• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • مهدی خوشحال: در غرب چه خبر است؟

    از آن تاریخ تا امروز که بیست سال گذشت همه چیز فرق می کند. شاید قاسم و قاسم های دیگر که از اقصی نقاط جهان و با هزینه مالی و جانی خود را به امید این که در غرب خبری است و می توان عصا به دست آمد و سپس از عصا رهایی یافت، هنوز نمی دانند که آن غرب خیالی و رویایی که از راه دور شنیده بودند، دورانش به سر رسید و امروز هر آن کس که به امید خبری که از دور شنیده و به غرب می آید وقتی کار از کار گذشت، آن گاه می فهمد، از حیث اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و امنیتی و پزشکی و اقتصادی و موارد دیگر، می فهمد که در غرب آن گونه که گفته اند و شنیده است، خبری نیست و نمی توان انتظار این را داشت کسی که با عصا آمد بر روی صندلی چرخدار، زمینگیر و پشیمان نباشد. شاید، تبلیغات راست و دروغ، باعث و بانی گمراهی مردم شده است و شاید، پشت کردن به آفتاب شرق. به هر حال آنان که با هزینه مالی و جانی و انتظار و امید فراوان به غرب می آیند تا بلکه از عصا به دست گرفتن رهایی یابند، بهتر این است، قبل از ترک خانه و کاشانه و به بی راهه زدن، تامل و درنگ بیشتری کنند و به آن چه که از راه دور شنیده اند به سادگی باور نکنند.

    در غرب چه خبر است؟

    مهدی خوشحال، ایران فانوس، 21.09.2019

    سیزده سال پیش زمانی که از تبعات و نتایج جنگی که در آن حضور داشتم و تلفات و ضایعاتی که بی دلیل و بی جهت نصیبم شده بود افسرده و پشیمان بودم و شبانه روز کارم مطالعه کتاب بود تا بفهمم چگونه کار به این جا کشید؛ روزی از روزها، رسیدم به کتابی به نام „در غرب خبری نیست“ کتابی ضد جنگ اثر اریش ماریا رمارک که خود یک سرباز جوان آلمانی در جنگ جهانی اول بود. در این کتاب، اوج تالمات و سوز دل نویسنده، زمانی است که او اکثر دوستانش را در جبهه و مادرش را در پشت جبهه از دست می دهد. در مجموع، کتاب „در غرب خبری نیست“ به آنانی که در جنگ حضور دارند و یا ندارند می گوید، جنگ و نفرت و خشونت در هر شکل و شمایل، مذموم است. البته نویسنده ی کتاب منظورش از „در غرب خبری نیست“ همان جبهه غرب بود که جنگ و تلفات و ضایعات شدیدی را تحمل کرده بود و نویسنده در آن جبهه حضور داشت، اما بعدها در محافل ادبی و روشنفکری این گونه تعبیر و تفسیر و برداشت شد، غربی که اساساً جبهه غرب را آفریده نمی تواند حامل خبر مهمی باشد!

    حالا تا دیروز در غرب خبری بود یا نبود، ولی ناقوسش گوش ها را آن چنان نوازش می داد که اکثر گوش ها به سمت غرب بودند تا نکند در غرب خبری باشد و ما از آن خبر غافل باشیم.

    با این وصف، دیروز در یکی از خیابان های این کشور، کشوری که رمارک، کتاب „در غرب خبری نیست“ را تجربه کرد و به رشته تحریر در آورد، دوستی به نام قاسم را دیدم. در وهله اول باورم نمی شد. قاسم روی صندلی چرخدار نشسته بود. خیلی ناراحت و آزرده خاطر شدم. سر صحبت را با او باز کردم. قاسم ابتدا و بدون مقدمه از مصیبت و فلاکت چند زن مانند نیلوفر و مهرنوش، که آنان را می شناختم سر صحبت را باز کرد که یکی معتاد و دیگری اعدام شده و من در عوض به او گفتم که هیچ خبر از خجسته خانم داری؟ آیا می دانی مزار و آرامگاهش کجاست و باز می دانی که مزارش حتی یک سنگ و نوشته هم ندارد؟ قاسم با تعجب پرسید که این ها را از کجا می دانم به او پاسخ دادم که گاهاً به مزار خجسته خانم سر می زنم ولی خیلی متاسف هستم از این که خجسته خانم با آن همه کمکی که به مردم کرد هنوز کسی نمی داند مزارش کجاست و حتی یک سنگ قبر و نشان نیز ندارد. قاسم صریحاً گفت بهتر است با هم کمک کنیم و برایش سنگ قبر تهیه کنیم. گفتم فعلاً چند روزی سرم خیلی شلوغ است و گرفتارم کمی بهتر شدم حتماً خبرت می کنم.

    از قاسم پرسیدم که همین چند ماه قبل بود که با عصا راه می رفتی، حالا چه شده که روی صندلی چرخدار نشستی؟ قاسم دق دلش را وا کرد. موبایلش که روشن بود شروع کرد عکس های مختلف اش را به من نشان دادن. گفت که سالم بودم و با عصا راه می رفتم، به بیمارستان رفتم و تحت معاینات پزشکی قرار گرفتم. دکتر بیمارستان مرا روی یک صندلی نشاند و مورد آزمایشات مختلف قرار داد که من اعتراض کردم و به دکتر پیشنهاد کردم که قادر به ادامه آزمایشات سخت نیستم ولی دکتر باور نکرد و به تمرین ادامه داد تا این که از روی صندلی به پایین افتادم و استخوان های کمرم به شدت آسیب دیده و از آن پس دیگر نتوانستم با عصا راه بروم و حالا هم درگیر دعوا و شکایت حقوقی از پزشک بیمارستان هستم. قاسم که داشت عکس های جدید و قدیمش را به من نشان می داد، یکباره چند تا از عکس های دوران جوانی و سربازی اش را نشانم داد و گفت، روزگاری سالم و قبراق بودم. من نیز فی الفور با شوخی گفتم، می دانم تو روزی سرباز و بیسیمچی در عملیات مرصاد بودی، ولی باور کن من تیری به سوی تو در نکردم. او مثل همیشه پاسخ داد، از تو که مطمئنم، اگر تو تیر در کرده بودی حالا این جا نبودی.

    بعد از این گفت و شنود، قصه ای از جنگ فروغ جاویدان/ مرصاد، را برای قاسم تعریف کردم که او از خنده ریسه رفت اما همچنان از وضعیت جدید و بیماری اش ناراحت شدم اگرچه هر وقت او را می دیدم همیشه سر شوخی و خنده را باز می کردم و هیچ وقت با او جدی برخورد نمی کردم.

    راستش، قاسم در ایران و در بازار کار می کرد و در اثر ناراحتی و بیماری فیزیکی که مبتلا شد نمی دانم مادرزادی بود و یا به قول خودش در حین جنگ فروغ جاویدان/ مرصاد، نصیبش شده بود، پزشکان ایرانی به او جواب رد داده و اهالی بازار مقداری پول جمع کردند و قاسم را با تاییدیه و جواز پزشکی روانه آلمان کردند. قاسم بار اول که جهت مداوا به آلمان آمد، راه بلد نبود و همه پولش را هزینه دکتر و دارو و بیمارستان و مترجم، کرد اما مداوا نشد و برای بار دوم که پولش تمام شد خود را پناهنده سیاسی اعلام کرد و مقیم آلمان شد تا هزینه های زندگی و بیماری اش را حل و فصل نماید. من بار اول او را در خانه خجسته خانم که خانه ای شبیه کاروانسرا بود و بسیاری از افراد غریبه و پناهنده و درمانده به آن جا آمد و شد داشتند دیدم و از آن جا باب آشنایی ما شروع شد.

    از آن تاریخ تا امروز که بیست سال گذشت همه چیز فرق می کند. شاید قاسم و قاسم های دیگر که از اقصی نقاط جهان و با هزینه مالی و جانی خود را به امید این که در غرب خبری است و می توان عصا به دست آمد و سپس از عصا رهایی یافت، هنوز نمی دانند که آن غرب خیالی و رویایی که از راه دور شنیده بودند، دورانش به سر رسید و امروز هر آن کس که به امید خبری که از دور شنیده و به غرب می آید وقتی کار از کار گذشت، آن گاه می فهمد، از حیث اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و امنیتی و پزشکی و اقتصادی و موارد دیگر، می فهمد که در غرب آن گونه که گفته اند و شنیده است، خبری نیست و نمی توان انتظار این را داشت کسی که با عصا آمد بر روی صندلی چرخدار، زمینگیر و پشیمان نباشد. شاید، تبلیغات راست و دروغ، باعث و بانی گمراهی مردم شده است و شاید، پشت کردن به آفتاب شرق. به هر حال آنان که با هزینه مالی و جانی و انتظار و امید فراوان به غرب می آیند تا بلکه از عصا به دست گرفتن رهایی یابند، بهتر این است، قبل از ترک خانه و کاشانه و به بی راهه زدن، تامل و درنگ بیشتری کنند و به آن چه که از راه دور شنیده اند به سادگی باور نکنند.

     لینک به منبع

    /////////////////////////////////////

    آرشیو موضوع : مهدی خوشحال

    ایران فانوس : وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

    ایران فانوس : وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

    ولی زمان که گذشت و منافع جای خود را به آرمان و ایدئولوژی و لجبازی های کودکانه داد، دوران عوض شد و مبارزه علیه تروریسم، جای خود را به مماشات و آشتی در راستای منافع طرفین داد. اما این که با کنار آمدن سطحی یا عمقی با تروریسم، مشکل مردم و امنیت جهان حل خواهد شد و یا …

    مهدی خوشحال: چگونه فرقه رجوی فرقه شد

    ایران فانوس : وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

    از دکترین مرشد و بچه مرشد که جهت آسانتر کنترل نیروها و مناسبات سفت و سخت فرقه ای خلق شد بگذریم چون که سیمرغ داستان ما که هزینه سرسام آور مادی و معنوی کشوری و جهانی را بلعید و خورد تا به قله رفیع رهایی و آزادی دست یابد متاسفانه به جای قله راه دره را پیش …

    مهدی خوشحال: زنان حرمسرا

    ایران فانوس : وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

    متاسفانه، ترک خوردن تابوهای تاریخی و برداشتن نقاب  تزویر از چهره های پوشالی قدیسین، در ملاء مذهبی و اجتماعی کار آسانی نیست. اما حرمسرا با توجیهات مذهبی و سیاسی و مبارزاتی و ارتقاء زنان از قید و بند و اسارت مردان، توجیه شد. رهبر فرقه که فردی زیرک و مکار بود، مانند خلف خود ناصرالدین شاه قاجار، …

    ایران فانوس: رجوی و فرقه اش ، از ویلپنت پاریس تا ناکجاآباد

    ایران فانوس : وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

    سال ها از این نمایشات مسخره و تهوع آور و ضد ارزش های انسانی و حقوق بشری، گذشت تا این که سال گذشته مجاهدین خلق که سابقاً در عراق و زیر دست صدام حسین شیوه های سوء استفاده را آموخته بودند خواستند از حربه ویلپنت پاریس، استفاده دیگری نیز بکنند باصطلاح هم از توبره و …

    مهدی خوشحال: تنها اندیشه نوروزی پیروز است

    مهدی خوشحال: تنها اندیشه نوروزی پیروز است

    چند روز مانده به نوروز ایرانیان، خبر بدی در جهان منتشر شد. روز جمعه بیست و چهارم اسفندماه، یک نژادپرست افراطی به دو مسجد مسلمانان در نیوزلند حمله کرد که در نتیجه این حمله ناجوانمردانه صد تن از مردم بی گناه کشته و زخمی شدند. تاسف بارتر اما تروریست استرالیایی با اعتماد به نفس از صحنه جرمش فیلمبرداری …

    مهدی خوشحال: خودشیفته

    مهدی خوشحال: خودشیفته

    خودشیفته، در جنگ خطرناک است. یک فرد نظامی که به جنگ می رود ممکن است ۵۰% بازنده باشد اما خودشیفته که به جنگ می رود ۱۰۰% بازنده است چون که خودشیفته بر اساس واقعیت های بیرون تصمیم نمی گیرد بلکه بر اساس توهمات درون تصمیم می گیرد. خودشیفته در سیاست مانند هیتلر و استالین، اگر باختند به …

    مهدی خوشحال: بی تبر مردگان این جنگل

    مهدی خوشحال: بی تبر مردگان این جنگل

    کتاب „بی تبر مردگان این جنگل“ که از زندگی یک زن تبعیدی و به خاطر دینی که نسبت به زن و چنین زنانی داشتم، آغاز کردم که بعد رسیدم به ماجراهایی که در قمارخانه ها و قصابخانه ها، می گذرد و به همین مناسبت خواندن و مطالعه این کتاب را به آنانی که در قمارخانه ها و قصابخانه …

    مطالب مرتبط :

    میش مست: بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است ـ قسمت ۴

    به هر صورت فرمانده من روز وساعت تماس را به من ابلاغ کرد من که سرازپا نمی شناختم ازخوشحالی تشکرکردم و منتظر زمان تماس ماندم ساعت دو نیم بعدازظهر زمان برقراری تماس من با خانواده ام بود . نیم ساعت زودتر ازآسایشگاه زدم بیرون راستش آن روز ظهر اصلا نتوانستم استراحت کنم. ذهنم به شدت درگیر بود و اساسی تحت فشار بودم با خودم مستمر فکرمیکردم که چگونه ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    ورود به آلبانی، پایان رویای مسعود برای پرواز دادن سیمرغ رهایی (مریم قجر) از شانه های ارتش آزادیبخش ملی (و ارتش آمریکا) برفراز تهران، و آغاز خیال پردازی زوج رجوی برای تشکیل “هزار اشرف و گردان های رزمی” مجاهد در داخل ایران بود، به این معنا که ارتش آزادیبخش ملی در مسیر تکامل به پایان حیات خود رسیده و از این پس جوانان در داخل ایران گردان های رزمی را تأسیس ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    اما  میان در سران فرقه تروریستی رجوی از آنجایی که همیشه برای آماده موج سواری و سواستفاده از حرکات اعتراضی مردم هستند اینبار هم همگام با بقایای خاندان پهلوی و ارباب شان آمریکا و متحدین منطقه ای اش نظیر اسرائیل و شیوخ مرتجع عربستان سعودی وارد میدان شده و سعی می کنند مردمی که برای خواسته های معیشتی  دست به تظاهرات آرام زده اند را تشویق به ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    در این پیام اما بر سیاق قبل، مسعود رجوی خیالی مثال همیشه از تناقض گویی آغاز می کند و از شهر شیراز مرکز جنگ و گریز و انقلاب نوین، یاد می کند و حافظ شیرازی را نیز خشونت طلب می داند و آنچنان روده درازی می کند که به کوروش کبیر نیز می رسد و نان ملی گرایی را در کاسه خود قرار می دهد و خود ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    اما رجوی که شهامت اعتراف به اشتباه را نداشت و از طرفی می ترسید که سر این قضیه که باز شود دیگر نمی تواند مثل شاهان عمل و این سازمان و اعضا رااین چنین در چنگ داشته باشد دست به یک شامورتی بازی که در اجرای آن استاد بود زد. باید مریم را در راس امور داشته باشد تا بوسیله او اهداف شومش را به کرسی بنشاند ولی ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

      این بار خودتان خواستید وجای گله ندارد: هزاران جدا شده، اعضای خانواده ها ، گزارش های نهادهای حقوق بشری و ... درستی این اتهامات را قبول دارند واصلا احتیاج به غور وبررسی بیشتر نیست؟!  آیا طلاق ها که غیر ازمسعود ومریم شامل همه شد، اختیاری بود واگر بود وخوب بود، چرا شامل این دو خونریز وشیاد نشد؟  آیا هرکس ازاعضای شما خواست که مثلا درحد یک زندانی جانی با خانواده اش ملاقات کند، چنین امکانی باو داده میشود؟  چرابه نهادهای قانونی بین المللی ویا حتی حقوق دانان ایرانی جزو اپوزیسیون و ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    منصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و چهارم نوامبر 2019:… بعضی هایشان شفاف میگویند هدفشان ویران کردن زیرساخت های ایران و تکه پاره کردن آن است و بعضی هایشان نیز که کمی خجالتی هستند آنرا به زبان دیگری بیان میکنند. اگر بخواهیم راجع به تک به تک اینها جویا شویم سر از سرویس های عبری عربی وامریکائی در خواهیم آورد که امروزه آبشخور همه این وحوش است. تخم ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    دست یکی از بستگانم را با میل گرد شکستید و آن نفر هم عینک طرف مقابل را از چشمش برداشته وبه عنوان سند هنوز در اختیار دارد و در هر دادگاه میتواند این را اثبات کند. زنی که توان مقابله ازخود را ندارد شما با چماقدارانتان این کار غیر انسانی را انجام دادید . مطالب گفتنی زیادی دارم که شاید به صدها کتاب برسد و خواستم فقط ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    در زمانی که درنوک پیکان گزافه گویی قرار داری و تمجید وتحسین را درحد زشت ترین شکل آن بکار برده ای، نفی این کار چیزهایی را ثابت میکند: 1-  مثلا تو مریم را درسطح اولیاء ا... دانسته وفکر میکنی هر تعریف وتمجیدی ازآنها ثواب دارد وقباحتی درکار نیست! 2- درحالی که با آن سن وسال ات ، معنی گزافه گویی وستایش را باید خوب بفهمی ، میخواهی ثابت ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

     بعد از آن تاریخ صدام حساب خاصی روی رجوی باز کرد و حتی بیشتر از نیروهای خودش به رجوی اعتماد داشت چون چند طرح کودتا را از ارتش کشف و خنثی کرده بود و این اعتماد بیش از حد بود که به رجوی دست باز برای دستگیری و شکنجه صد ها تن از اعضای ناراضی به بهانه چک امنیتی یا رفع ابهام پیدا کرد. تبدیل اشرف به ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -