• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • قلبم را چون جامه‌دانی کهنه در مخملی سبز می‌پیچم

    وقتی کامیار سه ساله بود، مادرش فروغ فرخزاد از پدرش پرویز شاپور جدا شد. پدرش اجازه نمی‌داد فروغ را ببیند اما از سوی دیگر هم هرگز تلاش نکرد تصویری ناخوشایند یا مخدوش از فروغ به کامیار ارائه دهد. کامیار در خانه مادربزرگش با عمو و پدرش زندگی کرد. در دبیرستان خبر مرگ مادرش را از یکی از همکلاسی‌هایش گرفت. بعد از دیپلم به بریتانیا آمد و در رشته نقاشی تحصیل کرد. سال ۵۷ به ایران بازگشت، با پدرش زندگی کرد تا سال ۱۳۷۸ که پرویز شاپور که به پدر کاریکلماتور ایران شهرت داشت درگذشت؛ به گفته کامیار به دلیل ابتلا به بیماری سنگ مثانه و اینکه دویست هزار تومان پول برای درمانش لازم داشتند و نداشتند.

    ‘قلبم را چون جامه‌دانی کهنه در مخملی سبز می‌پیچم’؛ کامی، فرزند فروغ درگذشت

    فروغ فرخزاد، کامیار شاپور و پرویز شاپورImage captionفروغ فرخزاد، کامیار شاپور و پرویز شاپور

    “از طرفی خوشحالم و از طرفی افسرده‌ام چون ناخودآگاه می‌بینم که مرگ نزدیک است و خیلی چیز‌ها برایم اهمیتشان را از دست می‌دهند. قبلا صبح‌ها خیلی زود از خواب بیدار می‌شدم اما این روز‌ها انگیزه‌ای برای بیدارشدن ندارم. خیلی کلی به همه چیز نگاه می‌کنم، حس می‌کنم خب که چی این کره زمین و این آدم‌ها چرا زندگی می‌کنند وقتی هیچ چیز پایدار نیست و همه چیز نابود می‌شود؟ ۴۰ سال دیگر من که حتما با دنیا خداحافظی کرده‌ام و البته تمام کسانی که می‌شناسم! برای همین یک حس بیگانگی غریبی پیدا می‌کنم… .”

    اینها را کامیار شاپور، اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ در گفتگو با روزنامه شرق گفت. او حالا “با دنیا خداحافظی کرده است و البته با تمام کسانی که می‌شناخت”.

    کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، در سن ۶۶ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت.

    کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، در سن ۶۶ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت.حق نشر عکسISNAImage captionکامیار تمام اشعار فروغ را تا چهارده سالگی خوانده بود

    به گزارش خبرگزاری‌های ایران افسانه بیات، دختر پوران فرخزاد و دخترخاله کامیار شاپور این خبر را تایید کرده و گفته کامیار – که به کامی شهرت داشت- به دلیل مشکلات ریوی در بیمارستان بستری بوده اما امروز (دوشنبه، ۲۵ تیرماه) به خاطر ایست قلبی درگذشته است.

    کامیار شاپور ۲۹ خردادماه سال ۱۳۳۱ به دنیا آمد. هم فروغ در شعرهایش به کامیار اشاره کرده، و هم پرویز شاپور از نامش، کامی، به عنوان نام مستعار خود استفاده کرده است.


    لای لای، ای پسر کوچک من

    دیده بربند، که شب آمده است

    دیده بربند، که این دیو سیاه

    خون به کف، خنده به لب آمده است

    سر به دامان من خسته گذار

    گوش کن بانگ قدمهایش را

    بانگ می‌میرد و در آتش درد

    می گدازد دل چون آهن من

    می کنم ناله که کامی، کامی

    وای بردار سر از دامن من

    فروغ فرخزاد- اهواز- زمستان ۱۳۳۳


    وقتی کامیار سه ساله بود، مادرش فروغ فرخزاد از پدرش پرویز شاپور جدا شد. پدرش اجازه نمی‌داد فروغ را ببیند اما از سوی دیگر هم هرگز تلاش نکرد تصویری ناخوشایند یا مخدوش از فروغ به کامیار ارائه دهد.

    کامیار در خانه مادربزرگش با عمو و پدرش زندگی کرد. در دبیرستان خبر مرگ مادرش را از یکی از همکلاسی‌هایش گرفت. بعد از دیپلم به بریتانیا آمد و در رشته نقاشی تحصیل کرد. سال ۵۷ به ایران بازگشت، با پدرش زندگی کرد تا سال ۱۳۷۸ که پرویز شاپور که به پدر کاریکلماتور ایران شهرت داشت درگذشت؛ به گفته کامیار به دلیل ابتلا به بیماری سنگ مثانه و اینکه دویست هزار تومان پول برای درمانش لازم داشتند و نداشتند.

    کامیار شاپور در بریتانیا در رشته نقاشی تحصیل کرد و به ایران بازگشت
    Image captionکامیار شاپور در بریتانیا در رشته نقاشی تحصیل کرد و به ایران بازگشت

    کامیار دو کتاب شعر داشت و در جمع‌آوری نامه‌های پدرش به او و مادرش به همسرش مشارکت کرده. کتاب سوم او در وزارت ارشاد ماند و اجازه انتشار پیدا نکرد.

    چمنزار

    خسته از رویاست

    رویای گیاهی سبز

    من افق را با مدادی رنگ پریده

    خط خطی می‌کنم.

    اشک در چشمم جمع شده است

    قلبم را چون جامه‌دانی کهنه

    در پارچه مخمل سبز در خوابش

    می‌پیچم

    روزی دختری بود

    خاطره‌ای بود

    و کوچه‌های آفتابی

    و سکوت سبز چمنزار

    و رطوبت کمرنگ آسمان آبی

    و عکس سیاه و سفید قدیمی خانوادگی در جیبم

    قطره باران بر صفحه ساعت بی‌شیشه می‌افتد

    زمان مرطوب می‌شود

    و کارخانه‌ای سوت تعطیل می‌زند

    روزی چمنزاری بود

    دختری بود

    و خاطره‌ای بود

    انتهای کوچه‌های بی‌آفتاب

    پر از چوب‌‌لباسی است

    رود به آبشار دهن کج می‌کند

    چگونه می‌توان شعری پوچ سرود

    و به پوچی ایمان آورد؟

    دختر یک روز با نسیم و چمدانش رفت

    خاطره‌ها و کوچه‌های آفتابی

    از سوراخ‌های جیبم گریختند

    و در ذهن افق رنگ پریده

    ته‌نشین شدند

    و من که بینی‌ام پر از شب بود

    و مژه‌هایم در اشک‌هایم

    پارو می‌زدند

    سکوت سپیده

    گل سرخی را که تو به من داده بودی

    و تمام خاطره‌هایم را

    با یک بلیط اتوبوس عوض کردم

    و به شهری دوردست

    که همان کنج اتاقم بود

    و به دیوارهای چروک خورده

    سقفی پر از لک،

    و پنجره‌ای مشرف بر کوچه‌ای دود گرفته

    سفر کردم

    کامیار شاپور

    کامیار شاپور در مصاحبه‌های متعددی که با رسانه‌های مختلف کرد گفته بود، نقاشی می‌کشد، مجسمه‌می‌سازد، شعر می‌گوید و گیتاری هم دارد که با آن در خیابان و پارک، موسیقی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی را به یاد روزگار نوجوانی‌اش می‌نوازد.

    وقتی از او پرسیده شد که آیا حق و حقوق فروش کتاب‌های مادرش را به او پرداخت می‌کنند یا خیر، گفت پی‌گیری این ماجرا برای من با ۶۳ سال سن کار بسیار سختی است، مگر در چند جبهه باید بجنگم.

    کتابخانه کاملی که از آثار پدر و مادرش داشت به سرقت رفت و با اینکه می‌دانست سارق کیست موفق نشد آنها را پس بگیرد.

    تصویری که از فروغ در ذهن او نقش بسته بود را اینگونه توصیف کرد: “در یک روز خیلی گرم در آپارتمانمان در اهواز به بالکن رفتم، زنبوری انگشتم را زد، مادرم مرا از روشنایی بالکن به تاریکی توی آپارتمان برد و پنبه‌ای آغشته به مرکورکرم یا ‘دوا گلی’ را روی انگشتم گذاشت. از من فاصله گرفت و دست به سینه شروع کرد به من نگاه کردن.”

    او همچنین به یاد داشت که وقتی حدودا سه ساله بود پدر و مادرش برایش یک جیپ اسباب‌بازی خریدند که سوارش شود و بازی کند.

    کامیار شاپور می‌گفت وقتی دبیرستان فیروز بهرام درس می‌خوانده، فروغ به دیدارش رفته و با هم تا چهارراه یوسف آباد قدم زدند. فروغ گفته برویم به خیابان حافظ و در یک کافه‌تریا بنشینیم اما کامیار او را ترک کرده و حتی پشت سرش را هم نگاه نکرده است.

    کامیار شاپور سال‌های ۶۳، ۶۹ و ۷۶ نمایشگاه‌هایی برپا کرد اما بعد از آن دیگر نمایشگاه نگذاشت چون بیشتر دنبال پیکر آدمی و برهنگی در نقاشی بود و چون نمایشش ممنوع بود دیگر نمی‌توانست ادامه بدهد.

    موضوعات مرتبط

    مهمترین خبرها

    مخالفت مجمع تشخیص با کنوانسیون پالرمو: راه دور زدن تحریم را می‌بندد

    رسانه‌های ایران نامه‌ای را از مجمع تشخیص مصلحت نظام به شورای نگهبان منتشر کرده‌اند که در آن پیوستن به کنوانسیون “مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی” (کنوانسیون پالرمو) مغایر امنیت ملی عنوان شده است. پیوستن به این کنوانسیون از جمله شرایط خروج کامل ایران از فهرست سیاه ‘کارگروه اقدام مالی’ (FATF) است.

    17 ژوئیه 2018 – 26 تیر 1397

    اتحادیه اروپا بزرگترین توافق تجارت آزاد را با ژاپن امضا کرد

    17 ژوئیه 2018 – 26 تیر 1397

    نوبخت ‘تخلف’ چند مسئول دولتی در واردات خودرو را تائید کرد

    17 ژوئیه 2018 – 26 تیر 1397

    گزارش و تحلیل

    در برنامه‌ای که بیش از یک‌هفته پیش با نام مستند "بی‌راهه" از شبکه یک سیما پخش شد نشان داده شد، تعدادی دختر نوجوان که ویدیوهای رقصیدن خود را در اینستاگرام منتشر می‌کردند در برابر دوربین از فعالیت‌ها و کارهای خود ابراز ندامت می‌کنند

    غائله ‘اعترافات’ مائده هژبری با تذکر به صداوسیما ختم شد؟

    زرتشتی

    مهاجرت اقلیت‌های دینی از ایران؛ “می‌روند که زندگی کنند”

    بدن‌نگاری

    فستیوال جهانی نقاشی بدن در اتریش‌

    صدمین سالگرد تولد اینگمار برگمان کارگردان سوئدی

    برگمان تصویرگر روح انسان

    وزیر خارجه آمریکا

    گفتگوی مستقیم آمریکا و طالبان: رویکردی تازه به سوی صلح؟

    چرا فضانوردان اروپایی زبان چینی یاد می‌گیرند

    چرا فضانوردان اروپایی زبان چینی یاد می‌گیرند

    امین امیر صادقی

    دستگیری ‘کمک‌خلبانی’ که از ایمنی هواپیماها در ایران انتقاد کرد

    مطالب مرتبط :

    خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه

    یک چیزهای داشت اتفاق میافتاد که من و دیگران خبر نداشتیم  تا یک روزی بود که همه نفرات را به سالن غذا خوری که در پایین مقر بود و به سالن اف ام دو معروف بود بردند و انجا گفتند یک توجیه داریم که به هر کسی برگه ای دادند و گفتند که هر کسی میخواهد خواهر یا برادرش یا اقوام جوانی که دارد را برای پیوستن بیاورد را در این برگها با مشخصات کامل و ادرس کامل شهر و محله بنویسید که همه مشغول ان شدند و گفتند هر کسی داوطلب است میتواند خودش را برای این کار بنویسد تا بفرستیم که اینجا خیلی شک برانگیز بود  که مشخص بود میخواهند کاری بکنند . دو ماه از این ماجرا گذشت که کم کم دیدیم نفرات مقر دارند کم میشوند که همه به این باور بودند که نفرات خودشان داوطلب شده اند که بروند نیرو از داخل ایران بیاورند که همه ازیک دیگر سوال میکردیم ولی جرات نمیکردیم از فرماندهان سوال بکنیم تا این که روز موعود فرا رسید. خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.07.2020 لینک به منبع زندانی که هیچ وقت باور نمی کردم دیماه سال ۱۳۷۳ تا۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ خاطرات زندان رجوی خائن تا کنون شاید خیلی ها به دنبال این بودند که یک مستندی از زندان رجوی بسازند و یا بازگو بکنند ... مطلب کامل

    خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه

     نگاه کنید وقاحت و بی شرمی و بی شرافتی رجوی تا چه حد در بن استخوان  تشکیلات منفور فرقه مجاهدین خلق رسوخ کرده است. این نفراتی که از این فرقه تبهکار جدا شده اند در کشور آلبانی  بدون هیچ کاری ودرامدی وهویتی بدون پول خلاصه زجر کشیدن ومیکشند. بعضی هاشون حالا کار میکنند ولی اکثرا بیکار هستند. تورو خدا نگاه کنید .بعد عمری سرنوشت و زندگی وهمه چیز ... مطلب کامل

    بعد از شش ماه دونالد ترامپ برای اولین بار با ماسک در انظار عمومی ظاهر شد

    دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای اولین بار از زمان شیوع ویروس کرونا در انظار عمومی از ماسک استفاده کرده است. او روز شنبه در جریان بازدید از بیمارستان نظامی والتر رید در مجاورت واشنگتن درحالی که با مجروحان جنگ و پرسنل پزشکی دیدار می کرد ماسکی سیاه به صورت داشت. او هنگام ترک کاخ سفید گفت: "من هرگز با زدن ماسک مخالفتی نداشتم اما فکر ... مطلب کامل

    بعد از شش ماه دونالد ترامپ برای اولین بار با ماسک در انظار عمومی ظاهر شد

    هرکس و در هر شرایطی انتقادی به  فرقه رجوی داشته باشد فی الفور مارک مزدور و کارگزار رژیم را سرضرب حواله اش می کنند. یعنی با «آی دزد، آی دزد» راحت جاخالی می دهد،  آخر این روش خوبی است که اززیر بار انتقاد و پذیرش مسئولیت کرده های خودش در برود، اگر چه این فرقه مدعی انتقاد پذیری است و رژیم ایران را متهم می کند که بمردم ... مطلب کامل

    بعد از شش ماه دونالد ترامپ برای اولین بار با ماسک در انظار عمومی ظاهر شد

     ترامپ و اعضای ستاد انتخاباتی‌اش، تاکنون صحت و اعتبار این نظرسنجی‌ها را زیرسوال برده و گفته اند که این نظرسنجی‌ها نمی‌توانند واقعیت را منعکس کنند. علاوه بر این، از دیدگاه برخی ناظران، تا انتخابات ریاست جمهور آمریکا حدود چهار ماه دیگر باقی مانده است. بنابراین، ترامپ ممکن است در این مدت بتواند وجهه سیاسی خود را بهبود بخشد. اما با وجود این تحلیل‌های خوشبینانه، برخی از ... مطلب کامل

    بعد از شش ماه دونالد ترامپ برای اولین بار با ماسک در انظار عمومی ظاهر شد

    آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ اصلا شما راست می‌گویید شما انقلابی،شما در نوک نوک پیکان تکامل، شما همه چیزتون درست ،شما تشکیلات تان مانند مدینه فاضله یا به قول خودتان همانگونه که می گویید مناسباتتان مانند"جامعه بی طبقه توحیدی"،همه گوهر و الی آخر... اما آنرا که حساب پاک است...... چه منتش به خاک است، واقعا  اگر انقلابی و مبارز همانگونه که مینمایید با تاریخی آنگونه شفاف و ... مطلب کامل

    محمد علی فروغی که بود

    ۵۰ ساله بود كه در روند تغيير دودمان قاجار به پهلوی، همراه رضاشاه و سپس اولين نخست‌وزير او شد و آزادترين انتخابات دوره خودكامگی آن شاه را برگزار كرد: «ملت ايران می‌داند كه پادشاه ... مقام سلطنت را برای هوای نفس و عيش و كامرانی خويش اختيار ننموده است.» ۵۸ ساله بود كه بار ديگر نخست‌وزير شد و در گشايش دانشگاه تهران و برگزاری هزاره فردوسی نقش سازنده ... مطلب کامل

    محمد علی فروغی که بود

     بنده یکی از جدا شده هایی هستم که به مدت 4 سال از فرقه جدا شده و علت جدا شدنم هم دیدن خانواده ام است که نزدیک به 20 سال است که انتظار دیدن خانواده ام را میکشم ولی از عجائب روزگار این است که پای فرقه که به این کشور باز شد همه کشورها حق گرفتن ویزا دارند ویا میتوانند از طریقی به این کشور بیایند برای ... مطلب کامل

    چهار هنرمند ایرانی به عضویت آکادمی اسکار درآمدند

    آکادمی علوم اسکار ۸۱۹ هنرمند را به عنوان اعضای جدید خود معرفی کرد. شمار قابل توجهی از اعضای آکادمی امسال زن و از هنرمندان در اقلیت هستند. نام چهار هنرمند ایرانی نیز در میان آنها به چشم می‌خورد: نرگس آبیار در شاخه نویسندگی، ستار اورکی، آهنگساز ایرانی در شاخه موسیقی، سمیرا مخملباف و علی عباسی سینماگر ایرانی−دانمارکی در شاخه کارگردانی. نرگس آبیار کارگردان فیلم‌هایی چون "شبی که ماه ... مطلب کامل

    غلامرضا شکری: رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانی

    اما سوال اینجاست، چرا طی این سالیان نتوانستند به ان اهداف کثیف خود برسند تا زمانی که در عراقبودندو زیر بال و پر صدام قرار داشتند و میگفتند سید ریئس  مسیر را باز میکند و خودش میداند چه زمانی باید چکار بکند به قول آن مزدور امریکایی رجوی خائن چند میخ طویله !!!!!! حالا که بعد از چهار سال از عراق رانده شدند و در حال حاضر هم در ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.