• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • اندیشه “مثبت گرایی” پوزیویتیسم؛ از کنت تا ویتگنشتاین

    مکتب یا محفل وین به تقلید از فلسفه پوزیویتیسم در سال 1922 از دانشمندان و ریاضی دانانی که به رشته فلسفه علاقمند بودند در شهر وین اتریش در اطراف شلیک، ماخ، و کارناپ، بوجود آمد. این محفل کوشید تا تمام علوم و قوانین را از رشته فیزیک بگیرد و بدین دلیل آنرا به “فیزیک گرایی” متهم نمودند. محفل وین مهمترین مکتب نئوپوزیویتیسم بود. نام دیگر آن “پوزیویتیسم منطقی” است که کوشید نخستین “دانش نامه علوم” را منتشر کند. محفل وین از سال 1922 محفلی از دانشمندان جریان نئوپوزیویتیسم مانند- کارناپ، کرافت، ویتگنشتاین، و پوپر در شهر وین اتریش بود. با آمدن فاشیسم، غالب اعضای یهودی تبار آن به خارج گریختند؛ کارناپ به شیکاگو، ویتگنشتاین به آکسفورد، و شلیک در اتریش ترور شد. پلانک و اینشتین که روابط فلسفی و علمی با این محفل داشتند، از آن حمایت نمودند. زیر تاثیر ویتگنشتاین؛ یکی از نمایندگان این مکتب، آنان به رد “بیانات و مفاهیم” عمومی و علمی می پرداختند، و میگفتند چون اگر تئوری رابطه مستقیم با تجربیات مستقیم نتواند داشته باشد، قابل اثبات نیست.

    نقد چپ به نامگذاری های فلسفی لیبرال.

    اندیشه “مثبت گرایی” پوزیویتیسم؛ از کنت تا ویتگنشتاین.

    آرام بختیاری ـ 10.12.2018

    Rudolf carnap.p

    جریان فکری پوزیویتیسم یا “مثبت گرایی”، مکتبی است ذهنی ایده آلیستی آگنوستیکی لاادری در فلسفه و جامعه شناسی بورژوازی در قرون 19 و 20 میلادی که بر اساس اندیشه های آگوست کنت (1857-1798م.)، جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی،آغاز شد

    چپها آنرا یک مشخصه تمام ایدئولوژی هایی بورژوازی و لیبرال میدانند. کنت،پایه گذار پوزیویتیسم سنتی میگفت هر شاخه شناخت از سه مرحله میگذرد- مرحله مذهبی خیالی، مرحله متافیزیکی صوری، و مرحله علمی پوزیویستی؛ که انسانی و واقعگرایانه است. پوزیویستها پرسشهای اساسی فلسفه را “مسائل ظاهری” می نامند و میکوشند با کمک ایده آلیسم ذهنی به آنان پاسخ دهند.

    چون پوزیویتیست ها، فلسفه ومتد ماتریالیسم دیالکتیکی کمونیستها  را نادیده گرفتند، مورد نقد و انتقاد چپها قرار گرفتند. پوزیویتیست ها فلسفه را به شاخه های گوناگون علوم تقسیم و تجزیه میکنند و مدعی هستند که “ظاهرعینی” در دادههای حسی تجربی انسان؛ بشکل تنها منبع شناخت، قابل دسترسی نیستند. این مکتب همچون مارکسیسم، خود را منکر متافیزیک و ایده آلیسم میداند، و گرچه خود را یک جهانبینی مینامد ولی امکان شناخت ماهیت جهان و پدیدهها را منکر میشود و وظیفه شناخت را توصیف ظاهر و نظم پدیدهها بر اساس تجربیات و توجهات حسی میداند.

    نظرات بنیادین و نخستین کنت را بعدها متفکرانی مانند هیوم، میل، اسپنسر، کانت، و برکلی گرفتند و توسعه دادند. کنت مفهوم پوزیویتیسم را طوری عامیانه نمود که بعدها روی جامعه شناسی دورکهایم نیز اثر گذاشت. کنت آنرا  “متد علم گرایانه” نامید و میگفت، آن واقعی، مشخص، و مفید است. او فقط علمی را مفید میدانست که متکی به تجربه، اصول، و واقعیت باشد و میگفت قوانین تجربی حسی واقعیات، غیرقابل شک هستند.

    پوزیویتیست ها منبع تمام شناخت ها را مرتبط با دادههای حسی تجربی و اصول “مثبت” و بدون دخالت ماتریالیسم دیالکتیک میدانستند. پوزیویتیسم شامل دو نوع و مرحله بود- پوزیویتیسم سنتی و پوزیویتیسم جدید یعنی “نئوپوزیویتیسم”. آنها بر این باور بودند که “مثبت”ها یعنی دادههای طبیعی و اجتماعی، تجربی و حسی را میتوان با کمک علوم آزمایش کرد و اثبات نمود.

    چپ ها اشاره میکنند که جریان فکری پوزیویتیسم بعدها علیه مارکسیسم لنینیسم تئوریزه شد. پیروان این جریان همچون کانت میگفتند ورای واقعیات و تجربیات حسی انسان، چیزی قابل شناخت نیست. پوزیویتیسم یعنی تمام شناخت انسان ریشه در علوم ریاضی و تجربی دارد و متافیزیک یک بازی خرافاتی کلامی سفسطه گرایانه مذهبی است

    کشور انکلیس مرکز امپیریسم و رشد علوم تجربی در رابطه با فلسفه پوزیویتیسم بود. این جریان موجب رشد شاخه های مختلف فکری از جمله “آنالیز زبانی” شد. مثبت نامیدن مکتب پوزیویتیسم بدلیل متد تحقیق بر اساس دادههای مستقیم اجتماعی و طبیعی بود و آنرا، شناخت، جهانبینی و متد تحقیق نیز نامیده اند. آن یک متد شناخت و طرز تفکر بود که بر اساس مشاهدات و تجربیات و دادههای واقعی بود و میگفتند شناخت همان شناخت تجربی است و نیروی تصور باید زیر نیروی توجه و نگاه و دقت باشد. مکتب پوزیویتیسم در طول تغییر و تحول، شامل سه مرحله بود- مرحله کلاسیک قدیمی که بر اساس نظرات کنت، میل، و اسپنسر بود. مرحله میانه که متکی به امپیریوکریتیسم ماخ بود و لنین در کتاب “ماتریالیسم و امپیریوکریتیسم” خود آنرا بشکل خشنی نقد نمود. نمایندگان این مرحله غیر از ماخ، بوگدانف و آفناریسم بودند. مرحله جدید یا آخر، “نئوپوزیویتیسم” است که نمایندگانش- شلیک، کارناپ، راسل، ویتگنشتاین، پوپر، و “محفل وین”، در دهه 20 قرن گذشته بودند.

    مکتب یا محفل وین به تقلید از فلسفه پوزیویتیسم در سال 1922 از دانشمندان و ریاضی دانانی که به رشته فلسفه علاقمند بودند در شهر وین اتریش در اطراف شلیک، ماخ، و کارناپ، بوجود آمد. این محفل کوشید تا تمام علوم و قوانین را از رشته فیزیک بگیرد و بدین دلیل آنرا به “فیزیک گرایی” متهم نمودند. محفل وین مهمترین مکتب نئوپوزیویتیسم بود. نام دیگر آن “پوزیویتیسم منطقی” است که کوشید نخستین “دانش نامه علوم” را منتشر کند. محفل وین از سال 1922 محفلی از دانشمندان جریان نئوپوزیویتیسم مانند- کارناپ، کرافت، ویتگنشتاین، و پوپر در شهر وین اتریش بود. با آمدن فاشیسم، غالب اعضای یهودی تبار آن به خارج گریختند؛ کارناپ به شیکاگو، ویتگنشتاین به آکسفورد، و شلیک در اتریش ترور شد. پلانک و اینشتین که روابط فلسفی و علمی با این محفل داشتند، از آن حمایت نمودند. زیر تاثیر ویتگنشتاین؛ یکی از نمایندگان این مکتب، آنان به رد “بیانات و مفاهیم” عمومی و علمی می پرداختند، و میگفتند چون اگر تئوری رابطه مستقیم با تجربیات مستقیم نتواند داشته باشد، قابل اثبات نیست. به این دلیل “پرسشهای اساسی فلسفه”، قوانین علیت، و غیره، سئوالات ظاهری، پوچ و متافیزیک بشمار می آمدند. نمایندگان این محفل- شلیک، کرافت، و کارناپ، بودند. این مکتب و محفل را با عنوانهای- پوزیویتیسم منطقی، تجربه گرایی علمی، فلسفه آنالیزی، فلسفه علمی، و تجربه گرایی منطقی، نیز نامیده اند که اغلب موجب نقد و انتقاد مارکسیست ها قرار گرفتند. در انگلیس این جریان با کمک راسل با امپیریسم آنجا وحدت نمود.

    تئوری مرکزی “محفل وین”، قابل معنی و قابل ترجمه بودن مفاهیم و بیانات علمی در “زبان منطقی فرمال” است که میگوید اغتشاشات فلسفی به سبب استفاده هردمبیل از یک زبان هرج و مرج طلب است.  ارنست ماخ آلمانی(1916-1838م.) پایه گذار جریان نئوپوزیویتسیم و “منطق سمبلیک” بود. نفر دوم این جریان یعنی “م.شلیک”  به تشکیل محفل وین پرداخت. آنها میگفتند معنی و اهمیت یک جمله در روش و متد آزمایش و امتحان آن جمله است. ماخ میگفت برای جریان و پروسه تعاریف مفاهیم باید از روش علم مکانیک استفاده کرد و هر تحقیق علمی باید قابل آزمایش و امتحان باشد، واصول فلسفه باید از علوم گوناگون و به وسیله” منطق فرمال” و یک زبان واحد علمی قابل اثبات باشند. ولی غالبا ” پرسشهای فلسفی” با کمک سوء استفاده ساده لوحانه از زبان و بشکل پوچ و بی معنی انجام میگردد.

    “نئوپوزیویتیسم”، یا مثبت گرایی جدید  را نیز چپ ها یک جریان موثر فلسفه امپریالیستی میدانند که میان زمان دو جنگ جهانی از طریق “محفل وین” در اتریش با عنوان “امپیریسم منطقی” بوجود آمد و رشد کرد. این جریان در دهه های 20 و 30 قرن گذشته در شهر وین بوجود آمد و موجب تولد دو رشته- “پوزیویتیسم منطقی و منطق ریاضی”  شد که سهم مهمی در رشد رشته فیزیک داشتند. مخالفانش آنرا یک عکس العمل در برابر خردگریزی و عرفان گرایی” فلسفه پایانی بورژوازی” میدانند که از طرف چند علم بورژوایی نمایندگی میشود و به نمایش غلط تفسیر حوادث و واقعیات علم مدرن و فلسفه میپرداخت گرچه نمایندگان مدرن آن تمایلات آته ایستی داشتند.

    نئوپوزیویتیسم را با نام “تئوری علمی”، جنبشی برای ایجاد “یک علم متحد واحد” گلوبال نیز مینامند. نمایندگان مهم آن کارناپ و شلیک بودند. این جریان را “تجزبه گرایی منطقی” نیز نامیده اند که متکی به- پوزیویتیسم، امپیریسم انگلیسی، امپیریوکر یتیسم ماخ، و اطرافیان شلیک در محفل وین بود. نمایندگان دیگر آن،رایشنباخ و همپل بودند و به مفهوم “معنی” اهمیت زیادی میدادند و میگفتند باید هژمونی و حاکمیت معنی در جهان و زبان و در علم و فلسفه داده شود و از پدیدههای پوچ و بی معنی در این چهار بخش جلوگیری شود و شناخت باید فقط بر اساس علوم و مشاهدات تجربی باشد که متکی به دادههای مستقیم و تجربی باشند. این گونه دادهها را “مثبت ها” می نامیدند. کتاب “تجسس فلسفی منطقی” ویتگنشتاین؛ با عنوان انگلیسی “تراکتاتوس”، منبع مهمی برای مواضع نئوپوزیویتیسم در “محفل وین”  بود. انواع جریانات نئوپوزیویتیسم را میتوان در این کتاب ویتگنشتاین یافت. او میگفت مجموعه جملات حقیقی، مجموعه علوم تجربی هستند، و هدف فلسفه توضیح منطقی افکار است. شلیک نیز میگفت تنها هنر و وظیفه فلسفه آنست که معنی و هدف ادعاها و پرسشها را خود جویا شود و توضیح دهد. معنی هر جمله ای در پایان، از طریق دادههای مثبت تجربی و یا اجتماعی تعیین میشود. اینها اصول مکتب نئوپوزیویتیسم بودند. در اصل میتوان گفت که این جریان یک مکتب فلسفی” التقاطی” از انواع جریانات فکری دیگر بود؛ از تصورات مکانیکی ایده آلیسم ذهنی تا ایده آلیسم نوع برکلی؛ که تمام واقعیات را تصورات و خیالات شخصی انسان میدانست، تا مکانیک گرایی. چپ ها ادعا میکنند که این جریان فلسفی قرن بیست، آنتی دیالکتیک است.

    نئوپوزیویتیسم مدعی بود که “منطق و ریاضی” در باره واقعیات چیزی نمی توانند توضیح دهند و خالی از محتوا هستند ولی فقط  بشکل متد و روش، جملات و زبان را میتوانند بیان نمایند. نمایندگان آن اغلب در طول زبان مواضع فلسفی خود را تغییر داده و در آنان تجدید نظر نمودند. انها مدعی بودند که وجه مشترکشان، مواضع قاطع علمی شان در فلسفه، از طریق استفاده از منطق مدرن ریاضی بود، گرچه این خود کاهش کل پروسه شناخت به رشته منطق است، و همزمان نوعی امپیریسم ذهنی ایده آلیستی است که لنین در کتاب “ماتریالیسم و امپیریوکریتیسم”خود بشکل نابودکننده ای مورد نقد قرار داد. با این وجود نئوپوزیویتیسم، ” گذر از امپیریسم”  را دست آورد مهم خود در طول نیمه دوم قرن گدشته میداند.

    طبق اشاره فیلسوفان چپ، کل جریانات فکری پوزیویتیستی، بی طرف نبوده و نیست چون نوعی ایده آلیسم ذهنی ضد دیالکتیکی هستند. “علم متحد پوزیویتیستی” آنان میخواست زبان تخصصی را از مزاحمت های متافیزیکی برهاند. این مکتب از نظر موضوعی به- تئوری شناخت، علوم دقیقه، و به علم واحد متحد، متکی بود. انکار و افشای فلسفه و مقوله متافیزیک، دست آورد مهم آن بود. خیلی از نظرات آنان بعدها در “فلسفه آنالیز و در تئوری علمی” وارد شد. آنها میگفتند فقط  “بیانات تجرب”  دارای ارزش علمی و محتوا هستند و خود را صاحب تحقیقات بنیادین در منطق شناخت و در منطق علم میدانستند که بسیار به  “منطق زبان فرمال”  نیز متکی بودند. سرانجام ایده آلیسم ذهنی و نقش ایدئولوژیک پوزیویتیست ها موقعی ظاهر شد که گفتند تمام مسائل در تمام علوم که توسط  “ابزار آنالیز مدرن منطق ریاضی”  توضیح داده میشوند نیز موضوعات ظاهری هستند. این ادعای آنان نه تنها موجب اختلاف میان فلسفه و سایر علوم شد، بلکه اختلاف میان تئوری و تجربه را نیز نشان داد.        ———————————————————-

     

    — posivitism, wiener kreis,  neoposivitism.

    اسامی این مکاتب به لاتین.         – carnap, rudolf 1891-1970

    – comte, auguste 1798-1857

    – mach, ernst 1838-1916

    مطالب مرتبط :

    میرباقر صداقی: احسان بیدی قربانی تبانی مافیای آلبانی و مریم رجوی

    شما که برای آوردن یک نفر به شوهای تکراری صدها هزار دلار خرج می کنید و در عراق و همین اروپا برای هر یک از خارجیانی که با شما همکاری می کنند ده هزار دلار کمک می کنید به ایرانی که می رسد می شوید دشمن. بله این درست است شما دشمن ملت ایران هستید و مردم ایران به شما اجازه نمی دهند حتی اسمشان را به زبان بیاورید. ... مطلب کامل

    میرباقر صداقی: احسان بیدی قربانی تبانی مافیای آلبانی و مریم رجوی

    عضدانلو مثل اربابش ترامپ درحال التماس برای عکس انداختن با هرکسی که ازخیابون رد شود است تا اورا بعنوان رهبرجهان معرفی وخودرا خلاص کند دیدیم که درجریان اشرف ولیبرتی هرچقدراز اینها رادورخودش جمع وپول های هنگفت به انها داد نتوانستند جلواخراج او ازعراق را بگیرند واگردولت فرانسه تصمیم جدی برای اخراج داشته باشد نه پدران ومادران روحانی ، نه مریم زن خدا ، نه عیسی پسرخدا ، ... مطلب کامل

    مجاهدین خلق در آلبانی چه می کنند؟ غسل و توبه در نشست های شبانه با خواندن تناقضات جنسی

     مجاهدین خلق در آلبانی چه می کنند؟ غسل و توبه در نشست های شبانه با خواندن تناقضات جنسی گفتگوی تلویزیون بی بی سی با آقای حسن حیرانی در برنامه 60 دقیقه تلویزیون بی بی سی در برنامه 60 دقیقه خود با آقای حسن حیرانی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی و آقای رفیع زاده به عنوان پژوهشگر که مدعی بود سازمان مجاهدین ، یک فرقه نیست، گفتگو کرد. در ... مطلب کامل

    کریم غلامی : آغاز فروپاشی مبارزه مسلحانه یا تروریسم با فروپاشی دیوار برلین

    ترور مستشاران آمریکایی و نظامیان ارتش ایران در زمان شاه و ترور های بعد از انقلاب 57 بخصوص بمب گذاری در دفتر رییس جمهور در 8 شهریور 1360 و دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 1360 و بسیاری دیگر از ترورها به نام مجاهدین خلق نوشته شده بود. همکاری با صدام حسین و شرکت در سرکوب کردها و شیعه ها جزو دیگری از پرونده سنگین مجاهدین یعنی ... مطلب کامل

    کریم غلامی : آغاز فروپاشی مبارزه مسلحانه یا تروریسم با فروپاشی دیوار برلین

    زیرا تحمل هیچگونه منتقد و مخالف را ندارند، برخورد با خانواده های اعضای خودشان در مقابل زندان اشرف در عراق خود گویاترین نمونه دیکتاتوری این فرقه و سرانش می باشد، و به این معناست که افشاگری های اعضای جدا شده و منتدین به فرقه دیکتاتوری رجوی اثرات خود را گذاشته و سران فرقه را تا جائی برده که بر علیه یک منتقد هم خودشان وارد منجلاب شوند ... مطلب کامل

    مجاهدین خلق در آلبانی؛ گروهی که اعضایش نباید به دستور رجوی به سکس و خانواده فکر کنند

    شش سال از زمانی که آلبانی میزبان مجاهدین خلق، یکی از گروه‌های اصلی مخالف حکومت ایران شده، گذشته است. صدها نفر از اعضای گروه آن را ترک کرده‌اند و تعدادی از آنها گفته‌اند که این کار به دلیل قوانین سفت و سخت سازمان در مورد تجرد و همین طور کنترل روابط اعضای خانواده بوده است. حالا ده‌ها نفر از اعضای رنج‌کشیده این گروه در تیرانا، پایتخت آلبانی ... مطلب کامل

    مستند BBC و مصاحبه با آقایان حیرانی و میرزایی ـ مجاهدین خلق فرقه هستند

    پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ ، مجاهدین خلق راهشان را از دولت ایران جدا کردند – اعضای آنان بدلیل جنگ مسلحانه تحت پیگرد قرار گرفتند و این سازمان حدود سه دهه ازعراق علیه ایران فعالیت کرد. درنهایت مهاجرت از عراق به آلبانی توسط ایالات متحده تسهیل شد و بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای آنان وارد تیرانا شدند. اما در آلبانی – که دارای یک ... مطلب کامل

    میرباقر صداقی: احسان بیدی قربانی تبانی مافیای آلبانی و مریم رجوی

    احسان بیدی قربانی تبانی مافیای آلبانی و مریم رجوی میر باقر صداقی، انجمن وطنم ، سوئیس، دهم نوامبر 2019:… من این توطئه کثیف فرقه رجوی علیه اعضای جدا شده را محکوم میکنم و مطمئن هستم فرقه رجوی از روی سوزش و بدلیل افشاگیرهای آقای احسان بیدی این دام را علیه ایشان پهن کرده است تا از این طریق از اعضای جدا شده و معترض در ... مطلب کامل

    آقای میرزایی در مصاحبه با BBC: من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در  آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین  خلق به رهبری رجوی ... مطلب کامل

    آقای میرزایی در مصاحبه با BBC: من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    با این وصف از رهبری و رهبران مجاهدین که در اثر داغ کردن خر در عراق، داغ شده و به نیروهای زواردررفته شان آماده باش صد در صد داده اند، اگر بتوانند دو یا سه کلمه حرف حساب امروزی را پاسخ دهند، مابقی ناز شصت شان. شما که از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن می گویید بدون این که اسباب و وسایلش را داشته باشید و بدون این ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -