• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند،خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت ۱۰

     آن شب هر کاری کردم رغبت نکردم چیزی بخورم با همان دو عدد سمون که یکی برای صیحانه ویکی برای شام بود خودم را قانع کردم که اینطور راحت تر هستم و یک عدد از همان سمون ها را خوردم و گفتم شاید فرذا اوضاع بهترشد. شب را باهمان حالت نشسته و چرت زدن تا صبح به هرترتیبی بود گذراندم . صبح زود روز بعد تعدادی نظامی دژبان صدام حسین که حفاظت کمپ را ذاشتند با سرعت و با ضربات کابل به دربها می کوبیدند که همه بیدار شوند تا برای آمار گیری همه سر پا باشند . بعد از این کار درب هر اتاق را باز می کردند و آمارگیری را همراه با زدن کابل انجام میدادند . بستگی داشت که شانس چه کسی باشد چند کابل به عنوان صبحانه از هرکس پذیرایی کنند. بعد از اتمام آمارگیری درب هر چنداتاق را باهم باز می کردند جهت شستن دست و صورت و شستن ظرف کذایی. با کدام آب ؟ آن هم بااین همه جمعیت که تقریبی 300نفر می شد و در مدت یک ساعت این نفرات بایستی کارهایشان را انجام داده و به اتاق برمی گشتند …

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت دهم

    غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 01.11.2019

    لینک به منبع

    Albania- Ferghe mojahedin-Gholamali mirzayi- Azim mishmast

    لینک به قسمت نهم

    لینک به قسمت هشتم

    لینک به قسمت هفتم

    لینک به قسمت ششم 

    لینک به قسمت پنجم

    لینک به قسمت چهارم

    لینک به قسمت سوم

    لینک به قسمت اول و دوم

    Albania-khanewade- Mirzayi-Mojahedin-Khalq

    غلامعلی میرزایی .خاطرات قسمت دهم 

    در همان وضعیت با چند سرباز که هرکدام کابل های سیمی دستشان بود من را به سمت دیگر کمپ بردند که در هر دو سمت یک ساختمان دو طبقه بود و روی دیوار هرکدام شماره بلوک یا همان قاطع را نوشته بودند . من را به قاطع 2 طبقه بالا اتاق 15 بردند البته روی دیوار شماره اتاق نوشته شده بود. درب اتاق را باز کردند و من را پرت کردند داخل چند لحظه ای گیج بودم ولی وقتی به خود آمدم متوجه شدم که حدود 120 نفر در اتاق هستند و فقط می توانستی در حالتی بنشینی که زانوهایت را جمع کنی و روی سینه ات قفل کنی ، جای تکان خوردن نبود . ازهوای اتاق که برای تنفس حرفی نزنیم بهتر است.

    از اهالی منطقه کردستان که از حمله نیروهای بعثی می خواستند به جای امنی بروند ، ولی آنها را به عنوان اسیر گرفته بودند که اکثریت در سنین بالا بودند تا سربازان و درجه داران. البته کسی درجه ای نداشت ولی معلوم بود که چه کسانی هستند. در همان نزدیکی ورودی درب اتاق یک جایی نفراتی که نشسته بودند باز کردند و من هم با همان حالت نشستم.

    Albania-Gholamali Mirzayi2

    مدتی سکوت برقراربود چون کسی را نمی شناختم تا اینکه یکی از همان نفرات که به زبان کردی صحبت می کرد از من پرسید که کجا اسیرشدم که به او گفتم و درادامه نفراتی دیگر آمدنداین وضیعت ادامه داشت با اینکه درب اتاق بازشد و چنذ سرباز عراقی با هم وارد شدند که در دست هرکدام وسیله ای بود، پتو ،سیگار ، نان و یک سطل بزرگ آب که اگر اشتباه نکنم حدود 120 لیتری بود. دو تا پتو سبز رنگ به من دادند با یک سری وسایل و بقیه را وسط اتاق گذاشتند و بیرون رفته درب را قفل کردند. نفری که معلوم بود به عنوان ارشد اتاق گذاشتند بلندشد و به هر نفر یک بسته سیگار بغداد داد. فرق نمی کرد سیگاری باشی یا نه بعد نوبت توزیع غذا رسید به هرنفر 2عدد نان سمون داد. بعد با صدای بلند گفت که ظرفها را برای غذا آماده کنید . نفرات هرکدام یک کیسه سفید داشتند که همه درب کیسه ها را باز کردند و ظرفهای غذا را بیرون آوردند. ظرف غذا حالا چی بود؟ از همان پیاله هایس از فلز روی که در بعضی از خانه ها یا مغازه های ریش تراشی درایران که دیگر در دورترین مناطق ایران هم استفاده نمی شد هم برای خوردن غذا ،هم چای ، هم برای اصلاح صورت داده بودند؟

    در این لحظه مات شده بودم که آیا من دارم اشتباه می بینم یا کار آنها درست است به ناگهان یک نفر که نزدیک بود گفت مگر تو غذا نمی خوری؟ گفتم چرا ولی با چی گفت با همین ظرفهای که ما داریم کاسه ریش تراشی . گفتم بعد چطوری ریش میزنی گفت یک کم آب بهش میزنم ریشم را می تراشم و سپس آن را برای غذای بعد آماده می کنم. آن موقع چای نمی دادند و گرنه بایستی برای چای هم از آن استفاده می کردی. زمان بیرون رفتن هم که یک ساعت بیشتر نبود آن هم باآن همه جمعیت و سرویسهای بهداشتی که بایستی تا زانو درآب فاضلاب می رفتی و در ضمن آبی هم نبود که ظرف یا کارهای فردی خودت را انجام بدی. حالا  فکرمی کنید غذا چی بود؟ پوست بادمجان که دراب پخته شده بود بدون هیچ گونه موادی. آن شب هر کاری کردم رغبت نکردم چیزی بخورم با همان دو عدد سمون که یکی برای صیحانه ویکی برای شام بود خودم را قانع کردم که اینطور راحت تر هستم و یک عدد از همان سمون ها را خوردم و گفتم شاید فرذا اوضاع بهترشد. شب را باهمان حالت نشسته و چرت زدن تا صبح به هرترتیبی بود گذراندم . 

     صبح زود روز بعد تعدادی نظامی دژبان صدام حسین که حفاظت کمپ را ذاشتند با سرعت و با ضربات کابل به دربها می کوبیدند که همه بیدار شوند تا برای آمار گیری همه سر پا باشند . بعد از این کار درب هر اتاق را باز می کردند و آمارگیری را همراه با زدن کابل انجام میدادند . بستگی داشت که شانس چه کسی باشد چند کابل به عنوان صبحانه از هرکس پذیرایی کنند. بعد از اتمام آمارگیری درب هر چنداتاق را باهم باز می کردند جهت شستن دست و صورت و شستن ظرف کذایی. با کدام آب ؟ آن هم بااین همه جمعیت که تقریبی 300نفر می شد و در مدت یک ساعت این نفرات بایستی کارهایشان را انجام داده و به اتاق برمی گشتند  تا اتاقهای دیگر برای انجام کارشان بروند. البته اکر نمی رفتی خیلی بهتر از این وضعیت بود که بر می گشتی. این کار به مدت سه روز ادامه داشت. در همین مدت که در این اتاق بودم هیچکس که اشنایی قیلی با او داشته باشم نبود. تا اینکه یک روز که بلوک رویروی را برای همین کارهای هوا خوری و…بازکردند از پنجره نگاه می کردم که ناگهان چند نفر از دوستان قدیمی را دیدم که با سرعت به سمت محوطه می روند . حالت دوگانه ای داشتم از یک طرف خوشحال که تنها نیستم .ازطرف دیگر هم چرا آنها اسیر شدند . آن روز هرچقدر از پنجره آنها را صدا زدم نشنیدند. 

    ادامه دارد

    ــــــــــــــــ

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت نهم

    غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 25.09.2019

    Albania- Ferghe mojahedin-Gholamali mirzayi- Azim mishmast

    لینک به قسمت هشتم

    لینک به قسمت هفتم

    لینک به قسمت ششم 

    لینک به قسمت پنجم

    لینک به قسمت چهارم

    لینک به قسمت سوم

    لینک به قسمت اول و دوم

    ادامه خاطرات قسمت نهم. 

    بعد از چند روز در وزارت دفاع روز 18 مهرماه 1359 بک اتوبوس آمد جلوی همان در اتاقی که بودیم ما را سوار کردند .بعد از عبوراز شهر به بیابانهای خاکی رسیدیم که معلوم نیود مقصد کجاست از شهر بغداد که عبور کردیم به بیابانهای شنزار وبی وآب وعلف با سرعت خودرو در مقابلمان عبور می کرد و همه در یک اضطراب ونگرانی وسکوت کامل که مقصد کجاست بعد ازحدورد یک ساعت به شهری رسیدیم که با نوشته عربی که بر آن حک شده بود به شهر فلوجه خوش امدید فکر کردیم خوب است داخل شهر هستیم ولی اتوبوس از شهر عبور کرد و دوباره با همان صحنه های بیابان مواجه شدیم مسافتی را خودرو طی کرد به شهری دیگر رسیدیم بنام حبانیه باز هم خیال بافی در ذهن که همین جاست ولی مسیر نا معلوم ادامه داشت تا به شهری دیگررسیدیم بنام رمادیه و با یک تابلو فرعی اگر اشتباه نکنم بنام الانبارکه ما را به سمت الانبار بردند که مسیراتوبانی به سمت کشور اردن را نشان می داد. بعد از مسافتی اتوبوس به یک مکان فرعی پیچید وحدود نیم ساعتی در این مسیر بودیم که متوحه ساختمانهای نظامی شدم البته همه با یک شکل ساخته شده که اطراف همه را سیم خاردار زده بودند .در حین عبور می گفتم همین یکی است ولی خودروادامه داد تا در نهایت در یک فرعی دیگر که خیابان اسفالت با عرض کوچک که سمت راست آن یک پادگان بود با حصار سیم خارداروسمت چپ آن ساختمانهای با اتاقهای کوچکتر متوقف شد. 

    افسران وسربازان مسلح پیاده شدند تعدادی به سمت ساختمانهای کوچک که بعدها معلوم شد اتاقهای افسران اردوگاه وسربازان بوده رفتند وتعدادی اطراف خودرو نگهبانی می دادند. 

    زمان با کندی می گذشت یکدفعه تعدادی افسر با سربازان مسلح از ساختمان بیرون امدند .تعدادی به سمت ما که داخل اتوبوس نشسته بودیم در حال آمدن بودند وتعدادی دیگر به سمت ساختمانی های که اطراف آن سیاج وسیم خاردار کشیده شده بود می دویدند.  

    در اتوبوس باز شد وچند افسر وچندین سرباز مسلح درب اتوبوس ایستادند ویک افسر که یک لیست در دست داشت اسامی رایک به یک می خواند ونفرات پیاده می شدند وبه سمت درب ورودی سیاج که تا آنجا نفر چیده شده بود با کابل هدایت می شدند.نفراتیکه در داخل اتوبوس اتوبوس نشسته بودند همه نظاره گر این بودیم که چه سر نوشتی در انتظاراست چون فاصله با داخل سیاج دور بود نمی شد به راحتی دید که انجا چه اتفاقی دارد می افتد .تا اینکه نوبت به من رسید واسم من را خواندند از اتوبوس که پیاده شدم اولین استقبال با چند ضربه کابل ضخیم برق شروع شد. 

    حدود بیست متری با درب اصلی راه افتادیم در همین فاصله نگهبانان مسلح یک چیزهای می گفتند وما عبور می کردیم از لحن آنها متوجه می شدم که فحش می دهند .وارد درب سیاج شدیم اطراف دو طرف ورودی سربازان با کابل منتظر بودند .واین درحالی بود که اکثر نفرات حتی زیر پیراهن هم به تن نداشتند.نفرات را تک به بک می بردند تا استقبال بخوبی انجام شود.من که وارد تونل شدم از هردو سمت مورد استقبال گرمی قرار گرفتم فقط تنها کاری که می شد بکنم این بود که سروصورتم را با دست بپوشانم تا لااقل چشم وصورتم صدمه نبیند. 

    البته با همه نفرات همین کارشد فرقی بین جوان و پیر نبود.بعد ازپذیرایی اولیه وارد محوطه اردوگاه شدیم.در قسمت سمت راست یک ساختمان دوطبقه که به زبان عربی نوشته بود قاطع 3(به فارسی خودمان بلوک3)ودر سمت چپ بلوک 1و2 بود همه ما را که حدود 30 نفربودیم یه خط کرند وبه سمت قاطع سه بردند.در پشت یک اتاق که بعدها معلوم شد بهداری است نگه داشتند پشت اتاق که به داخل اردوگاه بود یک پنجره با میل گرد وطوری کشیده شده بود که یک صندلی آنجا گذاشته شده بود ونفرات بایستی می رفتند روی صندلی چند دقیقه می نشتتد وسپس آنها را با یک سرباز مسلح به بلوکهای مختلف می بردند.نوبت من شد روی صندلی نشستم وبداخل پنجره که طوری داشت نگاه کردم دیدم چنر نفر در داخل هستند که افراد را شناسایی می کنند .با وجودی که تاریک بود معلوم بود عراقی نیستندوفت من هم تمام شد ومن را به سمت یک بلوک بردند. 

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    دسته: انتخاب سردبیر

    Albani-khanewade-mohammad azim mishmast

    محمد عظیم میش مست: بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است

    بعد ازتحمل محدودیت ها محرمیت ها وفشارهای روحی وروانی بیشمار نوبت اعزام من به کشور آلبانی فرا رسید. فکر کنم یک اکیپ پنجاه نفره بودیم چندین بار توجیه شدیم مسولین […]

    Fahimeh-Arvani-Maryam Rajavi 260-410

    غلامعلی میرزایی: به بهانه کار در اروپا ولی اسارت در عراق و قلعه اشرف

    البته رجوی ، سرکرده فرقه مجاهدین خلق  ازاین بحث چند هدف را پیش می خواست ببرد . یک اینکه رقابت و چشم وهم چشی بین نفرات بیندازد وهمه را چند […]

    Albania-Rahmman Mohammasian- 5 -260-410

    رحمان محمدیان: رجوی و فرقه مجاهدین خلق در آلبانی بازهم بور شدند

    بیاد دارم وقتی که قبل از بسته شدن رمسا و خدمات کمیساریا به جدا شدگان با کارمندان کمیساریا دیدار و به کارشان اعترض می کردیم، رک و روشن بمن گفتند […]

    Albania-madar Delfani-Gholamali Mirzayi 260-410

    غلامعلی میرزایی: دریافت اجازه کار در آلبانی – تلاش بی وقفه اعضای جدا شده از فرقه مجاهدین خلق جواب داد

    به وزارت کشور هم مراحعه کردیم اصلا نمی پذیرفت که ملاقات کند وحرف ماها را بشنود.تا اینکه حدود سه ماه پیش کمیساریا که یک ارگان بی طرف باید باشد در […]

    Albani-Aktion- Aazaye nejaatyafte dat Albani260-410

    عظیم میش مست: شکست خفتبار برای رجوی ، دولت آلبانی بر خلاف تمایل رجوی به اعضای جداشده در آلبانی اجازه کار داد

    تحت تاثیراقدامات وفشارهای فرقه مجاهدین خلق ، دولت آلبانی ازهرگونه کمکی به جداشدگان خودداری میکرد به این امید که جداشدگان را نا امید وتحت فشارواداربه ترک آلبانی کند چراکه این […]

    Sobhani_hassan Heyrani 260-410

    گفتگوی محمد حسین سبحانی با حسن حیرانی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

    فکرکنم شما یکی ازنکات خیلی مهمی را که بعد ازجدایی ازسازمان مجاهدین اعلام کردید و در مورد آن  افشاگری کردید یک روشی بوده که درسازمان مجاهدین خلق بوده و آن […]

    Albania-Khanewade -260-410

    مالک بیت مشعل : سوالی از فرقه مجاهدین که هنوز جواب نگرفته ام

    یک روز در دریاچه ی نور اشرف بودیم که تعطیلات عید بود و وقتی افراد مقر های مختلف می آمدند طوری محل استقرار را برنامه ریزی می کردند که حتی […]

    Albania-khanewade- Mirzayi-Mojahedin-Khalq

    غلامعلی میرزایی : خانواده پاشنه آشیل فرقه مجاهدین خلق ـ آیا گذشت زمان ماهیت فرقه رجوی را تعغیر می دهد؟

    بعد که به مقر آمدم گفتند آماده شو برای مصاحبه که فردا جواب همین اسامی که می گویی خوانده شده را بدهی .گفتم با بحال جلو دوربین صحبت نکردم ونمی […]

    Albania-yekan Sayberi MKO 260-410

    پرویز حیدرزاده: یگان سایبری فرقه مجاهدین خلق در آلبانى

    دستور مریم رجوى به سران تشکیلات براى تبلیغات دروغین و شیطان سازى و سیاه نمایى از وضعیت ایران واینکه اربابش قصد حمله دارد و بلاطبع بالا بردن جنبه تبلیغى مثبت […]

    Albania-Hassan-shahbaz-260-410

    حسن شهباز:از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت 7 – زندان اختیار و آگاهى

    بدین گونه بود که ما بعد از مدتی دریافتیم که همه این فعالیتها تحت عنوان کار اجتماعی چیزی نبود جز خوش خدمتی سران فرقه به نیروهای ایالات متحده که بعداز […]

    Albania-Nejatyaftegan dar albani az Mojahedin khalgh 260-410

    حسن حیرانی : گزارشی از وضعیت اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

    خلاصه ما رفتیم کمیساریا و هرچه گفتند از جایمان تکان نخوردیم تا رئیس که یک خانم بود با معاونش اومدند،  همه موضوعات رو گفتیم و ازجمله اینکه آقای سوکل شیدی گفته […]

    Albania-Ali Hajari-Madar-mojahedin - 260-410

    هاجری: بعد از گذشت 40 سال ، هنوز دیدگاه ارتجاعی فرقه مجاهدین خش برنمیدارد

    از جمله کارهایی که فرقه برای در بند نگه داشتن افراد میکرد و میکند بدور بودن آنها از پیشرفت و تکنولوژی است این در دیدگاه رجوی و ایدئولوژی عقب افتاده […]

    راهبری نوشته‌ها

                                    

     

    مطالب مرتبط :

    آقای میرزایی در مصاحبه با BBC: من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در  آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین  خلق به رهبری رجوی ... مطلب کامل

    آقای میرزایی در مصاحبه با BBC: من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    با این وصف از رهبری و رهبران مجاهدین که در اثر داغ کردن خر در عراق، داغ شده و به نیروهای زواردررفته شان آماده باش صد در صد داده اند، اگر بتوانند دو یا سه کلمه حرف حساب امروزی را پاسخ دهند، مابقی ناز شصت شان. شما که از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن می گویید بدون این که اسباب و وسایلش را داشته باشید و بدون این ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: زلزله های آبان و بیرون آمدن روح صدام و مسعود رجوی از تابوت

    در بیستمین سالگرد آن دوران خوفناک، مجاهدین به رهبری مریم همچنان پروسه دگردیسی ضدانقلابی خود را با سرعتی مافوق تصور طی می کنند و در سراشیب انحطاط اخلاقی و سیاسی، به خیانت مشغول هستند. نگاهی به سایت ها و رسانه های مجاهدین نشانگر این واقعیت است که رهبریت مجاهدین در مسیر تکمیل و پیمایش این دگردیسی، ماهیت 13 آبان را هم متناسب با سیاست “امپریالیسم ... مطلب کامل

    نامه اعضای جدا شده به رییس جمهور آلبانی ـ توطئه فرقه مجاهدین علیه آقای احسان بیدی محکوم است

    ما بطور قانونی وارد کشور شما شده وکاری بر خلاف قوانین انجام نداده و به رعایت قوانین ملتزم هستیم. به همین دلیل هم انتظار داریم با ما که سختی های زیادی متحمل شده ایم، محترمانه و بر اساس قوانین رفتار شود. اما متاسفانه ما شاهد برخی اعمال هستیم که ما را نگران می کند از جمله اخیرا یکی از دوستان ما بنام «احسان بیدی» توسط پلیس مورد بی احترامی، دستگیر وبه زندانی ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند: چه کسی پاسخگوی اعمال تروریستی مجاهدین در اروپا است؟

    این سازمان هم با ترور اخلاقی و هم با سرکوب فیزیکی منتقدان خود در اماکن عمومی و جلسات، مخوف تر و تروریست تر از گذشته عمل می نماید. خارج کردن این سازمان از لیست تروریستی، آنان را وحشی تر از گذشته و بی پروا تر نموده است. رهبران این سازمان به سبک و سیاق گذشته به دسیسه چینی، پرونده سازی و تخریب ایرانیان آزاده ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند: چه کسی پاسخگوی اعمال تروریستی مجاهدین در اروپا است؟

    من نمیدانم که اصلا استمالتی دربین بوده یانه!   آنچه را که با چشم خود میبینیم ، درتنگنای شدید قرار دادن مردم درعرض این 4 دهه است واین رجوی است که باید جواب دهد که چرا در گرماگرم این فشار بزرگی که برگرده مردم آورده شده ، آخوندها به ناز ونعمت رسیده اند. آیا معنی این حرف رجوی این نیست که دشمنی های این دنیای ... مطلب کامل

    جواد فیروزمند: چه کسی پاسخگوی اعمال تروریستی مجاهدین در اروپا است؟

    او مدتی هم پشت صدام حسین مخفی شد و در سال 2003 بعد از سرنگونی صدام حسین با تقدیم دو دستی اعضای مجاهدین و تمام سلاح های آن ها به آمریکایی ها، تلاش کرد تا زیر دامن آمریکا برود و دامن بپوشد. او طی سالیان تلاش کرد که اعتماد „نوری المالکی“ نخست وزیر عراق را به دست بیاورد و زیر دامن او نیز برود. مسعود رجوی، طی ... مطلب کامل

    باز نشر یک مقاله از ۱۵ سال قبل: آیا مسعود رجوی عراق، مقتدی صدر است؟

    با توجه به ناآرامي های خونين عراق مقاله زير  به قلم محمد حسین سبحانی كه 15 سال قبل در تاريخ 7 آپریل 2004  نگارش و در سايت ايران قلم و ايران اينترلينك منتشر شده ، بدون هيچ توضيح تكميلي بازنشر می شود. ايران قلم ـ 04.11.2019   آیا مسعود رجوی عراق، مقتدی ... مطلب کامل

    باز نشر یک مقاله از ۱۵ سال قبل: آیا مسعود رجوی عراق، مقتدی صدر است؟

    وقتی دیدند که من کوتاه بیا نیستم گفتن که چه چیزی عوض شده که تو بعد ازسالیان به فکر تماس باخانواده افتاده ای تهدیدات این کار را تو نمیدانی معلوم است که از انقلاب و خواهرمریم فاصله گرفته ای وشروع کردند به یک مشت چرندیات گفتن تا هرطورشده من را وادار به کوتاه آمدن کنند.  گفتم هرفکری که میخواهید درمورد من بکنید بکنید زیاد ... مطلب کامل

    باز نشر یک مقاله از ۱۵ سال قبل: آیا مسعود رجوی عراق، مقتدی صدر است؟

    خواسته هاى به حق مردم لبنان و عراق و نقش فتنه گرى رجوى عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم نوامبر 2019:… شكى نيست كه بعد از سرنگونى صدام، آمريكا از اهرم منافقين براى تحقق اهدافش استفاده مي كرد همانگونه كه اين فرقه براى صدام اهرم استثنايى بود بر ضد مردم و كشور خودش. اين تجربه هم به آمريكایی ها منتقل شد. رجوى كه در دستگاه امنيتى ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -