• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • میش مست:بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است ـ ۲

    اتاق به اصطلاح سایت چند تا کامپیوتر داشت با یک مسول مشخص که همه چیز را زیر نظر داشت وبه بالا گزارش میکرد که فلانی فلان کار را کرد یا فلان برنامه رانگاه کرد من هم که هیچگاه اتاق سایت نرفته بودم ضمن اینکه کار با کامپیوتر را بلد نبودم حتی بلد نبودم تایپ کنم خلاصه ماندن من در اتاق سایت آنهم برای مدت طولانی شک بر انگیز بود بار اول ودوم هیچ کاری از پیش نبردم فقط مدتی تونوبت استفاده از کامپیوتر ایستادم بعد هم که نوبت من شد کاری از پیش نبردم بلند شدم رفتم بیرون بار سوم که نوبت من شد دیدم خوشبختانه دو نفر از بچه ها که دنبال کار به اصطلاح خلاف بودند نشسته اند پشت کامپیوتر بغلی از انها کمک خواستم گفتند چه کار میخواهی بکنی خلاصه من را راهنمایی کردند ولی بازم چیزی دستگیرم نشد ولی نا امید نشدم رفتم سراغ نفری که به کامپیوتر وکار با آن اشراف داشت گفت اشکال نداره یک بار برو اسم دخترت را سرچ بزن برام توضیح داد که حتما اگر مطلبی به اسم دخترت باشه خواهی دید شب بعد در یک فرصت مناسب رفتم واسم دخترم را سرچ کردم درعالم ناباوری دیدم بله کلی عکس ومطلب ونامه بالا امد قبلا به ذهنم زده بود که دختری رو که هزگز ندیده ام از کجا وچطور بشناسم ولی به محض دیدن عکس خودم در دست یک زن دیگر شک نداشتم که دختر خود من هست دختری راکه هرگز ندیده بودم حالا دیگر برای خودش ماشاالله یک خانم است نمی دونستم باید چه کار کنم فریاد بزنم از خوشحالی یا گریه کنم واقعیت این بود که هیچکدام از این کارها را نمی تونستم بکنم بغضم را فرو خوردم وبه یک گریه بی صدا اکتفا کردم …

    بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است ـ قسمت دوم

    اولین تماس

    محمد عظیم میش مست ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 16.10.2019

    Albania-Mohammad Azim Mishmast_Shahin 260-410

    به محض رسیدن به این محل که اسمش مفید بود نفرات تقسیم وسازماندهی شدند تا اینکه به مرور همه نفرات به آلبانی رسیدند وهرکس به سازماندهی قبلی خودش برگشت همان سازماندهی که درعراق داشتیم .

    از بدو ورود تذکرات وتوجیهات شروع شد عدم هرگونه تماس با شهروندان آلبانیایی تردد کمتر به شهراز همه مضحک تر برگذاری مستمرنشست های مختلف با نفرات مختلف به بهانه های مختلف بود که تماما سرگرمی وبرای مشغول کردن ذهن وفکر نفرات بود علی رغم بکارگیری تمامی این شگردهای کهنه شده وباوجودتمامی ضوابط ومحدودیتهایی که تحمیل کرده بودند قادر به کنترل افراد آنگونه که خودشان می خواستند نبودند .

