• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • اعلام جدایی آقای پرویز حیدرزاده از فرقه مجاهدین در آلبانی با سابقه ۳۰ سال عضویت …

    “خانواده من در سال ٨۲ دوبار به دیدار من آمدند بار اول اجازه دادند و به دیدار خانواده ام رفتم و خواهر و برادرم را دیدم ، اما در همان سال پدر، مادر و  خواهر دیگرم آمدند ولی زنان مسئول فرقه مجاهدین از ما خواستند که نرویم و ما را تحت فشار قرار دادند و نگذاشتند برویم، اما خانواده ام فردا صبح دو باره به اشرف آمدند این بار مرا به همراه چند نفر برای ملاقات بردند اینها کسانی بودند که همراه من آمده بودندکه مبادا خانواده ام مرا بدزدند ! یعنی من تحت الحفظ ملاقات کردم که مبادا چیزی بگویم و یا بشنوم که برای اینان ناخوشایند باشد. بعد از رفتن خانواده هم هر نفر بایستی خودش را مثلا از خانواده و زندگی طلبی ناشی از ان تطهیر می کرد یعنی با شرکت در نشستهای جمعی که به همین منظور تشکیل می شد شرکت و لحظات میل و عاطفه به خانواده در خودش را ذکر و تقبیح کند و بقیه هم کلی به او به خاطر داشتن چنین لحظاتی در ذهن ناسزا بگویند تا پاک شود” و بدین وسیله شخصیت فرد سرکوب و هر سال با تکرار این گونه نشست ها دیکر فردی بی هویت و سلب الاراده و مطیع می شد . به قول خودشان ” خودش را انکار کرده تا شخصیت مریمی پیدا کند”…

    اعلام جدایی آقای پرویز حیدرزاده از فرقه مجاهدین در آلبانی با سابقه 30 سال عضویت ـ 1367 تا 1397

    سران فرقه مجاهدین : خود را انکار کنید تا شخصیت مریمی پیدا کنید

    پرویز حیدرزاده، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران ـ آزادی، 23.01.2019

