• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • حامد صرافپور: فتوا های شرعی مسعود رجوی برای اعضای مجاهدین

    فرمانده این مقر محمد حیاتی (عضو سابق دفتر سیاسی و از اعضای هیئت اجرائی جدید سازمان بعد از رسیدن مسعود رجوی به مقام رهبری عقیدتی) بود که از سه گردان رزمی مردانه و دو گردان پشتیبانی زنانه تشکیل می شد. خرداد 1366 که مصادف با ماه رمضان بود، اولین فتوای شرعی از جانب مسعود رجوی صادر شد که گفت “مجاهدین حین عملیات نیازی به روزه گرفتن ندارند” (درست 4 سال بعد در سلسله عملیات های مروارید که رجوی به کمک صدام حسین شتاف تا او را از ساقط شدن نجات دهد، همین فتوا دوباره مطرح شد و روزه گرفتن را موکول به زمستان بعد کرد). پیش از آن هم فتوای دیگری از رجوی ابلاغ شد مبنی بر اینکه “مجاهدین نباید نماز خود را به صورت شکسته بخوانند چون دارای مکان ثابتی نیستند و همه جای جهان، سرزمین مجاهدین به حساب می آید و تردد آنان به نقاط مختلف به عنوان مسافرت محسوب نمی شود”. این فتواها برای ما عجیب و در عین حال جالب می نمود چون برای اولین بار مسعود خود را در موضع یک “مجتهد و مرجع تقلید” قرار می داد و تا پیش از آن مجاهدین “سازمان مجاهدین” را به عنوان اولی الامر و مرجع تقلید خود به حساب می آوردند نه یک شخصیت خاص.

    شکست “فرمان مسعود” در “جنگ صد برابر”

    حامد صرافپور ـ 08.06.2019

    مسعود رجوی: حضور بیش از دوسال در عراق، خودسوزی سیاسی!
    آخرین روزهای رمضان 1366 یادآور 32 سال پیش در اولین تجربه شکست عملیاتهای مرزی مجاهدین خلق در منطقه لرستان است. مسعود رجوی که آن زمان یکسال از ورودش به خاک عراق می گذشت، در صدد بود تا با تمام توان حضور سودمند خود در این کشور را برای صدام حسین به نمایش بگذارد و از این طریق امتیازات بیشتری کسب نماید. طی این یکسال، مسئولین ستادهای مختلف مجاهدین خلق، از کمبود زمان برای حضور در خاک عراق توضیحاتی داده بودند و شخص مسعود صراحتاً به این موضوع اشاره داشت که به لحاظ سیاسی حضور در خاک عراق برای زمان طولانی میسر نیست و اگر مجاهدین در فرانسه توانستند 5 سال حضور داشته باشند در عراق بیش از دوسال امکان ماندن نیست و بعد از آن سوخت و سوز سیاسی را به دنبال خواهد داشت، و با توجه به این مسئله باید عملیات ها را هرچه بیشتر گسترش داد تا هرچه زودتر به عملیات سرنگونی برسیم. رادیو مجاهد نیز پس از مانور مجاهدین در سال 1364، گهگاه از سرنگونی جمهوری اسلامی تا پیش از سال 1367 می گفت و اعضا و هواداران مجاهدین در ذهن خود برای سرنگونی سریع برنامه ریزی کرده بودند. کمتر کسی بود که به بیش از سال 67 نظر دوخته باشد.

    فتاوای شرعی مسعود رجوی برای مجاهدین
    در چنین شرایطی، رجوی موفق شد چند قرارگاه مهم از صدام حسین تحویل بگیرد که در قدم اول شامل مقرهای “سردار – بدیع زادگان – اشرف” می شد که مدتی بعد “حنیف و سعید محسن” نیز به آن اضافه گردید. آموزشهای کلاسیک نظامی در ابعاد تازه ای آغاز و مجاهدین به جنگ افزار، تجهیزات پیشرفته و لباس فرم نظامی کره ای مجهز شده بودند. اواخر اسفند 1365 اولین عملیات نامنظم مجاهدین توسط قرارگاه حنیف، در مرز دهلران رقم خورد که بلافاصله مسعود رجوی در قرارگاه اشرف اولین نشست جمعی خود در عراق را برگزار کرد که به دومین عملیات تاکتیکی در منطقه کردستان از قرارگاه سردار انجامید. اما وی برای هر ستاد فرماندهی، تعهد یک عملیات در ماه گذاشته بود که با گذر زمان به 3 عملیات افزایش یافت. پس از اولین نشست عمومی رجوی، مجدداً عملیات در دستور کار قرارگاه حنیف قرار گرفت (منطقه مهران و دهلران جهت انجام عملیات به این قرارگاه سپرده شده بود). فرمانده این مقر محمد حیاتی (عضو سابق دفتر سیاسی و از اعضای هیئت اجرائی جدید سازمان بعد از رسیدن مسعود رجوی به مقام رهبری عقیدتی) بود که از سه گردان رزمی مردانه و دو گردان پشتیبانی زنانه تشکیل می شد. خرداد 1366 که مصادف با ماه رمضان بود، اولین فتوای شرعی از جانب مسعود رجوی صادر شد که گفت “مجاهدین حین عملیات نیازی به روزه گرفتن ندارند” (درست 4 سال بعد در سلسله عملیات های مروارید که رجوی به کمک صدام حسین شتاف تا او را از ساقط شدن نجات دهد، همین فتوا دوباره مطرح شد و روزه گرفتن را موکول به زمستان بعد کرد). پیش از آن هم فتوای دیگری از رجوی ابلاغ شد مبنی بر اینکه “مجاهدین نباید نماز خود را به صورت شکسته بخوانند چون دارای مکان ثابتی نیستند و همه جای جهان، سرزمین مجاهدین به حساب می آید و تردد آنان به نقاط مختلف به عنوان مسافرت محسوب نمی شود”. این فتواها برای ما عجیب و در عین حال جالب می نمود چون برای اولین بار مسعود خود را در موضع یک “مجتهد و مرجع تقلید” قرار می داد و تا پیش از آن مجاهدین “سازمان مجاهدین” را به عنوان اولی الامر و مرجع تقلید خود به حساب می آوردند نه یک شخصیت خاص.
    عملیات نافرجام “فرمان مسعود”
    عملیات ذکر شده در منطقه تپه ماهوری لرستان و توسط گردان یکم قرارگاه حنیف که فرماندهی آنرا “علی خدایی صفت” برعهده داشت باید به انجام می رسید. محمد حیاتی نام عملیات را با این استدلال که رجوی فرمان آنرا صادر کرده، عملیات «فرمان مسعود» گذاشت و اعلام کرد که این کار باید به بهترین وجه به سرانجام برسد تا شایسته نام برادر (مسعود رجوی) باشد!. برای انجام عملیات 120 نفر نیروی رزمی و پشتیبان در طرح گنجانیده شده بود که می بایست با نفوذ به عمق 12 کیلومتری، یک پاسگاه مرزی ژاندارمری را مورد حمله قرار می دادند و بازمی گشتند. شناسایی ها انجام گرفته بود و طرح در دو شب به انجام می رسید: شب اول پیشروی به منطقه واسط و شب دوم خیز برای عملیات. اما اتفاق ناخواسته ای برای کلیه افراد رخ داد که عملاً عملیات را به توقف کشانید. گرمای 70 درجه منطقه بشدت خشک تپه ماهوری، کمبود آب و نبود سایه، حدود 80 نفر را دچار گرمازدگی شدید نمود. 10 ساعت دراز کشیدن زیر آفتاب مستقیم پیش از شروع یک عملیات، نشانگر ضعف طراحی دقیق عملیاتی و بها ندادن به نیروها از سر تعجیل برای اثبات سخن مسعود رجوی بود که نتیجه ای جز از دور خارج شدن اکثریت قریب به اتفاق نفرات نداشت. فرمانده صحنه (محمدرضا یوسف پور نوید) به همراه معاون اش (اکبر شمس لافوتی) هر دو دچار گرمازدگی شدید شدند و دیگر قادر به انجام فرماندهی عملیات نبودند. لذا در ساعت 5 عصر سعید هاشمی (شهرام) که مجرب ترین فرمانده دسته قرارگاه حنیف بود، از نفرات خواست که هرکس قادر به انجام عملیات است اعلام حضور کند که تنها کمتر از 20 نفر داوطلب شدند. اما ستاد فرماندهی (محمد حیاتی، علی خدایی صفت) انجام چنین عملیاتی را نپذیرفتند و همه افراد در نیمه راه با وضعیتی بشدت اسفبار و بسان لشگری تار و مار شده به پایگاه تاکتیکی واقع در ده کیلومتری مرز ایران بازگشتند.

    جمعبندی این شکست طی دو روز انجام گرفت و قرار بر این شد که عملیات به جای دوشب، در طی یک شب به انجام رسد که افراد در معرض گرمای شدید قرار نگیرند. اما اینکار نیز مشکلات خود را داشت که اولین آن حرکت با سرعت بسیار بالا، خستگی شدید در لحظه درگیری، تداخل با روشنایی روز و عدم تسلط بر مواضع پس از رسیدن به هدف بود. ساعت 5 عصر که خورشید مقداری گرما از دست داده بود کلیه نیروها با سرعت به سمت پایگاه هدف حرکت کردند. سرعت بسیار بالا، هوا گرم و آب بسیار کم بود. در مرحله پیشین چند قاطر آب اضافی و غذا حمل می کردند اما در این مرحله هرکس باید متکی به دو قمقمه آب خود می بود. برخی افراد تازه وارد و کم تجربه در همان ساعات اول پیشروی به خاطر تشنگی شدید آب خود را مصرف کردند که عملاً مشکلات زیادی برای آنان بوجود آمد. ساعت 4 صبح هوا رو به روشنایی بود که مجاهدین شروع به استقرار در محل از قبل تعیین شده برای عملیات کردند اما حادثه دیگری رخ داد که داستان را بکلی بهم ریخت.
    روشن شدن هوا و سر و صدای زیاد، نیروهای مستقر در پایگاه را هوشیار کرده بود و بناگاه صدای فریاد چند سرباز مستقر در پاسگاه مرزی سکوت سحر را شکست و همزمان صدای غرش شدید تیربارها و موج انفجار خمپاره ها در منطقه طنین انداز شد. این مسئله باعث بهم ریختگی اوضاع مجاهدین گردید که نتیجه آن چیزی جز از هم گسیختن شیرازه امور نبود. افراد شروع به عقب نشینی و گریز به سمت عقب کردند. اکثر نفرات که دارای سلاح سنگین تر بودند، برای سبک شدن و شتاب گرفتن در عقب نشینی، مهمات خود را یکی یکی روی زمین پرت می کردند و به سرعت خود می افزودند، کاری که بعداً مورد انتقاد قرار گرفت. در هر صورت سازماندهی بهم خورد و هرکس به هر طریقی که می توانست از درون شیارها و وادی ها خود را به مرز می رسانید. با چنین وضعیتی درهم آشفته و بهم ریخته، همگی به پاسگاه مرزی برگشتند و دقایقی بعد یک گروه کمین هم با لباسهایی خونین از راه رسید که مشخص شد یکی از نفرات بخاطر انفجار نارنجک های سرتفنگی کشته شده و دو نفر هم مجروح شده اند. همه بشدت غمزده و وارفته بودند. هیچکس تصور چنین وضعیتی نداشت. شکست سنگینی برای اعضای مجاهدین بود که روحیه آنان را بشدت تضعیف می کرد.
    عملیات “فرمان مسعود” با شکستی رقت بار، بدون هیچ نتیجه و با زیان قابل توجه به پایان رسیده بود.
    ساعاتی بعد همه بیهوش در گوشه ای از پاسگاه به خواب رفته بودند. بعد از استراحت به سمت قرارگاه حنیف بازگشتیم. بعکس عملیات پیشین، هیچ چهره ای خندان نبود اگرچه تلخندهایی را می شد از سر اجبار مشاهده کرد. تمامی نفرات قرارگاه با شنیدن این خبر گرفته و غمگین بودند. برای تسکین دادن به دیگر اعضای مجاهدین و بخصوص به زنان مجاهد که در صحنه حضور نداشتند، نشستی توجیهی در زمین صبحگاه قرارگاه برگزار شد و در آن فرماندهان به تشریح موقعیت پرداختند و از جمله فرمانده صحنه و معاون او (محمدرضا یوسف پور و اکبر لافوتی) از حماسه هایی که طی این عملیات آفریده شده بود و گرمای وحشتناکی که می بایست افراد تحمل می کردند سخنانی بر زبان آوردند. اما این سخنان نمی توانست آن غم پنهان را تسکین دهد. می بایست کاری مهمتر انجام می گرفت که از دست فرماندهی قرارگاه هم خارج بود.
    جنگ صد برابر، نوید عید فطر 1366
    عید فطر فرا رسید، خبر مهمی در قرارگاه پیچید و گفته شد همگی به زمین صبحگاه مقر برویم که مسعود و مریم رجوی به قرارگاه حنیف می آیند. برای ورود به محل همه می بایستی بازرسی بدنی می شدند. تقریباً همه افراد از این کار ناراحت بودند اما آنرا بروز نمی دادند و گاه برخی با طعنه می گفتند اشکالی ندارد برای دیدن برادر مسعود لخت هم بشویم ایرادی ندارد. دیدار مسعود و مریم رجوی و روبوسی کردن با تک تک نفرات، تنها چیزی بود که می توانست در آن شرایط دلگیر و غمزده به کمک مسئولین بیاید و نیروها را از یأس بیرون آورد و راه جدیدی بگشاید.

    مسعود با مردان، و مریم با زنان روبوسی کردند تقریباً اکثریت قریب به اتفاق نیروها برای اولین بار بود که مسعود و مریم را از نزدیک می دیدند. شهرام (سعید هاشمی) گریه می کرد و مسعود به او گفت “مرد چرا گریه می کنی؟” دختر دیگری از آنسو با دیدن مریم گریه کنان می گفت بوی بهار می شنوم!. تلاش مسعود و مریم همین بود که نفرات هرچه بیشتر احساساتی باشند تا بهتر بتواند برآنان اثر بگذارد… لحظاتی بعد به سالن غذاخوری که برای نشست آماده شده بود رفتیم. مسعود دومین نشست خود در عراق را برگزار می کرد. هیجان زیادی برای نفرات بود. سخن وی نوید جنگ صد برابر می داد و سوژه مهم این نشست کسی نبود جز “یحیی نظری آهنگر کلایی” (ملقب به کریم گرگان) معاون پیشین “علی خدایی صفت” که اولین عملیات قرارگاه با فرماندهی او به انجام رسیده بود. عملیاتی که اگرچه ناموفق نبود، اما وی نتوانست کنترل کافی بر عملیات داشته باشد و شایعه ترس او بین برخی افراد دهان به دهان می شد. به همین خاطر بلافاصله بعد از عملیات موسوم به “سرپل” که در تاریخ 28 اسفند 65 انجام شد، او را از سمت معاونت گردان اخراج و به یک عضو تیم تنزل دادند و از آن پس در بخش پشتیبانی بکار گمارده شد… حال در این نشست، وی رو در روی مسعود رجوی با حالتی سرافکنده از اینکه نتوانسته خوب عمل کند ابراز شرمندگی می کرد. وی در پاسخ به سوال مسعود رجوی که آیا برای “جنگ صد برابر” آماده است، با حالتی نه چندان محکم ابراز آمادگی کرد. با اینحال “یحیی نظری” تا یکسال بعد تنها در کارهای پشیبانی حضور داشت و اجازه داشتن نیرو به وی داده نمی شد. در خرداد 1367 با چند مدار پایین تر از گذشته، به عنوان فرمانده دسته رزمی در عملیات “چلچراغ” شرکت داده شد ولی بشدت زخمی و آرنج وی برای همیشه ناقص گردید. در این مأموریت، وی تحت فرماندهی کسی قرار گرفت که یکسال قبل زیر دست او به حساب می آمد، یعنی محمدرضا یوسف پور که در عملیات چلچراغ کشته شد.
    با اعلام ورود به “جنگ صد برابر”، مسعود رجوی انگیزه دوباره ای به نیروهای این قرارگاه بازگرداند تا خود را برای کارهای بعدی آماده کنند. یکماه بعد از این نشست، عملیات دیگری با فرماندهی “اکبر شمس لافوتی” انجام گرفت که 6 تن از مجاهدین در آن کشته و دهها نفر زخمی شدند. ناهماهنگی در این عملیات به حدی بود که سربازان عراقی هم به مجاهدین شلیک کردند و سه نفر از آنان هدف قرار گرفتند و بشدت زخمی شدند. یکسال بعد از این عملیات، اکبر لافوتی و سعید هاشمی به همراه دهها تن از فرماندهان همین قرارگاه کشته شدند. یحیی نظری نیز سالها بعد در حمله خمپاره ای به کمپ لیبرتی کشته شد در حالی که از جنگ صد برابر رجوی چیزی جز یک قرارگاه تخلیه شده و هزاران خودروی از دست داده شده و ارتشی بدون لباس و تجهیزات باقی نمانده بود. پایانی بر جنگ صد برابر!
    حامد صرافپور

    /////////////////////////////////////

     

    آرشیو موضوع : حامد صرافپور

    مریم رجوی مدعی شد: اجبار دینی و دین اجباری را رد می کنیم

    مریم رجوی مدعی شد: اجبار دینی و دین اجباری را رد می کنیم

    علت ورود امروز من به بحث پرچم، چیزی نیست جز بررسی سخنان اخیر مریم رجوی در آلبانی پیرامون “آزادی های فردی، اجبار دینی، دین اجباری” و مقایسه آن با احکام مندرج در آن کتاب تحمیلی، در جایی که به صراحت می گوید: (((دین یعنی آزادی. دین بیان آزادانه است؛ دین شنیدن و ارائه برهان و …

    حامد صرافپور: مردان در بیابان، زنان در کلاس های مسعود رجوی

    مریم رجوی مدعی شد: اجبار دینی و دین اجباری را رد می کنیم

    پس از برگشت به قرارگاه ها، مجدداً ترددات مرزی آغاز شد. همه شب تیمهای عملیاتی به مرزها می رفتند تا “معابر” جدیدی برای ورود به داخل ایران بیابند. مرزهای جنوب در این زمینه بسیار راحت تر از سایر مرزها بود و به همین خاطر بود که تیم های ترور اسدالله لاجوردی و سرهنگ شیرازی از قرارگاه های …

    حامد صرافپور: ترور خانواده ها توسط مریم رجوی، از حاج سیدجوادی تا اقبال

    حامد صرافپور: ترور خانواده ها توسط مریم رجوی، از حاج سیدجوادی تا اقبال

    اگر امروز مجاهدین به خود اجازه ترور شخصیتی نزدیک ترین وابستگان اعضای خود را می دهند، نشانگر تغییر رفتار آنان از اقدامات خشن به ترورهای نرم نیست. مریم رجوی معتاد خشونت است و چون بازوی نظامی خویش را از دست داده و امکان قتل زنجیره ای جداشدگان هم برایش فراهم نیست، بناچار خود را با ترورهای نرم مجازی سرگرم …

     

     

     

     

     

    مطالب مرتبط :

    میش مست: بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است ـ قسمت ۴

    به هر صورت فرمانده من روز وساعت تماس را به من ابلاغ کرد من که سرازپا نمی شناختم ازخوشحالی تشکرکردم و منتظر زمان تماس ماندم ساعت دو نیم بعدازظهر زمان برقراری تماس من با خانواده ام بود . نیم ساعت زودتر ازآسایشگاه زدم بیرون راستش آن روز ظهر اصلا نتوانستم استراحت کنم. ذهنم به شدت درگیر بود و اساسی تحت فشار بودم با خودم مستمر فکرمیکردم که چگونه ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    ورود به آلبانی، پایان رویای مسعود برای پرواز دادن سیمرغ رهایی (مریم قجر) از شانه های ارتش آزادیبخش ملی (و ارتش آمریکا) برفراز تهران، و آغاز خیال پردازی زوج رجوی برای تشکیل “هزار اشرف و گردان های رزمی” مجاهد در داخل ایران بود، به این معنا که ارتش آزادیبخش ملی در مسیر تکامل به پایان حیات خود رسیده و از این پس جوانان در داخل ایران گردان های رزمی را تأسیس ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    اما  میان در سران فرقه تروریستی رجوی از آنجایی که همیشه برای آماده موج سواری و سواستفاده از حرکات اعتراضی مردم هستند اینبار هم همگام با بقایای خاندان پهلوی و ارباب شان آمریکا و متحدین منطقه ای اش نظیر اسرائیل و شیوخ مرتجع عربستان سعودی وارد میدان شده و سعی می کنند مردمی که برای خواسته های معیشتی  دست به تظاهرات آرام زده اند را تشویق به ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    در این پیام اما بر سیاق قبل، مسعود رجوی خیالی مثال همیشه از تناقض گویی آغاز می کند و از شهر شیراز مرکز جنگ و گریز و انقلاب نوین، یاد می کند و حافظ شیرازی را نیز خشونت طلب می داند و آنچنان روده درازی می کند که به کوروش کبیر نیز می رسد و نان ملی گرایی را در کاسه خود قرار می دهد و خود ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    اما رجوی که شهامت اعتراف به اشتباه را نداشت و از طرفی می ترسید که سر این قضیه که باز شود دیگر نمی تواند مثل شاهان عمل و این سازمان و اعضا رااین چنین در چنگ داشته باشد دست به یک شامورتی بازی که در اجرای آن استاد بود زد. باید مریم را در راس امور داشته باشد تا بوسیله او اهداف شومش را به کرسی بنشاند ولی ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

      این بار خودتان خواستید وجای گله ندارد: هزاران جدا شده، اعضای خانواده ها ، گزارش های نهادهای حقوق بشری و ... درستی این اتهامات را قبول دارند واصلا احتیاج به غور وبررسی بیشتر نیست؟!  آیا طلاق ها که غیر ازمسعود ومریم شامل همه شد، اختیاری بود واگر بود وخوب بود، چرا شامل این دو خونریز وشیاد نشد؟  آیا هرکس ازاعضای شما خواست که مثلا درحد یک زندانی جانی با خانواده اش ملاقات کند، چنین امکانی باو داده میشود؟  چرابه نهادهای قانونی بین المللی ویا حتی حقوق دانان ایرانی جزو اپوزیسیون و ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    منصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و چهارم نوامبر 2019:… بعضی هایشان شفاف میگویند هدفشان ویران کردن زیرساخت های ایران و تکه پاره کردن آن است و بعضی هایشان نیز که کمی خجالتی هستند آنرا به زبان دیگری بیان میکنند. اگر بخواهیم راجع به تک به تک اینها جویا شویم سر از سرویس های عبری عربی وامریکائی در خواهیم آورد که امروزه آبشخور همه این وحوش است. تخم ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    دست یکی از بستگانم را با میل گرد شکستید و آن نفر هم عینک طرف مقابل را از چشمش برداشته وبه عنوان سند هنوز در اختیار دارد و در هر دادگاه میتواند این را اثبات کند. زنی که توان مقابله ازخود را ندارد شما با چماقدارانتان این کار غیر انسانی را انجام دادید . مطالب گفتنی زیادی دارم که شاید به صدها کتاب برسد و خواستم فقط ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    در زمانی که درنوک پیکان گزافه گویی قرار داری و تمجید وتحسین را درحد زشت ترین شکل آن بکار برده ای، نفی این کار چیزهایی را ثابت میکند: 1-  مثلا تو مریم را درسطح اولیاء ا... دانسته وفکر میکنی هر تعریف وتمجیدی ازآنها ثواب دارد وقباحتی درکار نیست! 2- درحالی که با آن سن وسال ات ، معنی گزافه گویی وستایش را باید خوب بفهمی ، میخواهی ثابت ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

     بعد از آن تاریخ صدام حساب خاصی روی رجوی باز کرد و حتی بیشتر از نیروهای خودش به رجوی اعتماد داشت چون چند طرح کودتا را از ارتش کشف و خنثی کرده بود و این اعتماد بیش از حد بود که به رجوی دست باز برای دستگیری و شکنجه صد ها تن از اعضای ناراضی به بهانه چک امنیتی یا رفع ابهام پیدا کرد. تبدیل اشرف به ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -