• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • فلسفه چه میگوید،چه میخواهد،چه میتواند ؟

    تقسیم فلسفه به نظری و عملی از زمان کانت مطرح شد. در این مورد ادعا شد که تنها عمل فلسفه،نظریه پردازی آنست. مهمترین لنتقادی که امروزه به فلسفه میشود اینست که تئوری هایش قابل عمل نیستند. در مرکز فلسفه عملی، امروزه علم اخلاق یا اتیک قرار دارد که خلاف کتب عامیانه و شبه علمی،”هنر زندگی کردن” نیست بلکه ارزشهای رفتار و عمل را معرفی میکند. علم اخلاق در چهار دوره به اشکال گوناگون وجود داشته- در زمان باستان، در طول سدههای میانه، در دوره فرمالیسم کانتی، و در دوره اخلاق ارزشی ماتریالیستی مدرن؛ که شامل “اخلاق کفتمانی” کانت بود و اکنون در دانشگاههای غرب بازار داغی دارد.نگاه به فلسفه اخلاق در اینگونه دانشگاهها بیشتر با عینک کانتی است. فلسفه سیاسی نیز یکی از رشته های فلسفه عملی است.با گلوبال شدن و انحلال دولتهای ملی،فلسفه سیاسی خود را غالبا با پرسشهای ساختاری مشغول کرده. کتاب قراردادهای اجتماعی روسو در دمکراتیک نمودن روابط سیاسی نقش مهمی داشت. کانت و هگل زیر تاثیر اندیشه های روسو به طرح افکار سیاسی خود پرداختند. ارنست بلوخ مارکسیسم را بشکل غیردمکراتیک آن معرفی نمود. در حال حاضر فلسفه سیاسی در دانشگاههای غرب میدان جدل میان لیبرالها و کمون گرایان است.

    فلسفه چه میگوید،چه میخواهد،چه میتواند ؟

    موضوعات تحصیل فلسفه، در دانشگاههای غرب

    آرام بختیاری ـ 05.09.2019

    یکی از جذابیت های مطالعه و تحصیل فلسفه در دانشگاههای غرب،ادعای” توضیح معنا و تفسیر متون” است.  از جمله انگیزههای تفکر فلسفی، میتواند کنجکاوری، علائق و منافع شخصی، ویا دسترسی به پروسه و مقوله شناخت باشد. رشته فلسفه را از زمان کانت به دو بخش فلسفه نظری و فلسفه عملی تقسیم نموده اند. فلسفه نظری شامل رشته های متافیزیک، علم منطق، و تئوری شاخت است. و حوزههای فلسفه عملی شامل- علم اخلاق، فلسفه سیاسی، فلسفه حقوق، فلسفه تاریخ، انسانشناسی فلسفی، و رشته استتیک و زیبایی شناسی است.

    از حمله مکاتب و شاخه های تفکرفلسفی در دانشگاههای غرب، ایده آلیسم، پدیده شناسی، ترانسندنس(یعنی ایده آلیسم کانتی) یا تعالی گرایی، هرمنوتیک یا تفسیرگرایی، تئوری انتقادی، پسامدرنیسم، عقلگرایی انتقادی،و تجزیه و تحلیل زبانی، است.

    در بحث فلسفه و تاریخ آن، فلسفه سیستماتیک و فلسفه تاریخی، روشهای تاریخ فلسفه، و برخورد و مطالعه متون فلسفی، معرفی میشوند.

    در مبحث تفکر و پرسش، به فرهنگ پرسش و سئوالات فلسفی کانت اشاره میگردد.

    در مبحث فلسفه وعلوم، جدایی علوم از فلسفه، و به معرفی فلسفه بعنوان یک علم ساختاری، پرداخته میگردد.

    در مبحث رابطه فلسفه با هنر و دین، به انواع اشکال هنری فلسفه، و در بحث فلسفه و دین، به متفکرانی مانند هایدگر، نیچه، و ویتگنشتاین، اشاره میگردد.

    و در مبحث تحول فلسفه در هزاره سوم میلادی، به دورههای تاریخ اندیشه در غرب، و به موضوع تقدم عقل عملی اشاره میگردد.

    برای خیلی از علاقمندان، فلسفه نوعی شناخت است که ورای دانش معمولی قرار دادرد. هومانیست ها میگفتد فلسفه باید نقد واقعیات اجتماعی باشد.در حالیکه تنها موضوع و مشکل فلسفه لیبرال و بورژوایی، خود فلسفه و ادامه بحث های صوری و سفسطه گری های زبانی است. در کتاب راهنمای تحصیل فلسفه در دانشگاههای غرب، آمده که پیش از شروع، باید به محتوا،متد و روشهای رشته فلسفه آشنا بود.

    یک قرن پیش استوارت میل میگفت در عصر بوروکراتی،مغزشویی، دستکاری، و دیکتاتوری، فرهنگ عمومی نیاز به فیلسوفانی معترض و شورشی و خیابانی دارد. فلسفه گری غیرازشغل میتواند یک رسالت و مسئولیت و پیام آوری باشد یا نوعی “فرم زندگی” است که در آن عمل و تئوری فیلسوف را نمی توان از هم جدا کرد. جذابیت و جالبی فلسفه آنست که میکوشد به توضیح و شرح معنی و معنا و هدف بپردازد. خیلی ها از فلسفه انتقاد دارند که به پرسش “از کجا به کجا ؟” پاسخ نمیدهد. هاملت در یکی از نمایشنامه های شکسپیر میگفت چیزهای زیادی در آسمان و زمین است که آموزش دبیرستانی به آنان پاسخ نمیدهد. لیبرالها میک.یند فلسفه برای اینکه نشان دهد چه میخواهد و چه میتواند، باید به بحث “مفهوم معنی و معنا” بپردازد. معنی یعنی تصاویری که انسان با کمک انان جهت یابی کند. ویتگنشتاین میگفت هدف فلسفه، توضیح منطقی افکار و توصیف معنی است.

    در میانه قرن 19 که نیچه مرک خدا را اعلان نمود، نیهلیست ها به بحث “معنی” روی آوردند. دلتای نیز بعد از نیچه یکی از اینکونه فیلسوفان بود. روبرت موسیل، ادیب اتریشی مانند آلبر کامو میگفت برای واقعیت یاید یک معنی یافت و نه اینکه در جستجوی یک معنی برای آن بود. سیسیفوس کامو در غلطاندن سنگ میکوشد برای آن جادثه تراژدیک یک معنا بیابد.

    فلسفه میتواند چه چیزی باشد که الهیات میخواهد آن باشد ؟ گوته میگفت مقوله معنی مهمتر از موضوع سعادت است چون انسان با خود در افکار و اندیشه اش ملاقات میکند. در مورد تعریف انسان در یئنان باستان گفته شد که انسان موحودی است اندیشمند. در قرن 20 یاسپارس گفت انسان موجودیست سنبلیک و نمادین. دکارت؛ پدر فلسفه عصر جدید، میگفت من می اندیشم، پس هستم. هایدگر هم یکی از کتابهایش را “معنا و هستی” نام نهاد. گادامر،شاگرد هایدگر میگفت تفسیر و هرمنوتیک در فلسفه باید نوعی شناخت جهانی گردد. کانت میگفت چراغ راهنمای زندگی انسان مجموعه ای از آسمان پرستاره بالای سر و قانون اخلاقی درون او باشد.

    در یونان باستان تعجت و پرسش عامل فلسفه گری انسان شد. آنها میگفتن تئوری یعنی نگاه و نظر و توجه به ایدهها، و تئوری و نظریه پردازی یک وظیفه و خواسته اخلاقی است. کانت بعدها این تعریف را ادامه داد و تکمیل نمود. امروزه ولی اندیشه و افکار انسان اسیر محدوده ساختارهای اقتصادی و سیاسی است که خود ساخته انسانهای دیگر اند.

    فلسفه آکادمیک و دانشگاهی امروزه خود را رهرو سقراط میداند که منتقد دولت آنزمان بود. داستان طنز به چاه افتادن تالس هنگام توجه به ستارگان و تمسخر او از طرف یک دختر رهگذر جوان نشان میدهد که متفکر نباید فقط متمرکز و اسیر تمرکز روی تئوری در آسمان باشد بلکه به چاه جلو پایش یعنی به واقعیت نیز توجه کند.

    در قرون وسطی جردانو برونو بدلیل دفاع از فلسفه طبیعی و مخالفت با فلسفه اسکولاستیک ارسطویی اعدام گردید. سرانجام در دوره روشنگری،فلسفه از الهیات استقلال یافت. نمونه روشنفکر انتقادی آن،ولتیر بود که افتخار فلسفه فرانسوی نیز است. نیچه نمونه تراژدیک میان فلسفه دانشگاهی و فلسفه خیابانی، و تضاد میان شغل و رسالت فلسفی و پیام آوری است. او با پشت نمودن به شعل دانشگاهی، مبلغ فلسفه میدانی شد. اینگونه فیلسوف دیگر نمی خواست فقط جهان را تفسیرکند بلکه میخواست خود را تغییر دهد. در ادامه آن، سارتر در فرانسه فیلسوف  مسئول نام گرفت. نیچه، سارتر، ارسطو را میتوان فیلسوفان خیابانی و متفکران میدانی و عامیانه و مخالف فلسفه آکادمیک و دانشگاهی نامید. افلاتون و ارسطو فلسفه میدانی سقراط را بشکل دانشگاهی نیز وارد مجامع آموزشی نمودند. کانت و هگل کرچه برای دانشگاههای دولت پروس کارمیکردند ولی اندیشه هایشان وارد مجامع مردمی و حتی کارگری شدند. با این وجود بدون فلسفه دانشگاهی و آکادمیک تولد فیلسوف میدانی و خیابانی غیرممکن بود. مثلا هوسرل گرچه فیلسوفی دانشگاهی است ولی موجب رشد فلسفه خیابانی و کافه ای گردید.

    گوته میگفت فقط خود فلسفه است که میتواند گمراهی های فلسفه گرایی را بی خطر کند. شیلی مدعی بود که اگر زنان در دوره پیش از عصر جدید مذکر بودند محبور نبودند تمام گمراهی های متافیزیک و خرافات را دنبال کنند. امروزه ولی یکی از نشانه های معمولی و نرمال شدن رشته فلسفه اینست که زنان هم بندریج وارد آموزش و تحصیل رشته فلسفه در دانشگاه و مدارس شده اند.گروهی هم توصیه میکنند رشته فلسفه بعنوان یک ارزش فکری باید امروزه در شلوغی جهان طبقاتی گلوبال مبلغ آهستگی و صبر و آرامش باشد.

    در دانشگاهها فلسفه میکوشد متکی به علم ئ تحقیق باشد بدون اینکه حوزههای مضر آن نادیده و فراموش شوند و زیر عنوان کنجکاوی تئوریک در مقابل ممنوعیت های فکری الهیات قد علم کند. فلسفه و علوم زمان حال به انسانهای کنجکاو استناد میکند. هابرماس در سال 1968 پیرامون راهنمایی تحصیل فلسفه از نیاز به “شناخت و منافع” در رابطه با انگیزه دانشجویان میکفت.

    فلسفه را از زمان کانت به دو شاخه نظری و عملی تقسیم نموده اند. فلسفه نظری شامل سه زشته بزرگ و مهم- منطق، متافیزیک، و تئوری شناخت، است. از جمله وظایف منطق، توضیح مفاهیم پیچیده و مشکل و آزمایش اعتبار دلایل و علل است. در یونان باستان ، منطق به سخن و اندیشه سنجیده و علم قوائد درست اندیشیدن و درست سخن گفتن بود.

    مطالعه فلسفه متافیزیک در دانشگاههای غرب خلاف رشته منطق،اکنون غالبا بر اساس تفسیر متون تاریخی است و خیچ نوآوری در نظریه پردازی آن دیده نمیشود. ارسطو متافیزیک را فلسفه اولی نامید که معمولا آنرا متافیزیک ذات و ماهیت هم مینامند. با اینهمه متافیزیک او مترقی تر از متافیزیک افلاتون بود. ارسطو خلاف افلاتون ایده را دوباره به واقعیت برگرداند و بعنوان وحدتی از فرم و ماهیت تعریف نمود.متافیزیک مفهومی آبستراکت و صوری است. به این دلیل ارسطو را در قرون وسطا بعنوان یک ر.حانی و خداشناس معرفی کردند. فلسفه قرون وسطای مسیحی که همزمان الهیات نیز بود میکوشید غالبا به متافیزیک ارسطو و تعریف و تفسیر آن باشد.متافیزیک مسیحی غیرازارسطو متکی به نظرات افلاتون و نوافلاتونی نیز بود.به ادعای چپها ،پیروان فلسفه متافیزیک دهها سال مدعی بودند که نظام سرمایه داری سیستمی ابدی،طبیعی، و خدا خواسته است.

    در فلسفه نظری غیر از موضوع متافیزیک و هستی شناسی، تئوری شناخت اهمیت خاصی دارد. پروسه شناخت میان واقعیت،آگاهی، و هستی است. در نظریه شناخت، نئوکانتیسم نقش مهمی دارد چون آن ادامه و تکامل نظرات کانت است. علم هرمنوتیک یعنی تفسیرگرایی گادامر ادامه این مکتب است که میگوید جهان از واقعیات تشکیل نشده بلکه از تفسیر و تاویل واقعیات؛ که خود را “فلسفه اندیشه و روان” نیز مینامید. پرسشهای تئوری شناخت شامل رشته های منطق و فلسفه زبان هم میشود.

    رشد و صعود تئوری شناخت در قرن 19 میلادی همراه بود با فرود و نزول فلسفه متافیزیک. گرچه نظریه شناخت از زمان افلاتون وارد بحثهای فلسفی گردید.

    تقسیم فلسفه به نظری و عملی از زمان کانت مطرح شد. در این مورد ادعا شد که تنها عمل فلسفه،نظریه پردازی آنست. مهمترین لنتقادی که امروزه به فلسفه میشود اینست که تئوری هایش قابل عمل نیستند.

    در مرکز فلسفه عملی، امروزه علم اخلاق یا اتیک قرار دارد که خلاف کتب عامیانه و شبه علمی،”هنر زندگی کردن” نیست بلکه ارزشهای رفتار و عمل را معرفی میکند. علم اخلاق در چهار دوره به اشکال گوناگون وجود داشته- در زمان باستان، در طول سدههای میانه، در دوره فرمالیسم کانتی، و در دوره اخلاق ارزشی ماتریالیستی مدرن؛ که شامل “اخلاق کفتمانی” کانت بود و اکنون در دانشگاههای غرب بازار داغی دارد.نگاه به فلسفه اخلاق در اینگونه دانشگاهها بیشتر با عینک کانتی است.

    فلسفه سیاسی نیز یکی از رشته های فلسفه عملی است.با گلوبال شدن و انحلال دولتهای ملی،فلسفه سیاسی خود را غالبا با پرسشهای ساختاری مشغول کرده. کتاب قراردادهای اجتماعی روسو در دمکراتیک نمودن روابط سیاسی نقش مهمی داشت. کانت و هگل زیر تاثیر اندیشه های روسو به طرح افکار سیاسی خود پرداختند. ارنست بلوخ مارکسیسم را بشکل غیردمکراتیک آن معرفی نمود. در حال حاضر فلسفه سیاسی در دانشگاههای غرب میدان جدل میان لیبرالها و کمون گرایان است.

    فلسفه حقوق نیز یکی از شاخه های فلسفه عملی است. در فلسفه تاریخ اشاره میشود که انسان خالق “جهان تاریخی” است و نه خدا. علت ضعف و به حاشیه رفتن بحث فلسفه تاریخ در دانشگاهها غیر از شکست استالینیسم؛متکی به فلسفه تاریخ،تئوریهای کلوبالیسم است که تاریخ را به پایان رسیده می پندارد.

    انسانشناسی فلسفی؛بخش پایانی فلسفه عملی است که جانشینی برای فلسفه تاریخ شده. در بجث استتیک و زیباشناسی، چپها از “استتیک کالا” میگفتند تا انتقادی از سودگرایی هنر در جوامع سرمایه داری را نشان دهند. پسامدرنها امروزه فرقی میان هنر مبتذل و هنر متعالی و مسئول نمی گذارند. شیلر از تربیت استتیک انسان میکفت که امروزه در استتیک کالا دیده میشود و فاکتور مهم آن مد است. تاریخ استتیک در قرن 18 میلادی شروع شد و هنر را نوعی شناخت معنوی میدانست. یکی از نظریه پردازان مهم آن “باومگارتن” نام داشت. کانت میگفت زیبایی صفت عینی واقعیات نیست بلکه کیفیت و قضاوت تماشاگر است.

    ———————————————

    منبع این نوشته یا مقاله، کتاب زیر است.

    ferdinand fellmann, orientierung philosophie, was sie kann,was sie will,rowohlts enzyklopädie,1998,hamburg. s.1- 77.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    مطالب مرتبط :

    مجاهدین خلق در آلبانی؛ گروهی که اعضایش نباید به دستور رجوی به سکس و خانواده فکر کنند

    شش سال از زمانی که آلبانی میزبان مجاهدین خلق، یکی از گروه‌های اصلی مخالف حکومت ایران شده، گذشته است. صدها نفر از اعضای گروه آن را ترک کرده‌اند و تعدادی از آنها گفته‌اند که این کار به دلیل قوانین سفت و سخت سازمان در مورد تجرد و همین طور کنترل روابط اعضای خانواده بوده است. حالا ده‌ها نفر از اعضای رنج‌کشیده این گروه در تیرانا، پایتخت آلبانی ... مطلب کامل

    مستند BBC و مصاحبه با آقایان حیرانی و میرزایی ـ مجاهدین خلق فرقه هستند

    پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ ، مجاهدین خلق راهشان را از دولت ایران جدا کردند – اعضای آنان بدلیل جنگ مسلحانه تحت پیگرد قرار گرفتند و این سازمان حدود سه دهه ازعراق علیه ایران فعالیت کرد. درنهایت مهاجرت از عراق به آلبانی توسط ایالات متحده تسهیل شد و بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای آنان وارد تیرانا شدند. اما در آلبانی – که دارای یک ... مطلب کامل

    میرباقر صداقی: احسان بیدی قربانی تبانی مافیای آلبانی و مریم رجوی

    احسان بیدی قربانی تبانی مافیای آلبانی و مریم رجوی میر باقر صداقی، انجمن وطنم ، سوئیس، دهم نوامبر 2019:… من این توطئه کثیف فرقه رجوی علیه اعضای جدا شده را محکوم میکنم و مطمئن هستم فرقه رجوی از روی سوزش و بدلیل افشاگیرهای آقای احسان بیدی این دام را علیه ایشان پهن کرده است تا از این طریق از اعضای جدا شده و معترض در ... مطلب کامل

    آقای میرزایی در مصاحبه با BBC: من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در  آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین  خلق به رهبری رجوی ... مطلب کامل

    آقای میرزایی در مصاحبه با BBC: من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    با این وصف از رهبری و رهبران مجاهدین که در اثر داغ کردن خر در عراق، داغ شده و به نیروهای زواردررفته شان آماده باش صد در صد داده اند، اگر بتوانند دو یا سه کلمه حرف حساب امروزی را پاسخ دهند، مابقی ناز شصت شان. شما که از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن می گویید بدون این که اسباب و وسایلش را داشته باشید و بدون این ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: زلزله های آبان و بیرون آمدن روح صدام و مسعود رجوی از تابوت

    در بیستمین سالگرد آن دوران خوفناک، مجاهدین به رهبری مریم همچنان پروسه دگردیسی ضدانقلابی خود را با سرعتی مافوق تصور طی می کنند و در سراشیب انحطاط اخلاقی و سیاسی، به خیانت مشغول هستند. نگاهی به سایت ها و رسانه های مجاهدین نشانگر این واقعیت است که رهبریت مجاهدین در مسیر تکمیل و پیمایش این دگردیسی، ماهیت 13 آبان را هم متناسب با سیاست “امپریالیسم ... مطلب کامل

    نامه اعضای جدا شده به رییس جمهور آلبانی ـ توطئه فرقه مجاهدین علیه آقای احسان بیدی محکوم است

    ما بطور قانونی وارد کشور شما شده وکاری بر خلاف قوانین انجام نداده و به رعایت قوانین ملتزم هستیم. به همین دلیل هم انتظار داریم با ما که سختی های زیادی متحمل شده ایم، محترمانه و بر اساس قوانین رفتار شود. اما متاسفانه ما شاهد برخی اعمال هستیم که ما را نگران می کند از جمله اخیرا یکی از دوستان ما بنام «احسان بیدی» توسط پلیس مورد بی احترامی، دستگیر وبه زندانی ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند: چه کسی پاسخگوی اعمال تروریستی مجاهدین در اروپا است؟

    این سازمان هم با ترور اخلاقی و هم با سرکوب فیزیکی منتقدان خود در اماکن عمومی و جلسات، مخوف تر و تروریست تر از گذشته عمل می نماید. خارج کردن این سازمان از لیست تروریستی، آنان را وحشی تر از گذشته و بی پروا تر نموده است. رهبران این سازمان به سبک و سیاق گذشته به دسیسه چینی، پرونده سازی و تخریب ایرانیان آزاده ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند: چه کسی پاسخگوی اعمال تروریستی مجاهدین در اروپا است؟

    من نمیدانم که اصلا استمالتی دربین بوده یانه!   آنچه را که با چشم خود میبینیم ، درتنگنای شدید قرار دادن مردم درعرض این 4 دهه است واین رجوی است که باید جواب دهد که چرا در گرماگرم این فشار بزرگی که برگرده مردم آورده شده ، آخوندها به ناز ونعمت رسیده اند. آیا معنی این حرف رجوی این نیست که دشمنی های این دنیای ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند: چه کسی پاسخگوی اعمال تروریستی مجاهدین در اروپا است؟

    او مدتی هم پشت صدام حسین مخفی شد و در سال 2003 بعد از سرنگونی صدام حسین با تقدیم دو دستی اعضای مجاهدین و تمام سلاح های آن ها به آمریکایی ها، تلاش کرد تا زیر دامن آمریکا برود و دامن بپوشد. او طی سالیان تلاش کرد که اعتماد „نوری المالکی“ نخست وزیر عراق را به دست بیاورد و زیر دامن او نیز برود. مسعود رجوی، طی ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -