• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • - فرهاد نقش خویش به کوه کند، شیرین بهانه بود

    قصه‌های بلند 
    پُرند از لحظه‌های پوچ
    تو قصه کوتاهی

    جایی دو آبی به هم می‌رسند
    چنان در هم 
    که نه آبی؛ نه دریا
    یک آبی بی‌انتها
    می‌خواستم با تو چنین باشم

    من از همیشه بدم می‌آید 
    همیشه طولانی است
    چیزهای طولانی بیهوده می‌شوند

    فرهاد نقش خویش 
    به کوه کند.
    شیرین بهانه بود.

    فرهاد نقش خویش به کوه کند، شیرین بهانه بود

    GhalamroMagazine-2 فرهاد نقش خویش به کوه کند، شیرین بهانه بود

    نامت را از زندگان زدودم

    درست در نیامد
    نامت را به مردگان افزودم
    درست در نیامد
    قایم موشک تو با من با من
    همیشه و هنوز.

    دیدارت
    عبور چلچله از صحرا
    یک اتفاق
    در یک‌نواختی لحظه‌ها.

    مثل زلزله، مثل لرز
    مثل سیل، مثل گسل
    مثل رمیدن آهو، در کوه
    مثل افتادن یک ستاره یکباره
    مثل افتادن یک برگ
    مثل مرگ

    موزه

     تصویری از دماوند، در بند

    طرح طناب، طرح دار
    طرح قالی، چند شمعدان سفالی
    چند حباب لاله، چند کوزه هزارساله
    صدای آب، و سراب

    در گندمزار
    موهایم را به خوشه‌ها سپردم
    تنم را به ساقه‌ها
    سیب سبزی روی پیشانی گذاشتم
    و به رؤیا رفتم.
    رؤیایم اگر واقعی بود
    سنگسار می‌شدم.

    تو گول می‌زنی
    من گول می‌خورم
    نه تو خسته می‌شوی
    نه من خسته می‌شوم
    روز از نو
    باز بازی من و تو

    دیدار ما
    چون آب و ماه
    چه دور!
    چه درهم!

    تو می‌دانی چطور دروغ بگویی
    که باورت کنند
    من اما تا بخواهم دروغ بگویم
    دوتا رگ آبی، می‌دوند روی پیشانیم
    تا رسوایم کنند.
    اما، من این دو آبی فضول خبرچین
    را دوست دارم.

    یا نمی‌بینی مرا
    یا نیمه می‌بینی مرا
    شکل آه‌ام
    نیمه تاریک ماه‌ام.

    تا کنارت بودم
    به روبرویت نگاه می‌کردی
    حالا روبریت نشسته‌ام
    چشمان کنار دستی‌ات چقدر غمگین است

    هفت‌سین

    مجسمه ونوس با گردن‌بند کهربا
    چند تکه کاه
    سه تخم کبوتر
    چند شب‌تاب
    تنگی آب
    و سراب.

    برگ سبزی دور انگشتم می‌پیچم
    بهار می‌دود در تنم
    برگ زردی دور انگشتم می‌پیچم
    مادرم می‌پیچد در تنم
    وقتی برگی نیست
    رنگی نیست
    یاد تو می‌کنم

    بیش از آنکه دلتنگ هم باشیم
    معتاد هم‌ایم
    مثل برنده اهلی به قفس

    همسر محجوب کسی بود
    مادر محبوب کسی
    خود اما کسی نبود

    درخت نیستم
    فروشده در یک تکه خاک
    چلچله‌ام
    سفر می‌کنم سراسر خاک

    مثل ترک‌خوردن کاشی یک بنای تاریخی
    مثل آب شدن کوه‌های یخی
    مثل سیل
    مثل گسل
    مثل آوار
    مثل آخرین دیدار

    شوخی شوخی پراندی‌ام
    جدی جدی پریدم
    برای تو قفسی خالی ماند
    برای من آسمان.

    مثل زلزله
    مثل لرز
    مثل رمیدن آهو
    در کوه
    مثل افتادن یک ستاره
    یکباره
    مثل افتادن یک برگ
    مثل مرگ

    سفید بود
    با دو برگ کوچک سبز
    گل خشک لای کتاب دست دومی
    که خریدم.

    قصه‌های بلند
    پُرند از لحظه‌های پوچ
    تو قصه کوتاهی

    جایی دو آبی به هم می‌رسند
    چنان در هم
    که نه آبی؛ نه دریا
    یک آبی بی‌انتها
    می‌خواستم با تو چنین باشم

    من از همیشه بدم می‌آید
    همیشه طولانی است
    چیزهای طولانی بیهوده می‌شوند

    فرهاد نقش خویش
    به کوه کند.
    شیرین بهانه بود.

