• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • جیغ بنفش مریم رجوی به خاطر اعلام جدایی آقای عبدالرحمان محمدیان در آلبانی

     منظور  از اینکه من بعد از 29 سال بیگاری از شما تقاضای کمک مالی کرده و حداکثر چند صد دلار به من در طول چندین ماه داده اید، چیست؟ خب آقایان نامحترم پس من که عمر و جوانیم را برای شما صرف کرده ام واصلا با بیرون هیچ ارتباطی ندارم و کسی را نمی شناختم چکار باید می کردم و پیش چه کسی باید می رفتم ؟منکه در فرصت کوتاهی که بدلیل اشغال عراق توسط آمریکا و حفاظت اشرف بوسیله انها، خانواده ها می توانستند بیایند و سر بزنند هرچه برای من پول آوردند را بدون اینکه بشمارم بشما دادم و ضمنا مگر این پولها و امکان ات که شما از آن برخوردارید و ملیونی خرج می کنید ( مثلا فقط هزینه وسایل آرایش مریم خانم سر به ملیونها دلار می زند )حق کیست و مثلا اموال اشرف را کی ساخته ؟ و هزینه این امکانات از کجا تامین شده است ؟ مگر اینها جز حاصل عمر ما است و یا با دوز کلک و دروغ از خانواده های ما تامین کرده اید؟ مثلا بدون اطلاع افراد با خانواده انان تماس می گرفتند که فلانی مریض و مثلا در فلان کشور ما او را بستری کرده ایم ولی مخارج او زیاد است و شما مقداری کمک کنید و خانواده ها را با چه درد سرها م خطراتی مواجه می کردند. اونهایی که توی این فرقه بود ه اند می دانند که امثال ما… در گرما وسرما کار می کردیم و می ساختیم و البته تعدادی هم در اتاقهای شیک و گرم و نرم، یا سرگرم فساد خودشان بودند ویا مواظب این بودند نکند کسی که خسته شده بنشیند و یا کمی اضافی استراحت کند. مگر خود دجال رهبرتان …

    پاسخ عبدالرحمان محمدیان از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی به جیغ های بنفش مریم رجوی

    جیغ بنفش مریم رجوی به خاطر اعلام جدایی آقای عبدالرحمان محمدیان

    عبدالرحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 14.01.2018

    لینک به منبع

    Albani-abdolrahman rahmanian 260-410

    بار دیگر فرقه رجوی به کشفی دیگر نائل آمد و در رسانه های تبلیغاتی خود با جیغ و داد خبر از کشف مزدوری دیگر داد که آی داد آی بیداد که مردم بشناسید رحمان محمدیان که از ما جدا شد از  همان سال 1368 جاسوس و مزدور بوده است . اما چرا داد و فغان مریم رجوی به آسمان بلند شده است ؟ تنها به این دلیل که بازهم کسی پیدا شده که حاضر نیست آستان بوس این فرقه خشونت طلب باشد و  تنها گوشه ای خیلی اندک از واقعیت را در بیانیه اعلام جدایی خود بیان کرده است. کجای اینکار مزدوری است و مزدور در قاموس این فرقه چیست؟ الله اعلم !
    من مگر چه نوشته ام ؟
    خود بی بته و بی وطنشان هم خوب می دانند که حتی یک اپسیلن در نوشته من دروغ نیست و این فقط گوشه ناچیزی از واقعیت دردناک رفتار و مناسبات تلخ انان است و جدا شدگان از مجاهدین خلق به دلائل مختلف و البته ترس از شانتاژو شارلاتانیزم این جماعت از خدا بی خبر نمی توانند به این مسائل پرداخته و حتی اشاره هم بکنند چون سریع گارگاه دروغ پراکنی اینان شروع بکارکرده و لجن های درون خودشان را به سر و روی آنان می پاشد و این افراد بی دفاع ، تنها و آسیب پذیر هم نه پشتوانه ای دارند و نه پشتیبانی که وارد این کار شوند وگر نه دلی پر خون از دست این جماعت دارندو پای صحبت هر کدام که می نشینی داستانها از فساد و دروغ و دجالیت از فرقه در سینه دارند ولی مجال گفتن ندارند.
    خوب آقایان نامحترم مگر من از فرقه شما جدانشده ام این چیزهایی هم که خودتان چاپ کرده اید حاکی از این نیست چرا من حق ندارم اینرا علنی کنم؟ مگر با این ” اعلام جدایی از مجاهدین خلق ” شما را چه می شود؟
    چند روز پیش بعد از چاپ اعلام جدایی من از این فرقه، در یکی از سایتهای دروغ پراکنی این جماعت بعضی کاغذ پاره ها را با امضای من چاپ کرده بود که بسیار جالب و بیشتر افشاکننده ماهیت ضد مردمی خودشان است چراکه؛
    یکم) معلوم می شود که انبوه کاغذها که دربرهه هاو با بهانه های مختلف از افراد می گیرند نیت خیر درش نیست و فقط برای بستن پای افراد و مدرک سازی بر علیه آنان است و البته همه افراد در درون تشکیلاتشان اینرا می دانند وهیچ کدام هم اعتقادی به صحت این اوراق ندارند ولی ناچارند که امضاء کنند.
    دوما)همه می دانند که این اوراق را هیچ کس از روی رضا و بدلخواه نمی نویسد و همه آنزمان هایی هم که آن جعلق رجوی و اذنابش می گویند افراد را مخیر کرده ایم که مثلا اگر خواستند بروند هم دروغ و شارلاتانیزم و مصرف بیرونی و تبلیغاتی دارد چون در این طورمواقع هم متن نوشته از خود دجالش می آید که چه بنویسند و هم اگرکسی هم در نوشتن تعلل و تاخیر کند آن بلاهایی را بسرش می آورند که همه میدانند و کاری می کنند وآنقدر نفررا تحت فشار می گذارند که حاضر می شود هر چه می خواهند بنویسد و امضاء کند فقط دست از سرش بردارند.
    سوم) وقتی من آن برگه اعلام جدایی را می نوشتم، مرتضی اسماعیلیان (جواد خراسان) دیکته می کرد و من می نوشتم، منکه مدتی بود می خواستم بیرون بیایم ولی کارشکنی می کردند ناچار بودم هرچه می گوید بنویسم .( حتما می گویند این هم دروغ است )؟!
    چهارم) منظور  از اینکه من بعد از 29 سال بیگاری از شما تقاضای کمک مالی کرده و حداکثر چند صد دلار به من در طول چندین ماه داده اید، چیست؟ خب آقایان نامحترم پس منکه عمر و جوانیم را برای شما صرف کرده ام واصلا با بیرون هیچ ارتباطی ندارم و کسی را نمی شناختم چکار باید می کردم و پیش چه کسی باید می رفتم ؟منکه در فرصت کوتاهی که بدلیل اشغال عراق توسط آمریکا و حفاظت اشرف بوسیله انها، خانواده ها می توانستند بیایند و سر بزنند هرچه برای من پول آوردند را بدون اینکه بشمارم بشما دادم و ضمنا مگر این پولها و امکانات که شما از آن برخوردارید و ملیونی خرج می کنید ( مثلا فقط هزینه وسایل آرایش مریم خانم سر به ملیونها دلار می زند )حق کیست و مثلا اموال اشرف را کی ساخته ؟ و هزینه این امکانات از کجا تامین شده است ؟

    مگر اینها جز حاصل عمر ما است و یا با دوز کلک و دروغ از خانواده های ما تامین کرده اید؟ مثلا بدون اطلاع افراد با خانواده انان تماس می گرفتند که فلانی مریض و مثلا در فلان کشور ما او را بستری کرده ایم ولی مخارج او زیاد است و شما مقداری کمک کنید و خانواده ها را با چه درد سرها م خطراتی مواجه می کردند. اونهایی که توی این فرقه بود ه اند می دانند که امثال ما… در گرما وسرما کار می کردیم و می ساختیم و البته تعدادی هم در اتاقهای شیک و گرم و نرم، یا سرگرم فساد خودشان بودند ویا مواظب این بودند نکند کسی که خسته شده بنشیند و یا کمی اضافی استراحت کند.
    پنجم) مگر خود دجال رهبرتان ( البته اگر شما درست می گویید او زنده و آ ن نشستهای کذایی که نوشتاری بود واقعا خودش بوده ) در لیبرتی اعلام نکرد بعد از یکهفته مذاکره بین تیم ما به سرپرستی شریف و دولت آلبانی ما شروطی از جمله تامین افرادی که از ما جدا می شوند را تقبل کردیم، پس چرا برای دادن چندرغاز افراد را اینقدر اذیت می کنیدو باید مطیع اوامر شما باشند و دست از پا خطا نکنند و بارها افراد را تهدید به قطع همین مختصرکمک مالی می کنید؟

    بگذریم که وقتی هم کمیساریا مدتی تقبل کردکه به افراد کمک مختصری بکند با ملاقاتهای آنچنانی با بعضی مقامات کشوری و رشوه وتلاش کردید که آنرا قطع کنید و افراد را وابسته به خودتان نگه دارید ؟(یکی از کارمندان کمیساریا در جواب اینکه چرا کمک به افراد را ادامه نمی دهید گفت، ای آقا دست ما نیست افرادی از سازمان «مخصوصا فردی بنام مرتضی اسماعیلی »با ملاقات با مقامات کشوری در اینکار اخلال می کنند و مقامات را خریده اند، ما چکار کنیم )!!
    ششم) آره درسته من از سازمان شما تقاضای کمک مالی کردم و «بگفته همه جداشدگان، بعد سالیان متمادی جان کندن برای شما این مینیمم حق ماست، که البته شما حضرات ازحق و حقیقت بسیار دورید ». وقتی که من می خواستم بیرون بیایم جواد خراسان از من پرسید، کسی یا فامیلی را داری که هزینه ات را تقبل کند و من گفتم نه بعد گفت پس باید از سازمان تقاضای کمک مالی کنی تا اگر قبول کرد از صندوق سازمان بتو پرداخت شود. البته جواب را خود نامردش می دانست چون بخوبی میدانست که من نه با خانواده در تماس بوده و نه میدانستم کجا هستند و چکار می کنند و نه کسی را می شناسم، آخر این نامردان که میدانستند که افراد نه باکسی در تماس بوده اند ونه ازدنیای بیرون اصلا خبر دارند و ایزوله از همه جا و بقول بقیه در غار بوده اند، واو متن را دیکته و من نوشتم، در فرصتهای بعدی هم متن را طبق دیکته ای که افراد دفترشان می گفتند می نوشتیم، و اگر واوی جا می افتاد باید دوباره می نوشتیم که مقبول آقایان باشد.
    یک واقعیت دیگر؛ چرا در 2018 دیگر بمن پرداخت نکردید؟

    چون دیگر حاضر نشدم طاق به طاق و نعل به نعل مطیع شما باشم و فرمایشات شما را از جمله اینکه با چه کسی صحبت کنم یا نکنم و یا با چه کسی رابطه داشته باشم را بپذیرم .آقایان مگر غیر ازاین است و دلیل دیگری هم داشته است؟ البته وقتی شما بمن گفتید که از سال جدید دیگر کمک قطع می شود و فکری بحال خودت بکن به تعدادی دیگر گفته بودید شما خیالتان راحت باشد منظور شما نیستید و این افراد که خودتان هم می دانید بعدا هم از شما کمک دریافت می کردند البته در مواردی هم برای بعضی کارها ! اضافه هم می گرفتند و اینطرف و آنطرف هم سنگ شما را به سینه می زدند که به گوش شما برسد و کمک هزینه شان را قطع نکنید، بلکه در مواردی کمکهای اضافه هم بگیرند(اگر لازم شد من می توانم با اسم بگویم که کجاوکی خودشان گفته اند ).
    نکته دیگر در بی اعتباری کاغذ های که شما رو می کنید؛ وقتی که به لیبرتی منتقل شدیم همه می دانند بعد از مدتی یک ورقه آمد که شامل 12 محور بود ورقه چاپی بود و افراد بلااستثناء باید باخط خودشان می نوشتند و امضاء می کردند ، من تعدادی از محورهای آنرا ننوشتم و مختصر نوشتم چون قبول نداشتم و مزخرف نوشته بود و پربود از تملق و دروغ، باصطلاح اف قرارگاه آنزمان مرا صدا کرد و گفت که نوشته ات ناقص است تکمیل کن من مقداری اضافه کردم و چون حاضر نبودم بنویسم گفت حالا من اینرا می فرستم ولی میدانم قبول نمی شود، بعدا دوباره مرا صدا کرد [افرادی که داخل تشکیلات شما بوده اند و هستند معنی صدا کردن و چگونگی آنرا می دانند ] گفت نوشته ات مورد قبول واقع نشده و باید کامل و بی کم کاست همانی که گفته شده را بنویسی و امضاء کنی! گفتم آخه من این مواد را قبول ندارم؛ گفت اولا مجاهد حق انتخاب و اینکه چه خوب است و چه بد را ندارد! رهبری هرچه گفت «سمعا و طاعتا » ثانیا اینهمه کاغذ داده ای اینهم روش ! وقتی گفتم آخر به چه درد می خورد وقتی من چیزی را که قبول ندارم امضاءکنم و قبول نمی کردم آخر سر گفت: ای رحمان جان این چه حرفیه؟ قبول داشتن یا نداشتن مهم نیست مگه می خواد چی بشه از این کاغذها تو سازمان خروار خروار هست به چه درد می خوره وبه کجای کسی می خوره؟ برای ما هم دردسر درست نکن و یه امضاء بکن هم خودت هم ما را راحت کن. منهم برای گریز از دردسری که می گفت و درست هم می گفت نوشتم و امضاء کردم. اگر ریگی به کفشتان نسیت آن چند برگ را هم چاپ کنید و نه فقط همانی که فکر می کنید بنفع شماست که اینطور نیست و همه دیگرفهمیده اند و می پرسند اینهمه کاغذ ومدرک و امضاء از نیروی به اصطلاح جان بر کف و مومن و پایبند به این راه برای چی بوده و هست؟! ( من بازهم بدلیل بعض ملاحضات اسم این فرمانده را ذکر نکرده ام اما اگر حاشا شود با ذکر جرئیات بیشتر اسم خواهم آورد)!بعدا دیدم برای یکی از افراد همین ورقه را مثلا رو کرده اند که ببینید نفر با خط خودش و در کمال آزادی نوشته که سازمان چه لطفهایی در حق او کرده و امضاء هم کرده است و چقدر مضحک است در درون تشکیلات آنهم از نوع مریمیش صحبت از اختیارو آزادی بشود.
    نکته دیگر اینکه چقدرکم کاغذ رو کرده اید ! امثال من که در طی مدت بیش از ربع قرن در درون شما بیش از اینها کاغذ داده و امضاء کرده ایم بیشتر رو کنید چراکه بیشتر افشاکننده خود شماست، چون اگر درسته پس چرا بای این افراد بعد اینهمه سال و زحمت و … اینطور رفتار می کنید؟ و اگر نه پس چرا اینهمه سال این افراد که می گوئید چنین و چنان بودند را نگه داشتید. آقایان عرض خود می برید و زحمت ما می دارید و حالا شما می خواهید بگرد تا بگردیم .
    ———————–

    Albani-Mohammad Azim Mishmast- nejatyaftegan dar albani 260-410

    محمد عظیم میش مست: شارلاتان سیاسی یا رهبرعقیدتی؟

    مسعود رجوی با وقاحت تمام فریاد میزدکه هرکس پدر ومادر وزن وفرزندش رابیش ازمن دوست بدارد لایق من نیست. قضاوت با خودتان چنین فردی کجا نشسته و چه جایگاهی برای […]

    Albania-gholamali Mirzayi-Khaterat -1-260-410

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت اول و دوم

    بعد از دو هفته دادگاه اول شروع شد و در جایگاه متهم فرار گرفتم. تعداد زیادی سرهنگ و سرتیپ نشسته بودند دادستان وارد شد. سپس ریس دادگاه که سر لشگر […]

    Albania-Hassan-shahbaz-260-410

    خاطرات حسن شهباز ، از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت چهارم

    مثلا میگفتند درکجاى دنیا درارتش ها دیده اید که نفرات رده بالا ، با رده هاى مختلف و با سابقه ، در تمام مزایا و امتیازات با کسى که تازه […]

    Albania-Artesh warshekaste va bazneshaste-MKE 260-410

    اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان

    ایران اینترلینک:اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان ایران اینترلینک، تیرانا، آلبانی، هجدهم دسامبر ۲۰۱۸:… به سرعت کت و […]

    Albani-Mohammad Azim Mishmast 260-410

    خاطرات من محمد عظیم میش مست ، قسمت دوم: اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین

    به هر صورت به مرحله آتش بس رسیدیم و دوران سیاه اسارت روبه اتمام بود خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها وزنج وعذابش را تحمل […]

    Albania-Hassan-heyrani 260-410

    حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)

    به هر حال نفراتی که در بالای فرقه رجوی مشرف و مطلع ازموضوعات و شرایط بودند میدانستند که علت این عقب ماندگی در صحنه سیاسی اوضاع و تحولاتی که در […]

    Albania-gholamali Mirzayi-Azim Mishmast 260-410

    افشای رذالت و ماهیت فرقه رجوی در آلبانی توسط محمدعظیم میش مست و غلامعلی میرزایی

    حالا حکایت فرقه دم بریده رجوی همین شده است، این فرقه که بعد از رو شدن دستش و بر باد رفتن رویاهای کودکانه اش که مریم قجر به اعضاء می […]

     

    مطالب مرتبط :

    تردید در متحدان دونالد ترامپ

    بعد ازتحمل محدودیت ها محرمیت ها وفشارهای روحی وروانی بیشمار نوبت اعزام من به کشور آلبانی فرا رسید. فکر کنم یک اکیپ پنجاه نفره بودیم چندین بار توجیه شدیم مسولین سازمان بلندپایه ترین مسولین تشکیلات به زعم خودشان خطراتی که بر سراه راه ما کمین کرده است را به ما گوشزد ویادآوری میکردند از جمله خطربورژوازی را از همه خطرات خطرناکترین خطر خانواده و مناسبات خانوادگی بود به ... مطلب کامل

    علی شیرزاد: سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلو

     مهدی انقلاب مریم راقبول نداشت و رو درروی رجوی وعضدانلو قرارگرفته بود منتهی درپاسیویسم  ودرون خود رفتن عمل میکرد که تاثیرات مخرب شخصیتی روی خودش گذاشته  بود بهمین دلیل  فشارها وتوهینها وتحقیرها رابه او میکردند وعضدانلوهم درنشست فرماندهی فتح الله راازبنیاد انکاروگفت چرا میگویید فرمانده فتح الله خود رجوی طراحی وفرماندهی رابعهده داشت فرماندهی پروازرا مسعود به اوداده درصورتی که واقعیت ندارد مریم عضدانلو ایا این حرفها ... مطلب کامل

    غلامعلی میرزایی: به بهانه کار در اروپا ولی اسارت در عراق و قلعه اشرف

    البته رجوی ، سرکرده فرقه مجاهدین خلق  ازاین بحث چند هدف را پیش می خواست ببرد . یک اینکه رقابت و چشم وهم چشی بین نفرات بیندازد وهمه را چند صباحی در گیر این بحث بکند. خوب در بین افراد هم کسانی بودند مانند ماها که سالیان بود از خانواده خیری وحتی شماره تلفنی نداشتیم . دومین گروه کسانی بودند که حتی اگر شماره یا تماسی داشتند به ... مطلب کامل

    تردید در متحدان دونالد ترامپ

    مقام‌های دولت عربستان سعودی نیز در رویکردی هم‌پوشاننده، از گفت‌وگو با تهران به جای منازعه سخن به میان آورده‌اند. تغییر در آرایش جبهه‌بندی علیه ایران نه‌تنها به بروز نشانه‌های فرسودگی در تلاش‌های واشنگتن انجامیده، بلکه سبب وحشت در تل‌آویو نیز شده است. «بنیامین نتانیاهو» که در ماه‌های اخیر مشعوف از نزدیک شدن به اهداف ضد ایرانی خود بود، حالا برای حفظ موقعیت به ظاهر ایجاد شده، در دوسطح ... مطلب کامل

    پلیس آمریکا: هدف عامل قتل ۲۲ نفر در ال‌پاسو نژاد پرستانه و شکار مکزیکی‌ها …

    بیانیه نژادپرستانه در اینترنت مجرم به هنگام دستگیری از حق خود برای خودداری از حرف زدن صرفنظر و چگونگی اعمال جرمش را برای پلیس تشریح کرده است. او گفته که به قصد انجام تیراندازی ۹ ساعت با خودروی خود از محل زندگی‌اش در آلن (در تگزاس) به شهر مرزی ال پاسو رانندگی کرده چون حدس می‌زده که مهاجران زیادی از آمریکای لاتین در این شهر زندگی می‌کنند. او سپس با تفنگ تهاجمی‌ و ... مطلب کامل

    نگاهی به غروب استراتژی مجاهدین در  عملیات ” فروغ جاویدان “ قسمت دوم

     در ادامه جلسه توجیهی عملیات فروغ جاویدان مسعود رجوی می گوید: "کاری که ما می خواهیم انجام دهیم در حد توان و اِشِل یک اَبَرقدرت است. چون فقط یک اَبَرقدرت می تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند!" دلیل این صحبت او این است که تصمیم داشت تا 48 ساعته به تهران برسد. او ادامه می دهد: " به طور مثال بغداد تا ... مطلب کامل

    منصور نظری: سازمان مجاهدین خلق تبهکارترین جریان در تاریخ ایران زمین

    سازمان مجاهدین خلق تبهکارترین جریان در تاریخ ایران زمین  منصور نظری، ایران اینترلینک، دهم اوت 2019:… واقعیت این است که سازمان مجاهدین خلق در بنیاد مشکل  داشت ، ودارد ، برای نمونه اساسنامه ومانیفست  این سازمان چیست وکجاست  ؟ چند کتاب از این سازمان بیرون امده است ؟ مبانی تشکیلاتی این سازمان کجا نگاشته شده است ؟ در کدام کتاب میتوان به اصول تشکیلاتی وایدئولوژیکی ... مطلب کامل

    منصور نظری: سازمان مجاهدین خلق تبهکارترین جریان در تاریخ ایران زمین

    با توجه به سابقه امارات و تلاش‌هایش برای افزایش این فشارها، عجیب نبود اگر ابوظبی در تبلیغات رسانه‌‌ای، ادعای آمریکا را تایید می‌کرد و انگشت اتهام را به سوی تهران نشانه می‌رفت. اما واکنش اماراتی‌ها ملایم‌تر ازاین انتظارات بود و حتی بعد از اینکه آمریکا اعلام کرد، ایران در این کشتی‌ها خرابکاری کرده، موضع امارات همچنان این بود که متهم کردن ایران به اسناد بیشتری نیاز دارد. اندکی ... مطلب کامل

    منصور نظری: سازمان مجاهدین خلق تبهکارترین جریان در تاریخ ایران زمین

     پاریس یک روز پس از هشدار توییتری ترامپ به ماکرون در باره گفتگو با تهران در پاسخ به این پیام تاکید کرد که برای اظهار نظر در باره ایران نیاز به «هیچ مجوزی» ندارد. ژان ایو لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه روز جمعه با تاکید بر اینکه کشورش برای پرداختن به موضوعات مرتبط با ایران و اظهار نظر در باره این کشور نیاز به ... مطلب کامل

    اعلام جدایی آقای رفیق دهقان از فرقه مجاهدین خلق ـ رجوی در آلبانی

    فرقه مجاهدين که طبق تعهدش به دولت آلبانی، باید هزینه زندگی افراد جدا شده را پرداخت می کرد؛ از این این کمک هزینه ناچیز سوء استفاده و نفرات را وادار می کرد که طبق قوانین آنها زندگی کند! با چه کسانی رابطه داشته باشد و بالعکس. ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -