ مخصوصا رم باستان، بحثی را در نیمه اول قرن 18 آغاز کردند .

    بودلر در سال 1875 فلوبر را از جمله جاده صاف کن های ادبیات زوال در غرب نامید و والری شاعر فرانسوی کوشید تا در سال 1890 تعریف مثبتی ازادبیات زوال بدهد . در آثار لرد بایرون و هاینه و بودلر و آلن پو موضوع زوال ادبی -فرهنگی دیده میشود . آثاری از ریلکه و یاکوبسن و جخوف و توماس مان و مالارمه و اسکار وایلد و هاینریش بل و بعضی از اهل قلم امپرسیونیستی و سمبولیستی را در مکتب زوال جا میدهند .

    نیچه در باره واگنر در سال 1888 ، زمان خود را تحقیرآمیز دوران زوال و دکادنس نامید . او خود و واگنر را فرزندان عصر فرهنگ زوال می نامید . توماس مان نیچه را یکی از وقایع نگاران و تحلیل گران پدیده زوال دانست ، گرچه او کوشید تا بر نیهلیسم فرهنگی غالب گردد. یکی از دلایل رونق فرهنگ زوال در فرانسه را واگنر گرایی ادبیات آنزمان آنجا میدانند . بودلر خود یکی از واگنرگرایان مشهوربود.

    امروزه درام های اسکار وایلد و مترلینگ و رمان ” بودن بروک ” توماس مان را نمونه های ادبیات زوال می دانند . در آثار پسا ایده الیستی بایرون و شوپنهاور و واگنر نیز ما شاهد بیماری افسردگی و تب لیلی مجنونی و جهان درد و رنج میشویم، گرچه ادبیات زوال در آغاز خود را ضد رمانتیک فرانسوی یشمار می آورد .

    تا میانه قرن بیست در آثار ژید و مان و یونکر نیز میتوان توصیف های زوال را شاهد بود . گرچه زولا یکی از مخالفان ادبیات زوال است ما در آثارش شاهد درد و زاری زمان زوال نیز هستیم . در زمان ما آثاری از تراکل و موسیل و بروخ و هسه و بن در آلمان، و فاکنر امریکایی  در رابطه با مقوله زوال نوشته شده اند .

    رسانه های جمعی و مدرن سرمایه داری گلوبال در غرب ،حتی با ابزاری شبه رئالیستی میکوشند تا به اغتشاش فکری و اشاعه ترس وسرگرمی و حماقت مردم برای بقاء ارزشها و اصول خطرناک خود بپردازند . اینها را نیز میتوان بخشی از ادبیات و فرهنگ مبتذل و رو به زوال دانست .

       Falsaf@web.de

    Dekadenz ,………. Decadence

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    آرشیو موضوع : تاریخ، فرهنگ و هنر

    مطالب مرتبط :

    ایران فانوس: کابوس آرامکو

    بیهوده نبود که بسیاری از تروریست ها و خرده تروریست های ایرانی که به عربستان سعودی دعوت می شدند، پس از زیارت دروغین، چند سنگ به شیطان می زدند و با ارائه اطلاعات دروغ و سیاه نمایی علیه دیگران، کیسه شان را از منابع نفتی آرامکو، پر می کردند و به شیطان سازی علیه این و آن مشغول می شدند. تروریست ها و جنگ طلبانی که ناف ... مطلب کامل

    ایران فانوس: کابوس آرامکو

    چهار گروه هستند که در این میان عصبانی و یا بهتر بگویم عزادار هستند. گروه جنگ طلب درون آمریکا، ناتانیاهو (که به دنبال حمله به ایران و جنگ با ایران بود)، کشورهای عرب خلیج فارس و مجاهدین که یار و پشتیبان و مهمان چند هزار دلاری خود را از صحنه سیاست ایران به دور می بینند. اخراج جان بولتون، یک قدم به سوی „نه به جنگ“ بود. ... مطلب کامل

    ایران فانوس: کابوس آرامکو

    قربانعلی حسین نژاد، عیسی آزاده، محمد رزاقی و غفور فتاحیان، نوزدهم سپتامبر 2019:… بخش نخست از گفتگوی گروهی از اعضا و مسئولین سابق جداشدۀ سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) آقایان قربانعلی حسین نژاد، عیسی آزاده، محمد رزاقی و غفور فتاحیان در مورد تحولات و رویدادهای اخیر در رابطه با این فرقه (موضوع این بخش: اخراج جان بولتون لابی دلاری آمریکایی فرقۀ رجوی از کاخ سفید). پاریس – 14 ... مطلب کامل

    عباس داوری خود را تا سطح مداح زهرا مریخی تنزل داد!

    من تحلیل دقیق وروشنی از ماهیت دهشتناک گروه های مستبدی مانند مجاهدین خلق دارم ولی دیگر باور نداشتم که یک پیرمرد آذربایجانی زندان کشیده در دوران شاه که قاعدتا دربرابر تک تک اعضای کم سواد و ساده لوح شورای زنانه ی مرکزی سازمان ، یک غول باید باشد ، دست بقلم برده وبا تعریف وتمجید از زهرا مریخی که با اتوکش کردن مریم مدارج ترقی را پیموده ومثلا به مسئول اول کذائی برگماشته شده ، ما آذربایجانی ها را اینقدر سرافکنده سازد!! ... مطلب کامل

    علی هاجری: جان بولتون و فرقه مجاهدین

    مثال از این شاخه به آن شاخه فرجی است حفظ نیرو میکردند ، تا اینکه بولتون به عنوان مشاور امنیتی کاخ سفید انتخاب شد فرقه هم کیسه گشادی برای خود دوخته بود و آینده و ماندگاری را در بود بولتون میدید بخصوص که در جنگ طلبی و حرافی گوی سبقت را از ترامپ ربوده بود و تنها کسی که در این جهان هستی هواداری بولتون را میکرد ... مطلب کامل

    علی هاجری: جان بولتون و فرقه مجاهدین

    برای جان بولتون، سیاستمدار دست راستی آمریکایی، این روزها نقطه اوج یک عمر فعالیت سیاسی است؛ او نه فقط در مرکز توجه رسانه‌های جهان است، بلکه در مقایسه با گذشته طولانی حضورش در قدرت، از همیشه بیشتر به این توانایی دست یافته تا بر سیاست‌های مهم کشورش اثر بگذارد بولتون از ۹ آوریل سال گذشته میلادی (۱۳ ماه پیش) به سمت کلیدی “مشاور امنیت ملی آمریکا” در ... مطلب کامل

    علی هاجری: جان بولتون و فرقه مجاهدین

     فرقه مجاهدین باز مثل همیشه برای اینکه جلوی ریزش نیروهای نگونبختش را بگیرد به دروغ وتحریف خبر می پردازد.تا آنجایی که من بیاد دارم ودر تشکیلات این فرقه بودم یکبار نبوده  که اخبار درست از سایتهای این فرقه را بشنوم!!! بعد از انتخاب بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی  در کاخ سفید سران فرقه دراسارتگاه شماره 3 در مانز البانی بشکن می زدند و در نشستهای دورنی ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند:نگاهی به مبانی ایدئولوژیک مجاهدین خلق

    نگاهی به مبانی ایدئولوژیک مجاهدین خلق ایران این برنامه در پنجاه و چهارمین سالگرد تاسیس گروهی است که بعدها با عنوان مجاهدین خلق ایران شناخته می شوند. ابتدا با نگاهی کوتاه، رویدادهای دهه چهل از نظر می گذرد. سپس به علل تاسیس سازمان و بنیانگذاران اولیه آن می پردازد. به روند شکل گیری و تدوین ایدئولوژی مجاهدین اشاره می کند و گام به گام  از ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند:نگاهی به مبانی ایدئولوژیک مجاهدین خلق

    در همین فاصله پانزده ماه که جان بولتون بر سر کار بود، او همزمان که گزینه جنگ و بمباران در مقابل ایران را به کمک کشورهایی چون اسراییل و عربستان و غیره، تقویت می کرد و ضروری می شمرد در همین فاصله نیروهای تروریسم در آلبانی را تقویت کرد تا در روز جنگ آنان را نیز به کمک آمریکا به کار بگیرد که در اختیار گرفتن نیروهای ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند:نگاهی به مبانی ایدئولوژیک مجاهدین خلق

    تکیه رجوی بر باد ، سرنوشت غم انگیز و عبرتی تاریخی منصور نظری، ایران اینترلینک، سیزدهم سپتامبر 2019:… واقعیت این است سازمان مجاهدین خلق از سی خرداد سال شصت وارد مسیر بی بازگشتی شده است وبه همین دلیل از ان تاریخ به بعد تکیه گاه اصلی سازمان مجاهدین خلق دشمنان تاریخی ایران بوده است. از صدام حسین تا شیخک های سعودی تا اسرائیلی ها تا سرویس ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -