• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • حامد صرافپور: فتوا های شرعی مسعود رجوی برای اعضای مجاهدین

    فرمانده این مقر محمد حیاتی (عضو سابق دفتر سیاسی و از اعضای هیئت اجرائی جدید سازمان بعد از رسیدن مسعود رجوی به مقام رهبری عقیدتی) بود که از سه گردان رزمی مردانه و دو گردان پشتیبانی زنانه تشکیل می شد. خرداد 1366 که مصادف با ماه رمضان بود، اولین فتوای شرعی از جانب مسعود رجوی صادر شد که گفت “مجاهدین حین عملیات نیازی به روزه گرفتن ندارند” (درست 4 سال بعد در سلسله عملیات های مروارید که رجوی به کمک صدام حسین شتاف تا او را از ساقط شدن نجات دهد، همین فتوا دوباره مطرح شد و روزه گرفتن را موکول به زمستان بعد کرد). پیش از آن هم فتوای دیگری از رجوی ابلاغ شد مبنی بر اینکه “مجاهدین نباید نماز خود را به صورت شکسته بخوانند چون دارای مکان ثابتی نیستند و همه جای جهان، سرزمین مجاهدین به حساب می آید و تردد آنان به نقاط مختلف به عنوان مسافرت محسوب نمی شود”. این فتواها برای ما عجیب و در عین حال جالب می نمود چون برای اولین بار مسعود خود را در موضع یک “مجتهد و مرجع تقلید” قرار می داد و تا پیش از آن مجاهدین “سازمان مجاهدین” را به عنوان اولی الامر و مرجع تقلید خود به حساب می آوردند نه یک شخصیت خاص.

    شکست “فرمان مسعود” در “جنگ صد برابر”

    حامد صرافپور ـ 08.06.2019

    مسعود رجوی: حضور بیش از دوسال در عراق، خودسوزی سیاسی!
    آخرین روزهای رمضان 1366 یادآور 32 سال پیش در اولین تجربه شکست عملیاتهای مرزی مجاهدین خلق در منطقه لرستان است. مسعود رجوی که آن زمان یکسال از ورودش به خاک عراق می گذشت، در صدد بود تا با تمام توان حضور سودمند خود در این کشور را برای صدام حسین به نمایش بگذارد و از این طریق امتیازات بیشتری کسب نماید. طی این یکسال، مسئولین ستادهای مختلف مجاهدین خلق، از کمبود زمان برای حضور در خاک عراق توضیحاتی داده بودند و شخص مسعود صراحتاً به این موضوع اشاره داشت که به لحاظ سیاسی حضور در خاک عراق برای زمان طولانی میسر نیست و اگر مجاهدین در فرانسه توانستند 5 سال حضور داشته باشند در عراق بیش از دوسال امکان ماندن نیست و بعد از آن سوخت و سوز سیاسی را به دنبال خواهد داشت، و با توجه به این مسئله باید عملیات ها را هرچه بیشتر گسترش داد تا هرچه زودتر به عملیات سرنگونی برسیم. رادیو مجاهد نیز پس از مانور مجاهدین در سال 1364، گهگاه از سرنگونی جمهوری اسلامی تا پیش از سال 1367 می گفت و اعضا و هواداران مجاهدین در ذهن خود برای سرنگونی سریع برنامه ریزی کرده بودند. کمتر کسی بود که به بیش از سال 67 نظر دوخته باشد.

    فتاوای شرعی مسعود رجوی برای مجاهدین
    در چنین شرایطی، رجوی موفق شد چند قرارگاه مهم از صدام حسین تحویل بگیرد که در قدم اول شامل مقرهای “سردار – بدیع زادگان – اشرف” می شد که مدتی بعد “حنیف و سعید محسن” نیز به آن اضافه گردید. آموزشهای کلاسیک نظامی در ابعاد تازه ای آغاز و مجاهدین به جنگ افزار، تجهیزات پیشرفته و لباس فرم نظامی کره ای مجهز شده بودند. اواخر اسفند 1365 اولین عملیات نامنظم مجاهدین توسط قرارگاه حنیف، در مرز دهلران رقم خورد که بلافاصله مسعود رجوی در قرارگاه اشرف اولین نشست جمعی خود در عراق را برگزار کرد که به دومین عملیات تاکتیکی در منطقه کردستان از قرارگاه سردار انجامید. اما وی برای هر ستاد فرماندهی، تعهد یک عملیات در ماه گذاشته بود که با گذر زمان به 3 عملیات افزایش یافت. پس از اولین نشست عمومی رجوی، مجدداً عملیات در دستور کار قرارگاه حنیف قرار گرفت (منطقه مهران و دهلران جهت انجام عملیات به این قرارگاه سپرده شده بود). فرمانده این مقر محمد حیاتی (عضو سابق دفتر سیاسی و از اعضای هیئت اجرائی جدید سازمان بعد از رسیدن مسعود رجوی به مقام رهبری عقیدتی) بود که از سه گردان رزمی مردانه و دو گردان پشتیبانی زنانه تشکیل می شد. خرداد 1366 که مصادف با ماه رمضان بود، اولین فتوای شرعی از جانب مسعود رجوی صادر شد که گفت “مجاهدین حین عملیات نیازی به روزه گرفتن ندارند” (درست 4 سال بعد در سلسله عملیات های مروارید که رجوی به کمک صدام حسین شتاف تا او را از ساقط شدن نجات دهد، همین فتوا دوباره مطرح شد و روزه گرفتن را موکول به زمستان بعد کرد). پیش از آن هم فتوای دیگری از رجوی ابلاغ شد مبنی بر اینکه “مجاهدین نباید نماز خود را به صورت شکسته بخوانند چون دارای مکان ثابتی نیستند و همه جای جهان، سرزمین مجاهدین به حساب می آید و تردد آنان به نقاط مختلف به عنوان مسافرت محسوب نمی شود”. این فتواها برای ما عجیب و در عین حال جالب می نمود چون برای اولین بار مسعود خود را در موضع یک “مجتهد و مرجع تقلید” قرار می داد و تا پیش از آن مجاهدین “سازمان مجاهدین” را به عنوان اولی الامر و مرجع تقلید خود به حساب می آوردند نه یک شخصیت خاص.
    عملیات نافرجام “فرمان مسعود”
    عملیات ذکر شده در منطقه تپه ماهوری لرستان و توسط گردان یکم قرارگاه حنیف که فرماندهی آنرا “علی خدایی صفت” برعهده داشت باید به انجام می رسید. محمد حیاتی نام عملیات را با این استدلال که رجوی فرمان آنرا صادر کرده، عملیات «فرمان مسعود» گذاشت و اعلام کرد که این کار باید به بهترین وجه به سرانجام برسد تا شایسته نام برادر (مسعود رجوی) باشد!. برای انجام عملیات 120 نفر نیروی رزمی و پشتیبان در طرح گنجانیده شده بود که می بایست با نفوذ به عمق 12 کیلومتری، یک پاسگاه مرزی ژاندارمری را مورد حمله قرار می دادند و بازمی گشتند. شناسایی ها انجام گرفته بود و طرح در دو شب به انجام می رسید: شب اول پیشروی به منطقه واسط و شب دوم خیز برای عملیات. اما اتفاق ناخواسته ای برای کلیه افراد رخ داد که عملاً عملیات را به توقف کشانید. گرمای 70 درجه منطقه بشدت خشک تپه ماهوری، کمبود آب و نبود سایه، حدود 80 نفر را دچار گرمازدگی شدید نمود. 10 ساعت دراز کشیدن زیر آفتاب مستقیم پیش از شروع یک عملیات، نشانگر ضعف طراحی دقیق عملیاتی و بها ندادن به نیروها از سر تعجیل برای اثبات سخن مسعود رجوی بود که نتیجه ای جز از دور خارج شدن اکثریت قریب به اتفاق نفرات نداشت. فرمانده صحنه (محمدرضا یوسف پور نوید) به همراه معاون اش (اکبر شمس لافوتی) هر دو دچار گرمازدگی شدید شدند و دیگر قادر به انجام فرماندهی عملیات نبودند. لذا در ساعت 5 عصر سعید هاشمی (شهرام) که مجرب ترین فرمانده دسته قرارگاه حنیف بود، از نفرات خواست که هرکس قادر به انجام عملیات است اعلام حضور کند که تنها کمتر از 20 نفر داوطلب شدند. اما ستاد فرماندهی (محمد حیاتی، علی خدایی صفت) انجام چنین عملیاتی را نپذیرفتند و همه افراد در نیمه راه با وضعیتی بشدت اسفبار و بسان لشگری تار و مار شده به پایگاه تاکتیکی واقع در ده کیلومتری مرز ایران بازگشتند.

    جمعبندی این شکست طی دو روز انجام گرفت و قرار بر این شد که عملیات به جای دوشب، در طی یک شب به انجام رسد که افراد در معرض گرمای شدید قرار نگیرند. اما اینکار نیز مشکلات خود را داشت که اولین آن حرکت با سرعت بسیار بالا، خستگی شدید در لحظه درگیری، تداخل با روشنایی روز و عدم تسلط بر مواضع پس از رسیدن به هدف بود. ساعت 5 عصر که خورشید مقداری گرما از دست داده بود کلیه نیروها با سرعت به سمت پایگاه هدف حرکت کردند. سرعت بسیار بالا، هوا گرم و آب بسیار کم بود. در مرحله پیشین چند قاطر آب اضافی و غذا حمل می کردند اما در این مرحله هرکس باید متکی به دو قمقمه آب خود می بود. برخی افراد تازه وارد و کم تجربه در همان ساعات اول پیشروی به خاطر تشنگی شدید آب خود را مصرف کردند که عملاً مشکلات زیادی برای آنان بوجود آمد. ساعت 4 صبح هوا رو به روشنایی بود که مجاهدین شروع به استقرار در محل از قبل تعیین شده برای عملیات کردند اما حادثه دیگری رخ داد که داستان را بکلی بهم ریخت.
    روشن شدن هوا و سر و صدای زیاد، نیروهای مستقر در پایگاه را هوشیار کرده بود و بناگاه صدای فریاد چند سرباز مستقر در پاسگاه مرزی سکوت سحر را شکست و همزمان صدای غرش شدید تیربارها و موج انفجار خمپاره ها در منطقه طنین انداز شد. این مسئله باعث بهم ریختگی اوضاع مجاهدین گردید که نتیجه آن چیزی جز از هم گسیختن شیرازه امور نبود. افراد شروع به عقب نشینی و گریز به سمت عقب کردند. اکثر نفرات که دارای سلاح سنگین تر بودند، برای سبک شدن و شتاب گرفتن در عقب نشینی، مهمات خود را یکی یکی روی زمین پرت می کردند و به سرعت خود می افزودند، کاری که بعداً مورد انتقاد قرار گرفت. در هر صورت سازماندهی بهم خورد و هرکس به هر طریقی که می توانست از درون شیارها و وادی ها خود را به مرز می رسانید. با چنین وضعیتی درهم آشفته و بهم ریخته، همگی به پاسگاه مرزی برگشتند و دقایقی بعد یک گروه کمین هم با لباسهایی خونین از راه رسید که مشخص شد یکی از نفرات بخاطر انفجار نارنجک های سرتفنگی کشته شده و دو نفر هم مجروح شده اند. همه بشدت غمزده و وارفته بودند. هیچکس تصور چنین وضعیتی نداشت. شکست سنگینی برای اعضای مجاهدین بود که روحیه آنان را بشدت تضعیف می کرد.
    عملیات “فرمان مسعود” با شکستی رقت بار، بدون هیچ نتیجه و با زیان قابل توجه به پایان رسیده بود.
    ساعاتی بعد همه بیهوش در گوشه ای از پاسگاه به خواب رفته بودند. بعد از استراحت به سمت قرارگاه حنیف بازگشتیم. بعکس عملیات پیشین، هیچ چهره ای خندان نبود اگرچه تلخندهایی را می شد از سر اجبار مشاهده کرد. تمامی نفرات قرارگاه با شنیدن این خبر گرفته و غمگین بودند. برای تسکین دادن به دیگر اعضای مجاهدین و بخصوص به زنان مجاهد که در صحنه حضور نداشتند، نشستی توجیهی در زمین صبحگاه قرارگاه برگزار شد و در آن فرماندهان به تشریح موقعیت پرداختند و از جمله فرمانده صحنه و معاون او (محمدرضا یوسف پور و اکبر لافوتی) از حماسه هایی که طی این عملیات آفریده شده بود و گرمای وحشتناکی که می بایست افراد تحمل می کردند سخنانی بر زبان آوردند. اما این سخنان نمی توانست آن غم پنهان را تسکین دهد. می بایست کاری مهمتر انجام می گرفت که از دست فرماندهی قرارگاه هم خارج بود.
    جنگ صد برابر، نوید عید فطر 1366
    عید فطر فرا رسید، خبر مهمی در قرارگاه پیچید و گفته شد همگی به زمین صبحگاه مقر برویم که مسعود و مریم رجوی به قرارگاه حنیف می آیند. برای ورود به محل همه می بایستی بازرسی بدنی می شدند. تقریباً همه افراد از این کار ناراحت بودند اما آنرا بروز نمی دادند و گاه برخی با طعنه می گفتند اشکالی ندارد برای دیدن برادر مسعود لخت هم بشویم ایرادی ندارد. دیدار مسعود و مریم رجوی و روبوسی کردن با تک تک نفرات، تنها چیزی بود که می توانست در آن شرایط دلگیر و غمزده به کمک مسئولین بیاید و نیروها را از یأس بیرون آورد و راه جدیدی بگشاید.

    مسعود با مردان، و مریم با زنان روبوسی کردند تقریباً اکثریت قریب به اتفاق نیروها برای اولین بار بود که مسعود و مریم را از نزدیک می دیدند. شهرام (سعید هاشمی) گریه می کرد و مسعود به او گفت “مرد چرا گریه می کنی؟” دختر دیگری از آنسو با دیدن مریم گریه کنان می گفت بوی بهار می شنوم!. تلاش مسعود و مریم همین بود که نفرات هرچه بیشتر احساساتی باشند تا بهتر بتواند برآنان اثر بگذارد… لحظاتی بعد به سالن غذاخوری که برای نشست آماده شده بود رفتیم. مسعود دومین نشست خود در عراق را برگزار می کرد. هیجان زیادی برای نفرات بود. سخن وی نوید جنگ صد برابر می داد و سوژه مهم این نشست کسی نبود جز “یحیی نظری آهنگر کلایی” (ملقب به کریم گرگان) معاون پیشین “علی خدایی صفت” که اولین عملیات قرارگاه با فرماندهی او به انجام رسیده بود. عملیاتی که اگرچه ناموفق نبود، اما وی نتوانست کنترل کافی بر عملیات داشته باشد و شایعه ترس او بین برخی افراد دهان به دهان می شد. به همین خاطر بلافاصله بعد از عملیات موسوم به “سرپل” که در تاریخ 28 اسفند 65 انجام شد، او را از سمت معاونت گردان اخراج و به یک عضو تیم تنزل دادند و از آن پس در بخش پشتیبانی بکار گمارده شد… حال در این نشست، وی رو در روی مسعود رجوی با حالتی سرافکنده از اینکه نتوانسته خوب عمل کند ابراز شرمندگی می کرد. وی در پاسخ به سوال مسعود رجوی که آیا برای “جنگ صد برابر” آماده است، با حالتی نه چندان محکم ابراز آمادگی کرد. با اینحال “یحیی نظری” تا یکسال بعد تنها در کارهای پشیبانی حضور داشت و اجازه داشتن نیرو به وی داده نمی شد. در خرداد 1367 با چند مدار پایین تر از گذشته، به عنوان فرمانده دسته رزمی در عملیات “چلچراغ” شرکت داده شد ولی بشدت زخمی و آرنج وی برای همیشه ناقص گردید. در این مأموریت، وی تحت فرماندهی کسی قرار گرفت که یکسال قبل زیر دست او به حساب می آمد، یعنی محمدرضا یوسف پور که در عملیات چلچراغ کشته شد.
    با اعلام ورود به “جنگ صد برابر”، مسعود رجوی انگیزه دوباره ای به نیروهای این قرارگاه بازگرداند تا خود را برای کارهای بعدی آماده کنند. یکماه بعد از این نشست، عملیات دیگری با فرماندهی “اکبر شمس لافوتی” انجام گرفت که 6 تن از مجاهدین در آن کشته و دهها نفر زخمی شدند. ناهماهنگی در این عملیات به حدی بود که سربازان عراقی هم به مجاهدین شلیک کردند و سه نفر از آنان هدف قرار گرفتند و بشدت زخمی شدند. یکسال بعد از این عملیات، اکبر لافوتی و سعید هاشمی به همراه دهها تن از فرماندهان همین قرارگاه کشته شدند. یحیی نظری نیز سالها بعد در حمله خمپاره ای به کمپ لیبرتی کشته شد در حالی که از جنگ صد برابر رجوی چیزی جز یک قرارگاه تخلیه شده و هزاران خودروی از دست داده شده و ارتشی بدون لباس و تجهیزات باقی نمانده بود. پایانی بر جنگ صد برابر!
    حامد صرافپور

    /////////////////////////////////////

     

    آرشیو موضوع : حامد صرافپور

    مریم رجوی مدعی شد: اجبار دینی و دین اجباری را رد می کنیم

    مریم رجوی مدعی شد: اجبار دینی و دین اجباری را رد می کنیم

    علت ورود امروز من به بحث پرچم، چیزی نیست جز بررسی سخنان اخیر مریم رجوی در آلبانی پیرامون “آزادی های فردی، اجبار دینی، دین اجباری” و مقایسه آن با احکام مندرج در آن کتاب تحمیلی، در جایی که به صراحت می گوید: (((دین یعنی آزادی. دین بیان آزادانه است؛ دین شنیدن و ارائه برهان و …

    حامد صرافپور: مردان در بیابان، زنان در کلاس های مسعود رجوی

    مریم رجوی مدعی شد: اجبار دینی و دین اجباری را رد می کنیم

    پس از برگشت به قرارگاه ها، مجدداً ترددات مرزی آغاز شد. همه شب تیمهای عملیاتی به مرزها می رفتند تا “معابر” جدیدی برای ورود به داخل ایران بیابند. مرزهای جنوب در این زمینه بسیار راحت تر از سایر مرزها بود و به همین خاطر بود که تیم های ترور اسدالله لاجوردی و سرهنگ شیرازی از قرارگاه های …

    حامد صرافپور: ترور خانواده ها توسط مریم رجوی، از حاج سیدجوادی تا اقبال

    حامد صرافپور: ترور خانواده ها توسط مریم رجوی، از حاج سیدجوادی تا اقبال

    اگر امروز مجاهدین به خود اجازه ترور شخصیتی نزدیک ترین وابستگان اعضای خود را می دهند، نشانگر تغییر رفتار آنان از اقدامات خشن به ترورهای نرم نیست. مریم رجوی معتاد خشونت است و چون بازوی نظامی خویش را از دست داده و امکان قتل زنجیره ای جداشدگان هم برایش فراهم نیست، بناچار خود را با ترورهای نرم مجازی سرگرم …

     

     

     

     

     

    مطالب مرتبط :

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

     بعد ار چند دقیقه تلویزیون را روشن کردند .(در حالی که همه در ابهام بودند )صحنه تا آنجایی بخاطردارم مسعود ومریم روی سن ایستاده بودند ومریم با آرم سازمان ومسعود با پوشه یا کاغذی در دست وبقیه فرماندهان در یک سالن روی صندلی نشسته بودند .که ناگهان مسعود شروع به خواندن متنی کرد که در دستش بود .موضوع این بود که طوری که سرکرده فرقه خواند از ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.