ــ جنگ باشکوه یک زن برای داشتن حق مادری

Sara Bahrami

چاپ

جنگ باشکوه یک زن برای داشتن حق مادری… زنی که برای تکامل جهان زنانه‌اش … برای مادر شدن و مادر بودن … ضربه‌ناپذیر شده تا از روی غریزه و ناخودآگاه قهرمان قصهٔ ما بشه. او تنها کسی است که در قصه ما مشاجره می‌کنه، دروغ می‌گه، گریه می‌کنه، پیروز می‌شه، شکست می‌خوره، لبخند می‌زنه و… و احساس مادرانه رو تجربه می‌کنه حتی به قیمت درد کشیدن…
یادداشت سارا بهرامی برای فیلم نوعی خانواده؛
جنگ باشکوه یک زن برای داشتن حق مادری
ایلنا – 20.04.2018
جنگ باشکوه یک زن برای داشتن حق مادری

سارا بهرامی بازیگر سینما بعد از تماشای فیلم نوعی خانواده دلنوشته‌ای را برای این فیلم و موضوع زن و مادر نوشت.

 به گزارش خبرنگار ایلنا، متن یادداشت سارا بهرامی  برای فیلم نوعی از خانواده(  A SORT OF FAMILY ) که  اختصاصی برای ایلنا ارسال کرده به شرح زیر است :

***به قول اوریانا فالاچی در کتاب نامه به کودکی که هرگز متولد نشد

زن بودن لطیفِ و زیبا…

ماجرایی که مستلزم شجاعت بی‌پایان و مقاومتی خستگی ناپذیره.

زن بودن،

مادر شدن، مادر شدنی که حرفه نیست،

طبقه هم نیست، وظیفه هم نیست…

مادر شدنی که انگار تکامل سرنوشت یک زنه…

سرنوشتی که ازش هراس داری

از خیال آبستنی

از اضطراب

از درد

از متحمل شدن…

و این انتخاب، انتخاب آگاهانه…

و حق مادری…

***سورت آف فمیلی

جنگ باشکوه یک زن برای داشتن حق مادری…

زنی که برای تکامل جهان زنانه‌اش

برای مادر شدن و مادر بودن

ضربه‌ناپذیر شده تا از روی غریزه و ناخودآگاه قهرمان قصهٔ ما بشه.

او تنها کسی است که در قصه ما مشاجره می‌کنه،

دروغ می‌گه، گریه می‌کنه، پیروز می‌شه،

شکست می‌خوره، لبخند می‌زنه و… و احساس مادرانه رو تجربه می‌کنه حتی به قیمت درد کشیدن…

و خسته نمی‌شه و پا پس نمی‌کشه…

و در لحظهٔ سرنوشت ساز،

و در کمال ناباوری

بهترین انتخاب‌و می‌کنه…

شاید مهم‌ترین فصل

شاید سخت‌ترین فصل از قصهٔ مادری،

انتخاب جسورانه می‌کنه…

در اوج

با شناخت کامل

از حق زنانه خودش

از شرایط که برای او تقدیر شده،

از حق مادری می‌گذره.

از خود گذشتگی….

تا این قصهٔ عجیب و تکراری

قصهٔ مادری

باز هم مارو در مقام مخاطب شگفت زده کنه و

قلب هامونو رو آرام و مطمئن.

فیلم نوعی خانواده به کارگردانی دیگو لرمان محصول آرژانتین، برزیل، فرانسه، لهستان داستان مالنا پزشکی از طبقه متوسط در بوینس‌آیرس آرژانتین است. در یک روز بعدازظهر، او تماسی از جانب دکتر کاستاس دریافت می‌کند با این مضمون که باید هرچه سریع‌تر خودش را به شمال کشور برساند؛ چراکه بچه‌ای که او منتظر به دنیا آمدنش بود، اکنون در آستانه متولد شدن است. به طرزی ناگهانی و تقریبا بدون فکر و برنامه‌ریزی قبلی، مالنا تصمیم می‌گیرد سفری نامطمئن را آغاز کند؛ سفری پُرپیچ‌وخم که او باید طی آن با انواع و اقسام موانع قانونی و اخلاقی مقابله کند. او مدام از خود می‌پرسد که برای رسیدن به آن چیزی که می‌خواهد، خود را باید آماده مبارزه با چه محدودیت‌هایی بکند

این فیلم در سی و ششمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش در آمده است.