• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • کیرکگارد،- منتقد دین رسمی و دولتی هگل

    کیرکگارد در کنار فویرباخ و مارکس، از جمله منتقدین فلسفه هگل بود ،ولی دیالکتیک او را قبول داشت. مارکس بخاطر عملی نمودن سوسیالیسم، مخالف هگل شد و کیرکگارد بدلیل جانبداری از آزادی مسیحیت شخصی افراد، به مخالفت با  کلیسا ومسیحیت دولتی ، و “فلسفه آگاهی” هگل پرداخت و میگفت نظرات هگل یک سوء قصد متافیزیکی به اخلاق است چون عمل و زمان مهمتر از سیستم فلسفی امثال هگل هستند. رابطه کیرکگارد با هگل را به رابطه ارسطو با افلاتون تشبیه میکنند یعنی شاگردانی که بعدها منتقد و مخالف استاد خود میشوند. او میگفت نه از طریق” مفهوم” مانند هگل بلکه از طریق “ایمان” مانند مسیح میتوان خدا را در هستی بازیافت. در نظر کیرکگارد هگل میخواست میان خدا و جهان واسطه شود یعنی میان دولت پروس و کلیسای رسمی سراسری. هگل دولت را همچون خدایی مسافر و درویش در روی رمین میدید که واستگی میکند. او نمیدانست که دولت همیشه سازمانی زمینی و این جهانیست و نمیتواند مذهبی و الهی باشد.

            کیرکگارد،- منتقد دین رسمی و دولتی هگل.

    فلسفه کیرکگارد،- ترس از هستی، جاسوس خدا.

    آرام بختیاری  ـ 12.10.2018

    Kierkegaard, Sören 1813-1855

    Ketab-Soren Kiergegaard

    سورن کیرکگارد(1855-1813)،فیلسوف،نویسنده، و خداشناس دانمارکی، یکی از پیشگامان فلسفه هستی شناسی یا اگزیستنسیالیسم؛خصوصا اگزیستنسیالیسم مسیحی است. او از موضع زیباشناسی و اخلاق به این فلسفه مذهبی رسید. کیرکگارد مقوله هستی شناسی را از طریق فلسفه فوق العاده عقل گریزانه و فردگرایانه خود، شخصی و فردی نمود، برای اینکه انسان را بسوی ایمان به سوی خدا هدایت کند.او میگفت خدا مقوله ایست متضاد،متناقض، و” آبزورد” که هیچگاه از نظر عقلی نمیتوان آنرا ثابت نمود. چپ ها اشاره میکنند که وی ارتجاع خشن و مهاجم فرهنگ بورژوایی را علیه الهیات لیبرال و علیه کوششهای دمکراتیک بورژوایی از عصر روشنگری تا زمان هگل را نمایندگی نمود.

    فلسفه هستی شناسی کیرکگارد نگاهی خاص و جدید به مقوله های آزادی، مسئولیت، تقصیر و گناه است. او میگفت هستی انسان موجود در تنهایی، فقط از طریق ترس مداوم و از نظر مذهبی قابل درک است.وی همچون شوپنهاور مخالف سیستم های فلسفی و فکری؛خصوصا سیستم فلسفی هگل بود و کوشید تا فلسفه هگل را به نفع فلسفه اگزیستنسیالیستی خود تغییر دهد و میگفت عیب فلسفه هگل در آنجاست که جایی برای آزادی دینی فرد در هستی باقی نمی گذارد و بجای مسیحیت شخصی افراد، مبلغ کلیسای رسمی و دولتی پروس بود.او میگفت فیلسوفان سیستماتیک مانند افراد ثروتمندی هستندکه گرچه دارای قصر و کاخی عظیم و باشکوه هستند ولی خود در کلبه ای محقر در کنار آن کاخ بیتوته میکنند. کیرکگارد در رابطه با هگل میگفت فیلسوف باید به مسائل خاص و عملی انسانها بپردازد و نه نظریه پرداز سیستم های عام تئوریک باشد، چون راهنمای عمل بودن مهم است و نه دسترسی به نکات عام در شناخت. یعنی میتوان سیستم تفکر ساخت ولی از سیستم هستی شناسی ناتوان بود. او هگل را متفکری” آبستراکت “و صوری میدانست.

