• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • مهدی خوشحال: خطر فرقه های سیاسی ـ مذهبی

    خطر فرقه های سیاسی ـ مذهبی

    Mehdi Khoshal Baghdadمهدی خوشحال، ایران فانوس، چهاردهم اوت ۲۰۱۷:…  در عصری که تعدادی از بنیانگذاران جهل و تباهی، که قرار بود فقط شش ماه زندگی کنند بیش از هفتاد سال شبها سر با بالشت غفلت و تا صبح در خواب ناز به سر بردند و از خواب بیدار نشدند و یکی از آنها به غیبت کبری رفت، قربانیان ستم، کسانی چون نادره افشاری، میترا یوسفی، معصومه یگانه، هادی شمس حائری، فرزاد فرزین فر و شاید کسانی که از یاد برده … 

    لینک به منبع

    خطر فرقه های سیاسی ـ مذهبی

    توضیح: این مقاله در اصل بهار سال ۱۳۷۶ و برای اولین شماره ماهنامه پیوند نوشته شد. آن روز، هنوز بشریت وارد هزاره سوم نشده بود و تمدن اروپا آرام و به دور از جنجال و نا امنی به راه خود ادامه می داد و شاید کسی فکر این را نمی کرد که به زودی و با فرا رسیدن هزاره سوم، اروپا و بخشهایی از جهان با موجی از ترور و ارعاب  روبرو شوند. خودم چنین فکر نمی کردم اما حدس می زدم در آینده، تروریسم و فرقه ها خطری برای گوشه ای از جهان باشند. به همین منظور، این مقاله را تهیه کردم اگرچه آن روز به دلیل کمبود وسایل، انتشار و اطلاع رسانی به کندی و آهستگی صورت می گرفت و طبعاً به گوش همگان نمی رسید و خطر جدی گرفته نمی شد. همچنین پس از گذشت بیست سال، مطالب زیر به طور صد در صد نمی تواند منظور امروزم باشد. با این وجود، مطالبی که در زیر می آید، کماکان مسایل و مشکلات امروز جامعه بشری را در بر می گیرد و به راحتی نمی توان از کنارش عبور کرد و فکری برای تروریسم و اسیران فرقه ها و آیندگان در معرض خطر، نکرد.

    همچنین در اینجا، جا دارد تا از بیست سالگی ماهنامه پیوند یاد شود. نشریه ای که برای اولین بار و عصر خاموشی و سکوت و طلسم، صدای ستم دیدگان و سرکوب شدگان فرقه رجوی را بازتاب داد و پایه ای شد برای سیل بنیان افکنی که تا امروز بنیان جهل و تباهی را نابود و به ورطه سقوط کشانده است. ضمناً، جا دارد به سهم خودم از دست اندرکاران و بنیانگذاران این نشریه کمال تشکر و قدرانی انجام گردد به ویژه آن دسته از عزیزانی که از راه دور و نزدیک با ماهنامه پیوند، همکاری داشتند و امروز در میان ما نیستند.

    در عصری که تعدادی از بنیانگذاران جهل و تباهی، که قرار بود فقط شش ماه زندگی کنند بیش از هفتاد سال شبها سر با بالشت غفلت و تا صبح در خواب ناز به سر بردند و از خواب بیدار نشدند و یکی از آنها به غیبت کبری رفت، قربانیان ستم، کسانی چون نادره افشاری، میترا یوسفی، معصومه یگانه، هادی شمس حائری، فرزاد فرزین فر و شاید کسانی که از یاد برده باشم در میانه راه دق مرگ شدند اما به اندازه فهم و توان خود مسئولیت پذیرفته و سالها در مقابل جهل و تباهی، سوختند و چون مشعلی چراغ راه راه گم کردگان دیگر شدند. روحشان شاد.

    لهذا، مقاله „خطر فرقه های سیاسی ـ مذهبی“ که بیست سال پیش برای ماهنامه پیوند نوشته شد، با حذف قسمتهایی در زیر می آید.

    اگرچه گروههای مافیایی نگونبخت از قدرت دور و گاه مورد مذاکره جهت وجه المصالحه اربابان خود قرار می گیرند، اما آنچه که به نقش خودشان مربوط است، اینکه هر چه بیشتر بایست اپورتونیست عمل نمود، مرده ها را مومیایی کرد، دست به مزدوری و ماجراجویی زد تا زنده ماند. انقلاب در توده ها را فراموش کرد، چون تعادل قوا از سوی بیگانه عوض می شود، پس بایست انقلاب ایدئولوژیک کرد، انقلاب سیاسی، تروریستی، جاسوسی، قاچاق، سرقت، زندان، شکنجه، تسویه حسابهای خونین، و بالاخره رقص و آواز…! بدینگونه بایست مطرح شد، اعلام موجودیت کرد و جان گرفت. گاه جار و جنجالهای تبلیغاتی و شکل تروریسم و خشونت در خارج از خود، و زندان و شکنجه و اختناق و تعزیه ـ در درون برای حفظ و کنترل اعضاء ـ قبل از این که ادامه اهداف اولیه شان باشد، نان خوردن بر گور گذشتگان باشد، برای بلوکه کردن فضای سیاسی و مطرح کردن خود است. و اگر فرقه های سیاسی ـ مذهبی مترصد قدرت، آن شانس و اقبال را داشته باشند تا به دستور رهبر در فرار به پیش و فرار از محاکمه سیاسی ـ تاریخی، در یک انتحار جمعی خود را بسوزانند و حقیقت اعلی بدانند و بدینگونه خود را به مردم دنیا تحمیل کرده و جاودانه باقی بمانند، باز هم اینها ربطی به اهداف اولیه ندارد…

    هنوز در سراسر جهان فرقه های متعدد سیاسی ـ مذهبی، با اهداف مختلفی پراکنده اند. یکی از این فرقه های مذهبی “ شاهدان یهوه“، منشعب از دین مسیحیت هستند که مرکز فعالیت شان در آلمان است و در شهرکSelters- Taunus  (زلترس تانوس) تشکیلات وسیع و مستحکمی با ۱۲۰۰ پرسنل حرفه ای دارند. آنها در شکلی کاملاً مساوی و برادرانه، کنار هم زندگی و مبارزه می کنند. مبارزه شان، نشر تبلیغات مذهبی از طریق نشریه و کتاب است، و ضمناً نفرات حرفه ای با شرکت در انبوه جلسات و کنفرانسها با مردم، کار موعظه ای خانه به خانه نیز انجام می دهند. آنها همچنین در کشورهای دیگری چون استرالیا، اتریش، بلژیک، کانادا، دانمارک، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، سوئد، سوئیس و هلند شعبات کوچکتری دارند. آنها اخبار و نصایح ماهانه خود را به ۱۲۵ زبان دنیا، و به تیراژ میانگین ۲۰۹۸۰۰۰۰ از سال ۱۹۷۹ آغاز کردند و انتشارات خود را به اکثر نقاط دنیا ـ به جز چند نقطه که بنیادگرایی اسلامی مانع از فعالیت آنهاست ـ منتشر می کنند.

    „شاهدان یهوه“ معتقدند که یک کار تبلیغاتی صرف مذهبی برای مردم، جهت برقراری عدالت اجتماعی و مساوات، در روی زمین انجام می دهند. کاری به سیاست ندارند، چون که ماخذ اعمال و گفتار و نوشتارشان، کتاب آسمانی انجیل است. ولی در آینده پس از تصرف قدرت سیاسی، خواهند توانست محصول زحمات امروز خود را درو کنند. ظاهراً از سیاست وقت دفاع می کنند، اما در خفاء انتقاداتی به آنها دارند.

    این فرقه مذهبی نشریه ماهانه اش برج دیدبانی نام دارد، در خردادماه سال ۱۳۷۶ سرمقاله ای تحت عنوان „خطر سازمانهای مخفی تا چه حد ما را تهدید می کند“، دارد. آنرا به خوانندگان پیوند تقدیم می کنم.

    چرا این همه رمز و راز؟

    ضرب المثلی فرانسوی چنین ادعا می کند: „چیزی طاقت فرساتر از راز نیست“. آیا این مطلب می تواند توضیح دهد که چرا ما از آگاه شدن از رازی به هیجان می آییم ولی نگهداشتن آن برایمان عذابی الیم است؟ با این حال، طی قرون متمادی، افراد بسیاری به شوق رازداری و دنبال کردن هدفی مشترک خود را در دامن گروههای زیر زمینی و سری انداخته اند.

    در بین پیشگامان این گروه های سری می توان از فرقه های اسرارآمیزی که در مصر، یونان و روم، به وجود آمدند نام برد. بعدها بعضی از این گروهها پیشینه مذهبی خود را از دست دادند و بیشتر به مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پرداختند. برای مثال در قرون وسطی وقتی اتحادیه های صنفی در اروپا شکل گرفتند، اعضای آن در واقع برای حفظ موقعیت اقتصادی اتحادیه خود بود که اسرار آن را حفظ می کردند. بر طبق دایره المعارف بریتانیکا، امروزه گروههای مخفی و زیر زمینی اغلب برای مقاصد شرافتمندانه، احتمالاً مانند „اهداف عام المنفعه و خیرخواهانه“ و رسیدگی به „امور خیریه و برنامه های آموزشی“ به وجود آمدند. بعضی از انجمنهای برادری، کلوب های جوانان، محفلها و گروههای دیگر نیز در زمره گروههای سری و یا نیمه سری قرار دارند. عموماً این گروهها بی آزار هستند و حفظ اسرار برای اعضای آنها حالتی هیجان انگیز دارد. مراسم عضویت با ماهیت اسرار آمیز خود، حالت عاطفی شدیدی در اعضاء به وجود می آورد و حلقه رفاقت و وحدت را در بین آنان تقویت می کند. در اعضاء این گروه این احساس به وجود می آید که به گروهی تعلق دارند و زندگیشان هدفی پیدا کرده است. این نوع گروههای سری معمولاً تهدیدی برای افراد غیر عضو نیستند. اعضای گروه افراد خارج از گروه را به علت عدم آگاهی از سر ایشان، پایین تر نمی دانند.

    چه وقت رمز و راز خطرناک می شود؟

    گروههای سری از لحاظ سری بودن شان در درجات مختلفی قرار دارند. همان طور که دایره المعارف بریتانیکا، اشاره می کند گروههایی که „رازی در رازی دیگر“ نهفته دارند بخصوص خطرناک هستند. این دایره المعارف، در ادامه توضیح می دهد که اعضای بالارتبه „با استفاده از اسامی مستعار ویژه، آزمایشات سخت و یا افشای اطلاعات، می خواهند خود را در طبقه ممتاز قرار دهند. و بدین ترتیب افراد پایین رتبه را برای رسیدن به چنین مقامی، تشویق به انجام کارهای بخصوص کنند“. واضح است که عضویت در چنین گروههایی خالی از خطر نیست. افراد پایین رتبه ممکن است قبل از رسیدن به مقامی که به آنان اجازه دسترسی به اطلاعات سازمان را بدهد، کاملاً از اهداف اصلی آن غافل باشند. اشخاص به راحتی در تله گروههایی می افتند که تنها بخشی از اهداف و یا خط مشی آنها مشخص است و شاید همان بخش کوچک را هم کاملاً برای شخص توضیح ندهند. اما افرادی که درگیر چنین گروههایی شده اند بعدها آزاد شدن از بند آنها برایشان مشکلات بسیاری به همراه داشته است چون در واقع به صورت حلقه ای از زنجیر اسرار سازمان در آمده اند. خطر سازمانهای سری به ویژه وقتی بزرگتر می شود که بدنبال اهداف غیر قانونی و جنایت کارانه حتی موجودیت خود را مخفی نگه می دارند. یا اگر وجود سازمانی مخفی و اهداف کلی آن شناخته شده باشد، این سازمان تا حد ممکن سعی می کند اعضاء و یا اهداف سری کوتاه مدت خود را مخفی نگه دارد. این موضوع بخصوص در مورد گروههای سر سخت تروریستی که گهگاه با اقدامات تروریستی خود رعب و وحشت در دل جهانیان می اندازند کاملاً مشهود است.

    رمز و راز و مخفی کاری نه فقط برای خود شخص بلکه برای کل جامعه می توانند خطرناک باشند. باندهای سری جوانان را در نظر بگیرید که به وحشیانه ترین روشها به شکار قربانیان خود می پردازند، همچنین باندهای جنایی چون باند مخفی مافیا، و یا برای مثال „کوکلوکس کلان ها“(۱) که به برتری نژاد سفید معتقدند و بسیاری گروههای تروریستی که در گوشه و کنار جهان مانعی بر سر راه امنیت و صلح جهانی هستند.

    امروزه چه کار می کنند؟

    بین سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ محصول جنگ سرد در چند کشور اروپای غربی گروههای سری ای بودند که بصورت هسته هایی برای نیروهای مقاومت در مقابل هجوم احتمالی شوروی به اروپای غربی به وجود آمدند. برای مثال به گزارش مجله آلمانی زبان فوکوس „۷۹ آمادگاه سری نظامی“ در طی این سالها در اتریش پدید آمد. بسیاری کشورهای اروپایی از وجود این گروهها بی خبر بودند. یک مجله خبری در اوایل دهه ۱۹۹۰ این مسئله را با واقع بینی چنین ابراز کرد: „اینکه امروزه چه تعداد از این گروهها مشغول فعالیت می باشند و اینکه هم اکنون چه کارهایی می کنند، هنوز در پس پرده ابهام قرار دارد“.

    واقعیت امر هم چنین است زیرا هیچکس نمی داند که هم اکنون چه تعداد از این گروههای سری واقعاً خطرناک می باشند. شاید خطری چنان بزرگ که حتی نتوان تصورش را کرد.

    رمز و راز به نام خدا؟

    در مارس سال ۱۹۹۵ گازی سمی در متروی شهر توکیوی ژاپن ۱۲ تن را کشت و هزاران نفر را مسموم کرد و بعلاوه رازی نهفته را آشکار ساخت. فرقه ای مذهبی معروف به آم شینریکیو(حقیقت اعلی) پنهانی گازی سمی به نام سارین را انبار کرده بود، و سپس آنرا برای مقاصد مرموز خود استفاده کرد.

    یک ماه بعد نیز انفجار بمبی یکی از ساختمانهای دولتی شهر اکلاهمای آمریکا را منهدم ساخت و مرگ ۱۶۷ نفر را به دنبال داشت. شواهد ظاهراً نشان دهنده آن است که این جریان به نحوی به دنبال رودررویی خصمانه ای بود که درست دو سال پیش از آن در شهر وکو واقع در ایالت تگزاس بین دولت ایالات متحده و یک فرقه مذهبی به نام برنج دویدین اتفاق افتاده بود. در این درگیری ۸۰ نفر از اعضای این فرقه کشته شدند. انفجار این بمب همچنین در برابر چشمان بسیاری پرده از رازی بزرگ کنار کشید و آن این که تعداد بسیاری گروه شبه نظامی در ایالات متحده فعال می باشند و در بین اینها تعدادی در خصوص طرح ریزی نقشه های سری در مخالفت با دولت مورد سوء ظن قرار دارند.

    در اواخر سال ۱۹۹۵ در جنگلی نزدیک شهر گرنوبل فرانسه ۱۶ جسد سوخته یافت شد. آنان اعضای دسته معبد خورشید بودند. فرقه مذهبی کوچکی که حتی در اکتبر ۱۹۹۴ به دنبال خودکشی و یا شاید قتل ۵۳ نفر از اعضای آن اخبارشان در سوییس و کانادا شنیده شده بود. اما حتی پس از این فاجعه نیز این فرقه به فعالیتهای خود ادامه داد. انگیزه ها و اهداف این گروه هنوز در پشت غباری از اسرار پنهان است.

    خطر سری بودن مذاهب

    با در نظر گرفتن این وقایع، آیا هنوز هم برایتان تعجب آور است که چرا بسیاری از مردم به گروههای مذهبی مظنون می باشند؟

    مسلماً کسی مایل نیست از گروه سری ای طرفداری کند که از اعتماد اشخاص سوء استفاده کرده آنان را مجبور به دنباله روی از اهدافی می کند که با آنها موافق نیستند، حال چه این گروه مذهبی باشد، چه غیر مذهبی. چگونه افراد می توانند مانع افتادن در تله گروههایی شوند که ماهیتی مشکوک دارند؟

    واضح است که هر کسی که در فکر است به عضویت گروهی سری در آید عاقلانه است که در مورد اهداف اصلی گروه اطلاع کامل حاصل کند. باید در مقابل فشار دوستان و آشنایان مقاومت کنیم و تصمیمی که می گیریم باید بر اساس حقایق باشد نه بر پایه احساسات. به خاطر داشته باشید که مشکلات و پسامدهای احتمالی این کار گریبانگیر خود شخص است نه هیچکس دیگر…

    پاورقی: این گروه آمریکایی با استفاده از صلیبی شعله ور به عنوان سمبول، یک سری ویژگیهای مذهبی گروههای مخفی پیشین خود را به میراث برده است. در گذشته اینان در شبیخون های خود قبایی بلند بر تن می کردند و خود را با پارچه ای سفید می پوشاندند و خشم و تنفر خود را بر سر سیاه پوستان، کاتولیکها، یهودیان، خارجی ها و اتحادیه های کارگران خالی می کردند.

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.