• محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • ایران قلم: از پیام شادباش !! مسعود رجوی خبری نیست. چرا؟    :    با گذشت چند روز از خروج کامل اعضای مجاهدین خلق از عراق از پیام شادباش و پیروزی ، سنت همیشگی مسعود رجوی ، خبری نیست. این فاکت ها ...
  • ایران قلم:رجوی و پایان سه دهه تحلیل آبکی در عراق    :   قبل از اینکه گزارش بی طرفانه !! رادیو فردا در مورد " سه دهه حضور رسمی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق پایان یافت "  را بخوانید ...
  • محمد حسین سبحانی : پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق    :   اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی  از عراق، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی ...
  • ایران قلم:چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟    :   اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا ...
  • پایان جشنواره ونیز؛ شب خوش سینمای ایران

    امسال سینمای ایران در بخش مسابقه اصلی نماینده‌ای نداشت، اما در بخش مسابقه‌ای افق‌ها- که معادل بخش “نوعی نگاه” در جشنواره کن محسوب می شود و در واقع به فیلم‌های مستقل‌تر اختصاص دارد- سه سینماگر ایرانی ساکن داخل و خارج از کشور حضور داشتند: وحید جلیلوند با فیلم “بدون تاریخ، بدون امضاء”، علی عسگری با “ناپدید شدن” و علیرضا خاتمی با فیلم “فراموشی می‌سراید” که در شیلی ساخته شده است. رخشان بنی اعتماد هم یکی از داوران این بخش بود که در نهایت، فیلم بدون تاریخ، بدون امضاء با دو جایزه به موفق ترین فیلم ایرانی امسال در ونیز بدل شد: جایزه بهترین کارگردانی برای جلیلوند و همین طور جایزه بهترین بازیگر مرد برای نوید محمد زاده. بدون تاریخ، بدون امضاء که در واقع دومین فیلم بلند جلیلوند – و دومین حضور او در بخش افق‌های جشنواره ونیز- است، داستان درگیر کننده‌ای را درباره طبقات اجتماعی در ایران روایت می‌کند و به طرز جذابی، دو طبقه مختلف را در یک نقطه به اشتراک می‌رساند.

    پایان جشنواره ونیز؛ شب خوش سینمای ایران

    فیلم شکل آب، ساخته گیلرمو دل تور شیر طلایی امسال را تصاحب کردحق نشر عکسKERRY HAYES
    Image captionفیلم شکل آب، ساخته گیلرمو دل تور شیر طلایی امسال را تصاحب کرد

    هفتاد و چهارمین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز، قدیمی‌ترین جشنواره جهان، شنبه شب، نهم سپتامبر، با اهدای جوایز به کار خودش پایان داد؛ شیر طلایی برای فیلم دیدنی طراز اول گیلرمو دل تورو با نام “شکل آب” و همین طور شب خوشی برای سینماگران ایرانی با سه جایزه در بخش افق‌ها.

    درخشش سینماگران ایرانی

    امسال سینمای ایران در بخش مسابقه اصلی نماینده‌ای نداشت، اما در بخش مسابقه‌ای افق‌ها- که معادل بخش “نوعی نگاه” در جشنواره کن محسوب می شود و در واقع به فیلم‌های مستقل‌تر اختصاص دارد- سه سینماگر ایرانی ساکن داخل و خارج از کشور حضور داشتند: وحید جلیلوند با فیلم “بدون تاریخ، بدون امضاء”، علی عسگری با “ناپدید شدن” و علیرضا خاتمی با فیلم “فراموشی می‌سراید” که در شیلی ساخته شده است.

    رخشان بنی اعتماد هم یکی از داوران این بخش بود که در نهایت، فیلم بدون تاریخ، بدون امضاء با دو جایزه به موفق ترین فیلم ایرانی امسال در ونیز بدل شد: جایزه بهترین کارگردانی برای جلیلوند و همین طور جایزه بهترین بازیگر مرد برای نوید محمد زاده.

    بدون تاریخ، بدون امضاء که در واقع دومین فیلم بلند جلیلوند – و دومین حضور او در بخش افق‌های جشنواره ونیز- است، داستان درگیر کننده‌ای را درباره طبقات اجتماعی در ایران روایت می‌کند و به طرز جذابی، دو طبقه مختلف را در یک نقطه به اشتراک می‌رساند.

    صحنه‌ای از فیلم
    Image captionصحنه‌ای از فیلم “بدون تاریخ، بدون امضاء” ساخته وحید جلیلوند

    با آن که فیلم چه از جهت مضمون و چه ساختار شبیه آثار فرهادی است (و از این رو مخالفان سرسختی هم دارد)، اما در نهایت موفق می‌شود به مدد کارگردانی حرفه‌ای و بازی‌های طراز اول، تماشاگران را به شدت در موقعیت غریب شخصیت‌ها درگیر کند.

    اولین فیلم بلند علیرضا خاتمی با عنوان “فراموشی می‌سراید” (که پیشتر به عنوان “آیه‌های نسیان” در فارسی ترجمه شده بود، اما فیلمساز خود نام “فراموشی می‌سراید” را عنوان فارسی فیلم می‌داند)، موفق شد جایزه بهترین فیلم‌نامه بخش افق‌ها را برای نویسندگانش (دومینیک ولینسکی و رنه بالستروس) به ارمغان بیاورد؛ داستان پیرمردی که در یک گورستان کار می‌کند و حالا با جسد دختری روبرو می‌شود که توسط نیروهای امنیتی کشته شده است. فیلم در شیلی می‌گذرد و فیلم‌ساز سعی دارد دنیای رئالیستی را با دنیای سوررئال بیامیزد و هرجا به سوررئالیسم پهلو می‌زند، صحنه‌های جذابی خلق می کند (مثل صحنه افتادن نهنگ از آسمان)، اما در نهایت ساختار کشدار و بسیار خسته‌کننده ‍‌ای دارد.

    اولین فیلم بلند علی عسگری با نام “ناپدید شدن”، بازسازی فیلم کوتاهی از اوست که در جشنواره کن در بخش مسابقه فیلم کوتاه نمایش داده شده بود. فیلمساز باز با همان قصه ( درباره دو جوان در تهران امروز که از شب تا صبح به دلیل خون ریزی دختری، سعی دارند بیمارستانی برای پذیرش او پیدا کنند) سعی دارد تصویری از زندگی اجتماعی جوانان ترسیم کند، اما دوربینی که شخصیت‌ها را تا انتها تعقیب می‌کند، از نفوذ به درون آنها عاجز است.

    گیلرمو دل تورو کارگردان مکزیکی که از متفاوت‌ترین و خاص‌ترین فیلمسازان معاصر شناخته می شود برنده شیر طلایی امسال شدحق نشر عکسGETTY IMAGES
    Image captionگیلرمو دل تورو کارگردان مکزیکی که از متفاوت‌ترین و خاص‌ترین فیلمسازان معاصر شناخته می شود برنده شیر طلایی امسال شد

    شیر طلا برای ستایش محض از فانتزی

    شیر طلای امسال- به حق- به فیلم “شکل آب” ساخته گیلرمو دل تورو رسید؛ کارگردان اهل مکزیک که از متفاوت‌ترین و خاص‌ترین فیلمسازان معاصر است که با فیلم درخشان “هزارتوی پن” بسیار ستایش شد. حالا آخرین ساخته‌اش، “شکل آب”، ادامه‌ای است بر همان دنیای خاص که شبیه دنیای هیچ فیلمساز دیگری نیست و امضای خاص دل تورو را به همراه دارد.

    فیلم داستان شخصیت زن لال غریبی را روایت می‌کند که عاشق یک هیولای آزمایشگاهی می‌شود؛ نجاتش می‌دهد تا با هم زندگی می کنند. این غریب‌ترین داستانی است که می‌شود تصور کرد، اما برای هواخواهان دل تورو، داستان کاملاً آشنایی است که فانتزی را به اوج می‌رساند و در نهایت می‌تواند با توسل به قدرت خیال- و البته کارگردانی شگفت‌انگیز- جهانی کاملاً باورپذیر خلق کند تا آنجا که تماشاگر می‌تواند برای یک هیولا اشک بریزد.

    جایزه بزرگ داوران ونیز به فیلم فاکس تروت ( Foxtrot) ساخته ساموئل مائوز از اسرائیل رسید که پیشتر با فیلم درخشان “لبنان” در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت شیر طلایی جشنواره ونیز شده بود.

    شیرنقره‌ای بهترین کارگردان نصیب کارگردان فرانسوی، زاویه لگران، برای فیلم “حضانت” شد و جایزه بهترین بازیگر زن به بازیگر باسابقه و ستایش شده، شارلوت رامپلینگ، برای فیلم “هانا” رسید و جایزه بهترین بازیگر مرد به کامل البشا برای فیلم “توهین”.

    جایزه بهترین فیلمنامه هم نصیب مارتین مک دونا نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی شد که فیلم تازه‌اش به نام “سه بیلبورد بیرون ابینگ میسوری” دل از منتقدان برد.

    آی وی وی، هنرمند سرشناس چینی با فیلم مستندش، “رود انسان”، نتوانست نظر داوران را به خود جلب کند؛ فیلمی که بیش از آن که به دل موضوع مهاجرت رسوخ کند، وجهی خبری و روزنامه‌نگارانه پیدا کرده، هرچند تصاویر درخشانی در دل دارد.

    جرج کلونی با فیلمش به نام “سوبربیکان”، ادای دینی می‌کند به دنیای کلاسیک فیلمسازی و با فیلمنامه‌ای که برادران کوئن نوشته‌اند، می توان رد پای دنیای آنها را با طنز سیاه مخصوص‌شان یافت.

    فردریک وایزمن با فیلم مستند تازه‌اش درباره کتابخانه عمومی نیویورک، دل برخی منتقدان- به ویژه انگلیسی- را برد، اما خوشبختانه نصیبی از جوایز نبرد؛ یک فیلم کشدار و خسته کننده و به تمام معنی “غیرحرفه‌ای” که به نظر می‌رسد تنها به مدد نام شناخته شده کارگردانش در جشنواره ونیز پذیرفته شده و بیشتر به سبک و سیاق لباس امپراتور هانس کریستین اندرسون تحسین می‌شود.

    در بخش کلاسیک‌ها، فرصت تازه‌ای بود برای تماشای نسخه‌هایی با کیفیت عالی از دو شاهکار بلامنازع کنجی میزوگوچی، سانشوی مباشر و افسانه چیگاماتسو؛ همین طور تماشای یک مستند جذاب با نام “تلالوی دیوانگی مارکو فرری” ساخته آنسلما دل اولیو که نوری تاباند بر دنیای دیوانه وار این فیلم‌ساز نابغه ایتالیایی که متاسفانه چندان قدر ندید و این روزها تازه دارد کشف می‌شود.

    مطالب مرتبط :

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    سرپیچی کردم و به خانواده ها سنگ نزدم. خاطراتی از تشکیلات مجاهدین (۲)   پیوند رهایی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  شخص فرمانده ظلع بر سرم فریاد کشید: تو که با فلاخن نقطه میزنی چرا اینها را نمیزنی؟! من ناخوداگاه بدنم لرزید و یخ کردم و گفتم من سنگ نمی اندازم هر چه اصرار کرد سنگ نینداختم چون چهرۀ چروکیدۀ آن پیرمردان و پیره زنان معصوم و مظلوم ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    بیماری وانتقال به پشتیبانی علی شیرزاد، فریاد آزادی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… دوم نوشتم ازاین ببعد ما درعراق هم نظامی وهم سیاسی قفل وکاری نمیتونیم بکنیم . چون راه جنگ بسته وبا اوردن نمونه حرفهای امریکایی ها درباره صدام که درایران شنیده بودم نتیجه گرفتم که درنهایت امریکا صدام راسرنگون وما ضررمیکنیم . بهترین راه برای ما این است تا دیرنشده خودرا ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    مصاحبه آقای منوچهر عبدی از گفتاری به نوشتاری تبدیل شده است قسمت دوم  فریاد آزادی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…بطور مطلق تماس گرفتن با فرد جدا شده مرزسرخ بود یعنی اینکه شما به هیچ عنوان حق نداشتی بله همین بدگویی ها را می کردند که اینها یک تعدادشون معتاد و کارتن خواب شدن یک تعدادشون توسط باندهای مافیایی درآلبانی عضوگیری شدن ، یک تعدادشون هم برای دولت ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

      رهبری مجاهدین، جهت بدهکار کردن نیروها، تمامی تخصص و دستاوردهای مادی و معنوی آنان منجمله انگیزه و زندان و دانش سیاسی و نظامی، را به سخره گرفته و هر آنچه نقاظ قوت شان بود را با شماتت و تحقیر و فشار به نقاط ضعف شان بدل کرده و از نو و پس از تحقیر و تنبیه نیروها و به بهانه تسریع مبارزه و ماندگاری شان، ارزشها و ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    آیا فریاد رسی هست؟ + دو مطلب دیگر از بنیاد سحر بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… مشکل الف. میم. در همان زمان از طرف دوستان وی به مسئولین فرقه رجوی هم گفته شد و در خواست کمک گردید اما فرقه با اعلام اینکه “مگر اینجا سازمان خیریه است”، کسی را که همه عمر خود را صرف این فرقه و رهبر ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    نامه ای به ساکنان کمپ تیرانا  علی جهانی، وبلاگ آیینه، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  سران فرقه سعی دارند با انتقال شما از کمپ تیرانا به یک محل دور افتاده اشرف دیگری را برای نگه داشتن شما در تشکیلات پوسیده شان؛ این تشکیلات قرون وسطایی را چند صباحی بیشتر حفظ کنند. اما واقعیت این است که دیگر نه شرایط سیاسی و جغرافیایی ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    دست و پا زدنهای بیهوده مریم قجر داعشی در باتلاق آلبانی   محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… این شیوه شناخته شده برای ما که بیست سال در تشیکیلات این فرقه مافیائی بودیم کاملا شناخته شده است . این شیوه کلاشی و شیادی از زمان ان مرحوم روح پلید مفقود القبر ( رجوی داعشی ) در عراق ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    دروغگویی این مرید دیر سال رجوی!  صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  این جمع بسیار اندک و درحاشیه قرار گرفته کیانند؟ به شخص بنده که برسیم ، درجوابت عرض می شود که من هرگز شاهد اقبال داخلی از شما نبوده ام که مثلا دچار حسادت گردم! اقبال خارجی تان البته که نشانه های مهمی مانند خیانت به منافع ملی ودریوزگی درمقابل هارترین ومرتجع ترین را نشان میدهد و …  https://www.youtube.com/watch?v=_DHChhQwo5Q http://iran-interlink.org دروغگویی این مرید دیر سال رجوی! ۲۷/۰۶/۱۳۹۶ ” درد دلی با مجاهد “ نام نوشته ایست منتسب به پرویز خزائی که  نوشته اش نشان می دهد که هرچه پیرتر میشود ، خرف تر ودورغگو تر جلوه میکند! او مینویسد : ” آری ای مجاهد!، مسعود تو، در زمانیکه بسیاری بسیار، حتی توده ای ها، عکس امام را در ماه بر پشت بامها به نظاره ایستاده بودند- در قم به خمینی نه بزرگی گفت …”. قسمت اول ادعا بقدر کافی دروغ است و احتیاجی بدلیل تراشی در تکذیب آن وجود ندارد! به قسمت دوم که میرسیم ، یاد خاطره ی یکی از شاهدان زنده را که دراینترنت منتشر شده میافتم که طرف بعنوان خبرنگار دراتاق همجوار محل این ملاقات منتظر نوبت بوده وبا گوش خود شنیده بود که رجوی ازامام خمینی درخواست میکرده که بشرط تحویل انحصاری دولت بدست رجوی وراندن هواداران سایر جریانات سیاسی از دوایر دولتی، او متقابلا میلشیای خود را تحت امر امام خمینی قرار خواهد داد واورا بعنوان پدر معنوی سازمان خواهد پذیرفت که مقبول نیافتاده بود وسایر قضایا … دراصل رجوی بعنوان یک خود شیفته ، انحصار طلب علاج ناپذیر وماکیاولیست تمام قد ، ازهمان روزهای اولیه ی انقلاب قصد سرکوب تمامی جریانات سیاسی کشور را داشت وبهتر میدانست این عمل را بدست بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران انجام دهد! درادامه ی این دروغ گویی های بی شرمانه آمده است : ” ای مجاهد! آیا لازم است که من شرح این داستان بزرگ تاریخی، از قم و امجدیه به بعد، را در این نوشته تکرار کنم؟ نه! به همین بسنده میکنم، چون جزء جزء این داستان پرافتخار پنچ دهه تاریخ ایران زمین، سرزمین محبوب و معشوق ما، در سینه هر هم میهن آگاه ثبت و ضبط است “. اگر ازترقه بازی های سازمان از سال ۱۳۵۰تا ۵۴ ، صرفنظر کنیم یا حتی آنها را بحساب افتخارات سازمان درج کنیم ، آنچه از این جریان استحاله شده وبه صفوف دشمنان مردم پیوسته در سینه ی مردم میماند ، چیزی جز خیانت وکینه ورزی نیست وتو هموطن ره گم کرده ای که این گم کردن تبدیل به خیانت واضح ومهمی شده ، بازهم داری دروغ میگویی! همچنین است : مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    متن کوتاه فوق که ازاینترنت دریافت شده ، بدرستی روند امور مربوطه را نشان میدهد . براستی هم مردم اطلاع چندانی ازآن نیافتند تا  بهتربدانند که برجام تنها مربوط به آمریکا نیست که هر بلایی خواست سرش بیآورد وآگاه گردند که تبلیغات جهنمی رسانه های غرب ، جنبه ی روانی قضیه را – که مردم را مایوس نمایند - بیشتر ازهمه چیز مد نظر قرار دارند! باند رجوی ... مطلب کامل

    کریم غلامی : یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، سر آغاز فاجعه برای بشریت

    جرم نابخشودنی تماس با خانواده بعد از فوت پدر!! خاطراتی از تشکیلات مجاهدین   پیوند رهایی، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… از اتاق آمدم بیرون رفتم داخل یکی از حمام ها ساعتها با خودم گریه می کردم که در این عصر ارتباطات من باید هزار التماس بکنم که برای فوت پدرم بروم زنگی به خانواده بزنم و خبری از وضعیت بازماندگان و دیگر اعضای خانواده بگیرم و تسلیتی بگویم ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 ايران قلم. محفوظ است.