• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی

     این بار به بهانه بورژوازی و تهدیدات آن این بار هم مثل گذشته تهدید اصلی ومرز سرخ اصلی خانواده وارتباط خانوادگی عنوان شد. گوشی وموبایل خطرناکتر از هر سلاح اتمی و کشتار جمعی ممنوع اعلام شد تذکرات مستمر مبنی بر عدم ارتباط با خانواده گذاشتن بپا و جاسوس برای کشف و پیدا کردن موبایل جان نفرات را به لبشون رسانده بود ولی حفظ تشکیلات اوجب واجبات رجوی وعواملش بود . ولی غافل از اینکه آلبانی با عراق فرق هایی دارد که اصلا خوشایند باند حاکم بر تشکیلات نبود ودیگر نصحیت وسخنرانی وتهدید وتطمیع کارایی قبلی را نداشت دیگر نباید به خواست انهایی که همه چیز من را گرفته بودند تن میدادم . یا باید به ظوابط و چهارچوب های ظالمانه تشکیلات تمکین و به اطاعت کورکورانه تن میدادم و مثل گذشته به مزخرفاتی مثل مرزسرخ بودن خانواده پایبند می بودم یا یک بار برای همیشه خدا حافظی کرده وهر تهمت و ناروای را به جان می خریدم و اینگونه بود که بعد ازمدت نزدیک به سی سال طوق لعنت این باند فاسد را از گردنم بر داشتم تا به دنبال زندگی عادی خودم و خانواده ام بروم. البته خیلی چیزها را در زدگی از دست دادم عمر و جوانی من و امثال من بر باد رفت و …

    خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

    محمد عظیم میش مست، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 10.02.2019

    لینک به منبع

    Albani-Mohammad Azim Mishmast 260-410
    خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها ورنج وعذابش را در زندان های صدام حسین تحمل کرده بودم وبا یک تصمیم اشتباه سرنوشتم را با کسانی گره زدم که سالیان طول کشید تا متوجه شدم حتی بویی ازانسانیت وشرافت نبرده اند. به جای مدینه فاضله وارد جهنمی شدم که بنیان ان بر اساس دروغ ونیرنگ مکروفریبکاری بناشده بود اما با ظاهری بسیار فریبنده وشعرو شعارهای پرطمطراق.  رجوی وانمود میکرد که ناخدای آزادی است، رهبر عقیدتی است و فرمانده کل وارث خون امام حسین و نماینده امام زمان، بالاتراز همه پیامبران و لنین و چه گوارا و مصدق و…  با هوشیاری بسیار ضد انقلابی ، با افکاری بسیار مرتجع و عقب مانده تنها هنرش وارونه نشان دادن حقایق وفریبکاری وپشت هم اندازی بود.  بی رحم و تهی از هرگونه عاطفه انسانی دشمن شماره یک مهر ومحبت و خانه وخانواده.  همه آنهایی که در تشکیلات بودند بارها به عینه دیده وباگوش خودشان عربده های رجوی را در رابطه با خانواده را شنیده و دیده اند. دشمنی هیستریک بت اعظم و غلامان وکنیزان دوروبرش با خانواده ومناسبات خانوادگی غیر قابل تصور است هرکس باید خودش مستقیما از زبان خودش بشنود تا باور کند که با چه کسی طرف است.
    بازهم تمامی کسانی که در تشکیلات بودند بیاد دارند که چگونه رجوی خطاب به جمع حاضر فریاد می زد که هرکس پدرومادر وزن وفرزند وخواهر وبرادرش را بیشترازمن دوست دارد لایق من نیست خودتان قضاوت کنید شما اسم این فرد را چه می گذارید؟

    بعد هم کمر به نابودی و انهدام خانواده ها بست و همه را به خاک سیاه نشاند به اسم انقلاب و رهایی و … ته خط اما معلوم شد که خود طرف مشکل دارد وب قول خودش تا کجا در به قول خودش در بند جیم و دوران و جنسیت غرق است.
    رجوی برای تثبیت خودش از هیچ زذالت و جنایتی در حق حتی اعضایش هم دریغ نکرد شما نگاه کنید و قضاوت کنید بلایی که رجوی سر اعضای خودش آورده، تا بحال کسی سر دشمنش آورده است.

    در طول تاریخ بخدا سوگند هیچکس حتی با دشمنش این کارها را نکرده همه بیاد دارند که رجوی چطوری شاخ همه را میشکند تا دیگر طرف نتواند سر بلندکرده و کمر راست کند . همه ما داستان مهدی افتخاری را بیاد داریم که به چه طرز فجیعی رجوی او را در نشست تحقیر می کرد و  غرور او را می شکست و شخصیت او را خورد می کرد و درنهایت دق مرگش کرد . کسی که جان خودش را نجات داده بود خود رجوی به او لقب فرمانده فتح الله داده بود فرمانده پروازبزرگ اینها را که مانگفته بودیم اما وقتی لازم دید همین فرد را بدون هیچ ترحمی داغون کرد.
    رجوی با تمام ادعاهایی که دارد فردی بسیار بزدل و ترسوست همگان دیدیم که چطور وقتی خطر را احساس کرد همه مارا زیر بمباران ول کرد و جیم الف جا و به غیبت کبری رفت اصلا برای این فرد لت وپار شدن آدم ها مهم نبود. خون و جان افراد برای این فرد کمترین ارزشی نداشت وقایع واتفاقات بعدی اشرف در عراق بخوبی حقانیت حرفهای من را ثابت می کند اتفاقات و وقایعی که می توانست اتفاق نیفتد و جان و خون انسانهای بیگناه و بی دفاع به هدر نرود اما امیال شیطانی رجوی مانع از پیشگیری این وقایع دردناک شد و گذشت برما هر آنچه همگان دیدیم ودیدند.

    شش و هفت مرداد ،نوزده فروردین و ده شهریور و تمامی جنایت هایی که در این دوان صورت گرفت اشک تمساح ریختن رجوی ها برای جانباختگان هم ریشه در رذالت پیشگی وشیادی وعوام فریبی انها دارد . وگرنه این همه جانها را بیهوده نمی گرفتد همه کشتارها قابل اجتناب بود ولی عمدا رجوی ها نخواستند که از کشتارها جلوگیری کنند و بعد داستانهای لیبرتی و مجددا رجزخوانیهای رجوی و آماده و زمینه سازی برای کشتارهای بعدی وبه کشتن دادن ادمها زیر موشکباران ها و قهقهه کریه رجوی که دست آویزی برای ادامه سلطه شومش بر جان و هستی و نیستی افراد پیدا کرده بود . همیشه همینطوری بود بالا رفتن از نردبان خون اعضا ودست آویز قراردادن خونها برای باجگیری و تحقق امیال شیطانی خودش و بعد رسیدیم به انتقال به آلبانی بر خلاف انتظار دوباره رجوی همان بساط سرکوب وخفقان را پهن کرد.  این بار به بهانه بورژوازی و تهدیدات آن این بار هم مثل گذشته تهدید اصلی ومرز سرخ اصلی خانواده وارتباط خانوادگی عنوان شد. گوشی وموبایل خطرناکتر از هر سلاح اتمی و کشتار جمعی ممنوع اعلام شد تذکرات مستمر مبنی بر عدم ارتباط با خانواده گذاشتن بپا و جاسوس برای کشف و پیدا کردن موبایل جان نفرات را به لبشون رسانده بود ولی حفظ تشکیلات اوجب واجبات رجوی وعواملش بود . ولی غافل از اینکه آلبانی با عراق فرق هایی دارد که اصلا خوشایند باند حاکم بر تشکیلات نبود ودیگر نصحیت وسخنرانی وتهدید وتطمیع کارایی قبلی را نداشت دیگر نباید به خواست انهایی که همه چیز من را گرفته بودند تن میدادم . یا باید به ظوابط و چهارچوب های ظالمانه تشکیلات تمکین و به اطاعت کورکورانه تن میدادم و مثل گذشته به مزخرفاتی مثل مرزسرخ بودن خانواده پایبند می بودم یا یک بار برای همیشه خدا حافظی کرده وهر تهمت و ناروای را به جان می خریدم و اینگونه بود که بعد ازمدت نزدیک به سی سال طوق لعنت این باند فاسد را از گردنم بر داشتم تا به دنبال زندگی عادی خودم و خانواده ام بروم. البته خیلی چیزها را در زدگی از دست دادم عمر و جوانی من و امثال من بر باد رفت و خانوادهایمان را به خاک سیاه نشاندیم ولی خوشحالم از اینکه دست این باند پلید رو شد و تمام عیار سوختند تا دیگر نتوانند به شیادی وفریبکاری ادامه بدهند. موفق باشید

    _______________________

    خاطرات من محمد عظیم میش مست ، قسمت دوم: اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین

    به هر صورت به مرحله آتش بس رسیدیم و دوران سیاه اسارت روبه اتمام بود خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها وزنج وعذابش را تحمل کرده بودم وبا فریبی که در اثر تبلیغات یک مشت شیاد خورده بودم با یک تصمیم اشتباه سرنوشتم را با کسانی گره زدم که سالیان طول کشید تا متوجه شدم حتی بوی ازانسانیت وشرافت نبرده اند به جای مدینه فاضله وارد جهنمی شدم که بنیان آن بر اساس دروغ ونیرنگ و مکروفریبکاری بنا شده بود اما با ظاهری بسیار فریبنده وشعروشعارهای پرتمطراق رجوی وانمود میکرد که ناخدای آزادی است، رهبر عقیدتی است وفرمانده کل، وارث خون امام حسین ونماینده امام زمان بالاترازهمه پیامبران ولنین وچه گوارا ومصدق و….، با شمه ای به غایت ضد انقلابی با افکاری بسیار مرتجع وعقب مانده، تنها هنرش وارونه نشان دادن حقایق وفریبکاری وپشت هم اندازی بود، بی رحم وتهی از هرگونه عاطفه انسانی، دشمن شماره یک مهر ومحبت وخانه وخانواده شده بود. همه آنهایی که در تشکیلات بودند بارها به عینه باگوش خودشان عربدهای رجوی را در رابطه با خانواده را شنیده ودیده اند. دشمنی هیستریک بت اعظم وغلامان وکنیزان دوروبرش با خانواده ومناسبات خانوادگی غیر قابل تصور است هرکس باید خودش مستقیما از زبان خودش بشنود تا باور کند که با چه کسی طرف است.

    خاطرات من، قسمت دوم: اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین
    محمد عظیم میش مست، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

    Albani-Mohammad Azim Mishmast 260-410
    تجاوز سراسری عراق به خاک ما شروع شد و همزمان ارتش متجاوز عراق در چندین محور در جنوب شروع به پیشروی در خاک ما کرد همان اولین روز شروع جنگ من که به همراه آتشبار مان مشغول جابجایی ودرحال تردد در جاده مرزی بودیم به محاصره نیروهای عراقی که باچندین ستون زرهی در حال پیشروی در خاک ایران بودند در آمدیم وبعد از جنگ وگریز زیادی من به همراه چندین نفر دیگر به اسارت نیروهای عراقی در آمدیم بعد از اسارت ودر همان صحنه درگیری با رفتار وحشیانه نیروهای متجاوز عراقی مواجه وبه شدت موردضرب وشتم قرار گرفتیم و درحالی که چشم ودست بسته بودیم با کتک وفحاشی مارا سوار خودرو کرده و به پایگاهی در شهرعماره وبعد از چند روزبه بغداد در ساختمانی که متعلق به استخبارات عراق بود بردند.

    در تمام این مدت نظامیان عراقی وحشیانه ترین رفتار را با ما داشتن بخصوص در استخبارات که ازهیچ رذالتی دریغ نمی کردند درساختمان استخبارات دهها نفر سالم ومجروح را روی هم در یک اتاق کوچک تل انبار کرده بودند بطوریکه نفس کشیدن هم مشکل شده بود بعد ازچند روز بازجویی همراه با شکنجه واذیت و آزار از آنجا مارا به رمادیه بردند. مجددا روز ازنو روزی از نو ابتدای جنگ بود وحشی ترین افسران ودرجه داران وسربازان را به نگهداری اسرا اختصاص داده بودند همه کینه ای وعقده ای وتهی از رحم ومروت شبها بدون هیچ دلیلی همزمان با قطع کردن برق دهها افسروسربازو درجه دار با انواع چوب وچماق ومیله های فلزی به داخل آسایشگاهها هجوم می آوردند وهمه را از کوچک وبزرگ وپیر وجوان مجروح ومصدوم می کردند چه سرودستهایی که در این حملات شکسته نمی شد زمستان از آب گرم وبخاری خبری نبود اکثر غذاهایی که سرو می شد قابل خوردن نبودند نمی دانم اون همه پوست بادمجان را ازکجا می آوردند وبه خورد ما می دادند به اسم غذا چند ماهی در رمادیه در سخترین شرایط گذشت سپس مارا به موصل بردند.

    موصل شهری است در شمال عراق چند سالی دراردوگاه موصل بودم. این اوردوگاه قلعه مانند بود دوطبقه با دیوارهای بسیار بلند وتنها یک درب ورود وخروج داشت اما فقط در طبقه پایین اسیر نگهداری میکردند در همین اردوگاه بود که اولین بار با صلیب سرخ ملاقات کردیم وبرای ما کارت صادر کردند و اولین عکس ونامه را برای خانواده ام فرستادم اما همچنان بدرفتاری وضرب شتم ادامه داشت جالب است بدانید که در این اردوگاه ورزش کردن هم اوایل ممنوع بود وهرکس را در حال ورزش می گرفتند بشدت تنبیه میشد. فرمانده این اردوگاه یک سرگرد نیروهای تکاور بود که بسیار شقی وبی رحم بود از ضرب وشتم واذیت وآزار خوشش می آمد انگار سادیسم داشت چند سال به همین منوال گذشت و مجددا من به همراه تعداد زیادی به رمادیه منتقل شدیم.Rajavi-Saddam 260-410

    نمی دانم چند سال گذشت که دوباره جابجا شدیم واینبار مارا به اردوگاهی به اسم عنبر درهمان حوالی بردند دیگر تا پایان اسارت در همان اردوگاه بودم. شرح دوران اسارت ووقایع وحوادث آن در این مختصر نمی گنجد البته قبل ازمن خیلیها به تفصیل در این باره نوشته اند به هر صورت به مرحله آتش بس رسیدیم و دوران سیاه اسارت روبه اتمام بود خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها وزنج وعذابش را تحمل کرده بودم وبا فریبی که در اثر تبلیغات یک مشت شیاد خورده بودم با یک تصمیم اشتباه سرنوشتم را با کسانی گره زدم که سالیان طول کشید تا متوجه شدم حتی بوی ازانسانیت وشرافت نبرده اند به جای مدینه فاضله وارد جهنمی شدم که بنیان آن بر اساس دروغ ونیرنگ و مکروفریبکاری بنا شده بود اما با ظاهری بسیار فریبنده وشعروشعارهای پرتمطراق رجوی وانمود میکرد که ناخدای آزادی است، رهبر عقیدتی است وفرمانده کل، وارث خون امام حسین ونماینده امام زمان بالاترازهمه پیامبران ولنین وچه گوارا ومصدق و….، با شمه ای به غایت ضد انقلابی با افکاری بسیار مرتجع وعقب مانده، تنها هنرش وارونه نشان دادن حقایق وفریبکاری وپشت هم اندازی بود، بی رحم وتهی از هرگونه عاطفه انسانی، دشمن شماره یک مهر ومحبت وخانه وخانواده شده بود. همه آنهایی که در تشکیلات بودند بارها به عینه باگوش خودشان عربدهای رجوی را در رابطه با خانواده را شنیده ودیده اند. دشمنی هیستریک بت اعظم وغلامان وکنیزان دوروبرش با خانواده ومناسبات خانوادگی غیر قابل تصور است هرکس باید خودش مستقیما از زبان خودش بشنود تا باور کند که با چه کسی طرف است.
    ادامه دارد

    /////////////////////

    Albania-Azim-mishmast-nejatyaftegan dar albani 260-410

    پاسخ آقای محمد عظیم میش مست یکی از آخرین اعضای جداشده از فرقه مجاهدین در آلبانی به مریم رجوی

    ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود رجوی و مریم […]

    Hassan-shahbaz - Nejatyaftegan az MKO-dar Albani-260-410

    حسن شهباز: از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت دوم

    البته این حرف را من از خودم نمیگویم گواه و سند این حرف من همین روانپزشکانى هستند که توسط کمیساریاى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد استخدام شده اند و تمام […]

    albania-damroudi-Nejatyaftegan az mojahedin-260-410

    اعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی عضو سی ساله مجاهدین خلق در آلبانی ـ ریزش نیرو در فرقه مجاهدین ادامه دارد

    رهبری فرقه مجاهدین اینگونه کارهایشان را بزک میکردند که بتوانند قدرت اعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علیرغم اینکه هیچ اشراف و شناختی از زندگی و […]

    ehsan-bidi-260-410

    احسان بیدی: سفیدکردن گذشته سیاه و تاریک مجاهدین خلق در آلبانی توسط اربابانش

    بدون تردید اربابان رجوی بخوبی  کشتار افسران امریکایی  را در زمان مبارزه تروریستی و مسلحانه علیه رژیم شاه را به خاطر دارند ، همچنین به یاد دارند که سازمان مجاهدین […]

    albania-mohammad-azim-meichmast-260-410

    جدایی آقای محمد عظیم میش مست از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی ـ وی از سال 1368 عضو سازمان مجاهدین بوده است

    اما در طول سالیان هر آنچه را که دیدم ،تماما عکس تبلیغاتی بود که قبلا شنیده بودم و بخاطرش به آنها پیوسته بودم. همه دروغها و ناصداقتی ها در زیر […]

    Albania-2- 260-410

    نامۀ سرگشادۀ آقای حسین نژاد به آقای داشامیر شهی نمایندۀ پارلمان آلبانی

     تجارب این جانب که سالها در بخشهای سیاسی و تبلیغی و مطبوعاتی سازمان مجاهدین خلق کار کرده ام و سالها شاهد حضور انواع مهمانهای خارجی در قرارگاههای سازمان در فرانسه […]

    Albania-gholamali-mirzayi-260-410

    جدایی رسمی آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی در آلبانی

    و اما به  آلبانی که  آمدیم: تقریبا دست حضرات وسران فرقه مداهدین رو شد وماهیت فرقه ای آنها روز به روز برای ما روشن تر شد. اجحافات تشکیلاتی تحت پوشش […]

    malek beyt mashal-nejatyaftegan dar albani- parwaresh khabarchin 260-410

    خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق ـ 2 ـ پرورش خبرچین و جاسوس

    وقتی آنجا رفتیم گفتند باید زن و زندگی را طلاق بدهید . در یک لحظه احساس عجیبی به من دست داد پیش خودم گفتم که  دیگر من خلاصی از اینجا […]

    مطالب مرتبط :

    بی دقتی و یاخود زنی بعضی از رسانه های هویت طلب آذربایجانی

    مثلا ما ازگذشته های دور سراغ داریم که ناسیونالیست های آذربایجانی، سازمان مجاهدین خلق ایران را یکی از دشمنان زبان آذربایجانی دانسته وهمواره برحفظ فاصله با این جریان شووینیستی تاکید میکرد. این جریانات آذربایجانی ، ازهر طیف ودسته ای وبدون توجه باینکه درکدامیک ازنحله های فکری ناسیونالیزم آذربایجانی حضور دارند ، برای حفظ حرمت خود همواره فاصله ی زیادی با مجاهدین خلق که عملا به باند رجوی تبدیل ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    او بر این باور نیست که خشونت‌پرهیزی یک فلسفه ایده‌آلیستی و تاکتیکی منفعلانه است. برعکس، در درون استراتژی‌ها، سیاست‌ها و تاکتیک‌های خشونت‌پرهیز، نیروی مقاومت‌گر و افشاگری وجود دارد که نهادها و وضعیت مسلط را به چالش می‌کشد و در مشروعیت‌شان تردید ایجاد می‌کند. این شکل از مقاومت، برخاسته از خشم و عمل فعال علیه انواع بی‌عدالتی و تبعیض است. باتلر در کتاب خود می‌کوشد تا خشونت ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    حالا این فرقه ی پست در این غربت وبیکاری وبلا تکلیفی این ادما و هوادارای خودشو به بهانه ی کرونا مستمری را قطع کرده و انها رو بحال خودشون رها کرده.  ای فرقه ی پست که مدعی اسلام انقلابی هستید .ایا این کار شما بعد از سالیان بازی کردن با سرنوشت ادما با دروغ ونیرنگ و دجالیت ،حالا جواب این همه زحمت همینه ، ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    یک آدم ۹۸ ساله الان تو تلویزیون نروژ ۲ سال پیش داشت حرف می زد. جزو کانون های شورشی بوده. می گفت، به من گفتند این آدرس رو ببین شهر درامنت جنوب نروژ. برو یک کسی توی آن خانه است و بکشش. اونموقع که موبایل نبوده. می گفت من موتور سیکلت را گرفتم و رفتم اونجا نگاه کردم دیدم یه خونه ای هست و یک ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

     براستی چرا این فرقه که دم از محوریت در عالم میزند اینقدر ضعیف و خار و ذلیل شده است ؟؟؟ به چه دلیل توان و کشش این را ندارد که فرزندی در حد مکالمه با مادرش صحبت کند در صورتیکه بقول رجوی در زمان شاه زمانیکه ما زیر اعدام بودیم مادرم به ملاقات من میآمد و حالا چه شده که حتی یک مکالمه مادر و فرزند را برنمیتابید ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    این نمایش مسخره پرده های دیگری را هم در پی داشت تا اینکه رهبران مجاهدین، ابوالقاسم(محسن) رضایی را به برنامه ای دیگر از تلویزیون خود فرستاد تا این بار شدت عمل بیشتری از خود نشان دهد. آنها پرویز خزایی نماینده رجوی در نروژ را به پای این مجادله کشاندند تا آنچه خود نمی توانند بگویند را از زبان او جاری سازند ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    درست است که موسی خیابانی با افرادی مثل مهدی ابریشمچی، عباس داوری ،محمود عطایی و دیگران تفاوت داشته است، اما او  یعنی موسی خیابانی هم زیر  مسعود رجوی جای می گرفته است و  اگر چه با بقیه اعضای مرکزیت فاصله داشته است ولی او هم  زیر مسعود رجوی جای داشته است. وقتی مسعود رجوی در هفتم مرداد فرار می کند و به فرانسه می رود در واقع ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    اما تنها روزنه اى كه به من و ما اميد و جرقه  عشق و زندگى مي داد،  حضور خانواده ها براى ديدار با عزيزان اسير خود در چنگال رجوى بود. وقتى فرياد خانواده ها از پشت حصار پادگان اشرف با وجود محدوديت هاى رجوى كه در راستاى عدم شنيدن صداى خانواده بود، را مي شنيديم جرأت پيدا كرده و بذر اميد به زندگى در دلهاي مان كاشته ... مطلب کامل

    مجاهدین خلق یک فرقه هستند

    خب، آمریکا ارتجاعی ترین جناح را برای چنین اقدامی انتخاب کرده تا پروژه جانشین سازی آنها را پیش ببرد. اینها مجاهدین خلق نام دارند. گروهی از تبعیدیان ایرانی که از عملیات های ویژه آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت می کنند. بله سازمان مجاهدین خلق که قبلا توسط ایالات متحده آمریکا در بین سازمان های تروریستی خطرناک طبقه بندی شده بود. گروهی که در ایران ... مطلب کامل

    محمد سیدی: عشق را پایانی نیست، بمناسبت درگذشت مادر فداکار آقای محمدیان

    رجوی خانواده را " الدنگ " و سد امیال فرقه گرایانه اش می‌داند و در فرقه مجاهدین عشق را حرام و ممنوع کرده است. چه عشق  به جنس مخالف و چه عشق  مادر و پدر به فرزند یا برعکس . چرا رجوی ابراز هر گونه  عاطفه را ، جز به خودش ، ممنوع کرده است؟ چرا این مادر فداکار و قهرمان که یک دهه قبل برای ملاقات فرزندش ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan - haber | malatya haber | malatyahaber | malatya haberleri | malatya sondakika | malatya sondakika haberleri | malatya asayi haberleri | malatya spor haberleri | yeni malatyaspor | malatya reklam | yeilyurt haber | battalgazi haber | malatya belediye haberi | malatya rehber | yeilyurt belediyesi | battalgazi belediyesi | malatya bykehir belediyesi | yeilyurt belediyesi | malatya seim | malatya aday adaylar | malatya akparti adaylar | malatya mhp adaylar | malatya chp adaylar | malatya korona haberleri | malatya gncel | malatya haber 44 | malatya haber trafik kazas | malatya haber net |