• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • حامد صرافپور: مهرگان خونین، از تهران و لردگان تا بغداد

    صفحات مجازی این فرقه و تلویزیون آنها با تولید انواع کلیپ ها که عمدتاً در آلبانی تولید می شود، از “کانون های شورشی” یاد می کنند که در داخل ایران به یاد “5 مهر” تصاویری از کشته شدگان را نصب کرده اند. این بازی تبلیغی، به خوبی طینت مریم رجوی در انجام عملیات های تروریستی و داعش گونه را آشکار می کند، یعنی همان چیزی که سالهاست در لباس های رنگارنگ و عمل زیبایی خود مخفی می کند تا چهره ای حقوق بشری و دمکراتیک از آن تولید نماید. عجیب تر اینکه مجاهدین به صراحت تصاویر کودکان و نوجوانان قتل عام شده را به نمایش می گذارند و آنرا افتخاری برای خود می دانند که توانسته اند صدها نوجوان را از مدرسه رفتن بازدارند و آنان را مسلح کرده و به کشتارهای خیابانی بکشانند! در روزهای گذشته همچنین شاهد سلسله آشوب هایی در عراق هستیم که با اعتراض برخی جوانان عراقی علیه فساد اقتصادی و بیکاری آغاز شد اما به دلیل شرایط امنیتی حاکم بر منطقه، بسرعت مسیری خونین را طی نمود که با تحریک و حمایت نیروهای خارجی (از اسرائیل و سعودی تا انگلیس و آمریکا) برنامه ریزی شده بود. این اولین بار نیست که در کشورهای خاورمیانه شاهد چنین حوادث اسفباری هستیم که به دلیل خام بودن و کم تجربگی نسل جوان رخ می دهد و زمینه را برای آتشی خانمانسوز فراهم می کند. گروهی از عوامل وابسته به سرویسهای امنیتی بیگانه، با نفوذ در تظاهرات ها و یا شلیک به سمت مردم و نیروهای نظامی و یا با آتش زدن امکانات و اماکن عمومی و دولتی، تظاهرات را به سمت خشونت و جنگ مسلحانه و یا به سوی شعارهای انحرافی می کشانند و …

    مهرگان خونین، از تهران و لردگان تا بغداد

    تسلیح و کشتار دانش آموزان توسط رجوی

    فصل خون!

    حامد صرافپور ـ 09.10.2019

    Albani-Ilir-Meta-MEK-Terrorists-Saddam 2

    محمد حسین سبحانی:

    ـ نگاهی به ملاقات مریم رجوی و رئیس جمهور آلبانی

    ـ تنفس مصنوعی به اعضای مجاهدین بعد از اخراج “سر جنگ طلبی” از کاخ سفید

    ـ با حذف ” سر جنگ طلبی ” در کاخ سفید ، تئوری رجوی ” جنگ یا صلح با فاشیزم مذهبی ایران ” به بن بست کامل رسید

    hamed sarafpoor

    مهرگان خونین، از تهران و لردگان تا بغداد

    تسلیح و کشتار دانش آموزان توسط رجوی

    فصل خون!

    خرداد از نیمه گذشته و شهرها ملتهب است. در گوشه گوشه مرکز شهر تهران همه روزه درگیری های پراکنده ای به چشم می خورد. 25 خرداد قرار است در میدان فردوسی تجمعی توسط هواداران بنی صدر (اولین رئیس جمهور ایران) برگزار شود که مجاهدین و برخی دیگر از جریانات سیاسی از جمله ملی مذهبی ها با آن همسو می شوند. نهضت آزادی در لحظات پایانی از حضور در این تجمع صرفنظر می کند. با اینحال، فضای میدان فردوسی آماده انفجار است. نوجوانی 12 ساله در پیاده رو فریاد “درود بر بنی صدر” سرمی دهد، مردی مسن با حالتی خشمگین دست او را می گیرد و یک توسری حواله اش می کند. مرد جوانی او را نکوهش می کند و می گوید “نزن بابا! بچه است”. بعد همه چیز تمام می شود و از آنجا که نیروهای مختلف برای خنثی کردن یکدیگر وارد شده اند و جریانات مخالف سازمان یافته و دارای رهبری نیستند، اعتراض و درگیری صورت نمی گیرد.
    از 26 خرداد مجدداً میلیشیاهای مجاهد در گروه های کوچک تظاهرات های پراکنده برگزار می کنند که با زد و خوردهای کوچک به پایان می رسد. از مدتی قبل اکثر دانش آموزان وابسته به سازمان مجاهدین، با خواست تشکیلات، درس و مدرسه را ترک و به جدل های خیابانی کشانیده شده اند. فضای حاکم در درون تشکیلات اینگونه القاء می کند که درس و مشق در این شرایط ارزشی ندارد و عنصر مجاهد باید به کارهای مهمتر که همانا خواست و اراده تشکیلات (مسعود رجوی) است بپردازند. درست در فصل امتحانات نهایی، میلیشیای مجاهد ناخواسته –و با جبر نامحسوس تشکیلات- از درس و آزمون می گذرد و آنرا به امید “صبح روشن فردا” می گذارد… فضای شهر و مدارس در چنین وضعیتی قرار دارد و خیابان ها نیز بخصوص در شهرهای بزرگ توسط همین کودکان و نوجوانان در التهاب است، آنهم درست در زمانی که بخش مهمی از کشور درگیر جنگ با صدام و مشتاق حضور در جبهه های جنگ است (مسعود رجوی بعدها در نشست درونی گفت که ما به عمد در نقاط مختلف تهران تا قبل از 30 خرداد تظاهرات پراکنده و کوچک براه می انداختیم که نیروها آماده یک تظاهرات بزرگ شوند).
    بالاخره 30 خرداد 1360 فرار رسید و شهرهای مختلف بخصوص تهران شاهد بزرگترین درگیری های خشن و خونین شد. هزاران میلیشیای نوجوان و جوان مجاهد بدون هیچ آمادگی قبلی و فقط با یک دستور فوری تشکیلاتی به خیابان ها آمدند و خط جدیدی که مسعود رجوی در صدد پیاده کردن آن بود را برای ورود به “فاز ترور و جنگ مسلحانه” هموار کردند. لحظات سرنوشت سازی که کشور را وارد سیاه ترین دوران خود پس از انقلاب نمود و تابستانی سوزان و خونین را رقم زد.
    آتش مهر!
    از 30 خرداد تا مهرماه 1360، حوادثی بسیار تلخ و خونین، سراسر ایران را فراگرفته بود. انفجار پشت انفجار، ترور، اعدام، زندان و مرگ… هزاران دختر و پسر نوجوان که می باید خود را در آن ماه ها آماده حضور در کلاسی بالاتر می کردند، قربانی خشونت هایی شدند که مسعود رجوی بخاطر رسیدن به “قدرت مطلقه” بدان دامن زد اما از مهلکه گریخت تا در خانه امن برادرش “صالح” در پاریس بتواند رخدادهای تروریستی در داخل ایران را فرماندهی و هدایت کند. 99 روز تا 5 مهر فاصله بود. فاصله ای که گام به گام آن با خون نوشته شد. از انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی تا انهدام دفتر نخست وزیری که کشور را در شرایطی خطیر وارد یک بحران سیاسی و امنیتی می کرد.
    در آن روزها انبوه دانش آموز هوادار مجاهدین (میلیشیا) در کوی و برزن آواره بودند و شهر به شهر و خانه به خانه بدنبال سرپناه و نقطه امن می گشتند و هنوز نمی دانستند در چه سرنوشت شوم و بی پایانی گرفتار آمده اند و نمی دانستند که در همان لحظات آوارگی، مسئولین سازمان نه در کوچه و خیابان، که در خانه های از قبل تعیین شده در بخش های شمالی تهران، کنار همسران خود به زندگی و امور جاری مشغول هستند و در کنار آن برای میلیشیای آواره در خیابان برنامه ریزی می کنند، و رهبرشان نیز به فرانسه گریخته تا در محلی بسیار امن ضمن پرداختن به امور شخصی و برنامه ریزی برای ازدواج های مکرر، اعمال تروریستی در داخل را فرماندهی کند. در چنین روزهایی، بسیاری از نوجوانان دستگیر می شدند و بهای سنگین همان “انفجارهای” تروریستی را می پرداختند که خارج از اراده و آگاهی آنان، به دستور مسعود رجوی اتفاق افتاده بود و مسببین آن یکی بعد از دیگری به خارج می گریختند.

    مشغول گوش دادن به رادیو بی بی سی بودم (بیش از یکماه بود که ارتباطم به طور کامل از مجاهدین قطع شده بود اما همچنان سرنوشت مجاهدین برایم اهمیت داشت. آخرین قرار تشکیلاتی من با “ساسان.خ” که در خیابان ستارخان تهران بود، برقرار نشد و بعدها فهمیدم که او نیز در یک درگیری خیابانی کشته شده است. ساسان یکسال از من بزرگتر و دانش آموز دوم دبیرستان بود. مثل بقیه بچه های میلیشیا بخاطر تشدید فعالیت های سیاسی، در امتحانات نهایی سال اول دبیرستان شرکت نکرده بودم و مردود شدم. به همین خاطر باز هم در کلاس اول دبیرستان –اما در یک شهر دیگر که ناشناس بودم- ثبت نام کردم تا به تحصیل ادامه دهم. بخاطر خانواده و سن پایین راه دیگری در پیش رو نداشتم)، بناگاه خبری از رادیو پخش شد که از تظاهرات مسلحانه در تهران خبر می داد: “به گفته مجاهدین خلق، یک تظاهرات ده هزار نفره مسلحانه توسط نیروهایشان در تهران برگزار شده است”. این خبر مرا از جا کند و ذهنم را دوباره بخود مشغول ساخت.
    وارد کردن هزاران نوجوان به جنگ مسلحانه شهری، در یکمین سالگرد جنگ توسط صدام حسین، بزرگترین هدیه ای بود که مسعود رجوی می توانست به دشمن بدهد. هزاران نیروی جوان -که نه در دفاع از خاک میهن، که برای ایجاد اخلال و بحران داخلی، بسیج شده بودند- با بدست گرفتن انواع تفنگ ها به خیابان آمدند تا با ایجاد رعب و وحشت، مردم را به قیام علیه نظامی دعوت کنند که درگیر جنگ خارجی بود و رهبری اش، پایگاه اجتماعی گسترده در سراسر ایران داشت و حتی 8 سال پس از آن نیز، بیش از 10 میلیون نفر در مراسم تشییع پیکر وی شرکت نمودند. موضوعی که در همان سال (1368) هم در مناسبات مجاهدین ولوله ایجاد کرد و مسعود رجوی را آنچنان خشمگین ساخت که بخاطر طرح آن در نشست عمومی توسط یک اسیر جنگی، به فریاد زدن واداشت و همه را در بهت و حیرت قرار داد، وی به نحو ترسناکی که سالن را به لرزه درآورد گفت: “به من چه که 10 میلیون شرکت کردند، اگر همه ایران هم در تشییع جنازه شرکت می کردند من حرف خودم را تکرار می کردم و با او مخالف بودم”. نقل به مضمون.

    حماسه ی خونین!
    در این تظاهرات گسترده و خونین، خیابان های تهران مبدل به میدان جنگ شده بود و نوجوانان مجاهد با کمترین آموزش نظامی، به درگیری با نیروهای بسیج و سپاه و آتش زدن برخی امکانات و مراکز مشغول شده بودند که محصول این نبرد بی حاصل، کشته شدن بیش از 1100 نوجوان ساده دل و خام بود که با امید به آینده ای بهتر برای کشورشان، در کشتارگاه مسعود رجوی گرفتار آمده بودند. مسعود با این حرکت قدرت طلبانه و نابخردانه تصور می کرد مردم با وی همراه خواهند شد اما جز به نفرت هرچه بیشتر ایرانیان از او نینجامید!.

    به مناسبت فرارسیدن سال تحصیلی 1398-1399، مریم رجوی با انتشار یک پیام، از قتل عام مهرماه به عنوان “حماسه 5 مهر” یاد کرد و از دانش آموزان خواست تا این راه را تحت عنوان “کانون های شورشی” ادامه دهند. مریم در حالی از تسلیح هزاران نوجوان و کشتار آنان دفاع می کند، که همه ساله در چنین روزهایی (هفته دفاع مقدس)، برای نوجوانان شهید شده در جنگ با صدام، مرثیه سر می دهد و از اینکه آنان به جبهه رفته اند تا از خانه و کشور خود دفاع کنند، خشمگینانه به جمهوری اسلامی می تازد که چرا نوجوانان را به جبهه اعزام کرده است! زنی که وقیحانه از دانش آموزان می خواهد مسلح شوند و کانون شورشی تشکیل دهند، همزمان مزورانه از ورود نوجوانان به جبهه های جنگ شکایت دارد و خواهان محاکمه جمهوری اسلامی بخاطر جنایت علیه کودکان است!
    فقط سخنان فریبکارانه مریم در این روزها روی اکران نیست، سایت های مجاهدین نیز پس از گذشت چند دهه، از این جنایت بزرگ به عنوان یک افتخار یاد می کنند و به صراحت می گویند که این حرکت برای “تثبیت یک شعار در جامعه” بود!. آماری که خود مجاهدین از این قتل عام بیان می کنند، بیانگر کشته شدن 1142 نوجوان در مهرماه 1360 است و در عین حال با همان خوی تروریستی از دانش آموزان می خواهند که “نگذارند شهر خاموش بماند” و یاد آن روزها را با آشوبی دوباره زنده نگهدارند!

    صفحات مجازی این فرقه و تلویزیون آنها با تولید انواع کلیپ ها که عمدتاً در آلبانی تولید می شود، از “کانون های شورشی” یاد می کنند که در داخل ایران به یاد “5 مهر” تصاویری از کشته شدگان را نصب کرده اند. این بازی تبلیغی، به خوبی طینت مریم رجوی در انجام عملیات های تروریستی و داعش گونه را آشکار می کند، یعنی همان چیزی که سالهاست در لباس های رنگارنگ و عمل زیبایی خود مخفی می کند تا چهره ای حقوق بشری و دمکراتیک از آن تولید نماید. عجیب تر اینکه مجاهدین به صراحت تصاویر کودکان و نوجوانان قتل عام شده را به نمایش می گذارند و آنرا افتخاری برای خود می دانند که توانسته اند صدها نوجوان را از مدرسه رفتن بازدارند و آنان را مسلح کرده و به کشتارهای خیابانی بکشانند!
    از عراق تا لردگان!
    در روزهای گذشته همچنین شاهد سلسله آشوب هایی در عراق هستیم که با اعتراض برخی جوانان عراقی علیه فساد اقتصادی و بیکاری آغاز شد اما به دلیل شرایط امنیتی حاکم بر منطقه، بسرعت مسیری خونین را طی نمود که با تحریک و حمایت نیروهای خارجی (از اسرائیل و سعودی تا انگلیس و آمریکا) برنامه ریزی شده بود. این اولین بار نیست که در کشورهای خاورمیانه شاهد چنین حوادث اسفباری هستیم که به دلیل خام بودن و کم تجربگی نسل جوان رخ می دهد و زمینه را برای آتشی خانمانسوز فراهم می کند. گروهی از عوامل وابسته به سرویسهای امنیتی بیگانه، با نفوذ در تظاهرات ها و یا شلیک به سمت مردم و نیروهای نظامی و یا با آتش زدن امکانات و اماکن عمومی و دولتی، تظاهرات را به سمت خشونت و جنگ مسلحانه و یا به سوی شعارهای انحرافی می کشانند و آنگاه با سوء استفاده از وضعیت به دست آمده، سازمان های امنیتی و انتظامی را درگیر می سازند تا از این طریق سیاست جنگ افروزانه و تجزیه طلبانه خود را پیاده کنند. در سوریه و پیش از آن در لیبی نمونه های مشابه را تجربه کردیم و در عراق هم چند سال قبل این اتفاق رخ داد!. زمانی که نوری مالکی به عنوان نخست وزیر قانونی عراق، سیاست آمریکایی زدایی را پیش می برد و روابط ایران و عراق در حال بازسازی و نزدیک شدن بود، بناگاه گروه های مسلح در گوشه و کنار دست به آشوب زدند که کمتر از یکماه به هجوم خونین و خانمانسوز داعش انجامید. فراموش نمی کنیم که مریم رجوی هم در آن آشوب ها دست داشت و با کمک چندصد نیروی آموزش دیده عراقی که در قرارگاه اشرف مورد تعلیم قرار گرفته بودند، تظاهرات های مسالمت آمیز مردم را به سمت خشونت و جنگ مسلحانه علیه دولت سوق داد.
    امروز نیز درست در زمانی که صفوف فشرده دوستداران امام حسین در حال شکل دادن بزرگترین راهپیمایی جهان در اربعین هستند، بناگاه عده ای وارد می شوند و تحت عنوان مبارزه با فساد، اعتراض جوانان را به سوی ساقط کردن دولت قانونی عراق و توطئه چینی علیه ایران، کانالیزه می کنند. سال گذشته نیز به بهانه آب و برق، همین حرکت توطئه آمیز رخ داد و تلاش می شد ملت های ایران و عراق را با هم درگیر سازند و بین آنها اختلاف بیندازند. در این میان تلویزیون های وابسته به انگلیس و سعودی نیز دست بکار شده و مطالبی بشدت متناقض به خورد دو ملت ایران و عراق می دادند که همگان در جریان آن هستند. برای نمونه به عراقی ها می گفتند ایرانیان آب و برق شما را قطع کرده اند و به ایرانیان تلقین می کردند که آب و برق شان را دارند مجانی به مردم عراق می دهند، و یا به ایرانیان می گفتند که عراقی ها به اسم زیارت به مشهد می روند تا زنان ایرانی را صیغه کنند و به عراقی ها می گفتند که ایرانیان در عراق مشغول فساد و فحشاء هستند.
    اگر به مطالب منتشر شده در انواع رسانه های ضدایرانی رنگارنگ نگاه کنیم، دقیقاً همان خط را امروز با شیوه های دیگری جلو می برند. در این میان، مریم رجوی نیز وارد عمل شده و با اسم مستعار “سخنگوی مجاهدین” به جوانان عراقی پیام می دهد که علیه حضور ایران در عراق بپاخیزند و نمایندگان ایران را از خاک خود اخراج کنند!. دخالت آشکار مریم رجوی در امور داخلی عراق، یکروزه نیست و پس از سقوط صدام حسین به شکل مداوم انجام گرفته است. وی در سال های حضور مجاهدین در عراق، دهها انجمن و کمیته پوششی در عراق تولید نمود که از طریق آنها بتواند خط سیاسی خود را جلو ببرد. همان تشکل ها بودند که به همراه گردان 300 نفره آموزش دیده در قرارگاه اشرف، با دخالت و نفوذ در برخی تجمعات عشیرتی، زمینه را برای جنگ های مسلحانه و داعشی شدن عراق فراهم آوردند، کما اینکه مریم رجوی بلافاصله پس از سقوط موصل توسط داعش، آنرا به “عشایر دلیر عراقی” نسبت داد و تلویحاً به داعش تبریک گفت، همچنانکه امروز هم برای گسترش هرچه بیشتر آشوب و جنگ مسلحانه به “مردم عراق و جوانان دلیر شورشی” پیام می فرستد.
    هنوز آشوب های بغداد به پایان نرسیده بود که مریم رجوی با اعتراضات دیگری همراه شد تا آنجا را نیز به نفع خود مصادره نماید. البته خیل مزدوران وطنی در خارج همیشه منتظر رخدادی در ایران هستند که بر موج آن سوار شوند و برای خود کاسبی کنند همچنانکه بچه شاه نیز خود را وارد این بازی نمود تا از این نمد برای خود کلاهی بدوزد.
    با شروع اعتراض هموطنان لردگانی به آلودگی با ویروس اچ آی وی، که طی آن معترض وزارت بهداشت شدند، مریم رجوی همسو و هماهنگ با دولت های ضدایرانی، جهت به آشوب کشانیدن تظاهرات ها فراخوان داد و از مردم خواست که به شورش دامن بزنند و ضمن به آتش کشیدن برخی اماکن، شعارهای ضدحکومتی سر دهند. این قضیه همانطور که شرح دادم ولوله ای در حقوق بگیران سعودی انداخته و مریم فقط سهم بیشتری از این جریان می خواهد چون بخوبی می داند که ورود او به این داستان نه تنها به نفع مردم نیست که به زیان آنها خواهد بود، اما هدف مریم ایجاد آشوب و خون است نه مباحث حقوق بشری!. بازی حقوق بشر، دکانی برای قدرت طلبی و در کمترین حالت، کاسبی دلار بیشتر از گاو شیرده سعودی است.

    در این راستا مثل همیشه باید به دولت های به ظاهر دمکراتیک اروپایی هشدار داد که توجه داشته باشند، حضور مریم رجوی در کشورهای شان چه خطر بزرگی را ایجاد می کند. تفکرات مریم، یک تفکر بسیار خطرناک و خشونت آمیز است که با وجود همه مخفی کاری ها، امکان گریز از آن نیست و هر از مدتی در کلام و رفتار او آشکار می شود. همانگونه که حضور ادامه دار مجاهدین در خاک عراق و حمایت او از گروه های مسلح، موجبات ظهور داعش را فراهم ساخت، این تهدید در کشورهای اروپایی نیز به شکل دیگری متناسب با وضعیت اروپا منتفی نیست. فرقه هایی که برعکس داعش و القاعده، نمایی بسیار مدرن و زیبا از خود ارائه می کنند تا جوانان را بهتر بفریبند. فرقه ای که برای همگانی کردن “یک شعار” 1142 نوجوان را به آتش و خون بیفکند، برای به قدرت رسیدن، جنایت بسیار بزرگتری را خلق خواهد نمود.
    در عین حال دولت عراق نیز باید هوشیار باشد و جریانات وابسته به مجاهدین را بخوبی زیر نظر بگیرد و منابع مالی آنها را کشف کند. در این رابطه خانواده های ایرانی ساکن اروپا نیز هوشیارانه به یاد بیاورند که مجاهدین چه نگرشی نسبت به دانش آموزان داشتند و چگونه خود عامل کشتار بسیاری از نوجوانان بودند و فریب سخنان به ظاهر زیبای مریم رجوی را نخورند. فتنه بغداد و لردگان اینک به پایان راه رسیده است، اما هوشیاری نسبت به مریم رجوی و جریانات خطرناک مشابه باید مدام بیشتر و بیشتر شود تا تمامی توطنه ها در نطفه نابود شود.
    حامد صرافپور

    ////////////////////////////////

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    مطالب مرتبط :

    انفجار عظیم در بیروت؛ تا کنون۱۰۰ کشته، حدود ۴ هزار زخمی و عزای عمومی

    یک روز پس از دو انفجار مهیب در منطقه بندری بیروت در شامگاه سه‌شنبه ۱۴ مرداد (چهارم اوت) مقامات لبنانی انبار کردن ۲۷۵۰ تن نیترات آمونیوم (کود شیمیایی) را علت انفجار اعلام کردند. میشل عون، رئیس‌جمهوری لبنان در توییتی نوشت انباشتن حجم عظیمی از این همه مواد قابل انفجار آن هم بدون در نظر گرفتن نکات ایمنی قابل قبول نیست. حسن دیاب، نخست وزیر لبنان نیز در سخنرانی خود پس ... مطلب کامل

    انفجار عظیم در بیروت؛ تا کنون۱۰۰ کشته، حدود ۴ هزار زخمی و عزای عمومی

    زمانی که خاتمی رئیس جمهور نظام شد رجوی در یک تحلیل سیاسی می گفت که این نظام سه سره شده و سرنگونی خیلی نزدیک است و الان دکل سرنگونی را من دیدم و این بحث  ماه ها طول کشید و باز هم تکرار نوارنشست هفت روزه و نشستهای کوچکتر و بحثها بیهوده که افراد را سرگرم کنند. حال  از ان تاریخ 22 سال می گذرد باید از این ... مطلب کامل

    انفجار عظیم در بیروت؛ تا کنون۱۰۰ کشته، حدود ۴ هزار زخمی و عزای عمومی

    ما نفهمیدیم که چه رازورمزی دراین تحرکات خانواده ها وجود دارد که ضمن اینکه رژیم رابرپا نگه میدارد، باند رجوی را اینهمه بیچاره وپرخاشگر میکند؟ ما فقط ملاقات میخواهیم وبرقراری تماس تلفنی و میدانیم که رژیم دستآوردی ازاین کار ما ندارد و بجای آن، فرقه ی رجوی سراسیمه میشود! چه بلایی بر سرفرزندان ما آورده اید که اینهمه تلاش برای جلوگیری از یک ملاقات ساده بعمل میآورید؟... مطلب کامل

    مهدی خوشحال: شب های پر هیاهو

    در این سریال طنز، شیوه کار کردن، غذا خوردن، استراحت کردن، ازدواج، دعوا، زورگیری، ادبیات گفتاری، بازی، جنگ و همه و همه مختص به خود است و با دیگر نقاط جهان فرق دارد. در همان اوایل سریال که یک روزنامه نگار معترض و منتقد، از تهران به روستای برره تبعید می شود و اسمش کیانوش است و با خانواده شیر فرهاد وصلت می کند یکی از روزها ... مطلب کامل

    مهدی خوشحال: شب های پر هیاهو

    با اوج گرفتن تظاهرات ضددولتی؛ خرم آباد که پلیس کافی نداشته و بعلت بافت طایفه ای جمعیت شهرپلیس محلی نمی توانست آن شدت عمل لازم برای کنترل شهر را داشته و خیلی از افراد پلیس هم بعلت آشنا یی و ... از سرکوب لازم خودداری می کردند رئیس پلیس هم میدانست که اگر کسی کشته شود بحث طایفه مطرح می شود  و با یک خانواده تنها سروکار ندارد ... مطلب کامل

    برنامه پیشنهادی حزب دمکرات آمریکا برای انتخابات: بازگشت به برجام و دوری از تغییر حکومت‌ ایران

    ایران و شش قدرت جهانی در تیرماه سال ۱۳۹۲ به توافقی درباره حل‌وفصل برنامه هسته‌ای تهران و لغو تحریم‌های آن دست یافتند اما دونالد ترامپ که منتقد سرسخت نوع توافق حاصل‌شده با ایران است کشورش را از برجام خارج کرده. در بخش دیگری از متن پیش‌نویس برنامه دمکرات‌ها آمده است: «ما معتقدیم که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) همچنان بهترین وسیله برای ... مطلب کامل

    برنامه پیشنهادی حزب دمکرات آمریکا برای انتخابات: بازگشت به برجام و دوری از تغییر حکومت‌ ایران

    من درحین اماده شدن بودم که هوشنگ دودکانی صدایم زد و گفت کارت دارن وقتی گفتم کی کار دارد گفتند اف ام کل که دیدم اسدلله مثنی جلوی درب ایستاده رفتم سوار ماشین شدم که بااسدلله به محل مقر اف کل برویم  که دیدم به مسیر دیگری میرود سوال کردم که اینجا نیست گفت نه جابجا شدند و یک کار کوچکی با تو دارند که با خودم گفتم حتما در رابطه با رفتن به داخل ایران است که بخواهم از اعضای خانواده ام را بیاورم که در ذهنم داشتم حرفها را مرور میکردم که رسیدیم به مقر خالی لکشر ۶۰ که وقتی از ماشین پیاده شدم یک نفر بیشتر انجا بیرون نبود و وارد اولین اتاق شدم دیدم خواهری در کار نیست یک نفر که اسم او یادم نیست در اتاق بود که اسدلله به من گفت بشین بعد ان نفر یک برگه را جلوی من گذاشت و گفت این را بخوان و امضا بکن وقتی خواندم چشمم چهارتا شد گفتم... خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 21.07.2020 لینک به منبع روزهای سیاه ، زندانی که هیچ وقت باور نمیکردم بله در قسمت اول تا انجای رفتیم که به روز موعود رسیدیم در اواسط دیماه بود روز پنج شنبه در نزدیکی محل ورودی اف ... مطلب کامل

    میانجیگری احتمالی کاظمی میان ایران و عربستان بعد از سفر ظریف به بغداد

    تا کنون ایران و عراق به طور رسمی درباره میانجیگری احتمالی کاظمی بین تهران و ریاض، که مهم‌ترین رقیبان منطقه‌ای به شمار می‌روند و روابط پرتنشی دارند، اعلام موضع نکرده‌اند. به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمد جواد ظریف پس از ورود به بغداد ضمن تشریح برنامه‌های سفر خود تاکید کرده که سفرش به عراق از قبل "هماهنگ شده بود". ظاهرا هدف از این تاکید بی‌ارتباط نشان دادن این سفر ... مطلب کامل

    رضا اسلامی: فرقه مجاهدین خلق و مانع تراشی بر سر ملاقات خانواده ها در آلبانی

    رجوی رویا پرداز و آن ارتش کذایی هرشب خوابهای پنبه دانه ایی میدید یک شب ایران را با یک یا دو کار تروریستی فتح میکرد و شب بعد خواب فتح هندو چین را میدید ولی این بادکنک در سال 2003 در عرض چند روز ترکید و اولین نفری که میخواست رهبری انقلاب را ادامه بدهد پا به فرار گذاشت و طبق معمول اول جان خود و همسرش را از مهلکه بدر برد . بعدش چند روز که دولت عراق از هم فرو پاشید  خانواده ها تبدیل به عامل  ضد جنگ ،  عامل وزارت اطلاعات و هزار برچسب دیگر . این واقعیتی است که سالیان تجربه کرده ام و حاصل سالیان عمر از  دست رفته من و دیگر اعضا در مناسبات فرقه بوده است . فرقه مجاهدین خلق و مانع تراشی بر سر ملاقات خانواده ها در آلبانی رضا اسلامی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 20.07.2020 لینک به منبع زمانیکه من در اسارتگاه اشرف در عراق بودم و در زمامداری صدام حسین  مسعود و مریم رجوی در عراق نشست های مبسوطی اندر باب خانواده  برگذار میکردند ، ساعتهای و روزهای متوالی برای امیال ... مطلب کامل

    پاسخ ترند “#مریم_رجوی_گه_خورد” به فرقه تبهکار مجاهدین خلق

    مراسمی که فرقه خائن مجاهدین برگزار کرد را مستقیما پخش نمود. من کاری به ادعا‌های همیشگی‌ رهبر خائن این فرقه ندارم. تکلیف او، هم پالگی‌های او، طرفداران اندک او، و حامیان غربی این تروریست‌ها با تاریخ و مردم ایران روشن است. در میان مردم ایران این فرقه، که سالهاست به صورت یک سازمان جاسوسی-اطلاعاتی‌ درامده است، منفورتر از آن است که بهائی به ادعا‌های آن، ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.