خاطرات حسن شهباز ـ قسمت سوم: پینگ پنگ بازی خواهران مجاهد با برادران آمریکایی

Hassan-shahbaz - Nejatyaftegan az MKO-dar Albani-260-410

چاپ

در زمانیکه آمریکایی ها به مقرات سر کشى میکردند بر روىِ درب ورودى پذیرش نوشته شده بود که: مقدم مهمانان وهواداران و خانواده هاى محترم گرامى باد ، گفته بودند که اگر آّمریکایى ها سرزده وارد شدند و خواستند سوالى بکنند ، بگویید براى دیدار آمده اید و میتوانید اسم یک مسئولى را هم که میشناسیم به عنوان فامیل و آشنا به اونها بدهیم. حدالامکان لباس نظامى نمى پوشیدیم و بیشتر اوقات روزها را در بیرون از مقر میگذراندیم بطوریکه اگر با امریکایى ها برخورد کردیم درقالب مهمانى و گردش در اشرف خود را نشان بدهیم ، بعد از مصاحبه هاى ارگان هاى امریکایى با کلیه نفرات ، و به موازات آن سران فرقه که آنها هم بخوبى توانسته بودند با ارتش آمریکا در اشرف رابطه برقرار کنند و با خوش رقصى براى آنان ، که از جمله میتوان به اطلاع رسانى به آنان در مورد منطقه اى که اشرف در آن واقع شده بود ،اشاره کرد استان دیالى میباشد که یک استان سنی نشین میباشد که آنجا عملیات هاى ضد آمریکایی بسیارى همواره در جریان بود. این سرکشى ها بمرور تبدیل به مهمانى هایی شد که براى ارتشیان امریکا تدارک دیده میشد که در اساس به محلى براى سور چرانى افسران امریکایی شده بود ، البته همین افسران در مقر خواهران به راحتى با آنان پینگ پونگ هم بازی میکردند در حالیکه اگر برادرى میخواست با یک خواهر صحبتى داشته باشد حتما میبایست یک نفرهمراه میداشت البته …

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق 

قسمت سوم :  پینگ پنگ بازی خواهران مجاهد با برادران آمریکایی

حسن شهباز ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

http://www.iran-azadi-albania.info/

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

Hassan-shahbaz - Nejatyaftegan az MKO-dar Albani-260-410
خدمت خوانندگان گرامی عرض میکنم ، تنها دلیلى که باعث شد این سرگذشت را در این غالب ارائه کنم ، وجود صدها تن مانند من در درون حصاریست که روز بروز بیشتر در درون خود فرو میرود و بسته تر میشود.
آنچه که گذشت
در تعطیلات میان ترمى دانشگاه براى زیارت به عراق رفته بودیم، در شهر نجف بودیم همینطور که از حرم خارج میشدیم متوجه شدیم ،راننده های تاکسى که گویا از ظاهر ما متوجه ایرانى بودنمان شده بودند با گفتن اشرف اشرف به سمت ماشین هایشان اشاره میکردند ما هم طی گشت و گذارى که در شهرها ی مختلف عراق داشتیم ، متوجه شدیم که بعد از حمله آمریکا ،تمامی نفرات ارتش، توسط امریکا خلق سلاح شده اند و در اشرف بسر میبرند، بعد از کمى مشورت تصمیم گرفتیم سرى به آنجا بزنیم ، حس کنجکاوى وشناخت بیشتراز این افراد و آگاهى از مواضع سیاسى آنها در آن لحظه دلایلى بود که ما را به این دیدار تشویق میکرد .و بدینگونه بود که ما وارد اشرف شدیم.
چند روز اول را در قسمتى بودیم که به آن ورودى گفته میشد چندین نوار و فیلم دیده بودیم ، براى نشست صدایم کردند در آنجا از شرایط و ضوابط ارتش صحبت شد و بعد وارد قسمت پذیرش شدیم.
در فصل قبل در مورد آموزشهایى که در پذیرش داده میشد و مهمترین آنها که تشکیلات بود ،توضیح دادم ،کلاس دیگرى هم که هم عرض آموزش داده میشد ، تاریخچه بود که نادر رفیعی برای ما می‌گذاشت وعبارت بود از رویدادهاى مربوط به کودتاى 28 مرداد سال 1342و دلایل شکل گیرى آن و جریانها سیاسی آنزمان که میتوان به نضهت آزادى اشاره کرد ، اتفاقاتی که منجر به انقلاب سپید شد(که خود شاه آن را انقلاب شاه و مردم مینامید) وقایع بعد از ، تا دستگیرى و اعدام بنیانگذاران این سازمان و ضربه اپورتونیستى و…تا انقلاب درونى در سال 1364 وهمین طور الى آخر،البته مراحل بعد از انقلاب اسلامی که به فاز سیاسی و فاز نظامى و همین انقلاب درونى ، دلایل رفتن به عراق و وقایعِى که منجر به تشکیل ارتش شد ، البته هم این رویدادها طورى نشان داده میشد که گویا همه این اتفاقات، بدنبال خود پیروزیهایى درپی داشته که باعث صعود بیش از پیش جایگاه این فرقه گردیده در سطح بسیار وسیع تاثیرگذار بوده است،
در زمانیکه آمریکایی ها به مقرات سر کشى میکردند بر روىِ درب ورودى پذیرش نوشته شده بود که: مقدم مهمانان وهواداران و خانواده هاى محترم گرامى باد ، گفته بودند که اگر آّمریکایى ها سرزده وارد شدند و خواستند سوالى بکنند ، بگویید براى دیدار آمده اید و میتوانید اسم یک مسئولى را هم که میشناسیم به عنوان فامیل و آشنا به اونها بدهیم
حدالامکان لباس نظامى نمى پوشیدیم و بیشتر اوقات روزها را در بیرون از مقر میگذراندیم بطوریکه اگر با امریکایى ها برخورد کردیم درقالب مهمانى و گردش در اشرف خود را نشان بدهیم ، بعد از مصاحبه هاى ارگان هاى امریکایى با کلیه نفرات ، و به موازات آن سران فرقه که آنها هم بخوبى توانسته بودند با ارتش آمریکا در اشرف رابطه برقرار کنند و با خوش رقصى براى آنان ، که از جمله میتوان به اطلاع رسانى به آنان در مورد منطقه اى که اشرف در آن واقع شده بود ،اشاره کرد استان دیالى میباشد که یک استان سنی نشین میباشد که آنجا عملیات هاى ضد آمریکایی بسیارى همواره در جریان بود.

این سرکشى ها بمرور تبدیل به مهمانى هایی شد که براى ارتشیان امریکا تدارک دیده میشد که در اساس به محلى براى سور چرانى افسران امریکایی شده بود ، البته همین افسران در مقر خواهران به راحتى با آنان پینگ پونگ هم بازی میکردند در حالیکه اگر برادرى میخواست با یک خواهر صحبتى داشته باشد حتما میبایست یک نفرهمراه میداشت البته منظورم از اشاره به این موضوع و اینگونه سختگیریها نسبت به نفرات درون مناسبات اینست که عقب ماندگى از نوع دینى در درون لایه هاى این سازمان بخوبى نمایان بود و در هر کنش و واکنشی موج میزند، که از این تعصب در دورن فرقه بعنوان اصول یاد میکنند در حالیکه اداى متمدن بودن داشته وخود را درجایگاه نوک پیکان تکامل میدانستند و نام پیشتاز و انقلابى را برخود نهاده بودند و ما هم با دیدگاهى کوته بینانه که ناشى از خوش باورى نسبت به مسائل فوق ،به این باور رسیده بودیم که این امر واقعى بوده و مسیر درست همین است، بگذریم.
هفته اى یک بار بریف سیاسی داشتیم که در مورد وضعیت رژیم از لحاظ داخلى ، منطقه اى و بین المللى بود و در مورد آنها بحث وبصورت سوال وجواب پرداخته میشد در نقطه مقابل هم بیلانى از پیشرفت سازمان دراین زمینه ها داده میشد و در نهایت با دوربین چشم انداز نوک قله سرنگونى رویت میشد.

———————–

خاطرات مالک بیت مشعل : واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟ قسمت سوم

واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می […]

Albania-gholamali Mirzayi-Khaterat -1-260-410

خاطرات غلامعلی میرزایی: برای آنانی که هنوز سازمان مجاهدین خلق را نمی شناسند ـ قسمت اول

در یک مرخصی چند ساعته برای آماده کردن الزامات مانور به شهر آمدیم وهر کس رفت شهر خودش .من بعد از 23 روز برگشتم . رکن دو ارتش در واقع […]

Albania-Hassan Heyrani3-shakhsiyate Rajavi 260-410

حسن حیرانی: هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند […]

Albania-khaterat Azim-mishmast-gheamat aval-260-410

محمد عظیم میش مست: ” خاطرات من ” قسمت اول ـ مهرماه 1359 بعد از تجاوز ارتش صدام حسین به خاک ایران اسیر شدم

همانطور که در اعلام جدایی خودم گفتم با توجه به آنچه که در این سالیان سیاه برمن و امثال من گذشت بر آن شدم که صدای خفته و خسته قربانیان […]

Albania- Ferghe mojahedin-Gholamali mirzayi- Azim mishmast

غلامعلی میرزایی خطاب به مریم رجوی: جرم ما این است که بعد از شنیدن سی سال دروغ دیگر سکوت نکردیم

چرا اطلاع ندادید که خانواده های ما برای دیدن ما به پشت دیوار اشرف آمده بودند؟  خانواده هایی که با درد و رنج  و  هزینه شخصی خود  آمده بودند، چرا از جانب […]

ali-hajari-nejatyaftegan dar albani- 260-410

علی هاجری با سابقه 28 سال عضویت در سازمان مجاهدین رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد

بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق […]

Albania-Azim-mishmast-nejatyaftegan dar albani 260-410

پاسخ آقای محمد عظیم میش مست یکی از آخرین اعضای جداشده از فرقه مجاهدین در آلبانی به مریم رجوی

ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود رجوی و مریم […]

Hassan-shahbaz - Nejatyaftegan az MKO-dar Albani-260-410

حسن شهباز: از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت دوم

البته این حرف را من از خودم نمیگویم گواه و سند این حرف من همین روانپزشکانى هستند که توسط کمیساریاى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد استخدام شده اند و تمام […]

albania-damroudi-Nejatyaftegan az mojahedin-260-410

اعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی عضو سی ساله مجاهدین خلق در آلبانی ـ ریزش نیرو در فرقه مجاهدین ادامه دارد

رهبری فرقه مجاهدین اینگونه کارهایشان را بزک میکردند که بتوانند قدرت اعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علیرغم اینکه هیچ اشراف و شناختی از زندگی و […]

ehsan-bidi-260-410

احسان بیدی: سفیدکردن گذشته سیاه و تاریک مجاهدین خلق در آلبانی توسط اربابانش

بدون تردید اربابان رجوی بخوبی  کشتار افسران امریکایی  را در زمان مبارزه تروریستی و مسلحانه علیه رژیم شاه را به خاطر دارند ، همچنین به یاد دارند که سازمان مجاهدین […]