    چرا که آن سبو بشکسته وآن پیمانه ریخته بود دیگر آلبانی عراق نبود وسط شهر بودیم هر چقدر هم که تلاش میکردند نفرات را مجددا ازهمان لولوخورخورهای قبلی بترسانند بیفاده بود گفتم که بعد از رسیدن تمامی نفرات به آلبانی مجددا به همان سازماندهی ها قبلی برگشتیم خوب همگی ما همدیگر را می شناختیم وسالیان بود که با هم بودیم چند روزی نگذشته بود که یکی از نفرات که اتفاقا به نسبت بقیه سن وسال کمتری داشت من را صدا زد وبه گوشه ای کشید وآهسته وبا نگرانی به من گفت فلانی یک موضوعی را به توبگویم ناراحت نمی شوی طوری هم صحبت میکرد که بقیه متوجه حرفهای اونشوندکه مبادا مورد بازخواست از طرف تشکیلات قرار بگیرد من که این موضوع را فهمیده بودم به نفر مقابل گفتم خیالت راحت باشد نترس بگو ببینم چی می خواهی بگویی کمی فکر کرد وگفت بیخیال فراموش کن منم زیاد اصرارنکردم چند روز بعد یک نفر دیگر مشابه همین نکات را به من گفت ولی اوهم ترسید اصل مطلب را بگوید چند روزی از این ماجرا گذشته بود هر بار که این دونفر را می دیدم احساس میکردم که دوست دارن نکته ای را به من بگویند از سوالاتی هم که از من میکردند بیشترکنجکاو شدم که موضوع از چه قرار است برای مثال بعد سالیان که با هم بودیم تقریبا بیست وچهارساعته یکی از آنها از من پرسید فلانی مگر تومتاهل بودی مگر توبچه داشتی در ایران من که بشدت از سوالات نفر تعجب کرده بودم گفتم چرا این سوالات را ازمن میکنی  . آخر در تشکیلات کمترکسی چنین سوالاتی از دیگران میکرد رایج نبود راجب گذشته نفر وچنین موضوعاتی از افراد سوال کنی مورد انتقاد  قرار میگرفتی به آدم مارک می زدند که فلانی با فلانی محفل زده خلاصه باز هم نفر طفره رفت وبحث را عوض کرد وچیزی نگفت .

    تا اینکه یک روز با همین نفر رفتیم به شهر ومن سر بحث روباز کردم وگفتم فلانی تویک موضوعی را می خواستی به من بگویی ولی نگفتی راستش من نگران شدم بگوببینم موضوع ازچه قراره تو که من رومی شناسی هرچه بگی پیش خودمون خواهد ماند نگران هیچی نباش که در جواب گفت نه بیشتر می ترسم خودت ناراحت بشی بعد هم به گوش مسولین برسه ویقه من گیر بیفته که چرا این موضوع را به توگفته ام اگر می خواستند تو بدانی خودشان قبل از من به تو می گفتند من که دیگر طاقتم سرآمده بود گفتم نگران هیچی نباش بگو ببینم موضوع از چه قراره هرچیزی هم که باشه من ناراحت نخواهم شد گفت واقعا گفتم بله گفت ببین تو که از عراق به آلبانی آمده بودی خانواده بچه ها امده بودند پشت دیوارهای لیبرتی گفتم خوب به من چه ربطی دارد گفت آخه چندین روز بود که یکی مستمر از پشت بلندگو وگاها بدون بلندگو اسم تورا صدا میزد بعضا با گریه وزاری میگفت فقط می خواهم یک لحظه تورو ببینم این صحبتها را که شنیدم پریدم وسط حرفهاش وپرسیدم زن بود یا مرد گفت من که خودش رو نمیدیدم ولی صدای یک زن بود وقتی نفر با قیافه بهت زده من مواجه شد گفت واقعا تو نمی دونستی گفتم نه با تعجب گفت یعنی می خواهی بگویی تا بحال بت نگفتند گفتم نه هیچکس چیزی به من نگفته با حالت دلسوزی وابراز همدردی به من گفت مگه تو دختر داری گفتم چطور مگه گفت چون اون صدا مستمر التماس میکرد که بابا برای یک بار هم که شده فقط می خواهم تورا ببینم با شنیدن این صحبت ها انگار دچار شوک وسرگیجه شدم بدنم شروع کرد به لرزیدن دیگه توحال خودم نبودم طوری که نفر متوجه احوال من شد وگفت کاش چیزی به تو نگفته بودم  گفتم خوب کردی که گفتی ممنونم از تو خبر خیلی برایم تکان دهنده بود تا دوروز مثل آدمهای گیج ومنگ بودم نمی شد هم که بروم سوال کنم رفتم سراغ نفر دومی که خواسته بود موضوع را به من بگوید در ابتدا گفت بیخیال شو دنبالش رو نگیر بیشتر اذیت می شوی وقتی که دید از موضوع اطلاع دارم گفت قرار بود که به تو نگوییم پس فلانی گفت به تو گفتم آره حالا توبگو ببینم تو چه میدانی که تمامی صحبتهای نفر قبلی را تکرار کرد گفت با هم پشت دیوار بودیم وصحبتها را با هم گوش میکردیم بعد از صحبت با نفر دوم فهمیدم که ماجرا درسته بنابراین تصمیم گرفتم هرطور شده ته وتوی قضیه را در بیارم با چندین نفر مشورت کردم تعدادی گفتند برو توسایت سرچ کن اسم خودت رو هر چه در مورد تو باشد میاد بالا نگاه کن ببین موضوع از چه قرار بوده فقط طوری برو که روی تو حساس نشوند نروی صبح تا ظهر بشینی انجا تو اتاق سایت که به توشک خواهند کرددرست می گفتند چون اتاق به اصطلاح سایت چند تا کامپیوتر داشت با یک مسول مشخص که همه چیز را زیر نظر داشت وبه بالا گزارش میکرد که فلانی فلان کار را کرد یا فلان برنامه رانگاه کرد من هم که هیچگاه اتاق سایت نرفته بودم ضمن اینکه کار با کامپیوتر را بلد نبودم حتی بلد نبودم تایپ کنم خلاصه ماندن من در اتاق سایت آنهم برای مدت طولانی شک بر انگیز بود بار اول ودوم هیچ کاری از پیش نبردم فقط مدتی تونوبت استفاده از کامپیوتر ایستادم بعد هم که نوبت من شد کاری از پیش نبردم بلند شدم رفتم بیرون بار سوم که نوبت من شد دیدم خوشبختانه دو نفر از بچه ها که دنبال کار به اصطلاح خلاف بودند نشسته اند پشت کامپیوتر بغلی از انها کمک خواستم گفتند چه کار میخواهی بکنی خلاصه من را راهنمایی کردند ولی بازم چیزی دستگیرم نشد ولی نا امید نشدم رفتم سراغ نفری که به کامپیوتر وکار با آن اشراف داشت گفت اشکال نداره یک بار برو اسم دخترت را سرچ بزن برام توضیح داد که حتما اگر مطلبی به اسم دخترت باشه خواهی دید شب بعد در یک فرصت مناسب رفتم واسم دخترم را سرچ کردم درعالم ناباوری دیدم بله کلی عکس ومطلب ونامه بالا امد قبلا به ذهنم زده بود که دختری رو که هزگز ندیده ام از کجا وچطور بشناسم ولی به محض دیدن عکس خودم در دست یک زن دیگر شک نداشتم که دختر خود من هست دختری راکه هرگز ندیده بودم حالا دیگر برای خودش ماشاالله یک خانم است نمی دونستم باید چه کار کنم فریاد بزنم از خوشحالی یا گریه کنم واقعیت این بود که هیچکدام از این کارها را نمی تونستم بکنم بغضم را فرو خوردم وبه یک گریه بی صدا اکتفا کردم .

    ————————-

    Albani-khanewade-mohammad azim mishmast

    محمد عظیم میش مست: بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است

    بعد ازتحمل محدودیت ها محرمیت ها وفشارهای روحی وروانی بیشمار نوبت اعزام من به کشور آلبانی فرا رسید. فکر کنم یک اکیپ پنجاه نفره بودیم چندین بار توجیه شدیم مسولین سازمان بلندپایه ترین مسولین تشکیلات به زعم خودشان خطراتی که بر سراه راه ما کمین کرده است را به ما گوشزد ویادآوری میکردند از جمله خطربورژوازی را از همه خطرات خطرناکترین خطر خانواده و مناسبات خانوادگی بود به طرز هیستریکی بر خطر خانواده و ارتباط با خانواده تاکید می شد چندین بار هم حرکت ما به آلبانی به تاخیر افتاد غافل از اینکه مسولین فرقه مشغول چه زدوبندهایی در پشت پرده با مقامات آلبانی هستند. اما هنوز به کشور مقصد نرسیده سازمان دنبال کندن چاهی به مراتب عمیق تر از باتلاق عراق برای نیروهای خودش بود تا کسی نتواند به سادگی ازتشکیلات جدا شود و اگر کسی جرات جداشدن به خودش داد درهمان آلبانی زمین گیر شود و در رویارویی با محدودیتها طرف ازکرده خودش پشیمان شود. از طرف دیگر مسولین فرقه مجاهدین خلق بهانه وحربه ای برای ترساندن نفرات باقیمانده در تشکیلات داشته باشد …

    بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است

    اولین تماس

    محمد عظیم میش مست ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.08.2019

    Albania-Mohammad Azim Mishmast_Shahin 260-410

    سرانجام بعد از سالیان تحمل انواع واقسام شداید وبلاها بعد از تحمل قریب به چهل سال دوری وغربت وبه جان خریدن تمامی خطرات که بارها وبارها تا یک قدمی مرگ پیش رفتم بعد ازتحمل محدودیت ها محرمیت ها وفشارهای روحی وروانی بیشمار نوبت اعزام من به کشور آلبانی فرا رسید.

    فکر کنم یک اکیپ پنجاه نفره بودیم چندین بار توجیه شدیم مسولین سازمان بلندپایه ترین مسولین تشکیلات به زعم خودشان خطراتی که بر سراه راه ما کمین کرده است را به ما گوشزد ویادآوری میکردند از جمله خطربورژوازی را از همه خطرات خطرناکترین خطر خانواده و مناسبات خانوادگی بود به طرز هیستریکی بر خطر خانواده و ارتباط با خانواده تاکید می شد چندین بار هم حرکت ما به آلبانی به تاخیر افتاد غافل از اینکه مسولین فرقه مشغول چه زدوبندهایی در پشت پرده با مقامات آلبانی هستند.

    اما هنوز به کشور مقصد نرسیده سازمان دنبال کندن چاهی به مراتب عمیق تر از باتلاق عراق برای نیروهای خودش بود تا کسی نتواند به سادگی ازتشکیلات جدا شود و اگر کسی جرات جداشدن به خودش داد درهمان آلبانی زمین گیر شود و در رویارویی با محدودیتها طرف ازکرده خودش پشیمان شود. از طرف دیگر مسولین فرقه مجاهدین خلق بهانه وحربه ای برای ترساندن نفرات باقیمانده در تشکیلات داشته باشد زدوبندها وتوافقاتی که بعد از جداشدن به شخصه دیدم که تماما به خواست وتاکید سازمان بوده تمامی محدودیت های اعمال شده بر جداشدگان خواست مبرم سازمان بوده حتی اینکه بعد ازچندسال هنوز هیچ خانواده ای نتوانسته برای دیدن فرزندش به آلبانی بیایید تماما به درخواست سازمان وحامیان آن است در همین رابطه بالاترین مسولش در تشکیلات با وقاحت تمام اعلام کرد که ما به هیچ قیمت نخواهیم گذاشت که پای حتی یک خانواده به آلبانی برسد و تا الان هم عملا نگذاشتند و این فقط ترس ووحشت آنها را از خانوادها می رساند وبس . به هرصورت بلاخره زمان حرکت فرا رسید از عراق به ترکیه و از انجا به آلبانی پرواز کردیم لازم به ذکر است که تمام هزینها هم بر عهده کمیساریا بود بعد از رسیدن به آلبانی وثبت نام شدن در فرودگاه به یک کمپ موقت رفتیم کمپ به دلیل نداشتن امکانات مکفی وازطرفی آمدن نفرات بعدی سریع از نفراتی که قبلا رسیده بودند تخلیه می شد تا جا برای نفراتی که از عراق خواهند رسید باز باشد به همین دلیل من یک شب بیشتر در آن کنپ نماندم وفردای آن روز با اتوبوس به مقر سازمان رفتم این مقر شامل چندین دستگاه آپارتمان بود که برخی حتی هنوز آماده نشده بودند با محوطه ای پر از زباله ساختمانی وخیابانی خاکی به مرور هم برتعداد ساختمانها افزوده شد هم محوطه آماده شد جهت اطلاع تمامی خرج و مخارج از اجاره بهای ساختمانها تا کلیه وسایل زندگی توسط کمیساریا پرداخت می شد .به محض رسیدن به این محل که اسمش مفید بود نفرات تقسیم وسازماندهی شدند تا اینکه به مرور همه نفرات به آلبانی رسیدند وهرکس به سازماندهی قبلی خودش برگشت همان سازماندهی که درعراق داشتیم .

    از بدو ورود تذکرات و توجیهات شروع شد عدم هرگونه تماس با شهروندان آلبانیایی تردد کمتر به شهراز همه مضحک تر برگذاری مستمرنشست های مختلف با نفرات مختلف به بهانه های مختلف بود که تماما سرگرمی وبرای مشغول کردن ذهن وفکر نفرات بود علی رغم بکارگیری تمامی این شگردهای کهنه شده وباوجودتمامی ضوابط ومحدودیتهایی که تحمیل کرده بودند قادر به کنترل افراد آنگونه که خودشان می خواستند نبودند .زمین عوض شده بود کلاقوانین عوض شده بود ولی سران تشکیلات کماکان تلاش میکردند که همه افراد را اسیر همان ذهنیت های قبلی که خودشان برای افراد ساخته بودند نگهدارند غافل ازاینکه آلبانی دیگرعراق نیست.

    پایان قسمت اول

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    Sobhani_hassan Heyrani 260-410

    گفتگوی محمد حسین سبحانی با حسن حیرانی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

    فکرکنم شما یکی ازنکات خیلی مهمی را که بعد ازجدایی ازسازمان مجاهدین اعلام کردید و در مورد آن  افشاگری کردید یک روشی بوده که درسازمان مجاهدین خلق بوده و آن […]

    Albania-Khanewade -260-410

    مالک بیت مشعل : سوالی از فرقه مجاهدین که هنوز جواب نگرفته ام

    یک روز در دریاچه ی نور اشرف بودیم که تعطیلات عید بود و وقتی افراد مقر های مختلف می آمدند طوری محل استقرار را برنامه ریزی می کردند که حتی […]

    Albania-khanewade- Mirzayi-Mojahedin-Khalq

    غلامعلی میرزایی : خانواده پاشنه آشیل فرقه مجاهدین خلق ـ آیا گذشت زمان ماهیت فرقه رجوی را تعغیر می دهد؟

    بعد که به مقر آمدم گفتند آماده شو برای مصاحبه که فردا جواب همین اسامی که می گویی خوانده شده را بدهی .گفتم با بحال جلو دوربین صحبت نکردم ونمی […]

    Albania-yekan Sayberi MKO 260-410

    پرویز حیدرزاده: یگان سایبری فرقه مجاهدین خلق در آلبانى

    دستور مریم رجوى به سران تشکیلات براى تبلیغات دروغین و شیطان سازى و سیاه نمایى از وضعیت ایران واینکه اربابش قصد حمله دارد و بلاطبع بالا بردن جنبه تبلیغى مثبت […]

    Albania-Hassan-shahbaz-260-410

    حسن شهباز:از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت 7 – زندان اختیار و آگاهى

    بدین گونه بود که ما بعد از مدتی دریافتیم که همه این فعالیتها تحت عنوان کار اجتماعی چیزی نبود جز خوش خدمتی سران فرقه به نیروهای ایالات متحده که بعداز […]

    Albania-Nejatyaftegan dar albani az Mojahedin khalgh 260-410

    حسن حیرانی : گزارشی از وضعیت اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

    خلاصه ما رفتیم کمیساریا و هرچه گفتند از جایمان تکان نخوردیم تا رئیس که یک خانم بود با معاونش اومدند،  همه موضوعات رو گفتیم و ازجمله اینکه آقای سوکل شیدی گفته […]

    Albania-Ali Hajari-Madar-mojahedin - 260-410

    هاجری: بعد از گذشت 40 سال ، هنوز دیدگاه ارتجاعی فرقه مجاهدین خش برنمیدارد

    از جمله کارهایی که فرقه برای در بند نگه داشتن افراد میکرد و میکند بدور بودن آنها از پیشرفت و تکنولوژی است این در دیدگاه رجوی و ایدئولوژی عقب افتاده […]

    Albania-gholamali Mirzaie -Khaterat 260-410

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هشتم

    صبح درب را باز کردند ومقداری نان ویک ظرف که داخل آن چای شیرین بود آوردند با تعدادی لیوان پلاستیکی . بعد از 24ساعت بدون چای وشب سرد را گذراندن […]

    Rajavi-Saddam 260-410

    احسان بیدی : رجوی ماهیتابه به دست به امید تخم زیر کرکس های سیاه می دود

    مریم رجوی این سیمرغ مزدورنشان نیز در عمل نشان داده که  توان نشست و برخواست بر قله های خفت و خواری و وطن فورشی را دارد، یکبار با اربابان آمریکایی ، […]

    30 khordad 1360-260-410

    غلامرضا شکری : فرقه مجاهدین خلق و آخرین سی خرداد

    حالا هم در آلبانی دلار های امریکایی و عربستانی خوبی داره خرج میکنه ، دکور سالن درست میکنه و شبانه روز آدم های بیچاره رو به کار میگیره تا بگه […]

    khodsouzi-Mojahedin-Rajavi 260-410

    موسی دامرودی: ژوئن 2003 و دستگیری مریم عضدانلو ـ رجوی

     باید سئوال کرد کدام آرمان ؟ آرمان سرنگونی ، بقول سران فرقه رجوی با اینکار آنها بدهکاری خود نسبت به مریم و آرمانهای مریم را پرداختند ، در اشرف هم […]

    Rajavi-Heshmat-Alawi-Capture-260-410

    حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی ، مجاهدین خلق (قسمت سوم)

    تقریبا همه نفرات در سازمان حتی آنهایی که در کار فضای مجازی نبودند و کارهای جاری اعم از آشپزخانه یا غیره انجام می دادند حساب توییتر داشتند که هر شب […]

    پاسخ دهید

    واردشده به عنوان AdminAzadiبیرون رفتن؟

     

    name="submit" type="submit" value="فرستادن دیدگاه" />

    تمام حقوق این سایت برای © 2016 نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی. محفوظ است.
    ———————————————–

    مطالب مرتبط :

    بی دقتی و یاخود زنی بعضی از رسانه های هویت طلب آذربایجانی

    مثلا ما ازگذشته های دور سراغ داریم که ناسیونالیست های آذربایجانی، سازمان مجاهدین خلق ایران را یکی از دشمنان زبان آذربایجانی دانسته وهمواره برحفظ فاصله با این جریان شووینیستی تاکید میکرد. این جریانات آذربایجانی ، ازهر طیف ودسته ای وبدون توجه باینکه درکدامیک ازنحله های فکری ناسیونالیزم آذربایجانی حضور دارند ، برای حفظ حرمت خود همواره فاصله ی زیادی با مجاهدین خلق که عملا به باند رجوی تبدیل ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    او بر این باور نیست که خشونت‌پرهیزی یک فلسفه ایده‌آلیستی و تاکتیکی منفعلانه است. برعکس، در درون استراتژی‌ها، سیاست‌ها و تاکتیک‌های خشونت‌پرهیز، نیروی مقاومت‌گر و افشاگری وجود دارد که نهادها و وضعیت مسلط را به چالش می‌کشد و در مشروعیت‌شان تردید ایجاد می‌کند. این شکل از مقاومت، برخاسته از خشم و عمل فعال علیه انواع بی‌عدالتی و تبعیض است. باتلر در کتاب خود می‌کوشد تا خشونت ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    حالا این فرقه ی پست در این غربت وبیکاری وبلا تکلیفی این ادما و هوادارای خودشو به بهانه ی کرونا مستمری را قطع کرده و انها رو بحال خودشون رها کرده.  ای فرقه ی پست که مدعی اسلام انقلابی هستید .ایا این کار شما بعد از سالیان بازی کردن با سرنوشت ادما با دروغ ونیرنگ و دجالیت ،حالا جواب این همه زحمت همینه ، ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

    یک آدم ۹۸ ساله الان تو تلویزیون نروژ ۲ سال پیش داشت حرف می زد. جزو کانون های شورشی بوده. می گفت، به من گفتند این آدرس رو ببین شهر درامنت جنوب نروژ. برو یک کسی توی آن خانه است و بکشش. اونموقع که موبایل نبوده. می گفت من موتور سیکلت را گرفتم و رفتم اونجا نگاه کردم دیدم یه خونه ای هست و یک ... مطلب کامل

    عوارض مبارزات مسلحانه و خشونت‌آمیز برای تغییر رژیم‌های سیاسی

     براستی چرا این فرقه که دم از محوریت در عالم میزند اینقدر ضعیف و خار و ذلیل شده است ؟؟؟ به چه دلیل توان و کشش این را ندارد که فرزندی در حد مکالمه با مادرش صحبت کند در صورتیکه بقول رجوی در زمان شاه زمانیکه ما زیر اعدام بودیم مادرم به ملاقات من میآمد و حالا چه شده که حتی یک مکالمه مادر و فرزند را برنمیتابید ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    این نمایش مسخره پرده های دیگری را هم در پی داشت تا اینکه رهبران مجاهدین، ابوالقاسم(محسن) رضایی را به برنامه ای دیگر از تلویزیون خود فرستاد تا این بار شدت عمل بیشتری از خود نشان دهد. آنها پرویز خزایی نماینده رجوی در نروژ را به پای این مجادله کشاندند تا آنچه خود نمی توانند بگویند را از زبان او جاری سازند ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    درست است که موسی خیابانی با افرادی مثل مهدی ابریشمچی، عباس داوری ،محمود عطایی و دیگران تفاوت داشته است، اما او  یعنی موسی خیابانی هم زیر  مسعود رجوی جای می گرفته است و  اگر چه با بقیه اعضای مرکزیت فاصله داشته است ولی او هم  زیر مسعود رجوی جای داشته است. وقتی مسعود رجوی در هفتم مرداد فرار می کند و به فرانسه می رود در واقع ... مطلب کامل

    همچنان ترور و خشونت در دستور کار رهبری فرقه مجاهدین خلق

    اما تنها روزنه اى كه به من و ما اميد و جرقه  عشق و زندگى مي داد،  حضور خانواده ها براى ديدار با عزيزان اسير خود در چنگال رجوى بود. وقتى فرياد خانواده ها از پشت حصار پادگان اشرف با وجود محدوديت هاى رجوى كه در راستاى عدم شنيدن صداى خانواده بود، را مي شنيديم جرأت پيدا كرده و بذر اميد به زندگى در دلهاي مان كاشته ... مطلب کامل

    مجاهدین خلق یک فرقه هستند

    خب، آمریکا ارتجاعی ترین جناح را برای چنین اقدامی انتخاب کرده تا پروژه جانشین سازی آنها را پیش ببرد. اینها مجاهدین خلق نام دارند. گروهی از تبعیدیان ایرانی که از عملیات های ویژه آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت می کنند. بله سازمان مجاهدین خلق که قبلا توسط ایالات متحده آمریکا در بین سازمان های تروریستی خطرناک طبقه بندی شده بود. گروهی که در ایران ... مطلب کامل

    محمد سیدی: عشق را پایانی نیست، بمناسبت درگذشت مادر فداکار آقای محمدیان

    رجوی خانواده را " الدنگ " و سد امیال فرقه گرایانه اش می‌داند و در فرقه مجاهدین عشق را حرام و ممنوع کرده است. چه عشق  به جنس مخالف و چه عشق  مادر و پدر به فرزند یا برعکس . چرا رجوی ابراز هر گونه  عاطفه را ، جز به خودش ، ممنوع کرده است؟ چرا این مادر فداکار و قهرمان که یک دهه قبل برای ملاقات فرزندش ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan - haber | malatya haber | malatyahaber | malatya haberleri | malatya sondakika | malatya sondakika haberleri | malatya asayi haberleri | malatya spor haberleri | yeni malatyaspor | malatya reklam | yeilyurt haber | battalgazi haber | malatya belediye haberi | malatya rehber | yeilyurt belediyesi | battalgazi belediyesi | malatya bykehir belediyesi | yeilyurt belediyesi | malatya seim | malatya aday adaylar | malatya akparti adaylar | malatya mhp adaylar | malatya chp adaylar | malatya korona haberleri | malatya gncel | malatya haber 44 | malatya haber trafik kazas | malatya haber net |