• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • مغزی که نباید فکر می‌کرد

    در نگاه اول سرگذشت گرامشی چنان است که گویی تمام زندگی‌اش مملو از رنج و ناکامی بوده – تصوری که چندان غلط به نظر نمی‌رسد – اما ۱۰ سال بعد از مرگش، حزبی که پایه‌گذاری کرده بود به عنوان یکی از قدرت‌های نوظهور در عرصه‌ سیاست ایتالیا عرض اندام کرد و حالا اندیشه‌ او یکی از اثرگذارترین نگرش‌ها در علوم سیاسی معاصر محسوب می‌شود. زندان گر چه قدرت عمل او در عرصه‌ سیاسی را از میان برد اما فرصتی بود که تجربه‌ فعالیت سیاسی‌اش را در چهارچوب‌های فلسفی و سیاسی گسترده‌تری پیاده کند و آن طور که پروفسور جیمز جول، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه، در کتاب زندگی‌نامه‌ گرامشی می‌نویسد: «گر چه جریان زندگی او به طور جدی با دستگیری و زندانی شدنش دچار وقفه و گسیختگی شد، در تفکرش پیوستگی فوق‌العاده‌ای وجود دارد.» زندانی شدن گرامشی گر چه برای او مصیبت بود اما برای تاریخ بشر موهبتی بود و به قولی «بخت‌ خوش و بازی روزگار، گرامشی را از دست استالین در امان قرار داد؛ چرا که موسولینی او را پشت میله‌های زندان فرستاده بود!» جیمز جول درباره‌ اهمیت آرای این روشنفکر ایتالیایی، با اشاره به این که بر خلاف تصور اغلب متفکران مارکسیست، نظام سرمایه‌داری تمام بحران‌های پیش رویش را از سر گذرانده و «نظم اقتصادی و اجتماعی بورژوازی» از هم نپاشیده، دلیل اهمیت و جایگاه گرامشی را این می‌داند که «او هم دلایل قدرت و دوام لیبرالیسم و سرمایه‌داری را مطرح کرده و هم راه‌های ریشه دوانیدن و پیشروی نهضتی انقلابی را حتی در زمانی که نظام پیشین کاملاً در قدرت استقرار دارد، نشان داده است.»

    مغزی که نباید فکر می‌کرد

    ایسنا ـ 03.05.2018

    آنتونیو گرامشی

    آنتونیو گرامشی اندیشمند و سیاستمداری بود که به دست موسولینی زندانی شد و در سخت‌ترین شرایط زندان‌های حکومت فاشیست ایتالیا بیش از ۱۰ سال دوام آورد؛ در این سال‌ها نه تنها امید و استقامتش ار از دست نداد، بلکه سایرین را هم به مقاومت دعوت می‌کرد. نقل است که موسولینی که با گرامشی آشنایی نزدیک داشت به دادستان گفته بود: «نباید بگذاریم این مغز برای ۲۰ سال فکر کند.»

    گرامشی سال ۱۸۹۱ متولد شد و در سی‌وپنج‌سالگی به اتهام فعالیت انقلابی به زندان افتاد. مقامات بعد از ۱۱ سال اعلام کردند، حبس او تمام شده اما گرامشی تنها یک هفته بعد (در ۲۷ آوریل ۱۹۳۷) به علت ضعف جسمانی شدید و خونریزی مغزی در بیمارستان زندان درگذشت.

    «هنگامی که همه‌ چیز از دست رفته است یا به نظر می‌رسد که چنین است، باید به آرامی دوباره از ابتدا آغاز کرد.»

    از جزیره تا پارلمان، از پارلمان تا جزیره

    گرامشی در خانواده‌ای متوسط البته در یکی از روستاهای جزیره‌ی ساردینیا – یکی از فقیرترین مناطق ایتالیا – زاده شد. وقتی هفت سال داشت، پدرش که کارمندی دون‌پایه بود، به اتهام اختلاس دستگیر و پنج سال زندانی شد. این سرآغاز گرفتاری‌های او تا پایان عمر بود و آنتونیو با شش فرزند دیگر خانواده‌ گرامشی در فقر شدید رشد کردند.

    آنتونیو در یازده‌سالگی مدرسه را ترک کرد و به عنوان پادو در اداره‌ی ثبت محلی مشغول کار شد. او در یکی از نامه‌هایش از زندان به خواهر همسرش، تاتیانا، درباره‌ سرگذشت دوران نوجوانی‌اش می‌نویسد: «مدت‌ مدیدی است که من معلم خودم هستم؛ از زمانی که یازده سالم بود شروع به کار کردم. ماهانه ۹ لیر درآمد داشتم (با چنین درآمدی می‌شد در روز یک کیلو نان خرید) که این حقوق را در ازای ۱۰ ساعت کار در روز به اضافه کار در صبح‌های یکشنبه می‌گرفتم و کارم جابه‌جاکردن پرونده‌هایی بود که هر یک بیش از من وزن داشتند. در بسیاری از شب‌ها در خفا از شدت دردی که بر تمام جانم نشسته بود می‌گریستم. باید بگویم که تقریباً همیشه بدترین چهره‌های زندگی را شناختم.»

    با تمام این سختی‌ها آنتونیوی جوان گلیم خودش را از آب بیرون کشید و بعد از مدتی با حمایت والدینش درسش را ادامه داد و با تمام کردن دبیرستان، تصمیم گرفت در آزمون بورسیه‌ دانشگاه تورین شرکت کند. با وجود محرومیت شدید مالی و مشکل جسمانیِ آنتونیو که به شکل خمیدگی پشتش از همان نوجوانی وجود داشت، شور و شوق او برای فعالیت فکری و تلاش در این راه، باعث موفقیتش در آزمون و راهیابی به دانشگاه شد.

    سفر به تورین اولین سفر گرامشی به بخش اصلی خاک ایتالیا و اولین مواجهه‌ او با یک شهر صنعتی و مدرن بود. این تجربه در تقابل با تجربه‌ زندگی در منطقه‌ای محروم و فقیر، به گرامشی انگیزه داد که درباره‌ وضع جامعه بیشتر مطالعه کند. او آثار مارکس و انگلس و البته نقطه‌ مقابل آنان یعنی کروچه (فیلسوف لیبرال‌دموکرات) را خواند و خیلی زود شور و هیجان سیاسی سراغش آمد.

    از همان زمان – حوالی ۱۹۱۴ – گرامشی ضمن تحصیل به روزنامه‌نگاری روی آورد و در اولین نوشته‌هایش در روزنامه‌های سوسیالیست، تئاترهای تجاری را به باد انتقاد گرفت. دو سال بعد او یکی از دبیران روزنامه‌ی آوانتی! (به‌پیش!) ارگان رسمی حزب سوسیالیست ایتالیا شد (روزنامه‌ای که موسولینی پیش از آن که رهبری ایتالیا را به دست گیرد، سردبیر آن بود.)

    گرامشی روزنامه‌نگاری را تا سال‌ها بعد ادامه داد و علاوه بر نگارش صدها مقاله، به همراه تنی چند از دوستانش در حزب سوسیالیست ایتالیا، هفته‌نامه‌ لوردینه‌ نوآوو  (نظم نوین) را راه‌اندازی کرد؛ نشریه‌ای که بعدها در یکی از نامه‌هایش از زندان به همسرش، از این که تمام پس‌اندازش را به جای این که صرف خانواده‌اش کند، صرف این نشریه کرده، ابراز عذاب وجدان می‌کند.

    گرامشی در دوران دانشجویی به طور عمیق آثار مارکس را مطالعه کرده بود و مثل سایر همفکرانش، از دیدن این که شهرهای بزرگ ایتالیا، صنعتی و مدرن شده‌اند، به وجد می‌آمد؛ چرا که از دیدگاه آنان، در سیر ناگزیر تاریخ برای وقوع یک «انقلاب کارگری» و ظهور جامعه‌ای که در آن زحمت‌کشان سکان حکومت را در دست داشته‌ باشند، گذار از تمام مراحل تاریخی از جمل مدرنیته، ضروری می‌نمود و بهتر بود که تمام ایتالیا هر چه زودتر مدرن می‌شد.

    در این برهه گرامشی یکی از اعضای مهم و سرشناس حزب سوسیالیست بود اما او و برخی دیگر از اعضا، در اعتراض به سیاست‌های منفعلانه – یا اصلاح‌طلبانه -‌ آن موضع انتقادی گرفتند که منجر به انشعاب در این حزب و تشکیل «حزب کمونیست ایتالیا» در سال ۱۹۲۱ شد. گرامشی عضو کمیته مرکزی و سردبیر نشریه‌ی لوردینه‌ نوآوو، ارگان رسمی حزب بود.

    در سال ۱۹۲۲ حزب تصمیم گرفت که گرامشی را به عنوان نماینده به نشست‌های کمینترن (اتحادیه احزاب کمونیست جهان) در مسکو بفرستد. در این سفر بود که او با دختری به نام جولیا آشنا شد.

    او سال ۱۹۲۴ به پارلمان راه یافت و به ایتالیا برگشت. اما در این فاصله موسولینی، همپالگی و همکار سابق گرامشی، «حزب ملی فاشیست» را پایه‌گذاری کرده و به عنوان نخست‌وزیر ایتالیا برگزیده شده‌ بود و به محض بازگشت گرامشی، او را دستگیر و به جزیره‌ی اوستیکا تبعید کرد. بعد از چند ماه تبعید او در دادگاهی پرسروصدا محاکمه و به تحمل ۲۰ سال و چند ماه زندان محکوم شد؛ زندانی که به گفته‌ گرامشی، جزیره اوستیکا در مقایسه با آن بهشت بود.

    با انتقال گرامشی به زندان سخت‌ترین، و تیره‌ترین – و در عین حال پربارترین دوران زندگی گرامشی از نظر فکری – آغاز شد. دورانی که با افسردگی، بیماری و فرسودگی او همراه بود اما او هرگز گلایه‌ای نداشت؛ چنان که در یکی از نامه‌هایش نوشت: «من یک مبارز بودم که در لحظه‌ای از مبارزه گیر افتاده و مبارزان نمی‌توانند و نباید مورد همدردی دیگران قرار گیرند؛ چرا که آنها آگاهانه این راه را انتخاب کردند و در آن قدم گذاشتند.»

    گرامشی با وجود بیماری مداومی که روزبه روز وخیم‌تر می‌شد، بیشترِ وقتش را صرف مطالعه‌ نظریات و کتاب‌هایی می‌کرد که تاتیانا برایش می‌فرستاد. با وجود کمبود منابع مطالعه او با اتکا به مطالعات قبلی‌اش شروع به نوشتن یادداشت‌هایی سیاسی و فلسفی کرد که به همت تاتیانا از زندان خارج و بعدها به همراه نامه‌هایش در قالب شش جلد کتاب منتشر شدند.

    توضیحاتی که از او درباره‌ رنج‌هایش و چگونگی ایستادگی در برابر آن رنج‌ها در «نامه‌هایی از زندان» به جا مانده، بروشنی دغدغه‌های فکری و جریان مطالعاتش در زندان، گسستگی روزافزون رابطه‌ عاطفی او با همسرش، ناراحتی او از این که در پرورش فرزندانش نقشی ندارد، دلگرمی‌هایی که درباره‌ حال‌ و روزش در زندان به مادرش می‌دهد و بیان گاه‌به‌گاه نگرش‌هایش به زندگی، به همراه توصیف‌های دردناکش از اوضاع زندان، نامه‌های او را که به زبان فارسی نیز دردسترس است، خواندنی می‌کند.

    جولیا، همسر گرامشی به همراه دو فرزندش. گرامشی فرزند کوچکترش را هرگز ندید.

    گرامشی در یکی از نامه‌های که در سال ۱۹۳۲ به همسرش نوشته، در جواب او که خواسته عکسش را به فرزندانش نشان بدهد نوشته نشان دادن عکس ۱۰ سال پیش به بچه، گول زدن اوست و توضیح می‌دهد: «حال دیگر موهای سفید بسیاری در سر دارم و با از دست دادن دندان‌هایم، خطوط صورتم خیلی تغییر کرده (دقیقاً نمی‌توانم برایت بگویم چه شکلی پیدا کرده‌ام، چون چهارسال‌ونیم است که خود را در آیینه ندیده‌ام و دقیقاً در همین سال‌هاست که باید قیافه‌ام خیلی تغییر کرده باشد.)»

    این تنها گوشه‌ای از مشکلات گرامشی در زندان بود؛ مشکل عمده اما گرفتاری به مرض بی‌خوابی بود که توانایی خواندن، فکر کردن و نوشتن – تمام فعالیت‌های اساسی گرامشی – را از او سلب می‌کرد. او در طول شبانه‌روز تنها چند دقیقه می‌خوابید و در هفته چند ساعت. اما با روحیه‌ای مستحکم و مقاومتی مثال‌زدنی، در برابر مشکلاتش ایستادگی کرد و نوشت: «باید همیشه برتر از شرایطی باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؛ بی‌آن‌که در آن رابطه، آن شرایط را تحقیر یا خود را بالاتر از آن تصور کنیم.»

    «شخصیت درونی من سنتزی از دو حس خوش‌بینی و بدبینی است و از آنها فراتر می‌رود: من در تفکر بدبین هستم و در عمل خوش‌بین.»

    آرا و اندیشه‌ گرامشی

    در نگاه اول سرگذشت گرامشی چنان است که گویی تمام زندگی‌اش مملو از رنج و ناکامی بوده – تصوری که چندان غلط به نظر نمی‌رسد – اما ۱۰ سال بعد از مرگش، حزبی که پایه‌گذاری کرده بود به عنوان یکی از قدرت‌های نوظهور در عرصه‌ سیاست ایتالیا عرض اندام کرد و حالا اندیشه‌ او یکی از اثرگذارترین نگرش‌ها در علوم سیاسی معاصر محسوب می‌شود.

    زندان گر چه قدرت عمل او در عرصه‌ سیاسی را از میان برد اما فرصتی بود که تجربه‌ فعالیت سیاسی‌اش را در چهارچوب‌های فلسفی و سیاسی گسترده‌تری پیاده کند و آن طور که پروفسور جیمز جول، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه، در کتاب زندگی‌نامه‌ گرامشی می‌نویسد: «گر چه جریان زندگی او به طور جدی با دستگیری و زندانی شدنش دچار وقفه و گسیختگی شد، در تفکرش پیوستگی فوق‌العاده‌ای وجود دارد.»

    زندانی شدن گرامشی گر چه برای او مصیبت بود اما برای تاریخ بشر موهبتی بود و به قولی «بخت‌ خوش و بازی روزگار، گرامشی را از دست استالین در امان قرار داد؛ چرا که موسولینی او را پشت میله‌های زندان فرستاده بود!»

    جیمز جول درباره‌ اهمیت آرای این روشنفکر ایتالیایی، با اشاره به این که بر خلاف تصور اغلب متفکران مارکسیست، نظام سرمایه‌داری تمام بحران‌های پیش رویش را از سر گذرانده و «نظم اقتصادی و اجتماعی بورژوازی» از هم نپاشیده، دلیل اهمیت و جایگاه گرامشی را این می‌داند که «او هم دلایل قدرت و دوام لیبرالیسم و سرمایه‌داری را مطرح کرده و هم راه‌های ریشه دوانیدن و پیشروی نهضتی انقلابی را حتی در زمانی که نظام پیشین کاملاً در قدرت استقرار دارد، نشان داده است.»

    تأکید گرامشی به «تأثیرات فکری و فرهنگی» او را قادر ساخت تا نظریه‌ «هژمونی» خود را بپروراند؛ مفهومی که بسیاری از افراد دست‌ کم یک بار اسمش را شنیده‌اند.

    گرامشی در این نظریه می‌کوشد بگوید چگونه یک نظام اجتماعی و اقتصادی، تسلط و نفوذش را حفظ می‌کند. گرامشی با گسترش و تعمیق آرای کارل مارکس و فریدریش انگلس نشان داد که حکمرانی یک طبقه‌ اجتماعی بر طبقه‌ دیگر، فقط وابسته با قدرت اقتصادی یا فیزیکی بالاتر نیست؛ بلکه طبقه‌ بالاتر، طبقه‌ تحت حکومت را ترغیب می‌کند که نظام باورهایش را بپذیرد و در ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی آن سهیم شود. همین تأکید گرامشی بر جنبه‌ فرهنگی مناسبات اجتماعی است که در میان اندیشمندان معاصر به خصوص مارکسیست‌ها جایگاه ویژه‌ای به او می‌دهد.

    در راستای همین نظریه، گرامشی معتقد بود در یک فرایند انقلابی روشنفکران نقش اصلی را ایفا می‌کنند و نخبگان فکری در حفظ نظام اجتماعی و سیاسی نقش اساسی دارند. بر همین مبنا نقش «حزب سیاسی» یکی از دلمشغولی‌های اصلی این اندیشمند بود؛ گرامشی به «مشارکت توده‌ها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی حزب» توجه خاصی داشت و به «دیکتاتوری پرولتاریا» معتقد بود؛ یعنی او تصور می‌کرد حکومت سیاسی ایده‌آل، حکومتی است که در آن، طبقه‌ای از مردم که صرفاً با فروش نیروی کارشان ارتزاق می‌کند – کارگران – حکومت را در دست داشته باشند.

    آثار و افکار گرامشی برای کسانی که از «دیکتاتوریِ بوروکراتیک» لنین و استالین در شوروی دلزده و ناامید بودند جذابیت فراوانی داشت و به سرعت در اروپای غربی طرفداران زیادی پیدا کرد. در این میان مفهوم هژمونی توانست به اندیشمندان سیاسی راهی نشان دهد که چگونه یک «حزب انقلابی» می‌تواند در بطن یک نظام دموکراتیک، فعالیت کند، نفوذش را گسترش دهد و حامیان بیشتری جذب کند.

    از سویی فرهنگ جزء جدانشدنی تفکر سیاسی گرامشی است و عجیب نیست که در میان نوشته‌های او بخش مهمی به ادبیات، تعلیم و تربیت و روشنفکران اختصاص دارد؛ گرامشی در این راه هم روشنفکران لیبرال را به چالش می‌کشد و هم سنت فکری خودش را بازنگری می‌کند؛ به همین دلیل است که او پلی میان اندیشه‌ی مارکسیستی و غیر مارکسیستی به حساب می‌آید.

    علاقه‌ گرامشی به ادبیات و وسواس شخصی او نسبت به دستور زبان که در یکی از نامه‌هایش به تاتیانا از آن به عنوان «بخشی از زندگی» یاد می‌کند، از او نویسنده‌ای چیره‌دست ساخته که نوشته‌هایش را جدا از محتوای آن، همچنان خواندنی می‌کند و به گفته‌ جیمز جول، «او واقعاً کوشید تا هم جهانی را که در آن می‌زیست تفسیر کند و هم آن را تغییر دهد.» کسانی که به تاریخ اندیشه‌های مارکسیستی علاقه دارند یا مشتاقند درباره‌ی تراژدی‌ها و دستاوردهای قرن بیستم بیشتر بدانند، آثار او را خواهند خواند.

    منابع:

    «گرامشی»، جیمز جول، محمدرضا زمردی؛ ثالث – ۱۳۸۸

    «نامه‌های زندان»، آنتونیو گرامشی، مریم علوی‌نیا؛ آگاه – ۱۳۶۲

    «دولت و جامعه مدنی»، آنتونیو گرامشی، عباس میلانی؛ جاجرمی – ۱۳۷۷

    مطالب مرتبط :

    حامد صرافپور: روز مریم ! و رژه پوشالی ۲۶ مهر ۱۳۷۰ در حضور مسعود رجوی

    در این پیام اما بر سیاق قبل، مسعود رجوی خیالی مثال همیشه از تناقض گویی آغاز می کند و از شهر شیراز مرکز جنگ و گریز و انقلاب نوین، یاد می کند و حافظ شیرازی را نیز خشونت طلب می داند و آنچنان روده درازی می کند که به کوروش کبیر نیز می رسد و نان ملی گرایی را در کاسه خود قرار می دهد و خود ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    اما رجوی که شهامت اعتراف به اشتباه را نداشت و از طرفی می ترسید که سر این قضیه که باز شود دیگر نمی تواند مثل شاهان عمل و این سازمان و اعضا رااین چنین در چنگ داشته باشد دست به یک شامورتی بازی که در اجرای آن استاد بود زد. باید مریم را در راس امور داشته باشد تا بوسیله او اهداف شومش را به کرسی بنشاند ولی ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

      این بار خودتان خواستید وجای گله ندارد: هزاران جدا شده، اعضای خانواده ها ، گزارش های نهادهای حقوق بشری و ... درستی این اتهامات را قبول دارند واصلا احتیاج به غور وبررسی بیشتر نیست؟!  آیا طلاق ها که غیر ازمسعود ومریم شامل همه شد، اختیاری بود واگر بود وخوب بود، چرا شامل این دو خونریز وشیاد نشد؟  آیا هرکس ازاعضای شما خواست که مثلا درحد یک زندانی جانی با خانواده اش ملاقات کند، چنین امکانی باو داده میشود؟  چرابه نهادهای قانونی بین المللی ویا حتی حقوق دانان ایرانی جزو اپوزیسیون و ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    منصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و چهارم نوامبر 2019:… بعضی هایشان شفاف میگویند هدفشان ویران کردن زیرساخت های ایران و تکه پاره کردن آن است و بعضی هایشان نیز که کمی خجالتی هستند آنرا به زبان دیگری بیان میکنند. اگر بخواهیم راجع به تک به تک اینها جویا شویم سر از سرویس های عبری عربی وامریکائی در خواهیم آورد که امروزه آبشخور همه این وحوش است. تخم ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    دست یکی از بستگانم را با میل گرد شکستید و آن نفر هم عینک طرف مقابل را از چشمش برداشته وبه عنوان سند هنوز در اختیار دارد و در هر دادگاه میتواند این را اثبات کند. زنی که توان مقابله ازخود را ندارد شما با چماقدارانتان این کار غیر انسانی را انجام دادید . مطالب گفتنی زیادی دارم که شاید به صدها کتاب برسد و خواستم فقط ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    در زمانی که درنوک پیکان گزافه گویی قرار داری و تمجید وتحسین را درحد زشت ترین شکل آن بکار برده ای، نفی این کار چیزهایی را ثابت میکند: 1-  مثلا تو مریم را درسطح اولیاء ا... دانسته وفکر میکنی هر تعریف وتمجیدی ازآنها ثواب دارد وقباحتی درکار نیست! 2- درحالی که با آن سن وسال ات ، معنی گزافه گویی وستایش را باید خوب بفهمی ، میخواهی ثابت ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

     بعد از آن تاریخ صدام حساب خاصی روی رجوی باز کرد و حتی بیشتر از نیروهای خودش به رجوی اعتماد داشت چون چند طرح کودتا را از ارتش کشف و خنثی کرده بود و این اعتماد بیش از حد بود که به رجوی دست باز برای دستگیری و شکنجه صد ها تن از اعضای ناراضی به بهانه چک امنیتی یا رفع ابهام پیدا کرد. تبدیل اشرف به ... مطلب کامل

    بیانیه ایرانیان مقیم تیرانا، روشنگری نسبت به روش های سخیف فرقه رجوی

     بدينوسيله من و تمام دوستان ساكن در تیرانا در پايان اين افشا نامه اعلام مي كنيم كه : دست فرقه کاملا برای ما رو شده و هر اتفاقی و هر حرکت و فعالیتی از طرف نفرات مستمری بگیر فرقه هم كه علیه ما انجام شود ما هیچگونه واکنش متقابلي و مقابل به مثل نخواهیم داشت چون کاملاً می دانیم که آنها در زیر فشار و اجبار و سوء استفاده ... مطلب کامل

    ” اپوزیسیون ” تکلیف خود را با ” هروئین خشونت” روشن سازد

    نیروهایی که توسط مجاهدین خلق سازماندهی شده اند، قطعاً در حرکت مردمی اخیر حضور داشته اند. اما آنان به خوبی می دانند که اگر شعارهایی به سود سازمان سر دهند یا نمادهایی از سازمان را بر افرازند، اول توسط مردم با آن ها برخورد صورت خواهد گرفت. مجاهدین خلق آن قدر نزد همه بدنام اند که نمی توانند ابراز وجودی بکنند. اما سازمانی که با ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان:بازهم کوه موش زایید !  جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سی

    توجه داشته باشید که جملات کوتاه و بافاصله است و هیچکدام وصل به بعدی نیست ولی رجوی که خود را در زمینه کتابت و بلاغت هم سرآمد روزگار می داند حالا اینجا به نفعش نیست و مغلطه می کند و در حالیکه خودش در آفساید است توپ جمع کن بدبخت را وارد ماجرا کرده که حتی می ترسد واژه "سکس " را از جمله " مجاهدین خلق ، ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -