• محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • ایران قلم: از پیام شادباش !! مسعود رجوی خبری نیست. چرا؟    :    با گذشت چند روز از خروج کامل اعضای مجاهدین خلق از عراق از پیام شادباش و پیروزی ، سنت همیشگی مسعود رجوی ، خبری نیست. این فاکت ها ...
  • ایران قلم:رجوی و پایان سه دهه تحلیل آبکی در عراق    :   قبل از اینکه گزارش بی طرفانه !! رادیو فردا در مورد " سه دهه حضور رسمی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق پایان یافت "  را بخوانید ...
  • محمد حسین سبحانی : پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق    :   اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی  از عراق، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی ...
  • ایران قلم:چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟    :   اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا ...
  • ایرج مصداقی: مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش

    مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش

    ایرج مصداقی، پژواک ایران، اول ژوئن ۲۰۱۶:…  پس از انتشار مقاله‌ی «جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر» مهدی سامع، یکی از دلدادگانش به نام امیر ابراهیمی را روانه فیس بوک کرد تا به زعم خود در برابر این مقاله واکنش نشان دهد. امیر ابراهیمی یکی از مسئولان دکان چند نفره به اصطلاح «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» است که مهدی سامع به دستور مسعود رجوی باز کرد و با کمک‌ها و …

    لینک به منبع

    مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش

    پس از انتشار مقاله‌ی «جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر»

    http://pezhvakeiran.com/maghaleh-78732.html

    مهدی سامع، یکی از دلدادگانش به نام امیر ابراهیمی را روانه فیس بوک کرد تا به زعم خود در برابر این مقاله واکنش نشان دهد.

    امیر ابراهیمی یکی از مسئولان دکان چند نفره به اصطلاح «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» است که مهدی سامع به دستور مسعود رجوی باز کرد و با کمک‌ها و حقوق‌های دریافتی از «ولی فقیه مغلوب»، اداره می‌شود.

    امیر ابراهیمی در واکنش به گفتگوی من با آقای پرویز معتمد نوشت:‌

    «این آقای معتمد تسلط و توانایی اش از خود شاه هم بیشتر بوده البته دانش و تسلط ایرج خان هم دست کمی از ایشان ندارد ماشاءالله هر دو علامه .. فکر کنم بعد از ایران برود سراغ مسائل جهانی .»

    ایرج مصداقی: مهید سامع و سه تفنگدارش

    از نظر من خود مهدی سامع هم ارزش چندانی برای پرداختن ندارد، چه برسد به امیر ابراهیمی یکی از مسئولان «سازمان» چند نفره‌اش، که در دنیای وانفسای «اپوزیسیون» مزه‌پران هم شده است. اما برای پی‌بردن به افلاس «سازمان»‌ی که مسعود رجوی می‌کوشد آن را به عنوان وارث «چریک‌های فدایی خلق» و جاودانه‌هایی چون مسعود احمد زاده، امیر پرویز پویان، عباس مفتاحی، حمید اشرف و … قالب کند، لازم می‌بینم توضیح کوتاهی بدهم.

    امیر ابراهیمی

    امیر ابراهیمی، مقارن عملیات فروغ‌ جاویدان از طریق ترکیه به مجاهدین و «ارتش آزادیبخش ملی» مجاهدین پیوست، ابراهیمی پس از حمله‌ی آمریکا به عراق و سخت شدن شرایط این کشور و نبودن چشم‌انداز مثبتی در پیش رو، ساز جدایی زد و به اردوگاه «رمادی» عراق رفت. وی بعد از حضور هیئت رژیم جمهوری اسلامی در این اردوگاه، یکی از کسانی بود که به ابتدا به ترکیه رفت و از آن‌جا به ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه بازگشت و سال‌ها زیر سایه‌ی نظام جمهوری اسلامی زندگی کرد. وی در ایران ازدواج کرد و عاقبت به خارج از کشور صادر شد و سر از هلند درآورد و هوادار دو آتشه مهدی سامع (۱) و دکانی که باز کرده بود شد. وی این‌جا و آن‌جا سناریو‌های مختلف را مطرح می‌کرد. گاه مدعی می‌شد از عراق به ترکیه رفته و سال‌ها طول کشیده تا توانسته خود را به اروپا برساند و گاه مدعی می‌شدکه مخفیانه به ایران رفته و به زندگی مخفی و زیرزمینی در این کشور پرداخته است.

    ایرج مصداقی: مهدی سامع و سه تفنگدارش

    جواد ریاحی، مهدی سامع و امیر ابراهیمی در مراسم سالانه مجاهدین در پاریس

    به هنگام نزول اجلال این «نورسیده» به اروپا، مهدی سامع با چراغ سبز مجاهدین، با سرهم کردن دروغ و دغل‌های بسیاری کوشید تا یکی دو چهره‌ی فعال در امور مربوط به پناهندگان و حقوق بشر را متقاعد به حمایت از وی کند تا پروسه‌ی پناهندگی‌اش با موفقیت طی شود. چرا که پرونده او در هلند با جواب منفی دولت این کشور روبرو شده بود.

    هیچ‌کس به اندازه مهدی سامع با وضعیت او آشنا نیست اما به خاطر گرم نگه داشتن تنورش، به چند نفری چون او نیازمند است. فرصت طلبی سیاسی و شم کاسبکارانه‌ی اصفهانی سامع، مانع از پافشاری او روی پرنسیب‌های انقلابی است. سامع با کمک رهبری عقیدتی مجاهدین و «ولایت فقیه فراری»، آب توبه سر او ریخت و وی تبدیل به «چریک‌ فدایی خلق ایران» شد. او در دکان کساد مهدی سامع یکی از برگزارکنندگان مراسم برزگداشت «سیاهکل» است.

    شعر خوانی و اجرای برنامه توسط امیر ابراهیمی در مراسم بزرگداشت سیاهکل را در دقیقه ۳ و ۳۵ ثانیه می‌توانید ببینید

    در دقیقه ۳ و ده ثانیه وی را ملاحظه کنید.

    فریدون (اکبر) رمضانی

    دیگر مسئول «سازمان» مهدی سامع، فریدون (اکبر) رمضانی است که مسئولیت فرهنگی را به عهده دارد. فریدون رمضانی یکی از توابان فعال و خطرناک زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ بود. وی شخصاً در بند آموزشگاه اوین به تن زندانیان شلاق می‌زد. گروه سرود توابان اوین را هدایت می‌‌کرد و در جریان عملیات فروغ جاویدان مجاهدین وی یکی از تواب‌هایی بود که توسط وزارت اطلاعات به گلوگاه‌ها برده شد تا مجاهدینی را که از تورهای امنیتی رژیم گریخته و قصد ورود به کشور را داشتند و همچنین زندانیان سیاسی آزاد شده‌‌ای که قصد پیوستن به این سازمان را داشتند شناسایی و در دستگیری آن‌ها همکاری کند.

    ایرج مصداقی: مهدی سامع و سه تفنگدارش

    فریدون رمضانی و پرچم سرخ‌اش در مراسم سالانه مجاهدین در پاریس

    فریدون رمضانی پس از کشتار ۶۷ در حسینیه اوین علیه زندانیان سیاسی که برای خلاصی از حکم اعدام، مصاحبه در جمع را پذیرفته بودند، شهادت می‌داد و می‌کوشید اثبات کند که مصاحبه کننده «سر موضعی» است و اعلام «انزجارش» از مجاهدین واقعی نیست و برای نجات جانش به این کار تن داده است.

    مهدی سامع و زینت میرهاشمی به خوبی از جزییات امر مطلع هستند . یکی از هواداران مجاهدین، شخصاً نزد آن‌ها شهادت داد. مهدی سامع که کوچکترین پرنسیب سیاسی ندارد در توجیه اعمال فرد یاد شده، ادعا کرد همه کسانی که در زندان‌های رژیم اعدام نشدند به گونه‌ای ضعف نشان داده‌اند لاجرم بر او نیز حرجی نیست. مهم این است که حالا در صفوف ما به مبارزه با رژیم ادامه می‌دهد.

    ایرج مصداقی: مهدی سامع و سه تفنگدارش

    فریدون رمضانی و جواد ریاحی گردانندگان میز کتاب «سازمان چریک‌های فدایی خلق» مهدی سامع

    مسئولان مجاهدین هم به خوبی در جریان سوابق این دو مسئول «سازمان چریک‌های فدایی خلق» نماینده «چپ» ایران در شورای ملی مقاومت هستند، با این حال ترجیح می‌دهند به روی‌شان نیاورند چرا که سابقه‌ی خودشان در استفاده از تواب‌های فعال دهه‌ی ۶۰ بهتر از مهدی سامع نیست. در مناسبات غیرانسانی موجود در قرارگاه اشرف، در حالی که مسعود رجوی می‌کوشید خوشنام‌ترین و مقاوم‌ترین زندانیان دهه‌ی ۶۰ را به «تیرخلاص» زنی و همدستی با جنایتکاران متهم کند و از آن‌ها به دروغ و زیر فشارهای طاقت فرسا اعتراف بگیرد، توابان فعال زندان‌ها و شعبه‌های بازجویی که به مجیزگویی او مشغول بودند، به فرماندهی ارتش آزادیبخش رسیدند تا خطوط غیرانسانی او را پیش ببرند.

    در لینک زیر می‌توانید فریدون رمضانی را ببینید که سرود «انترناسیونال» را در مراسم بزرگداشت سیاهکل که توسط مهدی سامع برگزار شده بود می‌خواند.

    در این مراسم، می‌توانید مسئولان «سازمان چریک‌های فدایی خلق»، محسن رضایی از مسئولان مجاهدین، مهناز سلیمیان دبیر ارشد شورای ملی مقاومت و از مسئولان مجاهدین، حمیدرضا طاهرزاده، عزیز پاک نژاد، منشور وارسته و دیگر مسئولان و هواداران مجاهدین که به دستور مسعود رجوی مراسم مربوط به مهدی سامع را پر‌کرده‌اند، ببینید.

    جواد ریاحی

    یکی دیگر از اعضای «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» مهدی سامع، جواد ریاحی است. او پس از جدایی از مجاهدین به ایران بازگشت. پس از مدتی گشت و گذار در «ام‌القرا» به خارج از کشور رسید و این بار سنگ تقی شهرام به سینه می‌زد و در ضدیت با مجاهدین از چیزی فروگذار نمی‌کرد. چیزی نگذشت که به مهدی سامع نزدیک شد و به تمجید از مسعود و مریم رجوی پرداخت.

    جواد ریاحی مدعی بود پس از ورود به ایران دستگیر و زندانی شد. اما این جا و آن‌جا ادعا می‌کرد از زندان فرار کرده و به خارج از کشور آمده است.

    وی پس از انتشار گزارش ۹۲ و ۹۳ آن‌چه را که لایق خود و خط‌دهندگانش بود، به نویسنده این دو گزارش نسبت می‌داد و برای «ولایت فقیه فراری» و مهدی سامع حقوق بگیر «بیت رهبری» در اور سورواز دم تکان می‌داد. ریاحی در حالی که ادعا می‌کرد مارکسیست و کمونیست است با زنی محجبه که از ایران برای او فرستاده شده بود، ازدواج کرد و پس از مدتی از همدیگر جدا شدند.

    همانطور که «ولی فقیه مغلوب» در مقابله با اراده‌ای که سیاهکاری‌های او را به چالش گرفته، طرفی نبسته و نخواهد بست مهدی سامع و «سه تنفگدار»ش، هم حال و روز بهتری نخواهند داشت. این گوی و این میدان می‌توانند بخت خود را بیازمایند.

    ایرج مصداقی

    ۱۲ خرداد ۱۳۹۵

    Irajmesdaghi@gmail.com

    www.irajmesdaghi.com

    پانویس:

    ۱- مهدی سامع هر ساله مدعی می‌شود «کمیته مرکزی منتخب شورای عالی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» در «پلنوم» خود «به انتخاب مسئولان بخشهای مختلف سازمان و اعضای هیات تحریریه نبرد خلق پرداخت. کمیته مرکزی رفیق مهدی سامع سخنگوی سازمان را در مسئولیت خود ابقاء نمود.».

    برای مثال لیلا جدیدی یکی از «چریک‌»‌های زن این سازمان که عنوان پرطمطراق عضویت در کمیته مرکزی را یدک می‌کشد و گاه احساس «مرضیه احمدی اسکویی» و «مهرنوش ابراهیمی» و «نسترن آل آقا» بودن، همزمان به او دست می‌دهد به عمرش چاقو دست نگرفته و در واشنگتن آمریکا به رتق و فتق امور شخصی‌اش مشغول است.

    ادعاهای این «پهلوان پنبه» در امر مبارزه را در مقاله زیر که در سایت این سازمان انتشار یافته ملاحظه کنید:‌

    http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=3849

    در این لینک هم میزان سواد و توانمندی تئوریک این عضو کمیته مرکزی مشهود است.

    منبع:پژواک ایران

    __________________________________________

    ایرج مصداقی: مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش

    ایرج مصداقی: مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش

    مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش ایرج مصداقی، پژواک ایران، اول ژوئن ۲۰۱۶:…  پس از انتشار مقاله‌ی «جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر» مهدی سامع، یکی از دلدادگانش به نام امیر ابراهیمی را روانه فیس بوک کرد تا به زعم خود در برابر این مقاله واکنش نشان دهد. امیر ابراهیمی یکی از مسئولان دکان …

    نامه سرگشاده کانون ایران قلم به مهدی سامع

    نامه سرگشاده کانون ایران قلم به مهدی سامع

    البته با همه کاستی ها و خودسانسوری هایی که آقایان قصیم و روحانی در نامه سرگشاده خود داشته اند ولی در نهایت چه شرافتمندانه حرف آخر را زده اند “ ” ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم ، چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان …

    Rohani-Ghasim-Same

    نامه سرگشاده کانون ایران قلم به  مهدی سامع

    البته با همه کاستی ها و خودسانسوری هایی که آقایان قصیم و روحانی در نامه سرگشاده خود داشته اند ولی در نهایت چه شرافتمندانه حرف آخر را زده اند “ ” ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم ، چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان چیره شده. نمی توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی و تاریخ به عبارت دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاستها، رویکردها، کنش و واکنشهایی باشیم که در بحث، تصمیم و اجرای آنها مشارکتی نداشتهایم.” آقای مهدی سامع نظر شما جیست؟ آیا رهبری فرقه مجاهدین اساسا می تواند انتقاد را بپذیرد؟باور کنید ما اعضای شورای مرکزی و اعضای با ۲۰ الی ۲۵ سال سابقه همکاری با این سازمان بوده ایم. اما آیا می دانید وقتی لب به انتقاد گشودیم با ما چه کردند و چه می کنند؟ از زندان انفرادی در اشرف گرفته تا زندان ابوغریب. از شکنجه روانی و جسمی گرفته تا توهین و دشنام و اتهام های روزانه. آقای مهدی سامع آیا می دانید که اعضای سازمان مجاهدین به دلیل همین نکته که در درون حکومت حرف های مختلف وجود دارد و باید از این شکاف ها برای روشنگری و اگاهی مردم استفاده کرد ـ همین کاری که الان آقای رجوی می کند و در نامه آقایان روحانی و قصیم اشاره شده است، مارک ” خمینی زده ” و “جاسوس ایدئولوژیک ” زده می شد؟

    نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای مهدی سامع

    نظر شما در مورد رجوی رهبر مجاهدین خلق چیست؟

    استقبال از جدایی آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی از شورای ملی مقاومتمجاهدین

    این مطلب در هشتم یونی 2013 در سایت قدیم ایران قلم منتشر شده است که در سایت جدید باز نشر شده است. تحریریه ایران قلم

    لینک به منبع

    نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای مهدی سامع

    استقبال از جدایی آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی از ” شورای ملی مقاومت” مجاهدین  خلق

    تحریریه ایران قلم، هشتم یونی ۲۰۱۳

    پیشاهنگ قادر نیست بدون اینکه خود مشعل سوزان و مظهر فداکاری و پایداری باشد توده ها را در راه انقلاب بسیج کند. زنده یاد بیژن جزنی

    آقای مهدی سامع

    با سلام و احترام

    با شناخت واشراف به روح آزادیخواهی ای که در گذشته از یک چریک فدایی خلق با سابقه درخشان مبارزاتی دیده ایم ، زمان را مناسب می بینیم که به حکم وظیفه روشنگرانه ای که سالهاست بهای آن را با همه چیز خود پرداخته ایم نکاتی را به شما رفیق گرامی یادآور شویم ، باشد که خیرات آزاده گی و آگاهی به مستحکم شدن جبهه خلق و فرارسیدن بهار آزادی منجر شود. شاید و امیدواریم که هنوز عنصر شجاعت و آزادگی یک چریک فدایی در شما باقی مانده باشد. شما نیز بدانید اگر با تکیه بر این شجاعت و آزادگی بر ظلم و استبداد حاکم بر سازمان مجاهدین نه گفتید، در این روزگار آکنده از نامردمیها و بی پرنسیبی ها که داعیان دروغین مبارزه به سوداهای سیاسی ، پا بر اصل الاصول ها میگذارند ، تنها نیستید و هستند کسانی که قدر استقلال و مواضع انقلابی شما را بدانند که در روزگاری که هر که بر در می کوبد شباهنگام ، به کشتن چراغ آمده است ، می خواهند اگرچه حتی نه مشعلی که شعله ای ، که شمعی از آگاهی برفروزند.

    حتما در جریان استعفا و جدایی آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم از شورای ملی مقاومت هستید . در قسمتی از نامه سرگشاده ای که ایشان خطاب به عموم نوشته اند به گوشه ای از تناقضاتی که به دلیل خودکامگی مجاهدین و به طور خاص آقا و خانم رجوی ، در شورا برایشان به وجود آمده اشاره شده و صد البته انتقاداتی که بی جواب مانده آمده است :با هم بخوانیم.

    ــ ” باری، ما در چهارسال گذشته نه تنها در هیچیک از محورهای فوق گشایش و اصلاحی ندیدیم بلکه دردمندانه شاهد انقباض و تکرار اشتباهات نیز بوده ایم….

    ــ ادامه مطالبات اصلاحی فوق گاه حتی موجب خشم دوستان مجاهد و طبعاً عذاب ما بوده است. به ویژه که همزمان به پرسشهای مصرّانه افکار عمومی و مسائل مطروحه نیز پاسخ شایسته داده نمی شد.

    ــ لازم به یادآوری است که ما، درست یا نادرست، بحث و بررسی مشکلات را به خارج شورا نمی کشاندیم. می کوشیدیم سربسته و درخود، هنگام جلسات بزرگ، بیشتر در نشستهای محدود ولی رسمی، پیشنهادهای مشخصی برای موضوعات مورد اختلاف عرضه کنیم. “

    ــ که البته این صبوریِ ناشی از امید به اصلاح سیستم بسته و غیر دمکراتیکی که آقای رجوی بنیان نهاده ، نتیجه ای نداشته و باز در متن آمده است :

    ــ اینها نمونه هایی از انبوه مشکلات سالهای اخیرمان بوده اند…. در ماههای اخیر که انواع معضلات جدید به دشواریهای پیشین افزوده شده است:

    ــ افشای مسائل شخصی و تعرض غیرقابل دفاع و علنی چند ماه پیش به موضوعی که درحوزه حقوق بشر افراد قرار دارد.

    ــ پیامهای (نصیحت و انذار !) آقای رجوی خطاب به سران غالب و مغلوب رژیم ولایت فقیه!

    ءمداخله دادن مکرر و بی وجه کمیسیونها و دبیرخانه شورای ملی مقاومت در مسائل ، و بعضاً مشاجراتی ، که آشکارا به ایدئولوژی و تشکیلات و …. سازمان مجاهدین خلق مربوط بوده اند….”

    البته با همه کاستی ها و خودسانسوری هایی که آقایان قصیم و روحانی در نامه سرگشاده خود داشته اند ولی در نهایت چه شرافتمندانه حرف آخر را زده اند “

    ” ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم ، چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان چیره شده. نمی توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی و تاریخ به عبارت دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاستها، رویکردها، کنش و واکنشهایی باشیم که در بحث، تصمیم و اجرای آنها مشارکتی نداشتهایم.”

    آقای مهدی سامع نظر شما جیست؟

    آیا رهبری فرقه مجاهدین اساسا می تواند انتقاد را بپذیرد؟

    باور کنید ما اعضای شورای مرکزی و اعضای با ۲۰ الی ۲۵ سال سابقه همکاری با این سازمان بوده ایم. اما آیا می دانید وقتی لب به انتقاد گشودیم با ما چه کردند و چه می کنند؟ از زندان انفرادی در اشرف گرفته تا زندان ابوغریب. از شکنجه روانی و جسمی گرفته تا توهین و دشنام و اتهام های روزانه.

    آقای مهدی سامع آیا می دانید که اعضای سازمان مجاهدین به دلیل همین نکته که در درون حکومت حرف های مختلف وجود دارد و باید از این شکاف ها برای روشنگری و اگاهی مردم استفاده کرد ـ همین کاری که الان آقای رجوی می کند و در نامه آقایان روحانی و قصیم اشاره شده است، مارک ” خمینی زده ” و “جاسوس ایدئولوژیک ” زده می شد؟

    آقای مهدی سامع

    رهبری سازمان مجاهدین با زنده یاد دکتر قاسملو و دکتر ابوالحسن بنی صدر چه کرد؟

    با آقای خانباباتهرانی و دکتر نیرومند و دکتر ماسالی و دکتر متین دفتری چه کرد؟

    آیا شما اینها را نمی بینید؟

    آیا یک نیروی دگر اندیش در آنچه شورای ملی مقاومت خوانده می شود، وجود دارد؟

    نظر شما در مورد جبهه همبستگی ملی مجاهدین چیست؟ آیا این یک جبهه است یا اعضای حرفه ای و در ارتباط با سازمان مجاهدین و در خوشبینانه ترین شکل وابستگان سببی و ایدئولوژیکی آنها؟

    آری آنها ( آقایان روحانی و قصیم ) رفتند تا در برابر تاریخ روسفید باشند ، که عروسک خیمه شب بازی رجوی ها نباشند . تا مُهر آزاده گی بر نامشان بزنند . هرچند دیرصباحی همراه ” سفر و حضر ” و یار غار بودند اما “پیرانه سر ” در پی پاک کردن ننگ همراهی با عنصر بی پرنسیبی چون رجوی برآمدند و این آفرین دارد .

    رفیق گرامی

    شما به دلیل اینکه در سابقه فعالیت سیاسی تان، چندین انشعاب از سازمان چریک های فدایی خلق را از سر گذرانده اید،شرایط افرادی که ازمجاهدین جدا شده اند یا جدا خواهند شد ممکن است برایتان قابل فهم باشد . در مورد دوستانتان آقایان روحانی و قصیم که سالها در کنار یکدیگر بوده اید نیز اگر اندیشمندانه و با همان روح پرسشگر به ماجرا نگاه کنید تلنگری است بس جدی و نقطه عطفی است که میتوانید شما هم خود را در آینه این عمل اصولی ببینید و رخوت سالیان همراهی با گروهی که در تمام این سالیان همگام با استعمار و ارتجاع در به عقب بردن مسیر رسیدن به آزادی مردم ایران کوشیده است را از تن بتکانید .

    سازمان مجاهدین امروز به فرقه ای بسته تبدیل شده که در ضد دمکراتیک بودن گوی سبقت را از دیگر حریفان غالب و مغلوب ربوده است.

    همراهی با چنین ایدئولوژی ویرانگری که روز به روز در منجلاب فردپرستی رهبر خودشیفته اش بیشتر فرو می رود دیگر بس است .

    به خود بیایید و با تأسی به همراهان پیشینتان از شورای دست ساز رجوی بیرون بیایید و بیش از این خود را بازیچه تصمیماتی که در اتخاذ آنها دخیل نبوده اید نگردانید . هرچه پیشتر روید و دیرتر به راه طی شده با نگاه نقادانه بنگرید ، برگشتن به جبهه خلق سخت تر خواهد شد .

    انتظار داریم به زودی شهامت خود را نشان داده و عطای مقام پوشالی و کرسی ویران در شورای فرمایشی رجوی را به لقای تجربه تلخ و بیهوده چندین ساله ببخشید و استقلال فکری و عملی تان را در پهنه حقیقی کنش سیاسی دمکراتیک به دست آورید .

    برایتان آگاهی ، خرد و جسارت آرزو داریم .

    کانون ایران قلم

    Rohani-Ghasim-Same

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    آرشیو موضوع : شورای ملی مقاومت

    سعید جمالی : طور دیگری هم می توان زیست

    سعید جمالی : طور دیگری هم می توان زیست

    “موضوع” و “بحث” بر سر امر مبارزه نیست، سالهاست که نیست! اگر هنوز ابهامی دارید بروید و بخوانید، منابع و مستندات فت و فراوان است. بحث بر سر از دست دادن حداقلهای اخلاقی در یک مناسبات اجتماعی ساده است. اگر هنوز هم ککتان نمی گزد و به سکوت قناعت کرده اید، شک نکنید، یکسره بسراغ … طور …

    میلاد آریایی : بن‌بست شورا چگونه به پایان میرسد ؟

    میلاد آریایی : بن‌بست شورا چگونه به پایان میرسد ؟

    یک ایده خیلی انقلابی دارم اینکه مثل سالیان قبل یادتان هست برادر کار خیلی بزرگی کرد وشورا را « گشاد » کرد طوری که همه اعضای مجاهدین هم آمدند توی شورا و خلاصه جانی تازه گرفتیم ، آقا تالار بهارستان برای خودمان درست کردیم ، شیره ها آوردیم و سر خودمان مالیدیم بیا وببین . برادر مسعود آن …

    حامد صرافپور : نقد و رنجش! این چه حکایت باشد؟

    میلاد آریایی : بن‌بست شورا چگونه به پایان میرسد ؟

    از استعفا دادگان شورای ملی مقاومت رجوی خواسته بودم به جای دفاع از خود در برابر سیل اتهامات و لجن پراکنی های مریم و مسعود رجوی که توسط چماقداران ایشان نثار می شود، به افشای چیزهایی بپردازند که اتفاقاً نقطه آسیب پذیر زوج رجوی است و هدف وی از گسیل انبوه قلم نویس مواجب بگیر برای قلمفرسایی …

    دکتر قصیم:قدرشناسی مسعود رجوی یا…؟ (۲ ) مخارج بیکران ” شاه و ملکه “

    میلاد آریایی : بن‌بست شورا چگونه به پایان میرسد ؟

    دستکم صورتحسابهای مخارج کل اعضای کابینه ۲۰ ساله و به ویژه فهرست مخارج بی کران «شاه و ملکه» را نیز جهت اطلاع و آگاهی مردم و خانواده های رنجدیده منتشر کنید. آیا خانم و آقای رجوی صورت ریخت و پاشهای بی حساب خود را امضاء کرده اند؟ این طور که معلومست کارو جانفشانی یک نسل سوخته برای خرج بی …

    حامد صرافپور : سخنانی چند با آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم

    حامد صرافپور : سخنانی چند با آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم

    آیا هواداران کنونی این فرقه تروریستی که در جهل بسر می برند، منتظر هستند تا شما از دهه ۶۰ سخن بگویید؟ خیر آنها می خواهند بدانند در شورای دستساز رجوی در طی ربع قرن چه گذشته است. می خواهند بدانند کسانی که به اسم شورای ملی مقاومت گردآورده شده و تحت عنوان مبارزه با دیکتاتوری، در خدمت رجوی …

    محمد رضا روحانی : آی دزد آی دزد. شیر نر و کلاهبرداری ـ قسمت سوم

    محمد رضا روحانی : آی دزد آی دزد. شیر نر و کلاهبرداری ـ قسمت سوم

    نهضت ادامه دارد. میراث خوار خون بها دو شخصیت حقوقی هستند مجاهدین و شورا. اما میزان طلب کلاً معلوم نیست. هرکس چقدر گرفته؟ از چه کسی گرفته؟ عنوان وجوه دریافتی چیست؟ کمک یعنی چه مگر شورا یا مجاهدین بنگاه خیریه هستند؟ بهای خون رزمندگان یعنی چه مگر اینجا دار‌الخلافه اسلامی است که حاکم جای «اولیاء دم» را می‌گیرد. حالا …

    محمد رضا روحانی : آی دزد آی دزد ـ شیر نر و کلاهبرداری

    محمد رضا روحانی : آی دزد آی دزد  ـ شیر نر و کلاهبرداری

    سه نفر از یاران این روزهای تلخ تر از زهر و سیاه تر از دل هر مستبد، ایرادتی نداشتند و توصیه کردند که به خانواده های نگران درباره لیبرتی همزمان با آی دزد آی دزد کمک کنید. نگذارید موضوع اصلی را گردو خاک رهبری بپوشاند. آی دزد آی دزد. شیر نر و کلاهبرداری  محمد رضا روحانی ـ …

    اعضای “شورای ملی مقاومت”بدانند که چه نانی میخورند؟

    اعضای “شورای ملی مقاومت”بدانند که چه نانی میخورند؟

    ما اعتقاد داریم  همیشه باید  جرائم مسعود رجوی و  سازمان مجاهدین را به خاطر ثبت در تاریخ اشاره و تکرار کرد . آری سازمانی که با غارت ثروت مردم عراق برای ارتش دست ساز صدام حسین ، ارتش آزادیبخش ملی، هزینه می کرد، در این مسیر رجوی را آماده هرگونه معاملات تروریستی کرد و از همین طریق مسعود …

    محمد رزاقی : دلارهای خونین؛ رجوی و جیره خوارانش را رسوا کرد !

    اعضای “شورای ملی مقاومت”بدانند که چه نانی میخورند؟

    دلارهای خونین؛ رجوی و جیره خوارانش را رسوا کرد ! محمد رزاقی ـ 30.01.2015 سالیان پیش وقتی از اردوگاه بد نام اشرف و زندان ساخته رجوی و جنایتکاران جنگی امریکایی در عراق به دنیای ازاد رسیدیم از جنایات رجوی و مریم قجر و نقض ابتدائی ترین حقوق انسانی اعضاء فرقه در اردوگاههای اهدائی صدام ملعون به رجوی گفتیم و نوشتیم …

    کنکاشی در مورد ” شورای ملی مقاومت “

    کنکاشی در مورد ” شورای ملی مقاومت “

    کنکاشی در مورد ” شورای ملی مقاومت ” فیلم و متن کامل مصاحبه تلویزیونی محمد حسین سبحانی با دکتر ابوالحسن بنی صدر 06.11.2010 ایران قلم گفته می شود که برای برون‌رفت از هر تضادی باید به “شورا” متوسل شد، زیرا “شورا” جوهر دموکراسی است . اما جامعه ایرانی با این پرسش مواجه است که پس چرابعضی از شوراها …

    مطالب مرتبط :

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    سرپیچی کردم و به خانواده ها سنگ نزدم. خاطراتی از تشکیلات مجاهدین (۲)   پیوند رهایی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  شخص فرمانده ظلع بر سرم فریاد کشید: تو که با فلاخن نقطه میزنی چرا اینها را نمیزنی؟! من ناخوداگاه بدنم لرزید و یخ کردم و گفتم من سنگ نمی اندازم هر چه اصرار کرد سنگ نینداختم چون چهرۀ چروکیدۀ آن پیرمردان و پیره زنان معصوم و مظلوم ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    بیماری وانتقال به پشتیبانی علی شیرزاد، فریاد آزادی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… دوم نوشتم ازاین ببعد ما درعراق هم نظامی وهم سیاسی قفل وکاری نمیتونیم بکنیم . چون راه جنگ بسته وبا اوردن نمونه حرفهای امریکایی ها درباره صدام که درایران شنیده بودم نتیجه گرفتم که درنهایت امریکا صدام راسرنگون وما ضررمیکنیم . بهترین راه برای ما این است تا دیرنشده خودرا ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    مصاحبه آقای منوچهر عبدی از گفتاری به نوشتاری تبدیل شده است قسمت دوم  فریاد آزادی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…بطور مطلق تماس گرفتن با فرد جدا شده مرزسرخ بود یعنی اینکه شما به هیچ عنوان حق نداشتی بله همین بدگویی ها را می کردند که اینها یک تعدادشون معتاد و کارتن خواب شدن یک تعدادشون توسط باندهای مافیایی درآلبانی عضوگیری شدن ، یک تعدادشون هم برای دولت ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

      رهبری مجاهدین، جهت بدهکار کردن نیروها، تمامی تخصص و دستاوردهای مادی و معنوی آنان منجمله انگیزه و زندان و دانش سیاسی و نظامی، را به سخره گرفته و هر آنچه نقاظ قوت شان بود را با شماتت و تحقیر و فشار به نقاط ضعف شان بدل کرده و از نو و پس از تحقیر و تنبیه نیروها و به بهانه تسریع مبارزه و ماندگاری شان، ارزشها و ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    آیا فریاد رسی هست؟ + دو مطلب دیگر از بنیاد سحر بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… مشکل الف. میم. در همان زمان از طرف دوستان وی به مسئولین فرقه رجوی هم گفته شد و در خواست کمک گردید اما فرقه با اعلام اینکه “مگر اینجا سازمان خیریه است”، کسی را که همه عمر خود را صرف این فرقه و رهبر ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    نامه ای به ساکنان کمپ تیرانا  علی جهانی، وبلاگ آیینه، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  سران فرقه سعی دارند با انتقال شما از کمپ تیرانا به یک محل دور افتاده اشرف دیگری را برای نگه داشتن شما در تشکیلات پوسیده شان؛ این تشکیلات قرون وسطایی را چند صباحی بیشتر حفظ کنند. اما واقعیت این است که دیگر نه شرایط سیاسی و جغرافیایی ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    دست و پا زدنهای بیهوده مریم قجر داعشی در باتلاق آلبانی   محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… این شیوه شناخته شده برای ما که بیست سال در تشیکیلات این فرقه مافیائی بودیم کاملا شناخته شده است . این شیوه کلاشی و شیادی از زمان ان مرحوم روح پلید مفقود القبر ( رجوی داعشی ) در عراق ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    دروغگویی این مرید دیر سال رجوی!  صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  این جمع بسیار اندک و درحاشیه قرار گرفته کیانند؟ به شخص بنده که برسیم ، درجوابت عرض می شود که من هرگز شاهد اقبال داخلی از شما نبوده ام که مثلا دچار حسادت گردم! اقبال خارجی تان البته که نشانه های مهمی مانند خیانت به منافع ملی ودریوزگی درمقابل هارترین ومرتجع ترین را نشان میدهد و …  https://www.youtube.com/watch?v=_DHChhQwo5Q http://iran-interlink.org دروغگویی این مرید دیر سال رجوی! ۲۷/۰۶/۱۳۹۶ ” درد دلی با مجاهد “ نام نوشته ایست منتسب به پرویز خزائی که  نوشته اش نشان می دهد که هرچه پیرتر میشود ، خرف تر ودورغگو تر جلوه میکند! او مینویسد : ” آری ای مجاهد!، مسعود تو، در زمانیکه بسیاری بسیار، حتی توده ای ها، عکس امام را در ماه بر پشت بامها به نظاره ایستاده بودند- در قم به خمینی نه بزرگی گفت …”. قسمت اول ادعا بقدر کافی دروغ است و احتیاجی بدلیل تراشی در تکذیب آن وجود ندارد! به قسمت دوم که میرسیم ، یاد خاطره ی یکی از شاهدان زنده را که دراینترنت منتشر شده میافتم که طرف بعنوان خبرنگار دراتاق همجوار محل این ملاقات منتظر نوبت بوده وبا گوش خود شنیده بود که رجوی ازامام خمینی درخواست میکرده که بشرط تحویل انحصاری دولت بدست رجوی وراندن هواداران سایر جریانات سیاسی از دوایر دولتی، او متقابلا میلشیای خود را تحت امر امام خمینی قرار خواهد داد واورا بعنوان پدر معنوی سازمان خواهد پذیرفت که مقبول نیافتاده بود وسایر قضایا … دراصل رجوی بعنوان یک خود شیفته ، انحصار طلب علاج ناپذیر وماکیاولیست تمام قد ، ازهمان روزهای اولیه ی انقلاب قصد سرکوب تمامی جریانات سیاسی کشور را داشت وبهتر میدانست این عمل را بدست بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران انجام دهد! درادامه ی این دروغ گویی های بی شرمانه آمده است : ” ای مجاهد! آیا لازم است که من شرح این داستان بزرگ تاریخی، از قم و امجدیه به بعد، را در این نوشته تکرار کنم؟ نه! به همین بسنده میکنم، چون جزء جزء این داستان پرافتخار پنچ دهه تاریخ ایران زمین، سرزمین محبوب و معشوق ما، در سینه هر هم میهن آگاه ثبت و ضبط است “. اگر ازترقه بازی های سازمان از سال ۱۳۵۰تا ۵۴ ، صرفنظر کنیم یا حتی آنها را بحساب افتخارات سازمان درج کنیم ، آنچه از این جریان استحاله شده وبه صفوف دشمنان مردم پیوسته در سینه ی مردم میماند ، چیزی جز خیانت وکینه ورزی نیست وتو هموطن ره گم کرده ای که این گم کردن تبدیل به خیانت واضح ومهمی شده ، بازهم داری دروغ میگویی! همچنین است : مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    متن کوتاه فوق که ازاینترنت دریافت شده ، بدرستی روند امور مربوطه را نشان میدهد . براستی هم مردم اطلاع چندانی ازآن نیافتند تا  بهتربدانند که برجام تنها مربوط به آمریکا نیست که هر بلایی خواست سرش بیآورد وآگاه گردند که تبلیغات جهنمی رسانه های غرب ، جنبه ی روانی قضیه را – که مردم را مایوس نمایند - بیشتر ازهمه چیز مد نظر قرار دارند! باند رجوی ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

    جرم نابخشودنی تماس با خانواده بعد از فوت پدر!! خاطراتی از تشکیلات مجاهدین   پیوند رهایی، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… از اتاق آمدم بیرون رفتم داخل یکی از حمام ها ساعتها با خودم گریه می کردم که در این عصر ارتباطات من باید هزار التماس بکنم که برای فوت پدرم بروم زنگی به خانواده بزنم و خبری از وضعیت بازماندگان و دیگر اعضای خانواده بگیرم و تسلیتی بگویم ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 ايران قلم. محفوظ است.