    کیرکگارد در کنار فویرباخ و مارکس، از جمله منتقدین فلسفه هگل بود ،ولی دیالکتیک او را قبول داشت. مارکس بخاطر عملی نمودن سوسیالیسم، مخالف هگل شد و کیرکگارد بدلیل جانبداری از آزادی مسیحیت شخصی افراد، به مخالفت با  کلیسا ومسیحیت دولتی ، و “فلسفه آگاهی” هگل پرداخت و میگفت نظرات هگل یک سوء قصد متافیزیکی به اخلاق است چون عمل و زمان مهمتر از سیستم فلسفی امثال هگل هستند. رابطه کیرکگارد با هگل را به رابطه ارسطو با افلاتون تشبیه میکنند یعنی شاگردانی که بعدها منتقد و مخالف استاد خود میشوند. او میگفت نه از طریق” مفهوم” مانند هگل بلکه از طریق “ایمان” مانند مسیح میتوان خدا را در هستی بازیافت. در نظر کیرکگارد هگل میخواست میان خدا و جهان واسطه شود یعنی میان دولت پروس و کلیسای رسمی سراسری. هگل دولت را همچون خدایی مسافر و درویش در روی رمین میدید که واستگی میکند. او نمیدانست که دولت همیشه سازمانی زمینی و این جهانیست و نمیتواند مذهبی و الهی باشد.

    کیرکگارد و مارکس خلاف هگل هر دو به دولت و کلیسا شک داشتند، کوشش هگل برای آشتی آندو بود، به این دلیل موجب شورش و اعتراض ایندو متفکر گردید. کیرکگارد میخواست که “شهدای” زنده و آرمان هایشان بر جهان حکومت کنند، افلاتون حکومت” فیلسوفان” در هرم قدرت را توصیه میکرد، و مارکس، امید به پیروزی “پرولتاریا” برای رهایی و تشکیل دولت، بسته بود.

    در فلسفه کیرکگارد ،بحث ترس اهمیت زیادی دارد. او میگفت در وضعیت ترس و تنهایی است که تمام دلایل و پاسخهای هستی زیر سئوال و شک قرار میگیرند، و در شکست است که انسان خودرا میشناسد و مستقل از جهان به خدا پناه میبرد. شکوفایی فلسفه ترس و تنهایی کیرکگارد میان دو جنگ جهانی اروپا به اوج خود رسید. او میگفت جایی که عقل و اندیشه ناتوان گردد نیاز به ایمان و عقیده آغاز میشود، و سه نوع امکان زیست برای انسان در جهان نامتناهی وجود دارد- استتیک، اخلاقی، و مذهبی. حقیقت نیز ایده ایست که فرد حاضر باشد در راه آن جان خود را فدا کند. برای عرفان و درونگرایی نیز همان سه امکان استتیک، اخلاقی ،و مذهبی وجود دارد، ولی در حین شکست و سقوط است که فرد خود را باز می یابد و آزاد از جهان و هستی، خدا را کشف میکند. در نظر افراد مذهبی ، انسان درونگرا و عرفانی کیرکگارد، انسان واقعی است چون او هم جامعه بورژوایی و هم فرهنگ جهانی شهروندی را انکار نموده و پشت سرگذاشته و سراغ ایمان به خدا میرود.

    نظرات کیرکگارد غیر از رشته فلسفه تاثیر مهمی روی “نوع دیگر زندگی”، از جمله زندگی  اگزیسیتنسیالیستی در غرب گذاشت. فیلسوفان دیگری در قرن بیست به جستجوی مفاهیم و مقوله های- ترس، مسئولیت، سرگردانی، هراس، تقصیر و گناه پرداختند.اغلب آنان میگفتند تمام جنبه های شناخت با مقوله هستی شناسی رابطه دارند. هستی وحدتی است از خواستن، اراده، تفکر،احساس، عمل و غیره. انسان در زندگی مجبور به انتخاب است و از این طریق صاحب هویت میگردد و بر اثر احساس مسئولیت، او مدام مجبور به تصمیم گیری میشود و برای اینکار پیوسته نیاز به حامی و پشتیبان دارد و سراغ خدا میرود.

    کیرکگارد در پاسخ به سئوال ” این یا آن؟” ، میگوید “نه این و نه آن”، بلکه نوعی شکل زندگی مذهبی، چون خداو دین، ناجی انسان سرگردان هستند. ایمان و عقیده، نه احساس مستقیم است و نه حقیقتی جزمی و نه اصلی اخلاقی، بلکه مقوله ای ورای اخلاق، یعنی نوعی” شوق و اشتیاق”، که منطقی و عقلگرایانه نیست، و همچون حاضرشدن ابراهیم نبی، برای قربانی کردن فرزندش اسحاق، همرا ترس و شک است. به این دلیل ایمان نیز پدیده ای” آبزورد” است. یعنی ایمان قراردا ی است میان فرد و خدا. کلیسای رسمی و دولتی پیشنهادی هگل، انتخابی اشتباه و نوعی گمراهیست. هویت انسان فقط از طریق “آگاهی برای آزادی” و رابطه ای آگاهانه نسبت به” زمان” هگل، انسان را بشکل بخشی از یک سیستم، مورد توجه قرار میدهد. زمان ناجی روح و شرایط بن بست روحی است.

    انتقاد رادیکال کیرکگارد از فلسفه سنتی امثال هگل در قرن بیست، توسط فیلسوفان دیگری مانند بلوخ،لوکاچ، ویاسپارس آشکار گردید. بلوخ میگفت اهمیت او و نظراتش در حد اهمیت هیوم است. کیرکگارد همعصر مارکس بود ولی در سن 42 سالگی جوانمرگ شد. در کنار نیچه و افلاتون او را از جمله بااستعدادترین نویسندگان میان فیلسوفان بشمار می آورند.شرکت او در کلاس درس شلینگ در شهر برلین آلمان باعث شد که او بعدها سقراط را بعنوان معلم فکری خود انتخاب کند. بدلیل این شباهت به او لقب “سقراط شمال” را هم داده اند. وی همچون سقراط میگفت فلسفه برای عمل است و نه برای روشنفکربازی و بحث های سفسطایی.

    کیرکگارد از رشته الهیات بسوی رشته های فلسفه و ادبیات رفت. در آلمان، هایدگر و یاسپارس فلسفه او را ادامه دادند، در فرانسه ،سارتر و کامو نظراتش را توسعه دادند. در ادبیات، نویسندگانی مانند کافکا، ریلکه،و داستایوسکی تحت تاثیر او قرار گرفتند. کیرکگارد در قرن بیست از طریق نویسندگانی مانند مارسل، ایبسن،ماکس فریش،- و خداشناسانی مانند بارت، برونر، و گوگارتن، تاثیر مهمی روی فلسفه و ادبیات و مذاهب مسیحی گذاشت. او نویسنده ای استتیک ولی مذهبی است؛ نویسنده ای که شباهت زیادی به نیچه، بکت، و کافکا دارد. وی تاثیر مهمی روی الهیات دیالکتیکی پروتستانتیسم و فلسفه هستی شناسی مسیحی گذاشت.

    از جمله آثار کیرکگارد- این یا آن، مفهوم ترس، بیماری بسوی مرگ، پل های فلسفی، ثابت بودن خدا، اشعار دیالکتیکی، تمرین برای مسیحیت،مفهوم طنز نزد سقراط ،و مجموعه آثار 12 جلدی، او هستند. نوشته های او گاهی موجب تجزیه و دوشاخه شدن آگاهی انسان مذهبی میشوند. وی میگفت باید میان مذهبی بودن و این جهانی بودن، فقط یکی را انتخاب نمود. برای بعضی ها فلسفه غم و افسردگی کیرکگارد جذابیت خاصی داشت. او کلیسای رسمی و دولتی کشورش را خائن به مسیحیت می نامید. فلسفه وی رابطه تنگاتنگی با بیوگرافی و تربیت خانوادگی او داشت. افکار و ترس و وحشت مذهبی پدر و شکست عشقی در نوجوانی، تمام عمر وی را بخود مشغول نمود. در سن 25 سالگی او وارث تروت کلانی از پدر شد و در تمام عمر کوتاهش مجبور به انجام شغلی نبود و اوقات زیادی را با لذت و سرمستی و تفریح گذراند.او در آثارش همچون سقراط روانشناسی تیزبین و طنزگو و خلاق است و میگفت انسان سنتزی است از – بی نهایت و محدودیت، محصور میان زمان و ابدیت، میان آزادی و ضرورت؛ ولی به هر حال انسان یک” سنتز” و ترکیب مرکب است. خدای کیرکگارد همان خدای ادیان ابراهیمی مانند -ابراهیم و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسی است . او آرزو داشت مرید مسیح باشد تا یک نابغه شهرستانی؛ ولی خلاف آن آرزو برایش اتفاق افتاد.

    —————-

    آرشیو موضوع : تاریخ، فرهنگ و هنر

    افلاتون شناسی نیاز به ایده آلیسم دارد

    افلاتون شناسی نیاز به ایده آلیسم دارد

    افلاتون نظریه پرداز “دولت ایده آل” است که دولتی اشرافی به رهبری فیلسوفان میباشد.تصور او از دولت ایده آل دارای ساختاری شبه ریاضی است. افلاتون میگفت …

    فلسفه هایدگر؛- میان روایت ایرانی و نقد دانشگاهی

    فلسفه هایدگر؛- میان روایت ایرانی و نقد دانشگاهی

    گروه دیگری از بیوگرافی نویسان میگویند برای فهم یک متفکر بهتر است زندگی پیشین و محیط اطراف او را مورد توجه قرار داد. هایدگر سالهای جوانی را در کلبه ای چوبی در روستایی در جنوب غربی آلمان میان جنگل و تپه ها با یک ساده گی اسپارتی گذراند. از چاه آب میکشید،برای گرمی کرسی خانه اش،درون جنگل هیزم …

     ———————————
    Mojahedin-khalgh-az-Tehran-ta-Tirana-Albania-4-Sobhani-260-410

     

     

    چرا باید شورای ملی مقاومت را مورد کنکاش قرار داد؟ مریم رجوی مدعی است که درب های ” شورای ملی مقاومت ” بر روی همه باز است. آیا واقعا چنین است؟

    آیا حذف وقایع تاریخی سازمان مجاهدین در 40 سال گذشته که همراه با خیانت و مزدوری بوده است، در همین ارتباط است؟

    اهداف مسعود رجوی و مریم رجوی از حذف این وقایع تاریخی از تاریخچه سازمان چیست؟

    آیا ” شورای ملی مقاومت ” چیزی جز سازمان مجاهدین است؟ ” شور ضد امپریالیستی ” را چه کسی به جامعه ترزیق می کرد و به گروگانگیری سفارت آمریکا مشروعیت می داد و حمایت کامل خود را از آن اعلام کرد؟

    چرا سازمان مجاهدین خلق اشاره نمی کند که اولین زنی که در منطقه خاورمیانه عملیات انتحاری انجام داده ، چه کسی بوده است؟

     

    چرا در یک دوره تاریخی نزدیک به بیست سال مزدوری مجاهدین خلق برای صدام حسین ، هیچ اثر و نامی در تاریخچه فعلی سازمان از صدام حسین پیدا نمی کنید؟

    آیا ” شورای ملی مقاومت ” و ” ارتش آزادیبخش ملی”   سازمان مجاهدین خلق ، سه نام پوششی  برای  مسعود رجوی و  مریم رجوی نیست؟

    محمد حسین سبحانی : کنکاشی در ” شورای ملی مقاومت “

    ایران قلم ـ 04.10.2018

    سلام می کنم خدمت بینندگان عزیزی که این برنامه را مشاهده می کنند. بحثی را می خواهم خدمتتان در چند قسمت تقدیم کنم تحت عنوان کنکاشی در شورای ملی مقاومت.

