از آواز غانم تا اخلاق بازجویی

Simin Ghanem

چاپ

همین، در چند شب که گفته می شود صندلی های آن از پیش به فروش رفته در تالار وحدت سیمین غانم خواننده خوش صدای سالیان سال، در حضور خانم ها، می خواند و ارکستری از زنان با وی همراه. از جمله: دف سارا احمدی، ویولن آزاده شمس، درامز آرمینا جعفری، فلوت نیلوفر ابراهیمی، پیانو فروغ فضلی. خانم غانم که از جمله خوانندگان زن خوش صدا و گزینه روز قبل از انقلاب در رادیو و تلویزیون بود، در همان زمان هم از هنرنمایی در مجالس عمومی پرهیز می کرد. ترانه هایی از ترانه سازان نوگرای نسل دهه پنجاه توسط وی خوانده شد. با وقوع انقلاب او از معدود خوانندگان زن بود که هوای سفر و ادامه فعالیت های هنری را از سر به در کرد. در ابتدا که کار خانم های هنرمند سخت بود و بعد از دورانی هم، وی با تاسیس کلاس های آواز به تربیت دختران جوان مشغول شد. نخستین کنسرت سیمین غانم بعد از روی کارآمدن دولت محمد خاتمی، و در مهر ۷۸ در سینما صحرا در تهران برگزار شد. از آن پس گهگاه به اجرای کنسرت در تالارهای بزرگ که تنها خانم ها در آن حضور دارند، می پردازد. چندی پیش خبرنگاری از خانم غانم پرسید: “چرا ترانه ها مثل گذشته شور و هیجان ندارند و آن چنان که باید عطرافشانی نمی کند و دل ها را تسکین نمی‌دهد؟”

فرهنگ و هنر در هفته‌ای که گذشت؛ از آواز غانم تا اخلاق بازجویی

هفته ای که شعرها و شعارها همه درباره خشکسالی و آب بود، در سالگرد آزادی خرمشهر، مردم آن سامان همه را به خود خواندند، و غصه عطش و گرانی ارز بر شب های فوتبالی چیره شد تا آخر هفته که کسی اصلا به فکرش نیفتاد که روز قلم است.

نگاهی به هفته در عرصه فرهنگ و هنر نشان می‌دهد که کتاب های تازه منتشر شد و نمایش های تازه به روی صحنه رفت، اما “فغان از بدعهدی روزگار” هم همچنان پابه پای همه بلند بود.

کنسرت سیمین غانم برای خانمها

همین، در چند شب که گفته می شود صندلی های آن از پیش به فروش رفته در تالار وحدت سیمین غانم خواننده خوش صدای سالیان سال، در حضور خانم ها، می خواند و ارکستری از زنان با وی همراه. از جمله: دف سارا احمدی، ویولن آزاده شمس، درامز آرمینا جعفری، فلوت نیلوفر ابراهیمی، پیانو فروغ فضلی.

خانم غانم که از جمله خوانندگان زن خوش صدا و گزینه روز قبل از انقلاب در رادیو و تلویزیون بود، در همان زمان هم از هنرنمایی در مجالس عمومی پرهیز می کرد. ترانه هایی از ترانه سازان نوگرای نسل دهه پنجاه توسط وی خوانده شد. با وقوع انقلاب او از معدود خوانندگان زن بود که هوای سفر و ادامه فعالیت های هنری را از سر به در کرد. در ابتدا که کار خانم های هنرمند سخت بود و بعد از دورانی هم، وی با تاسیس کلاس های آواز به تربیت دختران جوان مشغول شد.

نخستین کنسرت سیمین غانم بعد از روی کارآمدن دولت محمد خاتمی، و در مهر ۷۸ در سینما صحرا در تهران برگزار شد. از آن پس گهگاه به اجرای کنسرت در تالارهای بزرگ که تنها خانم ها در آن حضور دارند، می پردازد.

چندی پیش خبرنگاری از خانم غانم پرسید: “چرا ترانه ها مثل گذشته شور و هیجان ندارند و آن چنان که باید عطرافشانی نمی کند و دل ها را تسکین نمی‌دهد؟”

سیمین غانم جواب داد: “می دانید که موقعیت و زمان با گذشته خیلی فرق کرده است به خصوص پیشرفت تکنولوژی و مشکلات مادی مقدار زیادی دل آرامی و آسودگی را از مردم سلب کرده و موزیک گوش کردن و دورهمی ها هم کمتر شده البته سلیقه ها هم فرق کرده و کارهای پرارزش بسیار کم و نادر شده است. بنابراین تمام این مسایل اثرگذار است.”

مرور فرهنگ و هنر با مسعود بهنود:

گلستان و گدار در یک فیلم

هفته پیش روزنامه هفت صبح خبر داد که ژان لوک گدار فیلمساز مشهور فرانسوی و ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز ایرانی با هم در فیلمی ظاهر می‌شوند. در عنوان این خبر، روزنامه یادش بود که تاکید کند که نویسنده ایرانی ۹۶ ساله است ولی هیچ از گدار ۸۸ ساله نگفت.

متن گزارش خیلی واضح نبود. همین روزنامه در صفحه هنری خود مدتی پیش نوشته بود که فیلمی ساخته می شود که گدار به عنوان یکی از سردمداران موج نو سینما، و ابراهیم گلستان که وی نیز با فیلم خشت و آینه موج نویی در سینمای ایران برپا داشته نامه نگاری هایی با هم کرده اند و فیلمی با همین موضوع در حال ساخت است. در هر دو گزارش از میترا فراهانی کارگردان و مستندساز ایرانی – فرانسوی نام برده شده بود که بعد از ساختن فیلم «فی فی از خوشحالی زوزه می کشد» درباره بهمن محصص نقاش نامدار ایرانی، در صحنه فیلمسازی جهان درخشید. فیلمی که در پایان آن محصص هم در برابر دوربین درگذشت.

حالا میترا فراهانی که جوایزی از فستیوال‌های معتبر جهان دریافت داشته، دو سالی است که گاه هفته ها با گلستان می گذراند و مشغول گرفتن فیلمی از اوست. آیا فیلمی که از گلستان و گدار به عنوان بازیگرانش نام برده شده، همان فیلمی است که میترا فراهانی می سازد؟ این پرسش بعد از انتشار خبر جدید در هفت صبح، بار دیگر مطرح شد.

گلستان که معمولا پرسش هایی را که نپسندد با پاسخ های سخت جواب می دهد، به نگارنده گفت “من در عمرم فقط یک بار بازی کرده‌ام، آن هم در سال ۱۳۱۳ که نمایشنامه را هاتف خاقانی در شیراز تدارک دید و در خانه احمد افشار اجرا کردیم. یعنی ۸۳ سال قبل.”

وقتی پرسیدم: “شاید مقصود فیلم میترا فراهانی است که هنوز هم تمام نشده است”، پاسخ این بود که من اصلا از موضوع فیلم خانم فراهانی خبر ندارم. تا به حال هیچ به من نگفته است. من هم نپرسیده ام.”

به هر حال سازنده فیلم فی فی از خوشحالی زوزه می کشد، همان کسی است که امسال وقتی نخل طلای ویژه جشنواره سینمایی کن به فیلم کتاب تصویر ژان لوک گدار اختصاص یافت، به روی سن رفت و به عنوان یکی از تهیه کنندگان فیلم از سوی گدار مجسمه را دریافت داشت.

تعجبی ندارد اگر توانسته باشد این دو چهره معتبر سینمای جهان، گلستان و گدار را در فیلم خود به نوعی در برابر هم بنشاند.

فیلم «چهارشنبه رابینسون» کار آینده میترا فراهانی با حمایت آرته شبکه تلویزیونی فرهنگی فرانسه – آلمان ساخته می‌شود.

نمایش هایی متفاوت

در آخرین روزهای هفته ای که گشت، با آخرین تمرین و نمایش خصوصی چندین نمایش در سالن های مختلف تهران و چند شهر دیگر، برنامه های این هفته تابستانی آشکار گشت. از جمله دو نمایش متفاوت در عمارت نوفل لوشاتو.

نمایش «پشت کلانتری، کوچه اول، تیر چراغ برق» نوشته علی اصغری نویسنده باسابقه است که به کارگردانی سجاد نوبهاری در سالن اصلی عمارت نوفل‌لوشاتو به نمایش درآمد. در این نمایش مهدی برنس، سعیده جمشیدی، کیانا طالبی، کیان غلامی، یوسف فروتن، ‌ارسلان محمدی و سعید نقی لو بازی می‌کنند، با طه بهروز بازیگر خردسال.

خلاصه نمایش چنین است در یکی از کلانتری‌های شهر تهران ۲ ساعت مانده به سال تحویل، سرباز شهرستانی از هم خدمتی‌های خود می‌خواهد که یک نامه به زبان ترکی برای نامزد او بنویسند. این آغاز ماجراست با تمسخر و خنده سربازان، اول ماجرا به کمدی تبدیل می شود و کم کم به دعوا می کشد و در کش و قوس حکایت های دیگر می افتد.

نمایش «مویرگ» دیگر نمایشی است که در سالن روبه رو در عمارت نوفل لوشاتو به صحنه می رود. نویسنده و کارگردان محمد کارخانه است و علیرضا شاندیز، امین محمودی، فرگل موسوی و فرناز فرائیدی در آن به ایفای نقش می‌پردازند.

قصه نمایش، تکان دهنده است، در قرنطینه ای در یک مرکز غیرقانونی که بیماران پایان خط زندگی، برای خودکشی بدان جا می روند، دو اتانازی مجبورند به این‌که آخرین شب زندگی را با هم بگذرانند تا موعد مرگشان فرا برسد.

کیارش وفایی در ایران تئاتر پیرامون نمایش مویرگ نوشته: “اساس و شاکله اصلی این نمایش بیشتر از همه چیز به شخصیت پردازی آن مربوط است. طراحی شخصیت‌هایی که هر کدام از آنها برای آنکه به هدف خود برسند برنامه خاص دارند و بنا به ضرورت این را به اطرافیان خود نشان می‌دهند. قصه شاخه‌های فرعی زیادی ندارد. البته خرده پیرنگ‌هایی در آن به چشم می‌خورد که هدف غایی نویسنده را به سر منزل می‌رسانند. نمایش در ساختار کلی با در نظر گرفتن محتوا کوشیده است که از طریق غافلگیری، شخصیت‌ها و مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد، به گونه‌ای که گاه همه چیز در تعلیق قرار می‌گیرد و پیدا نیست که چند لحظه دگر چه می شود.”

طراحی لباس و میزانسن نمایش در نظر تماشاگران جلوه کرده است. به نوشته منقد میزانس هم در قالب روایت به درستی نقش مناسبی جهت باورپذیری مخاطب ایفا می کند.

اخلاق بازجویی

از مجموعه کتابخانه فلسفه زندگی نشرنو، کتابی را به ترجمه افشین خاکباز به بازار فرستاده که نمی تواند اهمیتش را در خاطر خواننده کم گرفت.

در پشت جلد کتاب آمده: “گروهی با قراردادن امنیت ملی و اجتماعی در صدر اولویت‌های حکومت، توسل به هر شیوه‌ای -حتی توسل به درجات مختلف خشونت- را برای دستیابی به اطلاعات حساس روا می‌دارند. برخی دیگر حوزه عمل بازجویان را به قانون و اصول اخلاقی محدود می‌کنند و بر این باورند که حتی در دشوارترین شرایط نیز عمل بازجویان باید در چارچوب قانون باشد. مدافعان هر یک از این دو دیدگاه اندیشه‌های خود را براساس فرضیاتی درباره حقوق و وظایف متقابل فرد و جامعه بنا کرده‌اند.”

مایکل اسکرکر در کتاب اخلاق بازجویی به جنبه‌های مختلف این مسئله بحث‌انگیز می‌پردازد و آن را از چشم فیلسوفان و حقوق‌دانان می‌نگرد. او می‌کوشد با ارائه مثال‌هایی از پرونده‌های واقعی مسائلی همچون حق برخورداری از حریم خصوصی و حق سکوت در برابر پرسش‌های بازجو، حقوق متهمان و محکومان، حقوق افراد مشکوک به فعالیت‌های تروریستی و جاسوسی، حقوق زندانیان جنگی و اسرا، ریشه‌های تاریخی شکنجه و تردیدهایی که درباره میزان کارآیی بازجویی‌های خشونت‌آمیز وجود دارد، و مواردی از این دست را بررسی کند.

کارتون هفته

مادر بچه ها: هر چند درخت قطع شده، اما به هر حال خونمونه… می فهمید!

جوجه ها: ها…!