• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • محمد نژاد:شجاعت خانم فرشته هدایتی کینه به دل رهبری فرقه مجاهدین انداخت

    گناه بعدی ایشان چیست؟ وی گوشه کوچکی از حقایق درون تشکیلات را که خود شاهد زنده آن می باشد افشا کرده است که در واقع گوشه کوچکی از آنچه رجوی در عراق و زمان صدام حسین بر سر زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک آوردمی باشد. اما هدف رجوی از این کار چه بود. زنی که باروری ندارد هیچ امیدی به زندگی نمی تواند داشته باشد ومجبور میشود تا هنگام مرگ در تشکیلات بماند.دیگر تدابیر رجوی برای خراب کردن پل پست سر زنان همینطور عدم اجازه به زنان برای آراستن چهره خود که برای هر زنی معمولی می باشدوجداسازی جنسیتی غیر قابل تصور همچنین لباسهایی که اصلا هیچ شباهتی با لباس زنانه نداشت علت آن از جذابیت انداختن زنان بود چون وقتی که متوجه می شدند که چهره آنان برای همقطاران مردشان جذابیت دارد باز امید به زندگی در آنان جوانه میزدهمینطور کار کردن طاقت فرسا در گرمای بالای پنجاه درجه عراق در زیر آفتاب سوزان که دمای هوا بالای شصت درجه هم میرسید. این کار دررابطه با مردان البته با شکل های دیگر صورت می گرفت. از جمله آنان بیگاری کشی از مردان تا حد فراسوی طاقت انسان که حتی در منطق برده داری هم قابل فهم نیست چون برده دار هم برده هایش را سالم می خواهد اما چرا رجوی عمد داشت که افراد را زیر فشار کارهای سخت فیزیکی خرد وناتوان سازد؟ شاید خیلی ها در لیبرتی پروژه زمین فوتبال را به خاطر دارند که حتی دل عراقی ها وکارمندان سازمان ملل را هم به درد آورد وگفتند کار را متوقف کنید تا لودر تهیه کنیم. این حد از کارکشیدن برای آن بود که ذهن افراد به زن وزندگی نیفتد این درست بود اما هدف بزرگتری هم داشت وآن هم با بیمار ساختن نفرات پل پشت سر آنان را خراب کنند ومجبورشان کنند تا هنگام مرگ در تشکیلات بمانند. امروزه به هرکدام از مردان مجاهد که بگویی چرا بیرون نمی روی می گوید من با این همه بیماری کجا می توانم بروم مجبورم بمانم.

    شجاعت و افشاگری خانم فرشته هدایتی کینه به دل رهبری فرقه انداخت

    حمیرا محمد نژاد، زنان ایران ـ 19.07.2019

    کینه مریم رجوی از فرشته هدایتی بخاطر افشای کسر رهاییزنان، افشاگران جنایت ها و خیانت های مریم و مسعود رجوی!

    شجاعت و افشاگری خانم فرشته هدایتی کینه به دل رهبری فرقه انداخت

    خانم حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، آلمان 19.07.2019

    اخیرا فرقه رجوی تاب تحمل نیاورد و در سایت ایران افشاگر به خانم فرشته هدایتی حمله وسعی درتخریب شخصیت وی کرد.

    حمیرا محمد نژاد، آلمان

    خانم فرشته هدایتی حدود پنچ سال پیش از تشکیلات سازمان مجاهدین خارج شد تا زندگی نوینی برای خود انتخاب کند. این حق طبیعی هر انسان است که البته مسعود ر جوی ومریم عضدانلو هیچ اعتقادی به آن ندارند بلکه آنها خودشان را صاحب خون ونفس هر کسی که پا در تشکیلات بگذارد می دانند. این شاید برای خیلی ها باور نکردنی باشد اما هر کسی که به این باور ندارد می توان از هر جدا شده ای بپرسد کسر رهایی یا امضای خون ونفس چه معنی دارد.

    رجوی همیشه می گفت خونتان مال من ونفستان مال مریم هست پس تا اینجا می توان فهمید که اعضای مجاهدین همگی مال  آنها هستند آن هم مال قابل تقسیم که بین مسعودرجوی ومریم عضدانلو تقسیم شده اند. پس اولین گناه خانم هدایتی این هست که ایشان تصمیم گرفته انسان وصاحب اراده باشد ونه مال این وآن.

    گناه بعدی ایشان چیست؟

    وی گوشه کوچکی از حقایق درون تشکیلات را که خود شاهد زنده آن می باشد افشا کرده است که در واقع گوشه کوچکی از آنچه رجوی در عراق و زمان صدام حسین بر سر زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک آوردمی باشد. اما هدف رجوی از این کار چه بود.

    زنی که باروری ندارد هیچ امیدی به زندگی نمی تواند داشته باشد ومجبور میشود تا هنگام مرگ در تشکیلات بماند.دیگر تدابیر رجوی برای خراب کردن پل پست سر زنان همینطور عدم اجازه به زنان برای آراستن چهره خود که برای هر زنی معمولی می باشدوجداسازی جنسیتی غیر قابل تصور همچنین لباسهایی که اصلا هیچ شباهتی با لباس زنانه نداشت علت آن از جذابیت انداختن زنان بود چون وقتی که متوجه می شدند که چهره آنان برای همقطاران مردشان جذابیت دارد باز امید به زندگی در آنان جوانه میزدهمینطور کار کردن طاقت فرسا در گرمای بالای پنجاه درجه عراق در زیر آفتاب سوزان که دمای هوا بالای شصت درجه هم میرسید.

    این کار دررابطه با مردان البته با شکل های دیگر صورت می گرفت. از جمله آنان بیگاری کشی از مردان تا حد فراسوی طاقت انسان که حتی در منطق برده داری هم قابل فهم نیست چون برده دار هم برده هایش را سالم می خواهد اما چرا رجوی عمد داشت که افراد را زیر فشار کارهای سخت فیزیکی خرد وناتوان سازد؟ شاید خیلی ها در لیبرتی پروژه زمین فوتبال را به خاطر دارند که حتی دل عراقی ها وکارمندان سازمان ملل را هم به درد آورد وگفتند کار را متوقف کنید تا لودر تهیه کنیم.

    این حد از کارکشیدن برای آن بود که ذهن افراد به زن وزندگی نیفتد این درست بود اما هدف بزرگتری هم داشت وآن هم با بیمار ساختن نفرات پل پشت سر آنان را خراب کنند ومجبورشان کنند تا هنگام مرگ در تشکیلات بمانند. امروزه به هرکدام از مردان مجاهد که بگویی چرا بیرون نمی روی می گوید من با این همه بیماری کجا می توانم بروم مجبورم بمانم.

    گزارش های متعددی از وضعیت زنان در تشکیلات رجوی به ما میرسد که بسیاری از آنان قابل بازگو کردن نیست و قربانیان این گونه اعمال هم به دلیل سنت های اجتماعی وخانوادگی مایل به بازگوکردن آن نیستند وبیان آنها شجاعتی مافوق انسانی طلب میکند.

    اولین بار بود که خانم بتول سلطانی رقص رهایی وحرمسرای مسعود رجوی را افشا کرد. وپخش روایت رقص رهایی آن موقع از بلندگو های اطراف اشرف شوکی به تشکیلات وارد کرد که سابقه نداشت. هر چه هم سازمان با نصب چند برابر بلندگو در گوشه کنار اشرف سعی در خفه کردن این صدا داشت افاده نکرد وبیسیاری نقاط کور صوتی در اشرف وجود داشت که صدای بخوبی قابل شنیدن بود.

    افشای جلسات رقص رهایی از آن جهت برای نفرات داخل تشکیلات تکان دهنده بود که آنها به یاد می آوردند که هر از مدتی یک پروسه همه خواهران مسئول را به نشست های چند ماهه می بردند واداره امور با به برادران ارشد که به نام اف قرارگاه شناخته میشدند می سپردندوبعد یک پروسه که خواهران از نشست ها برمی گشتند کاملا رفتار آنها به دلیل هم خوابگی با مسعود عوض شده بود وبدینگونه راز آن نشست های چند ماهه توسط خانم سلطانی برملا شدوخشم رجوی را برانگیخت.

    کسانی که در نشست های نوشتاری وصوتی رجوی در اشرف بودند به یاد دارند که رجوی چه کینه ای از خانم سلطانی به دل گرفته بود وبا نشان دادن چند عکس از ایشان سعی در تخریب شخصیت وی داشت وبا چه عبارات سخیفی که شایسته خودش ومریمش بود از خانم سلطانی نام می برد.

    جالب اینجا بود که با نشان دادن عکس هایی که ازصفحه فیس بوک خانم سلطانی برداشته بود برای افراد بی خبر اشرف قدرت نمایی میکرد واعضا هم در عجب ار قدرت اطلاعاتی سازمان که چگونه به عکس ها واطلاعات شخصی جداشدگان دسترسی دارد

    چون نفرات داخل تشکیلات از وجود یک شبکه اجتماعی به نام فیس بوک اصلا اطلاعی نداشتند.

    پس این شدت کینه توزی هیستریک مسعود ومریم موضوع جدیدی نیست. این بار امااین بار هم یک خانم شجاع دیگر پا به میدان گذاشته وگوشه ای ظلمی که رجوی تحت نام انقلاب ایدئولوژیک بر زنان روا داشت را بیان کرد. این دومین گناه خانم هدایتی ست که راز مگوی اشرف را افشا کرده است.

    مگر نوشتن خاطرات جرم است که کسی حق ندارد از گذشته خودش بگوید؟ خانم هدایتی از حدود چهار سال پیش شروع به افشای ماهیت رجوی کرد ودر این مدت مریم عضدانلو با تهدید وتطمیع سعی در خاموش کردن او داشت که خانم هدایتی با شجاعت در مقابل آنها ایستاد.ودر نهایت هم بعد از مصاحبه فرشته با خبرنگار نروژی دیگر مریم عضدانلو تاب نیاورد چرا که تفاوت این افشاگری با افشاگری حرمسرای رجوی در این بود که خود خانم هدایتی گواه غیر قابل انکار این جنایت بود ودستگاه شیطان سازی عضدانلو هرآنچه در توان داشت برای تخریب چهره خانم هدایتی بکار گرفت.

     از انتشار سندهای پزشکی که محرمانه ترین اطلاعات شخصی افراد بشمار میرود ودر در کشورهای قانونمدار جرم محسوب میشود تا انتشار چند سند بی ارزش مثل اعلام بریدگی واخراج ودرخواست عضویت. همه اعضای سازمان میداندد که رجوی در نشست های مختلف بعد از پایان نشست برگه توزیع میکرد ومیگفت با شاخص بحث های جدید هرکس درخواست عضویت در سازمان جدید بدهد وهمه از بالاترین اعضا ومسئولین وحتی خودش هم درخواست مجدد عضویت می نوشت همگان به یاد دارند که هر از چندگاهی رجوی با چمدانهای پر از برگه های گزارش ومنجمله درخواست عضویت به روی سن می آمد میگفت برای خلق قهرمان نگه داشتم.

     البته خلق قهرمان با او وهمچنین او هم با خلق قهرمان سالهای نوری بیگانه است. همه افرادی هم که از عراق به آلبانی آمدند اول یک نامه بریدگی باید می نوشتند که البته باعث به هم ریختن بسیاری از نفرات شده بود.اما باصطلاح اسناد دیگر برگه های دریافت مستمری هزینه زندگی که تشکیلات رجوی افشا کرده چیست؟ در ابتدای پروژه باز اسکان ساکنان اشرف خود سازمان مجاهدین به سازمان ملل متعهد شد که هزینه زندگی نفرات را خودش بر عهده میگیرد پی جرم خانم هدایتی در این میان چه بوده؟ اینکه از سازمان ماهیانه مبلغی پول ناچیز دریافت کرده؟

     باانتشار برگه های دریافت مالی روشن شد که هدف سازمان از این کار چه بود این که حربه مالی را اهرم فشاری بر سر جداشدگان کند پس این امضاها ونوشته ها وووو هیچ کدام ارزشی ندارند وچیزی از خانم هدایتی کم نمی کند که هیج بلکه ماهیت مریم عضدانلو رابیش از بیش آشکار کرد.اگر تنها به رفتار های مریم عضدانلو در اخرین جلسات وی در آلبانی موسوم به اشرف سوم تحت عنوان”کنفرانس بین المللی؟؟؟ً!!!!” بدون حضور حتی یک مقام رسمی معتبر می توان ربط آن را با ترور شخصیتی خانم هدایت بخوبی پیدا کرد.

    از تشکیل دالانی از نفرات پرچم بدست با ادای احترام تا بازدید از نماد ها وبخط شدن مسئولین سازمان وسان دیدن مریم هنگام ورود به نمایشگاه عکس ولباس های رنگارنگ مریم عضدانلو آیا می توان باور کرد که آرمان این خانم جامعه بی طبقه توحیدیست؟ آیا می توان فهمید که این خانم تحمل یک انتقاد از کسی را که سی و اندی سال عضو تشکیلات وی بوده را دارا می باشد؟

    در مقاله اشاره ای به برگزاری جلسات جدید سازمان در کشور آلبانی در محل موسوم به اشرف سوم بد نیست چند سطری به این جلسات بپردازیم.

    اخیرا سازمان مجاهدین با دعوت از نفراتی که هرساله در گردهم آیی فرانسه شرکت می کردند اقدام به برگزاری سلسله جلساتی کرد که آن را کنگره بین المللی نام نهاده است از نامگذازی بین المللی که بی شباهت به نام رئیس بی جمهور وارتش بی سلاح نیست تا محتوای آن هر کدام ورشکستگی وتهی بودن سازمان وتشکیلات را به نمایش گذاشت
    اولا هدف این کنفرانس معرفی اشرف سه در اینجاصحبت از یک سازمان سیاسیست که ادعای آلترناتیو بودن وارتش داردوپنچاه وچهارسال پیش تاسیس شده ونه افتتاح یک سوپرمارکت یا مرکز خرید معمولا یک سازمان سیاسی با این ادعا خودش را به یک عملیات بزرگ معرفی یا تثبیت میکند مانند سازمان فتح فلسطین کا با نبرد معروف کرامه خودش را تثبیت کرد یا سازمان چریک های فدایی با عملیات سیاهکل وسازمان مجاهدین که قصد داشت دکل های برق رسانی به جشن های شاه در سال پنچاه را منفجر کند که البته ناکام ماند.
    از تقلید کردن وشبیه سازی کودکانه تشریفات کشورها از سیاستمدران رسمییت که تنها برای رئیس جمهور یا نخست وزیرها صورت میگیرد.

    در حالیکه قدرتمند ترین سیاستمدران اروپایی با دوچرخه به محل کار می روند یا با لباس های ساده مثل یک شهروند خرید های روزانه خودشان انجام می دهند خانم مریم در هر مناسبت یک رنگ لباس آنهم گرانقیمت ترین آن را به تن دارد. حتما به یاد دارید که خبرنگاری با مشاهده خانم مرکل در فروشگاه از ایشان پرسید که “چند سال پیش هم همین لباس را به تن داشتید” جواب داد که”من یک سیاستمدار هستم نه یک مانکن”

    رفتار های خود مریم عضدانلو که در بالا اشاره ای به آن شد در محترمانه ترین شکل آن عقده ها وحسرت های ایشان برای قدرت را به نمایش میگذارد چون آنچه را که در محتوا ندارد میخواهد با فرم و زرق وبرق پر کند.

    اما گوشه دیگر سخن های سخنرانان از خود مریم تا میهمانان را دقت کنید

    که برای هر دقیقه دو تا پنچ هزار دلار تنها پول دستی دریافت کرده اند:

    مردم ایران باید آزاد شوند….
    رژیم ملایان باید برود…
    مقاومت ایران باید به رسمیت شناخته شود…
    خانم رجوی باید رئیس جمهور ایران بشود…
    باید بشود…
    اما هیچ کدام نمی گویند باید چکار کرد

    وجه دیگری از این گردهمایی که بخوبی نمایانگر ازکار افتادگی سازمان بود

    برپایی نمادهای گذشته در اشرف عراق می باشد که همگی از ورودی تا دو شیر جلوی درب تا حتی نام گذاری اشرف همه وهمه پیام ناتوانی وعجز سازمان مجاهدین ومریم می داد
    چرا سازمان مجاهدین اینقدر به گذشته خود چسبیده وهیچ نماد وسمبل جدیدی ندارد؟ پس بی جهت نیست که می گوییم سازمان مجاهدین دیگر به انتها رسیده است. اندک هوادار را یک روز در بلژیک روز دیگر در برلین وبعد از آن در آلبانی وچند روز دیگر هم به سوئد این طرف وآن طرف میکشد.

    حمیرا محمد نژاد، آلمان، 18.07.2019

    لینک به منبع

    ————————————————

    ————–

    مطالب مرتبط :

    بی دقتی و یاخود زنی بعضی از رسانه های هویت طلب آذربایجانی

    مثلا ما ازگذشته های دور سراغ داریم که ناسیونالیست های آذربایجانی، سازمان مجاهدین خلق ایران را یکی از دشمنان زبان آذربایجانی دانسته وهمواره برحفظ فاصله با این جریان شووینیستی تاکید میکرد. این جریانات آذربایجانی ، ازهر طیف ودسته ای وبدون توجه باینکه درکدامیک ازنحله های فکری ناسیونالیزم آذربایجانی حضور دارند ، برای حفظ حرمت خود همواره فاصله ی زیادی با مجاهدین خلق که عملا به باند رجوی تبدیل ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    او بر این باور نیست که خشونت‌پرهیزی یک فلسفه ایده‌آلیستی و تاکتیکی منفعلانه است. برعکس، در درون استراتژی‌ها، سیاست‌ها و تاکتیک‌های خشونت‌پرهیز، نیروی مقاومت‌گر و افشاگری وجود دارد که نهادها و وضعیت مسلط را به چالش می‌کشد و در مشروعیت‌شان تردید ایجاد می‌کند. این شکل از مقاومت، برخاسته از خشم و عمل فعال علیه انواع بی‌عدالتی و تبعیض است. باتلر در کتاب خود می‌کوشد تا خشونت ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    حالا این فرقه ی پست در این غربت وبیکاری وبلا تکلیفی این ادما و هوادارای خودشو به بهانه ی کرونا مستمری را قطع کرده و انها رو بحال خودشون رها کرده.  ای فرقه ی پست که مدعی اسلام انقلابی هستید .ایا این کار شما بعد از سالیان بازی کردن با سرنوشت ادما با دروغ ونیرنگ و دجالیت ،حالا جواب این همه زحمت همینه ، ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    یک آدم ۹۸ ساله الان تو تلویزیون نروژ ۲ سال پیش داشت حرف می زد. جزو کانون های شورشی بوده. می گفت، به من گفتند این آدرس رو ببین شهر درامنت جنوب نروژ. برو یک کسی توی آن خانه است و بکشش. اونموقع که موبایل نبوده. می گفت من موتور سیکلت را گرفتم و رفتم اونجا نگاه کردم دیدم یه خونه ای هست و یک ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

     براستی چرا این فرقه که دم از محوریت در عالم میزند اینقدر ضعیف و خار و ذلیل شده است ؟؟؟ به چه دلیل توان و کشش این را ندارد که فرزندی در حد مکالمه با مادرش صحبت کند در صورتیکه بقول رجوی در زمان شاه زمانیکه ما زیر اعدام بودیم مادرم به ملاقات من میآمد و حالا چه شده که حتی یک مکالمه مادر و فرزند را برنمیتابید ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    این نمایش مسخره پرده های دیگری را هم در پی داشت تا اینکه رهبران مجاهدین، ابوالقاسم(محسن) رضایی را به برنامه ای دیگر از تلویزیون خود فرستاد تا این بار شدت عمل بیشتری از خود نشان دهد. آنها پرویز خزایی نماینده رجوی در نروژ را به پای این مجادله کشاندند تا آنچه خود نمی توانند بگویند را از زبان او جاری سازند ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    درست است که موسی خیابانی با افرادی مثل مهدی ابریشمچی، عباس داوری ،محمود عطایی و دیگران تفاوت داشته است، اما او  یعنی موسی خیابانی هم زیر  مسعود رجوی جای می گرفته است و  اگر چه با بقیه اعضای مرکزیت فاصله داشته است ولی او هم  زیر مسعود رجوی جای داشته است. وقتی مسعود رجوی در هفتم مرداد فرار می کند و به فرانسه می رود در واقع ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    اما تنها روزنه اى كه به من و ما اميد و جرقه  عشق و زندگى مي داد،  حضور خانواده ها براى ديدار با عزيزان اسير خود در چنگال رجوى بود. وقتى فرياد خانواده ها از پشت حصار پادگان اشرف با وجود محدوديت هاى رجوى كه در راستاى عدم شنيدن صداى خانواده بود، را مي شنيديم جرأت پيدا كرده و بذر اميد به زندگى در دلهاي مان كاشته ... مطلب کامل

    مجاهدین خلق یک فرقه هستند

    خب، آمریکا ارتجاعی ترین جناح را برای چنین اقدامی انتخاب کرده تا پروژه جانشین سازی آنها را پیش ببرد. اینها مجاهدین خلق نام دارند. گروهی از تبعیدیان ایرانی که از عملیات های ویژه آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت می کنند. بله سازمان مجاهدین خلق که قبلا توسط ایالات متحده آمریکا در بین سازمان های تروریستی خطرناک طبقه بندی شده بود. گروهی که در ایران ... مطلب کامل

    محمد سیدی: عشق را پایانی نیست، بمناسبت درگذشت مادر فداکار آقای محمدیان

    رجوی خانواده را " الدنگ " و سد امیال فرقه گرایانه اش می‌داند و در فرقه مجاهدین عشق را حرام و ممنوع کرده است. چه عشق  به جنس مخالف و چه عشق  مادر و پدر به فرزند یا برعکس . چرا رجوی ابراز هر گونه  عاطفه را ، جز به خودش ، ممنوع کرده است؟ چرا این مادر فداکار و قهرمان که یک دهه قبل برای ملاقات فرزندش ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan - haber | malatya haber | malatyahaber | malatya haberleri | malatya sondakika | malatya sondakika haberleri | malatya asayi haberleri | malatya spor haberleri | yeni malatyaspor | malatya reklam | yeilyurt haber | battalgazi haber | malatya belediye haberi | malatya rehber | yeilyurt belediyesi | battalgazi belediyesi | malatya bykehir belediyesi | yeilyurt belediyesi | malatya seim | malatya aday adaylar | malatya akparti adaylar | malatya mhp adaylar | malatya chp adaylar | malatya korona haberleri | malatya gncel | malatya haber 44 | malatya haber trafik kazas | malatya haber net |