    اما چرا باید شورای ملی مقاومت را مورد کنکاش قرار داد؟

    همانطور که شاید مطلع باشید ” شورای ملی مقاومت ” و ” ارتش آزادیبخش ملی”  نام های پوششی برای سازمان مجاهدین خلق می باشد و خود سازمان مجاهدین نیز به همراه دو نام ذکر شده سه نام پوششی  برای آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی رهبری توتالیتر آن است.

    اما ضرورت کنکاش در ” شورای ملی مقاومت “چیست؟

    چه ضرورتی دارد به آن بپردازیم؟ سابقه شکل گیری شورای ملی مقاومت چیست؟ چه کسانی آن را تاسیس کردند؟ در این مسیر چه کسانی از این شورای ملی مقاومت جدا شدند. اساسنامه آن چیست؟ خانم مریم رجوی مدعی است که درب های ” شورای ملی مقاومت ” بر روی همه باز است. آیا واقعا چنین است؟ آیا ” شورای ملی مقاومت ” چیزی جز سازمان مجاهدین است؟

    اما مریم رجوی و سازمان مجاهدین برای زمینه سازی طرح این ادعا که درب های ” شورای ملی مقاومت ” بر روی همه باز است، نیاز دارند که گذشته تاریک و خیانت بار سازمان مجاهدین را از دید همگان پنهان کنند .

    اگر دقت شود مشاهده می کنیم که رهبری سازمان مجاهدین و نام های پوششی دیگر از جمله شورای ملی مقاومت  و …   روش حذف و سانسور وقایع تاریخی و رویدادها و فعالیت های تاریخ 40 ساله گذشته این سازمان را فعالانه و سیستماتیک  در کلیه رسانه های دیداری و نوشتاری  در حال اعمال است .

    چرا رهبری مجاهدین نمی خواهد گذشته خود را شفاف نشان بدهد ؟ چرا که اگر چنین شود باید به بسیاری از پرسش ها پاسخ بدهد. گذشته ای که همراه با اشتباهات و خیانت های بزرگ همراه بوده است و به همین دلیل بطور سیتماتیک و طی یک دستور تشکیلاتی سرفصل هایی که سازمان مجاهدین در 40 سال گذشته داشته و پرسش برانگیز بوده  را از تاریچه رویدادها و فعالیت های 40 ساله گذشته خود حذف ، تحریف یا سانسور کرده است تا بتواند در میدان جدیدی به فریب و جذب نیروی احتمالی مشغول شود، زیرا گذشته خیانت بار رجوی مانعی اساسی برای وضعیت فعلی سازمان مجاهدین می باشد.

    این پرسش مطرح هست که چرا باید نسلی که روند رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین را با چشم خود ندیده است در معرض سانسور قرار گیرد؟

    این نسل که حداقل از 40 سال به پایین را شامل شود. چرا باید یک فرد 35 تا  40 ساله یا پایین تر رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین را که نقش اساسی در وضعیت کنونی جامعه ایران داشته و آن را با چشمان خود ندیده است، مورد این سانسور سیستماتیک قرار گیرد.

    من مایل هستم به صورت محوری در سیر زمانی به این رویدادهای حذف شده در تاریخ رویدادهای سازمان مجاهدین از سال 1357  اشاره ای داشته باشم.

    اما سازمان مجاهدین چه رویدادهایی را در تاریخچه خود برای فراهم شدن شرایط و قالب کردن دوباره خود تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت “حذف کرده است؟

    یکی از سرفصل های مهم که سازمان مجاهدین در تاریخچه خود حذف کرده است به رای دادن مسعود رجوی و موسی خیابانی و سازمان مجاهدین به جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1357 می باشد. هیچ تصویر و نوشته ای در این ارتباط وجود ندارد. همه چیز حذف شده است.

    روزگاری مسعود رجوی می گفت جمهوری اسلامی هم دمکراتیک است و هم ضد امریالیست و این چنین حمایت خود را  نشان می داد و زیر عکس آیت الله خمینی مصاحبه می کرد و او را پدر مجاهد و حضرت آیت الله العضمی امام خمینی نام می داد. چرا این بخش از تاریخ سازمان در سال 1357 در شرایط کنونی در کلیه رسانه های سازمان حذف شده است؟

    sobhani-Kankashi dar shoraye meli moghawemat--Rajavi-Jomhouri Eslami

    خوب همانطور که در فیلم مشاهده می کنید مسعود رجوی می گوید که ” تجربه خلق ها نشان می دهد که امپریالیزم  بدون مبارزه مسلحانه با آن کشوری را ترک نکرده است و امیدواریم که امریالیزم آمریکا بدون اینکه مجبور باشیم به مبارزه مسلحانه متوسل شویم ایران را ترک کند”. خوب ! همه می دانند که موج ضد امپریالیستی و به قول خودشان شور ضد امپریالیستی در فضای سیاسی وقت ایران چه تاثیر مهمی بر رویداد گروگانگیری سفارت آمریکا در سال 1358 داشت.  گروگانگیری سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در پناه  باصطلاح شور ضد امپریالیستی که مجاهدین خلق در جامعه ایجاد می کردند، مشروعیت پیدا می کرد. وقتی رجوی می گوید برای بیرون راندن امپریالیم آمریکا از کشور امیدواریم به مبارزه مسلحانه متوسل نشویم، به چه معناست؟

    سهم سازمان مجاهدین خلق در  نابسامانی ها و خطاهای بسیار عمده ای که حکومت در روند ادامه گروگانگیری داشت چه بود؟ چه کسی به آن مشروعیت می داد؟ مگر سازمان مجاهدین و مسعود رجوی  تاسیس ارتش میلیشیای خلق را برای مبارزه با امپریالیزم اعلام نکردند؟ مگر  رهبری سازمان مجاهدین به همین دلیل در قضیه گروگان گیری سفارت آمریکا  نامه بلند بالایی به آیت الله خمینی  ننوشتند؟

    در این تردیدی نیست که گروگان گیری سفارت آمریکا در سال 1358 که مسعود رجوی و مجاهدین خلق آن را ” ادامه انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضدامپریالیستی ” می نامیدند و خواستار  استمرار آن بودند، سر فصل مهم و  بسیار تاثیر گذاری در وضعیت فعلی جامعه ایران و مشکلات متاثر از آن می باشد. سهم حکومت جمهوری اسلامی در آن روشن است، اما سهم سازمان مجاهدین خلق در آن چقدر است؟  این ” شور ضد امپریالیستی ” را چه کسی به جامعه ترزیق می کرد و به گروگانگیری سفارت آمریکا مشروعیت می داد و حمایت کامل خود را از آن اعلام کرد؟

    چرا این سر فصل مهم در تاریخچه فعلی سازمان که در رسانه های سازمان مجاهدین آمده حذف شده است ؟ آیا به این دلیل است که این موضوع در  تناقض جدی  با مزدوری فعلی آنها برای اسرائیل و بخش جنگ طلب و تندرو هیئت حاکمه امریکا و عربستان سعودی هست؟ پس وظیفه ماست که اگر رجوی سانسور می کند ، ما آن را دوباره یادآوری کنیم و اجازه ندهیم به فراموشخانه فرستاده شود.

    name-mojahedin-be-ayatolah-khommeyni.jpg”>name-mojahedin-be-ayatolah-khommeyni.jpg” alt=”Kankashi dar shoraye meli moghawemat-name mojahedin be ayatolah khommeyni” width=”639″ height=”413″ />

    مسئله جاسوسی سازمان مجاهدین برای شوروی و  انتقال پرونده سرلشگر مقربی نفوذی کا گ ب در ارتش زمان شاه هم از این دست است  و به همین دلیل هنگام تحویل و انجام قرار محمد رضا سعادتی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین با عضو  کا گ ب در  سفارت شوروی به دستگیری وی منجر می شود که این موضوع هم کاملا از تاریخچه فعلی سازمان مجاهدین حذف شده است. چرا؟

    همچنین اطلاعیه سیاسی ، نظامی سازمان مجاهدین در تاریخ 28 خرداد ماه 1360 که آغاز مبارزه مسلحانه را در پوشش دفاع مسلحانه از اعضای خود اعلام می کند بطور کامل حذف شده است . در واقع این اطلاعیه زمینه لازم را برای تظاهرات 30 خرداد و سرآغاز ترور و خشونت فراهم می کند که کامل از تاریخچه فعلی حذف شده است و …

    به ترورهای کور بعد از سی خرداد 1360 از رفتگر و بقال گرفته تا امام جمعه های مختلف که با عملیات انتحاری ترور کردند تا انفجار 7 تیر ذر دفتر حزب جمهوری اسلامی تا انفجار هشت شهریور در دفتر نخست وزیری. به این ترورها هیچکدام اشاره ای نمی شود و …

    sobhani-kankashi dar shoraye meli oghavemat-Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Terrorism_1980_Tehran_17

    از فاکتور جهاد جنسی که در  این مورد موضوعیت ندارد و صدق نمی کند ، می گذریم ، اما باید نسل جوان جامعه ایران بداند که نخستین زن ذوب شده در رهبری فرقه مجاهدین گوهر ادب آواز بوده است که 40 سال قبل اولین عملیات انتحاری را در منطقه خاورمیانه و شهر شیراز علیه امام جمعه آن شهر انجام داده است. البته تصاویر نشان می دهد که حتی گوهر ادب آواز زیر سن قانونی بوده است حتی باید او را نه یک ” زن ”  بالغ بلکه کودک سرباز نامید. در هر صورت این ترورها نشان می دهد که  مسعود رجوی خود هم قاضی بوده است ، هم دادستان و هم مجری . پرسش این است که چرا این عملیات های انتحاری که سازمان مجاهدین آن را ” شهید مقدس عملیات انتحاری ” می نامیده است در تاریخچه سازمان مجاهدین حذف شده است؟

    sobhani-kankashi dar shoraye meli moghawemwt-1-mojahedin-Amaliat entehari

    همچنین تشکیل شورای ملی مقاومت و نام موسس محوری آن به همراه سازمان مجاهدین یعنی آقای دکتر بنی صدر را کاملا از تاریخچه فعلی سازمان حذف شده است و اساسا طوری وانمود شده است که فردی به نام دکتر بنی صدر در شکل گیری این شورا نقشی نداشته است. به همین ترتیب به علل و روند جدایی  دکتر بنی صدر ، زنده یاد دکتر قاسملو و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر اعضای محوری آن  اشاره ای نشده است و …

    sobhani-Kankashi dar shoraye meli moghawemat-Dr.Banisadr-Rajavi-Moezi

    پس چگونه است که مریم رجوی مدعی است درب های شورای ملی مقاومت بر روی همه باز است و اعلام می کند که ما از آزادی بیان ، آزادی احزاب ، مطبوعات ، اجتماعات دفاع کرده و دفاع هم خواهیم کرد و … ؟ اگر این چنین است پس چرا …

    ادامه این مطلب را می توانید در ویدئوی زیر مشاهده کنید

    ////////////////////////////

    مطالب مرتبط :

    آتش در جنگل و جان جهان، رجوع به ۱۹۸۴ اورول

    مخفی کردن و لاپوشانی قتل محمدرضا کلاهی توسط مجاهدین خلق و مریم رجوی در هلند بی بی سی، نوزدهم ژوئیه 2019:… مسعود خدابنده: سازمان مجاهدین خلق از بعد از ساقط شدن ولینعمت سابقش صدام حسین از سازمان “مسعود رجوی و صدام حسین” که سازمانی “تروریستی نظامی” بود به سازمان “مریم رجوی و ترکی الفیصل” که سازمانی “تروریستی اطلاعاتی” است تغییر شغل داد. این سازمان که ... مطلب کامل

    آتش در جنگل و جان جهان، رجوع به ۱۹۸۴ اورول

    گناه بعدی ایشان چیست؟ وی گوشه کوچکی از حقایق درون تشکیلات را که خود شاهد زنده آن می باشد افشا کرده است که در واقع گوشه کوچکی از آنچه رجوی در عراق و زمان صدام حسین بر سر زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک آوردمی باشد. اما هدف رجوی از این کار چه بود. زنی که باروری ندارد هیچ امیدی به زندگی نمی تواند داشته باشد ومجبور میشود تا ... مطلب کامل

    آتش در جنگل و جان جهان، رجوع به ۱۹۸۴ اورول

    دست و پا زدنهاى مريم رجوى از سر استيصال است عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم ژوئیه 2019:… در مرحله دوم اسارتگاه اشرف ٣ در كشور آلبانى  را روى آنتن برده و نمايشهاى مسخره اى حول آن به اجرا گذاشته است كه اين شورى بى اندازه و زياده روى بيش از حد مريم رجوى براى فريب افراد تشكيلات بر ضد خودش در درون و ... مطلب کامل

    مریم رجوی و رودی جولیانی در زندان اشرف ۳ در آلبانی

    در واقع، مریم قجرعضدانلو برنامه سال جدید خود را با اسم مسعود رجوی به نیروهایش القا کرد تا هم تأثیر بیشتری در آنها داشته باشد و هم سرگرمی یکساله آنان فراهم شود و با هیجانات خیابانی و نمایش های سوله ای، جاذبه بیشتری برای بن سلمان و نتانیاهو ایجاد کند و در عین حال بتواند با اتکا به آن، سرمایه گذاری بیشتری از سوی آمریکایی ها روی ... مطلب کامل

    مریم رجوی و رودی جولیانی در زندان اشرف ۳ در آلبانی

    علی جهانی: باتلاق فروپاشی فرقه رجوی در آلباني علی جهانی، وبلاگ آیینه، هفدهم ژوئیه 2019:… ظاهرا کسی در دنیای واقعی پیدا نشده که از این ارتش نم کشیده و واررفته حمایت کند لذا خانم عضدانلو سرکرده فعلی فرقه تروریستی رجوی ناچار شده بگوید که کانون های شورشی در ایران که توهمی بیش نیست و اصلا وجود خارجی ندارد حمایت خودشان را از مجاهدین اشرف سه ... مطلب کامل

    مالک بیت مشعل: سوالی از فرقه مجاهدین که هنوز جواب نگرفته ام

    یك روز در دریاچه ی نور اشرف بودیم که تعطیلات عید بود و وقتی افراد مقر هاي مختلف مي آمدند طوري محل استقرار را برنامه ريزي مي كردند که حتي افراد فاميل و همشهري نزدیک هم نباشند . من ویکی از دوستانم که در یك مقر بودیم که الان هم در زندان اشرف 3  گرفتار است ، داشتیم میگشتیم که خانواده اش را دید . گفت مالک من ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    شما مژگان خانم! مدت زیادی تحت حفاظت نیروهای آمریکائی سرگرم سرپرستی دستگاه مغز شویی رجوی بوده و به کمک این اشغالگران عراق، سد سدیدی درمقابل مراجعه ی خانواده ها که یک درخواست ساده ی ملاقات با فرزندانشان که موضوع دستگاه شکنجه ومغز شوئی شما بودند ، بوجود آوردید!! مریم هم که ازمدت ها قبل شما را ترک کرده بود وغمی نداشت که با شما باشتراک بگذارد! ضمنا، ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    عکس هائی که هفته گذشته از سوله های فرقه رجوی در آلبانی به نمایش درامد ، نشان میداد که تعدادی پیرمرد وپیرزن صف به صف در کنار هم به فاصله 20 سانتیمتر از یکدیگر در برابر کامپیوتر هائی قرار گرفته اند ومثلا مشغول مبارزه هستند ، اما واقعا آنها چه میکنند ؟ همانطور که پیشتر گفته شد مغز های متفکر اسرائیلی ،سعودی ، امریکائی به این نتیجه ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    فدریکا موگرینی، هماهنگ‌کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پس از نشست وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و رایزنی درباره توافق اتمی با ایران گفت: «ما متوجه‌ایم که همه قدم‌هایی که برداشته شده – و متاسفیم که این قدم‌ها برداشته شده -  به لحاظ تکنیکی قابل برگشت هستند. از این رو، امیدواریم و ایران را دعوت می‌کنیم به اینکه این قدم‌ها را برگرداند.» موگرینی همچنین گفت که "برجام در ... مطلب کامل

    این زن دیر رسیده و زود رشد کرده!

    ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای هرگونه موضعگیری از ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -