• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • اردوگاه اشرف، آشوویتسی دیگر

    Women slaves Mojahedin Khalq Camp Liberty

    اردوگاه اشرف، آشوویتسی دیگر

    ژ. ه. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  در اشرف که بودیم کارمون شده بود ساخت و ساز تا اشرف را از یک پادگان نظامی خشک و بی آب و علف تبدیل کنیم به یک شهر آباد، که بعدها رجوی ملعون پزشو بده، که بهشت روی زمین شده. راستی از کجا شده بهشت روی زمین؟ از استثمار نفرات تا بن استخون و کار اجباری. براشون فرقی نداشت که نفر چه مشکلی دارد، براشون انجام کار به هر صورت مهم بود … 

    The Life of Camp Ashraf,

    لینک به منبع

    اردوگاه اشرف، آشوویتسی دیگر

    مقاله وارده از جانب یکی از جداشدگان اخیر از فرقه رجوی در آلبانی

    هر وقت به آشوویتس فکر می کردم، از این همه بی رحمی که در حق انسانها در آن مقطع شده بود متنفر می شدم، غافل از اینکه خودم در یک اردوگاه کار اجباری مانند آشوویتس بسر می بردم. الان که فکر می کنم تنم از این همه ظلم و ستمی که بر ما رفت می لرزه، چرا؟ چون در اردوگاه آشوویتس دشمن خیلی آشکارا این کار را باهاشون می کرد، اما در اردوگاه اشرف در پوستین بره کاری با ما می کردن که هیچ گرگی با گوسفند نمی کنه.

    در اشرف که بودیم کارمون شده بود ساخت و ساز تا اشرف را از یک پادگان نظامی خشک و بی آب و علف تبدیل کنیم به یک شهر آباد، که بعدها رجوی ملعون پزشو بده، که بهشت روی زمین شده. راستی از کجا شده بهشت روی زمین؟ از استثمار نفرات تا بن استخون و کار اجباری. براشون فرقی نداشت که نفر چه مشکلی دارد، براشون انجام کار به هر صورت مهم بود، خیلی از بچه ها از کار یدی طاقت فرسا فلج شدن، کسی را یارای مخالفت نبود، چون عواقب آن خیلی سنگین بود. در نشست سرش می ریختند و تهمت تمارض و “نه جنگ” و پیش برد خط دشمن در مناسبات رو بهش می زدن.

    یادمه بتول رجائی که مسئول بحث های تشکیلاتی بود می گفت اگه هیچ کاری نداشته باشیم صبح باید چاله بکنیم بعد از ظهر دوباره آنرا پر کنیم. کاری کنیم که شب وقتی می خواهیم بخوابیم تا سه بشماریم از خستگی خوابمون برده باشه. حتی در روزهای بسیار گرم تابستان و ماه مبارک رمضان دست از سر نفرات نمی کشیدن. باید می رفتیم زیر آفتاب سوزان عراق کار می کردیم و اینو می گقتن عین عملیات سرنگونی.

    تا دلت بخواد از نفرات کار می کشیدن تا جایی که حتی نفرات رو تشویق می کردن که زمانهای استراحت ظهر هم کار کنن. یه روز یه نفر اعتراض کرد که شما بخاطر مختصر استراحت ما اعتراض می کنید. چرا زمانهای استراحت ما رو مجبور می کنید کار کنیم؟ مگه نمی گید زمان استراحت؟ چرا باید زمان استراحت کار کنیم؟ که نفرات گماشته شده رجوی در نشست سرش ریختن، و سر این حرف بهش به اصطلاح انتقاد کردن که همه اش به فکر خودش و استراحت است، دشمن رو فراموش کرده. اینطوری نفرات رو سرکوب می کردن.

    در پروژه ساختن جاده صد در اشرف شب و روز نداشتیم. شب کاری اجباری برای نفرات می ذاشتن فارغ از مشکلات جسمی که داشتن. اسم نفر رو لیست می کردن و صداش می زدن که بره شب کاری. قرار بود که جلوی این پروژه رو دولت عراق بگیرد. اما سازمان با فشار آوردن به نفرات و شب کاریهای پنهان آن را طوری به اتمام رساند که حتی نگهبانان اطراف اردوگاه اشرف متوجه نشدن.

    در ساخت امجدیه شب و روز از ما کار می کشیدن. یه روز ظهر که به مقر برمی گشتیم از شدت گرما و خستگی ناشی از کار و عرق بیش از حد بیهوش شدم. وقتی بهوش آمدم دیدم که دوستام مرا به درمانگاه مقر منتقل کردن و سرم تو رگ دستم هست. پرسیدم چی شده؟ گفت گرما زده شدی، از هوش رفتی. پس از اتمام سرم باید می رفتم تا برای کار بعد از ظهر آماده می شدم.

    کسی که درخواست استراحت می داد بسادگی قبول نمی کردن. می گفتن باید زمان بعدی نیم ساعت یا یک ساعت زودتر بیدار شی. اگه نمی شدی می اومدن سراغت بزور بیدارت می کردن.

    در پروژه جمع آوری آهن آلات در اشرف از صبح که می رفتیم غروب برمی گشتیم، خسته و کوفته. شب هم بهمون بدلیل کم کاری انتقاد می کردن یا بقیه نقرات معلوم الحال و بقول خودشون چشم و گوش تشکیلات رو به جونت می انداختن. بعد می گفتن مجاهد هیچ حقی بجز پرداخت یکسویه ندارد.

    تا بن استخون استثمارمون می کردن تا از رنج و شکنج و استهلاک فیزیکی ما برای خودشون موقعیت سیاسی بسازن. بخدا چه نفراتی که کمر و زانو و مچ و دست و گردن خودشون را در این کارهای سخت از دست دادن.

    اما یکسری نفرات خاص و ویژه که شامل بچه های خودشون می شدن دست به سیاه و سفید نمی زدن. همه اش در کلاسهای تخصصی بودن، بطوری که صدای همه در اومده بود. دردونه های خودشون رو به انواع و اقسام کلاسها می فرستادن. اما ما بدبخت بیچاره ها باید از صبح تا غروب جون می کندیم.

    بخدا اگه یک سوم کاری که در اشرف کردیم در جامعه خودمون می کردیم تا آخر عمرمان کافیمون بود. ولی در اشرف باید آخر شب از خودت هم انتقاد می کردی که برای رجوی کم کار کردی و میگفتی که باید فردا بیشتر تلاش کنم.

    از کجا بگم؟ از هر کجا بگم یک از میلیون نگفتم. کاری که رجوی ملعون با ما افراد صدیق و وفادارش کرد هیتلر با یهودی ها در آشوویتس نکرد. مگر جریان آشوویتس کلا چقدر طول کشید؟ این قدر از نفرات کار میکشیدن تا شب فرصت نکند از خستگی به چیز دیگری فکر کند و بمحض اینکه سرش به بالش برسد خوابش ببرد. این رو خودم سالها تجربه کردم. صبح وقتی بزور بیدارم می کردن یادم نمی اومد کی خوابیدم.

    ذره ذره وجودمون آب شد تا دریاچه نور رو درست کردیم. آخ وقتی یادم می افته تنم می لرزه. با کلنگ و بیل مجبورمون می کردن تا چاله دریاچه رو در زمین سخت اشرف بکنیم. یه بیابون خشک رو باید در کمترین زمانبندی تبدیل به دریاچه با درختان انبوه می کردیم. خیلی ها از شدت کار شب از حال می رفتن، اما صبح باز هم سراغشون می رفتن و دست بردار نبودن. ذره دره وجودمون مثل شمع آب شد و جسممون هر روز تحلیل می رفت. خیلی هامون به مریضی های لاعلاج مفصل و استخون و دیسک کمر و… دچار شدیم.

    دنیا نفهمید که این تشکیلات رجوی چی بر سر ما یعنی نفرات خاص خودش آورد. الان همه اعضای بدنم از شدت کارهای سخت و طاقت فرسای اجباری از کار افتاده. این که براتون میگم ذره ای از کل آن چیزی بود که بر ما گذشت.

    نویسنده ژ.ه. جدا شده از سازمان ساکن آلبانی

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.