    لینک به منبع

    Albani-Parwiz Heydarzade 260-410

    اینجانب پرویز حیدرزاده نشلی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بطور رسمی جدایی خودم را از این سازمان اعلام می دارم .
    من سال ۱۳۵۸ دربابل – بندپی غربی باخواندن چند کتاب با این سازمان آشنا شدم اما بعد از مدتی ترک تحصیل و در یک کارگاه الومینیوم مشغول کار و بدنبال زندگی خودم بودم.
    در تاریخ۱۳۶۶/۱/۱۸ سربازی رفتم. آموزشی را در ۰۶ لشکرک و بعد از آن در تیپ ۴ لشکر ۹۲ زرهی اهواز در خط مقدم بودم . در تاریخ ۱۳۶۶/۹/۱۱ در منطقه کوشک_طلاییه زمانی که همین مجاهدین با کمک و آتشباری ارتش صدام به ما حمله کردند من و تعداد ۲۸ نقر دیگر به اسارت آنها در آمدیم، در لحظه اسارت از  آنها خواستم دوستم که مجروح بود را با خودمان ببریم، اما قبول نکردند و گفتند که خودمان او را می آوریم اما هرگز او را نیاوردند.
    ما را ۲۰ روز در العماره نگه داشتند و هر روز فرمانده آنجا ( مهدی افتخاری که بعد از تسلط مریم قجر بر سازمان مورد غضب رجوی واقع شد) برای ما صحبت می کرد بعد از ۲۰ روز ما را به اردوگاه اصلی که در دبس نزدیک سلمانیه که تعدادی دیگر از سربازان و افسران ایرانی هم بودند، بردند اما هرگز اسم ما در صلیب سرخ و هیچ ارگان رسمی سازمان ملل ثبت نشد چون آنها نمی خواستند ما ثبت شویم . اینجا هم فرماندهان و مسولین  با تشکیل جلسه و برگزاری نشست  و نشان دادن فیلم سخنرانی های مسعود رجوی  از  اهداف سازمان و تشکیلات می گفتند “اصطلاحا نوعی تبلیغ و تصویرسازی مثبت از  سازمان مجاهدین و اهداف و عملکرد آن ” تا ذهن مارا شکل داده و به سمت این سازمان متمایل کنند. (البته مغزشویی در کار نبود اینها فقط قصد کمک به ما را داشتند)!!
    از آنجایی که من با آنها کمی هم آشنایی قبلی داشتم در این اردوگاه تحت تاثیر تبلیغات آنها قرار گرفته و تمایل من به آنان بیشتر شد، قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)و با وعده هایی که داده بودند اعلام پیوستگی کردم و وارد سازمان شدم ولی با شکست عملیات  و برگشت مجدد به داخل عراق به حرفها و وعده های اینان شک کردم، اما تحت تاثیرشانتاژ تبلیغاتی که هر کس برود رژیم اعدام میکند و گردن می زند با شک و دودلی ماندم و جدا نشدم .
    مدت ۳۰ سال در این سازمان بودم و در این سالیان با وعده و وعید های مواجه بودیم اما چیزی عوض نمی شد؛ وچقدر دروغ شنیدیم و هرکس هم شک می کرد که چرا نشد بگفته اینها باید خودش را می خواند و علت را باید در کارهای نکرده خودش می دید، تا رهبری سازمان. یا للعجب! بطور واقعی ما در یک زندان بودیم و هر روز برای ما تکرار مکررات بود. نشست پشت نشست و همه تکراری و وقت پرکن، در این نشست ها هر فردباید چند باردرسال خودش را می خواند یعنی داوطلبانه سوژه می شد و کلی به خودش بدو بی بیراه می گفت و بقیه هم هر چه دلشان می خواهد به او بگویند .او حق پاسخگویی ندارد و باید برود و هرچه را باصطلاح جمع گفته است با ذکر فاکت ثابت کند که آنها درست گفته و من گناهگار و روسیاهم. رهبری سازمان می گفت در انقلاب مریم این روسیاهی و بدی، روسفیدی به حساب می آید فرد هرچه خودش را روسیاه کند و اجازه بدهد به او بد و بیراه بگویند انقلابی تر و پاکتر می شود.!

    در نشست ها، بالاتر ها به همه فحش و ناسزا می گفتند و اگر کسی برعلیه دوست خود چیزی نمی گفت به او مارک پاسدار و بسیجی که درنگاه اینان بدترین بود می زدند و تحقیرش می کردند. بر این اساس همه مجبور به توهین به هم بودند؛ در سال ۱۳۸۰ سه بار من سوژه چنین نشست ها یی بودم.
    در سال ۷۳ بگیرو ببند افراد تحت عنوان نفوذی با ضرب و شتم شروع شد، چند زندان درست کردند و با شکنجه و کتک و تهمت چه اعترافاتی از نفرات گرفتند من دستگیری چندین نفر و چند ماه غیبت تعدادی را دیدم اما دلیل آن را تا سالیان که این موضوع کم کم لو رفت را نفهمیدم ماآنزمان فقط با دفن کردن جنازه افراد در مزار اشرف متوجه می شدیم و یا از طریق دوستان نزدیک متوجه این موضوع می شدیم وکسی نباید در این مورد صحبت و یا سوال می کرد. خانواده بعضی از این افراد ناپدید شده در سال ٨۲ به اشرف آمده و دنبال فرزندان شان بودند اما هیچ ردی از افرادنبود به خانواده ها گفته می شد که این فرد از ما جدا شده و رفته و ما خبری از او نداریم. (به ما هم که گهگاه سوال می کردیم گفته می شد بریدند و رفتند و  سازمان کاری می کرد که کسی دنباله این قضیه را نگیرد) کسی نبود که جواب این خانواده ها را بدهد، و این خانواده های دردمند بدون اطلاع یافتن از عزیزان خود به ایران بر گشتند.
    “خانواده من در سال ٨۲ دوبار به دیدار من آمدند بار اول اجازه دادند و به دیدار خانواده ام رفتم و خواهر و برادرم را دیدم ، اما در همان سال پدر، مادر و  خواهر دیگرم آمدند ولی زنان مسئول فرقه مجاهدین از ما خواستند که نرویم و ما را تحت فشار قرار دادند و نگذاشتند برویم، اما خانواده ام فردا صبح دو باره به اشرف آمدند این بار مرا به همراه چند نفر برای ملاقات بردند اینها کسانی بودند که همراه من آمده بودندکه مبادا خانواده ام مرا بدزدند ! یعنی من تحت الحفظ ملاقات کردم که مبادا چیزی بگویم و یا بشنوم که برای اینان ناخوشایند باشد.

    بعد از رفتن خانواده هم هر نفر بایستی خودش را مثلا از خانواده و زندگی طلبی ناشی از ان تطهیر می کرد یعنی با شرکت در نشستهای جمعی که به همین منظور تشکیل می شد شرکت و لحظات میل و عاطفه به خانواده در خودش را ذکر و تقبیح کند و بقیه هم کلی به او به خاطر داشتن چنین لحظاتی در ذهن ناسزا بگویند تا پاک شود” و بدین وسیله شخصیت فرد سرکوب و هر سال با تکرار این گونه نشست ها دیکر فردی بی هویت و سلب الاراده و مطیع می شد . به قول خودشان ” خودش را انکار کرده تا شخصیت مریمی پیدا کند”.
    هنگامیکه من در اشرف و لیبرتی بودم از دنیای بیرون هیچ خبری نداشتم و فکرمی کردم که همه چیز در همین اشرف نت و سیمای آزادی آنهاست و همین اخبار هم درست است چرا که هیچ امکان دیگری هم نداشتیم با ورود به آلبانی وارد کمپ کمیساریا شدم آنجا به اتاق اینترنت رفتم و وارد دنیای دیگری شدم و فهمیدم که مثل اصحاب کهف و بی خبر از دنیا بودیم بعد از یک روز آنجا نگهبان گذاشتند و ورود به اتاق را دو نفره کردند تا تضمین همدیگر باشند. بعدا هم که به محل استقرار اصلی مفید رفتیم از این نوع بگیر و ببندها، گوش ایستادنها و محدودیت ها هر روز بیشتر و بیشتر می شد. با دیدن این وضعیت تصمیم گرفتم که خودم را خلاص و از این همه فشار و محدودیت رها کنم.
    بعداز نوشتن برگه درخواست خروج از سازمان من را ۱۵ روز  در مقرمفید (همان آپارتمانهای واقع شده در منطقه کشار در تیرانا که توسط سازمان ملل برای اسکان ما اجاره شده بود) در اتاقی ـ قرنطینه ـ بودم، حتی اجازه بیرون رفتن را هم نداشتم و برای شام و ناهار هم نمی گذاشتند به سالن برویم، در این مدت با برخورد بد به من توهین می کردند. نهایتا در تاریخ ۱۳۹۶/۹/۱۱از مناسبات آنها جدا شدم و به مدت سه ما از آنها پول گرفتم و بعد از آن دیگر نگرفتم علت هم این بود که هر بار می رفتم باید بر علیه دوستانم برای آنان جاسوسی می کردم و بر علیه آنها حرف می زدم. با خودم گفتم که نیامدم بیرون بر علیه کسی حرف بزنم و مزدوری شماها که عمر وجوانی و هستی و نیستی مرا گرفته اید وبعد آن دیگر به آنها مراجعه نکرده و پول هم نگرفته ام.
    در پایان اعلام می کنم که من هیچ ارتباطی با  فرقه مجاهدین خلق ندارم و تاکید می کنم به هیچ گروه یا سازمانی وصل نیستم آمدم بیرون که زندگی خودم را بعد از ۳۰ سال از نو احیا و باز سازی کنم. در انتها جدایی خودم را از  فرقه جهنمی سازمان مجاهدین رسما اعلام میکنم و تلاش میکنم  برای روشنگری بیشتر  افکار عمومی، خاطرات حضور خود در فرقه رجوی را برای نسل جوان کشورم  بیان کنم تا شناخت بیشتری نسبت به فرقه خشونت طلب مجاهدین داشته باشند.
    پرویز حیدر زاده نشلی

    ////////////////////////////////////////

    Albani-abdolrahman rahmanian -Rajavi 260-410

    پاسخ عبدالرحمان محمدیان از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی به جیغ های بنفش مریم رجوی

     منظور  از اینکه من بعد از 29 سال بیگاری از شما تقاضای کمک مالی کرده و حداکثر چند صد دلار به من در طول چندین ماه داده اید، چیست؟ خب آقایان نامحترم پس منکه […]

    Norwegen 260-410

    نامه اعضای جداشده از فرقه مجاهدین در آلبانی به آقای ” رولد نس” سفیر سابق نروژ در ایران

    حال بر همگان روشن است که این سازمان نتنها یک سازمان سیاسی نیست بلکه درون این فرقه فکر و ذهن افراد ، اندیشه و روح افراد ،حتى نفس و خون […]

    Albania-salmandan albani 260-410

    حسن حیرانی : چند نکته از ما قضاوت از شما، به مناسبت مرگ محمد سیدی کاشانی

    غیبت فردی که قبلا او را باد میکردن و از وی خیلی استفاده تبلیغاتی در مبارزه و مقاومت برای آزادی ؟!؟!؟ میشد خیلی تو چشم میزد. درحالی که با همان […]

    Albani-Abdolrahman Mohammadian 260-410

    آقای عبدالرحمن محمدیان با سابقه 28 سال فعالیت تشکیلاتی از فرقه مجاهدین در آلبانی جدا شد

    ما بعلت محدود بودن و بی خبری از دنیای بیرون راهی جز این نمی دانستیم و این مستمرا القاء می شد که خارج اینجا هر چه هست بیراهه و سراب […]

    Albani-Mohammad Azim Mishmast- nejatyaftegan dar albani 260-410

    محمد عظیم میش مست: شارلاتان سیاسی یا رهبرعقیدتی؟

    مسعود رجوی با وقاحت تمام فریاد میزدکه هرکس پدر ومادر وزن وفرزندش رابیش ازمن دوست بدارد لایق من نیست. قضاوت با خودتان چنین فردی کجا نشسته و چه جایگاهی برای […]

    Albania-gholamali Mirzayi-Khaterat -1-260-410

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت اول و دوم

    بعد از دو هفته دادگاه اول شروع شد و در جایگاه متهم فرار گرفتم. تعداد زیادی سرهنگ و سرتیپ نشسته بودند دادستان وارد شد. سپس ریس دادگاه که سر لشگر […]

    Albania-Hassan-shahbaz-260-410

    خاطرات حسن شهباز ، از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت چهارم

    مثلا میگفتند درکجاى دنیا درارتش ها دیده اید که نفرات رده بالا ، با رده هاى مختلف و با سابقه ، در تمام مزایا و امتیازات با کسى که تازه […]

    Albania-Artesh warshekaste va bazneshaste-MKE 260-410

    اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان

    ایران اینترلینک:اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان ایران اینترلینک، تیرانا، آلبانی، هجدهم دسامبر ۲۰۱۸:… به سرعت کت و […]

    Albani-Mohammad Azim Mishmast 260-410

    خاطرات من محمد عظیم میش مست ، قسمت دوم: اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین

    به هر صورت به مرحله آتش بس رسیدیم و دوران سیاه اسارت روبه اتمام بود خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها وزنج وعذابش را تحمل […]

    Albania-Hassan-heyrani 260-410

    حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)

    به هر حال نفراتی که در بالای فرقه رجوی مشرف و مطلع ازموضوعات و شرایط بودند میدانستند که علت این عقب ماندگی در صحنه سیاسی اوضاع و تحولاتی که در […]

    مطالب مرتبط :

    جواد فیروزمند:درگذشت مهدی تقوایی و نقشی که میتوانست ایفا کند

     گویا نه می داند ویروس چیست و نه واگیری ویروس بطور خاص ویروس کرونا که یکی از ویژگیها و تفاوت با ویروسهای دیگر را طبق گفته همه متخصصین سرعت زیاد واگیر و پخش ان را می گویند ولی در ان پیام منتسب  به رجوی نوشته شده است> حمله کنید ؛ انبار ها را مصادره کنید ؛ خامنه ای فورآ 100 میلیارد بدهد ! حقوق کارگران را با این پول بدهید ! بیمارستان ها را از کنترل سپاه خارج کنید و ... که همه این ادعا ها سفسطه ای بیش نیست چون همه متخصصان خارجی و یا ایرانی تاکید دارند با ماندن در خانه ودوری از تجمعات و حتا دیدارهای خانوادگی مانع گسترش ویروس شویدولی این بی مغز در این شرایط فرمان میدهد که تضاهرات کنید بریزید به خیابانها و چهارشنبه سوری آتش به پا کنیدو........ اما رجوی مغز پوسیده که جان ملت ایران برایش مهم نسیت ، که گویا در نفهمی  گوی سبقت را ربوده است  که اقدام به نوشتن این نوع پیام در این موقعیت می کنند . به سران فرقه بطور خاص به مریم قجر و شوهرش  پلیدش باید گفت: اگر راست می گوئید. چرا خودتان اردوگاه اشرف ۳ را قرنطینه و از ترس ممنوع تردد کرده اید ولی برای مردم ایران روزه میخوانید. ایا مرگ حق است برای  همسایه نه برای سران فرقه ؟ ! ویروس کرونا و چرندیات بی مغزهای فرقه رجوی تیرانا ، موسی دامرودی ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 28.03.2020 نزدیک به 3 ماه در صدر اخبار دنیا پخش شدن ویروس کرونا از ووهان چین و یکماه هم گذشته آغشته شدن هموطنانمان در ایران و وجود ویروس کرونا در بیش از 150 کشور می گذرد . چینی ها با قرنطینه کردن ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند:درگذشت مهدی تقوایی و نقشی که میتوانست ایفا کند

    در  صورتیکه آمار جهانی اعلام شده مبتلایان ویروس کرونا در ایران، امروز پنجشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۲۶ مارس ۲۰۲۰ به تعداد مبتلا = ۲۷۰۱۷ ، فوت شده = ۲۰۷۷ و بهبود یافتگان = ۹۶۲۵ نفر می باشد. اما آماری که روز چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۹ از طرف مجاهدین اعلام شده ۱۱۵۰۰ نفر فوت شده می باشد. که با آن آمار اولیه رهبران سازمان یعنی ۲۵۰ ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند:درگذشت مهدی تقوایی و نقشی که میتوانست ایفا کند

    در پیام اخیر این جانی خائن در بحث کرونا و به دنبال اغتشاش و برهم زدن اسودگی مردم است و پیام پشت پیام که بیاید خیابانها و نیروهای انتظامی و غیره را کنار بزنید و رژیم را سرنگون بکنید این رهبر چقدر احمق است ک با وجود این که وضعیت مردم بجان امده را می بیند ولی به دنبال قدرت و خون خواری خودش است. در حال حاضر در یک ... مطلب کامل

    سرنوشت انقلاب ۱۳۵۷راتوازن قوا تعیین کرد. قسمت پایانی

    مجاهدین ضد خلق اگر عناصر خود سر را تقویت نکردند، کاری انجام نداده وهمیشه بمثابه مانعی دربرابر تلطیف اوضاع سیاسی عمل کردند واین مسئله را با نگاه به لیست ترور هایی که انجام  دادند یا ترور های سرویس های خصوصی امریکا، بقایای ساواک و ...میکرد را بعهده گرفتند، با وضوح بیشتری نمایان است. اگر بفرض حکومت ایران تمام کارهایش بد باشد  ، تضعیف قابل توجه داعش وجلوگیری از ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند:درگذشت مهدی تقوایی و نقشی که میتوانست ایفا کند

    تقریبا نه خود و نه هیچ یک از اعضای خانواده اش روی خوشی در جنگ سرنوشت ندیدند. و متأثر از اینکه طی ۲۸ سال جدایی خاموش از سازمان و آرمان های گذشته، سینه سوزان و درهم شکسته اش را بگشاید، لب بجنباند و سازمان مطبوعش را با آنهمه بلایای درون تشکیلاتی که برسرش ، خانواده اش و مهمتر از همه در مسیر مبارزه اش آمده ... مطلب کامل

    چرا آمار قربانیان کرونا در آلمان پایین است؟

     راز پایین بودن آمار قربانیان کرونا در آلمان فرارو  ـ 29.03.2020 آمار و ارقام مبتلایان و مرگ ومیر‌های ناشی از کروناویروس جدید حاکی از آن است که اروپا در حال تبدیل شدن به کانون اصلی شیوع این ویروس همه گیر است. ایتالیا و اسپانیا به تنهایی حدود ۱۶۰۰۰ مرگ و میر ناشی از کرونا را به ثبت رسانده اند ... مطلب کامل

    چرا آمار قربانیان کرونا در آلمان پایین است؟

      مگر افراد برده شما هستند که باید چنین به آنان امر و نهی و حتی درخصوصی ترین امورشان تابع شما باشند؟  ثانیا بر فرض که تو درست بگویی آیا کاری و شرافتی و عمل خیری و باقی الصالحاتی بیشتر از اینکه فردی با یک زن بی پناهی زندگی مشترک بخواهد داشته باشد؟ یک زندگی مشترک ایجاد کند ... مطلب کامل

    فلسفه میان” بهشت سوسیالیسم” و “فلسفه زندگی”

    فیلسوف دیگری بنام لوتس (1881-1871م) در آن زمان میگفت برای ورود به شناخت جهان راههای گوناگونی وجود دارد؛ درک و شناخت انسان از جهان میتواند، علمی، استتیک، مذهبی، اقتصادی و یا سیاسی باشد و برای هر کدام از این راهها، زمانی افرادی از گوشه ای برای پاداش این حقیقت جهانی،دست تکان خواهند داد. در ادامه بحث تعریف و وظایف رشته فلسفه، متفکر آشنایی بنام ویلهلم دیلتای(1911-1833) کوشید تا ار ... مطلب کامل

    فلسفه میان” بهشت سوسیالیسم” و “فلسفه زندگی”

    نماینده ی این مردمی که ازنظر شما حاکمیت شان اشغال شد ، چه کسی بود؟ آنها که تازه وبصورت حداکثر بیست نفری سر ازخانه های تیمی درمیآورند و قاطی چند هزار ( حداکثر 3هزار) زندانی سیاسی شده بودند که تنها درصد ناچیزی از مردم ( روشنفکران انقلابی) انها را میشناختند؟!   ضمنا درابتدای انقلاب استبداد ... مطلب کامل

    فلسفه میان” بهشت سوسیالیسم” و “فلسفه زندگی”

    حالا نگاه کنید سر همین ویروس کرونا که الان جهانی شده . این مریم قجر داره پیام میده اهای مردم دنیا بیاید بینیند اخوندها کرونا هستن وبه داد مردم نمیرسه.در حالی که این حتی در ایتالیا وفلسطین وعراق والبانی هم الان اومده این خانم با تمام درک وفهمش وانقلابش میگه این فقط ایرانه .خب خانم محترم تو کمک کن تمام دنیاهم داره نگاه میکنه ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -