• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • خاطرات غلامعلی میرزایی، قسمت ۱۴: دسترسی مخفیانه به رادیو در زندان صدام حسین

    در یک گوشه ای همان اطراف اشپزخانه منتطر ماندیم تا بقیه نفرات آمدند. چون  از بازرسی خبری نبود، همین باعث شد که روزهای بعد زودتربرویم و همان اطراف باشیم تا شاید محل جدیدتری بردند و چیزی پیدا کنیم. چند زوذی گذشت با یک روز ما را بردند به پشت سیاج کمپ که درآنجا یک ساختمان بود که از قبل ما دیده بودیم ، ساختمانی با دیوارهای بلند و پنجره های طوری دار . آن روز ما را به آن محل بردند و چند بیل و کلنگ آوردند که زمین را بکنیم و خاک انجا را به محلی دیگر انتقال دهیم در همان رمان که مشغول کاربودیم یک خودرو آیفا آمد جلو درب ساختمان توقف کرد و درب ساختمان باز شد که به ناگهان متوجه شدیم تعدادی زندانی هم آنجاست  ( البته عرافی  ) که معلوم بود مدتهاست که حتی صورتشان را هم اصلاح نکردند و در همین حین نگهبانها امدند و ما مشغول کندن زمین شدیم . در همان حال که زمین را می کندیم و خاک را جمع می کردیم متوجه شدیم که تعدادی استخوان جمجمعه سر انسان و دندان در زمین دفن شده و چیزهای دیگر… هنوز در حین کار بودیم که امدند ما دو نفررا به محلی دیگر بردند که آنجا تعدادی خودرو شخصی افسران یا درجه داران بود که بایستی تمیز می کردیم …

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت چهاردهم

    دسترسی مخفیانه به رادیو در  زندان  صدام حسین 

    غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 03.02.2020

    Albania-gholamali Mirzayi-Khaterat -1-260-410

    لینک به قسمت سیزدهم

    لینک به قسمت دوازدهم

    لینک به قسمت یازدهم

    لینک به قسمت دهم

    لینک به قسمت نهم

    لینک به قسمت هشتم

    لینک به قسمت هفتم

    لینک به قسمت ششم 

    لینک به قسمت پنجم

    لینک به قسمت چهارم

    لینک به قسمت سوم

    لینک به قسمت اول و دوم

    در همان حال که در آشپزخانه کارها را ادامه می دادم بطور روزانه متوجه شدم که هر روز صبح بعد از اینکه خودروحمل غذا و تخلیه زباله خارج می شوند .که بعد دریها را برای بقیه باز می کردند سربازان عراقی تعداد نفراتی را به بیرون اردوگاه برای کار بیگاری می بردند و بعد ازچند ساعت بر می گشتند. کار اینها هم بیشتر کندن رمین ودر اوردن خاک برای ساختن خانه های گلی برای سربازان عراقی بود که نگهبانی اطراف اردوگاه بودند .با یکی ازدوستانم صحبت کردم ومی خواستم نطر او را هم بپرسم . موضوع از این قرار بود که ما از هیچ جایی اطلاع نداشتیم و گفتم که بهتر نیست که بعد از تحویل گیری مواد غذایی ما هم برویم جلو درب اردوگاه که شاید ما را هم بیرون ببرند که اگر امکانش بود خبری یا وسیله ای برای بدست آوردن اخبار پیدا کنیم. 

    یکی از روزها بطور ناگهانی همان جلو آشپزخانه که ایستاده بودیم و هنوز نفرات مشغول کارهایشان بودند یکی از نایب ضابط ها (استوار) آمد و با عجله با اشاره دست مارا صدا زد وبه بیرون کمپ برد در آن موقع هیچ ترددی نبود و ما را برد چند اتاق را به ما نشان داد که نظاقت کنیم و سپس مارا با سمت پارکینگ خودروها برد و گفت بعد از اتاقها بیایید این چند خودرو را که ماشین های شخصی خودشان بودند نظافت کنید. 

    سپس ما را به سمت همان اتاقها برد که یک مجموعه اتاق کار بود و خودش رفت .ما شروع به نظافت کردیم ولی بیشتر دنبال رادیو بودیم که بتوانیم اخباری از بیرون بدست بیاریم چون ار همه جا بی خبر بودیم .در همان اتاقها که وار می کردیم چند عدد باتری فلمی پیدا کردیم ومقداری پول البته پولی که فقط داخل کمپ اعتبار داشت کاغذ معمولی بود فقط مقدار با مبلغ را روی ان نوشته بودند (که به ما یاد داده بودند اینها فلس هستند که هر هزار فلس می شد یک دینار (پول یا حقوق ماهیانه ای که به یک سرباز اسیر می دادند هزار و پانصد فلس بود که می شد یک و نیک دینار ( البته حفوق درجه داران و افسران اسیر بیشتر بود.ولی فلسی که پیداکردیم یا به نوعی دزدیدم تقریبی حقوق 1 سال یک نفر می شد . Albania-Gholamali Mirzayi2

    در همان موقع که مشغول بودیم وخودمان را سرگرم کرده بودیم همان استوار دوبار آمد ویک بار برایمان چای آورد وبار دیگر سیگار. تا اینکه کار تمام شد .گفت به داخل کمپ برگردید .حال ترس ازاین بود که اگر بازرسی بدنی بشود چه بلایی سرمان خواهند اورد .مسایل را مخفی کردیم ولی به هر صورت اگر بازرسی بدنی انجام می شد پیدا می کردند . 

    ولی همانطور بدون بارزسی فرستادند داخل کمپ . این شدیک تجربه که ار این به بعد هم همینطورخواهد بود. ولی به خاطر اینکه اظمینان کسب کنیم منتظرماندیم تا گروهای دیگر که برای بیگاری برده بودند موقع برگشت با آنها چی کار می کنند .

    در یک گوشه ای همان اطراف اشپزخانه منتطر ماندیم تا بقیه نفرات آمدند. چون  از بازرسی خبری نبود، همین باعث شد که روزهای بعد زودتربرویم و همان اطراف باشیم تا شاید محل جدیدتری بردند و چیزی پیدا کنیم. چند زوذی گذشت با یک روز ما را بردند به پشت سیاج کمپ که درآنجا یک ساختمان بود که از قبل ما دیده بودیم ، ساختمانی با دیوارهای بلند و پنجره های طوری دار . آن روز ما را به آن محل بردند و چند بیل و کلنگ آوردند که زمین را بکنیم و خاک انجا را به محلی دیگر انتقال دهیم در همان رمان که مشغول کاربودیم یک خودرو آیفا آمد جلو درب ساختمان توقف کرد و درب ساختمان باز شد که به ناگهان متوجه شدیم تعدادی زندانی هم آنجاست  ( البته عرافی  ) که معلوم بود مدتهاست که حتی صورتشان را هم اصلاح نکردند و در همین حین نگهبانها امدند و ما مشغول کندن زمین شدیم . در همان حال که زمین را می کندیم و خاک را جمع می کردیم متوجه شدیم که تعدادی استخوان جمجمعه سر انسان و دندان در زمین دفن شده و چیزهای دیگر… هنوز در حین کار بودیم که امدند ما دو نفررا به محلی دیگر بردند که آنجا تعدادی خودرو شخصی افسران یا درجه داران بود که بایستی تمیز می کردیم . اولین خودرو را می خواستیم شروع کنیم یک رادیو داخل آن دیدیم و سریع آن را مخفی کردیم بعد از چند خودرو رادیو دومی را هم که گوشه صندلی افتاده بود دیدیم و برداشتیم و سراغ ماشین بعدی رفبیم که لو نرویم و بعد از پایان کار مانند روزهای گذشته بدون بازرسی وارد کمپ شدیم ( البته در ابتدا عراقی ها این چیزها را نمی دانستند ) که هر کس وارد کمپ می شود بازرسی شود بعدها این ها را از طریقی دیگر متوجه شدند )رادیوها را آمدیم مخفی کردیم وشب بعد از آمارگیری یک از ما نگهبانی داد ونفر دیگر در زیر پتو باتری را انداخت و راه اندازی کرد آن شب یعد ار چند ماه احبار جنگ و کشور   را شنیدیم و یاداشت کرده به نفرات دادیم.

    ادامه دارد

    /////////////////////////////////////////////////////////

    Hassan heyrani-nejatyaftegan dar albani-4-260-410

    حسن حیرانی: بیمارستان “ننه ترزا ” و “انقلاب خواهر مریم” در آلبانی

    موضوع از این قرار بود و اینطوری این بحث به میان کشیده شد؛ یکی ازآنها من گفت: چیزی از شما وجود ندارد که از چشم ماه پنهان باشد ما یک […]

    Albania-gholamali Mirzayi-Khaterat -1-260-410

    برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت 13 ـ در انتظار بازدید صلیب سرخ از اسارتگاه صدام حسین

    نزدیک به دو ماه گذشته بود که هنوز از صلیب سرخ خبری نبود و هیچکس از خانواده یا جایی خبری  نداشت ولی گاها زمزمه هایی از بعضی از سربازان به […]

                                             

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2021 ايران قلم. محفوظ است.