    مطالب مرتبط :

    حشد شعبی؛ آینده سیاسی این گروه در عراق چه خواهد شد؟

    دست و پا زدنهاى مريم رجوى از سر استيصال است عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم ژوئیه 2019:… در مرحله دوم اسارتگاه اشرف ٣ در كشور آلبانى  را روى آنتن برده و نمايشهاى مسخره اى حول آن به اجرا گذاشته است كه اين شورى بى اندازه و زياده روى بيش از حد مريم رجوى براى فريب افراد تشكيلات بر ضد خودش در درون و ... مطلب کامل

    مریم رجوی و رودی جولیانی در زندان اشرف ۳ در آلبانی

    در واقع، مریم قجرعضدانلو برنامه سال جدید خود را با اسم مسعود رجوی به نیروهایش القا کرد تا هم تأثیر بیشتری در آنها داشته باشد و هم سرگرمی یکساله آنان فراهم شود و با هیجانات خیابانی و نمایش های سوله ای، جاذبه بیشتری برای بن سلمان و نتانیاهو ایجاد کند و در عین حال بتواند با اتکا به آن، سرمایه گذاری بیشتری از سوی آمریکایی ها روی ... مطلب کامل

    مریم رجوی و رودی جولیانی در زندان اشرف ۳ در آلبانی

    علی جهانی: باتلاق فروپاشی فرقه رجوی در آلباني علی جهانی، وبلاگ آیینه، هفدهم ژوئیه 2019:… ظاهرا کسی در دنیای واقعی پیدا نشده که از این ارتش نم کشیده و واررفته حمایت کند لذا خانم عضدانلو سرکرده فعلی فرقه تروریستی رجوی ناچار شده بگوید که کانون های شورشی در ایران که توهمی بیش نیست و اصلا وجود خارجی ندارد حمایت خودشان را از مجاهدین اشرف سه ... مطلب کامل

    مالک بیت مشعل: سوالی از فرقه مجاهدین که هنوز جواب نگرفته ام

    یك روز در دریاچه ی نور اشرف بودیم که تعطیلات عید بود و وقتی افراد مقر هاي مختلف مي آمدند طوري محل استقرار را برنامه ريزي مي كردند که حتي افراد فاميل و همشهري نزدیک هم نباشند . من ویکی از دوستانم که در یك مقر بودیم که الان هم در زندان اشرف 3  گرفتار است ، داشتیم میگشتیم که خانواده اش را دید . گفت مالک من ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    شما مژگان خانم! مدت زیادی تحت حفاظت نیروهای آمریکائی سرگرم سرپرستی دستگاه مغز شویی رجوی بوده و به کمک این اشغالگران عراق، سد سدیدی درمقابل مراجعه ی خانواده ها که یک درخواست ساده ی ملاقات با فرزندانشان که موضوع دستگاه شکنجه ومغز شوئی شما بودند ، بوجود آوردید!! مریم هم که ازمدت ها قبل شما را ترک کرده بود وغمی نداشت که با شما باشتراک بگذارد! ضمنا، ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    عکس هائی که هفته گذشته از سوله های فرقه رجوی در آلبانی به نمایش درامد ، نشان میداد که تعدادی پیرمرد وپیرزن صف به صف در کنار هم به فاصله 20 سانتیمتر از یکدیگر در برابر کامپیوتر هائی قرار گرفته اند ومثلا مشغول مبارزه هستند ، اما واقعا آنها چه میکنند ؟ همانطور که پیشتر گفته شد مغز های متفکر اسرائیلی ،سعودی ، امریکائی به این نتیجه ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    فدریکا موگرینی، هماهنگ‌کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پس از نشست وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و رایزنی درباره توافق اتمی با ایران گفت: «ما متوجه‌ایم که همه قدم‌هایی که برداشته شده – و متاسفیم که این قدم‌ها برداشته شده -  به لحاظ تکنیکی قابل برگشت هستند. از این رو، امیدواریم و ایران را دعوت می‌کنیم به اینکه این قدم‌ها را برگرداند.» موگرینی همچنین گفت که "برجام در ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای هرگونه موضعگیری از ... مطلب کامل

    گاوی در چینی‌فروشی، دیوانه‌ها به دنبال جنگ هستند

    "اروپایی‌ها اگر بتوانند سر سامانی به کارشان بدهند باید به آمریکا بگویند دیگر کافی است. این سیاست خلاف منافع، منطق و قانون ما است و شما باید تغییر عقیده بدهید. من نمی دانم چرا اروپایی‌ها همیشه به ساز آمریکا می‌رقصند حتی اگر خلاف منافع خودشان باشد و این درست نیست." آقای برادعی گفت بازرسان هسته‌ای آژانس با "مخفی‌کاری و تقلب" ایران مواجه شده‌اند اما "تنها راه نشستن دور ... مطلب کامل

    گاوی در چینی‌فروشی، دیوانه‌ها به دنبال جنگ هستند

    بعد که به مقر آمدم گفتند آماده شو برای مصاحبه که فردا جواب همین اسامی که می گویی خوانده شده را بدهی .گفتم با بحال جلو دوربین صحبت نکردم ونمی دانم چه چیزی بگویم.تا فردای آنروز بعد از کلی رنگ آمیزی به سروسبیل من را به کتابخانه همان قسمت خودمان بردند که یک میز چیده شده بود با یک دوربین وفیلم بردار و نفری که با کاغذی در ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -