• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • محمد کرمی:روشنگری در رابطه با کشتار ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ و … ( قسمت سوم. آخر)

    روشنگری در رابطه با کشتار ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ نقد استراتژی مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت سوم. آخر) 

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۶:… دکتر های عراقی آمده بودند بیمارستان مشخص می کردند که چه کسانی باید اعزام بشوند به بیمارستان های بعقوبه اما سازمان مانع می شد. تشکیلات بهانه تراشی می کرد که مجروحین را بیمارستان نفرستد .بعد از ۳ روز هم به عمد سنگ اندازی می کرد مثلا می گفت هر مجروح باید ۳ نفر نفر همراه داشته باشد . باید مترجم باشد . به دلیل … 

    لینک به منبع

    لینک به قسمت اول

    لینک به قسمت دوم

    روشنگری در رابطه با کشتار ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ از زبان شاهدان : رجوی به عمد میخواست نفرات را به کشتن بدهد.( قسمت آخر )

    https://youtu.be/rW0-f0jv8iE

    این مصاحبه از گفتار به نوشتار تبدیل شده است

    هموطنان عزیز : گرازش مختصری ازگفتار شاهدین صحنه کشتار ۱۹ فروردین را به اطلاع شما می رسانم ، چگونه به دستور مسعود رجوی و مریم رجوی ، اعضای اسیر در کمپ اشرف سابق را به کشتن دادند. از آنجائی که فاکت و موارد زیاد است، تعدادی از این موارد را به اطلاع هموطنان عزیز می رسانم تا فرقه رجوی و شخص سران جنایت کار آن را بهتر بشناسند .که برای چند صباحی حیات ننگین خود به چه جنایت های دست می زنند .

    شاهد اول )عراقی ها دو روز قبل از فاجعه ۱۹ فروردین التیماتوم داده بودند، در کل ۳ بار التیماتوم داد ند ، همینطور زد و خورد های پراکنده ای بر اثر سنگ پرانی مجاهدین قبلا پیش آمده بود . اما مجاهدین به هیچ وجه به التیماتوم ها توجه نکردند و جبهه خودشان را می چیدند که چگونه درگیر شوند. در یک نشستی هم مسعود رجوی این طور بیان کرد : ما تماما در مقابل نیروهای عراقی می ایستیم . چیدن صحنه به این شکل بود که تمامی فرماندهان را به پشت صحنه بردند ، تمام نفرات جدید ، چه زن وچه مرد را در جلو صحنه چیدند. یکان زنان را جلو فرستادند . توجیح شان این بود این گلوله ها پلاستیکی است . سربازان عراقی زنان را نمی زنند ، زنان را بسیج کردند که با سنگ وچوب عراقی ها را بزنند . حمله به عراقی ها شروع شد آنها هم با گاز اشگ اور و گلوله جواب دادند . سازمان قصد کشته سازی داشت . من خودم در بیمارستان زخمی بودم که بهروز ثابت به پایش گلوله خورده بود با من حرف می زد ، گفت پایم را ببند تا خون ریزی نکند. داشتم پای بهروز را می بستم که زهره بنی جمالی دید ، گفت کسی حق ندارد به مجروحین دست بزند . من که دستم مجروح بود داشتند عکس می گرفتند یک ربع بعدش اعلام کردند که بهروز فوت کرد.این درحالی بود که بهروز از من سرحال تر بود اما به خاطر عدم رسیدگی فوت کرد. برای همه ما روشن شده بود که سازمان قصد آن را دارد تا آنجا که می تواند تعداد کشته ها را بالا ببرد .در رابطه زنان هم همین طور بود می گفتند چون از مردان زیاد کشته شده، بگذارید از زنان هم کشته شوند . به همین دلیل به کسی رسیدگی نمی کردند . در حالی که همیشه در همه جا زنان در الویت قرار می دادند اما به عمد رسیدگی نمی کردند همان روز اول یعنی ۱۹ فروردین نیروهای عراق آمدند گفتند که می خواهند مجروحین را ببرند بیمارستان یعنی دکتر های عراقی آمده بودند بیمارستان مشخص می کردند که چه کسانی باید اعزام بشوند به بیمارستان های بعقوبه اما سازمان مانع می شد. تشکیلات بهانه تراشی می کرد که مجروحین را بیمارستان نفرستد .بعد از ۳ روز هم به عمد سنگ اندازی می کرد مثلا می گفت هر مجروح باید ۳ نفر نفر همراه داشته باشد . باید مترجم باشد . به دلیل سنگ اندازی ها خیلی ها بیهوده جانشان را از دست دادند .بخاطر خون ریزی های الکی، در حالی که می توانستند الان زنده باشند .تمامی این طرح و توطئه های سازمان برای این بود که با این کشتارهای که می شود، عاملی باشد که سازمان اشرف را ترک نکند . سازمان به عمد می خواست امار کشته ها را بالا ببرد اگر اگر رسیدگی می کردند تعداد کشته شده ها ۶ الی ۷ نفر بیشتر نمی شد اما خط این نبود که رسیدگی کنند . نکته مهم این بود که اکثر کشته شده ها هم افراد مسله دار و معترض و مخالفین تشکیلات بودند که با دورغ و کلک وکله پزی آنها را مصاف ارتش فرستادند ، آنها هم بی خبر از همه جا و التیماتوم های ارتش عراق با انها در گیر شدند و کشته شدند .

    شاهد دوم ) وقتی که سوال کردم که ایا فرماندهان در صحنه بودند یا از پشت صحنه با بلندگو فقط تشویق می کردند ؟ جواب داد که تعداد زیادی از فرماندهان بالا و فرماندهان ستادی در کنار ایستگاه مشروح اب بودند ، وقتی درگیری شروع شد تماما رفتند پشت صحنه هیچ کسی باقی نماند . جوهره جمع بندی نشست مسعود رجوی این بوده که ما در این جنگ پیروز شدیم و بردیم اگر اگر حتی ۵۰۰ نفر هم کشته می دادیم باز به سود ما بود و برد با ما بود و ارزش آن را داشت . الان در تمام دنیا اشرف به رسمیت شناخته شده ودیگر کسی نمی تواند به اشرف چپ نگاه کند و این بیمه نامه ما شده است. این خون های که ریخته شده دولت عراق پاسخگو است و باید جواب گو باشد به جوامع بین المللی مسئول این خونریزی دولت عراق است .

    شاهد سوم ) . عراقی ها قبلش التیماتوم دادند .عصری پلیس عراق با بلند گو اعلام کرد ما با شما درگیر نمی شویم ، هرکس هم جلو ما ایستادگی کند دستگیر می کنیم . سران سازمان گفتند اینها خط رژیم را پیش می برند ما تسلیم نمی شویم . درست قبل از داستان نوزده فروردین بود ، یعنی دی ماه بود که داستان درگیریها با خانواده ها به اوج خودش رسیده بود . مسعود همه را زیر فشار گذاشته بود باید توهین کنیم، با مقاومت اکثریت مواجه شده بود اخر برای چی، اینها خانواده های ما هستند . مسعود وقتی دید ازاین داستان بهر ه نمی برد، تیمهای تشکیل داد که آنها کارشان فحش و ناسزا بود. اما این داستان به یک نشست انجامید که مسعود گفت دولت عراق به ما ازطریق کمیساریا و دولت امریکا اعلام کرده که قصد دارد زمینهای شمال قرارگاه را پس بگیرند . داستان این نیست، داستان طراحی یک حمله میباشد و میخواهند بیایند اشرف را بگیرند و ما یک وجب عقب نیشینی نمیکنیم

    شاهد چهارم ) مسعود اعلام کرد که دستگاه میرود تو اماده باش و امسال عید خبری نیست و همه باید آماده برن تو پستهای ضلغ و آماده باشن و خبری از عید نوروز نیست و خود مسعود خوب میدونست داستان از چه قرار بوده

    تو این مدت به سرعت تغییر سازماندهی صورت گرفت و مسولین بالای سازمان کار خودشان را به مسولین پائین تر دادن و شوری رهبری جیم شدن تو مناطق امن ، حتی از اف ها گرفته تا اف ام ها هر سه اف ام یک اف داشتند

    از مراکز ارتش یه سری نفرات غیب می شدن که بعد فهمیدیم دارند آموزش تخریب و آموزشهای خاص خودشان را میبیند . تشکلیل یگانهای ضربت و فدایی صورت گرفت و بدتر از آن تشکیل ارتشهاو یگانهای تصویه شده

    یعنی کسانی که موی دماغ سازمان بودن بسته به شرایط درگیری احتمال آن میرفت باید از بین میرفتن یا خودشان آنها را تعیین تکلیف میکردند .

    روزها به ماه ها تبدل شد تا اینکه عید آمد و یادم میاد شبی نبود که آماده باش نباشیم و کا ر با ایفا و حمله و ضد حمله تمرین میشد و بیدار باشهای کشکی

    شاهد اول ) شب قبل حمله و قبل ان سازمان گفت باید وصیت نامه بنویسید. همه نگران و اینکه کی زنده میماند و چرا این دیونه دارد این بازی را میکند و از تغییر سازماندهی مشخص بود باید باز خون از پایین باشد یعنی همون داستان تناقض ۶و۷ مرداد که چرا از بالا سازمان خون نداده بود و چرا شوری رهبری دستگیر نشده بودن همه نگران که کی ساعت ۵ صبح بود که صدای شلیک و گاز اشکاور و نارنجکهای صودتی می امد دود لاستیکهایی که به اتش کشیده میشد و ما صدای الله اکیبر و اینا را میشنیدیم. خود سیامک مشکل داشت با سازمان و با من خیلی صحبت میکرد

    شاهد دوم ) گفتم سیامک روز بدی، گفت خدا بخیر کند هیچکس نمیدونه چی میشه، اعصاب همه خورد که چی میشود و سریع خبرا میپیچید این کتک خورد و ان زخمی ، همه نگران تا اینکه صدای شلیک نزدیک تر میشد و جالب اینکه اصلا تو جنوب ، شرق و غرب خبری از نیرو نبود. ساعت شش بود که یک خودرو ایفا به طرف اخرین برج یعنی ب ۳ که ما مستقر بودیم به فرماندهی شیدا و یوسف آمدند که گفت اقا فلانی فلانی بپرید بالا باید برید شما و من دیدم چند نفرن گفتن ما نمیریم و خوب نیامدن و من سوار شدم و خود سیامک با تاخیر اومد دیدم شیدا دارد صحبت میکنه مشخص بود که علاوه بر کنترل صحنه گفته بود که اخر صحنه باشد . یک برادر که خودسوزی کرده بود علیرضا فکر کنم اسمش بود که فیلمبردار ما بود سوار شدیم و من یه نگاهی به نفرات کردم گفتم داستان از چه قراره و یه سری نفرات از همان دسته بودند. گفتند باید تصویه حساب میشد به فیلمبردار گفتم فلانی فیلم بگیر گفت چرا گفتم مگه خبر نداری قراره برنگردیم و همه را ببین مخالف سازمان هستن درسته یا نه گفت اره و فیلمبرداری کرد و گفتیم و خندیدم زنده می ماند و کی میرود.

    شاهد سوم ) من رسیده بودم میدان لاله یک بنگال به اتش کشیده بودند ، دیدم فرزانه سوار با ماشین دارد میرد و پشت سر او هم جهانگیر داشت می رفت . من جدا شدم رفتم پیش دوستانم گفتم چی شده گفت فرزانه فلان فلان شده گفت گلوله ها مشقی هستن و صبح مژگان اینجا بود همه را تهدید و فحش و ناسزا که باید خون بدهید و نزارید عراقی ها بیاند جلو و می خواهند اشرف را ببندند به همه گفت بی غیرت هستید و رفت

    گویا نیروهای عراقی در خیابان صد، نفراتی که سنگ مینداختن یا تیرکمان داشتند از کمر به پاییین میزد تا صحنه خلوت شود و مخصوصا کسانی که بیسیم داشتند، را میزد بدون شوخی میزد . خوب من شاهد کشته شدن دوتا زن بودم که یکی از انها تودستای من مرد .

    تا اینکه یک نفر عراقی با مترجم امد تو صحنه و یک بیانه ای را خواند گفت ما گفته بودم که چه نقطه میخواهیم بیایم . و ما به مقصد خودمان رسیدیم ما به مسولین شما گفته بودیم خواهشا خون و خون ریزی کنید ، درگیر نشوید

    که فرماندهان شما از قبل پیش بیینی این را کرده بودند . زود شعار دادن که نفرات خودی گفتن بشین مگه نمیبنی چی داره میگه کی ا ز گرفتن اشرف داره حرف میزنه…….. نفر عراقی گفت خواهش میکنم بکشید عقب و برید پشت اسفالت تا ما بتونیم سیم خاردار بزنیم

    شاهد پنجم ) علیرضا امام جمه دستور حمله به عراقیا را با تیروکمان داد ، در جا شش نفر کشته شدند بر اثر شلیک عراقی ها

    یه درگیری مختصری تو خیابان ۱۰۰ صورت گرفت که نفرات ازقبل مشخص شده شروع کرده بودن به شانتاژ که نیروهای عراقی شروع کردن به تیراندازی هوایی و کمر به پایین شلیک میکردن و از انجاییکه من جلوی صحبنه بودم . دوستان گفتن بیا عقب در این درگیری خون نمیخواد بدهی . گفتم اگه قراره اتفاقی بیافته بزار بیافته تا اون پوفیوز بدونه ما ترسو نیستیم که بماند من گلوله خوردم

    مسولین بالای سازمان تو بیمارستان بودن خدای من کی تو صحنه است و بارها بچه ها میگفتن شورای رهبری صحنه را خالی کرده بودند باورم نمی شد. هیچ کس نبود فقط لایه ما بود ، هیح مسول بالای نبود، شاهد بودم همه عقب صحبنه بود

    من شاهد زخمی شدن بهروز ثابت بودم ، از دوستم پرسیدم چی شد گفتن کشته شد و نفر همراش که از بچه ها ی خودمان بود یعنی کاملا میشناختم تو بغلم گریه کرد گفت انداخته بودنش اخر یه گوشه بدون رسیدکی گذاشتن بمیره که بهروز گفت میخواهند منو بکشند یک گلوله خورده بود پشت پاش به رگ اصلی و ترکش داشت در صورتیکه میتونستن تور کینت کنند. زنده بمانند که ازقصد رسیدگی نمیکردند به نفراتی که ا ز شرشان خلاص شوند .

    کنار یکی نشتستم و سر صحبت باز شد گفتم کجا بودی اه و ناله و به سخن امد گفت من تو یگان ضربت بودم و از ان مجاهدین دو اتیشه بود منم گفتم من فلان جا بودم دمت گرم داستان چیه خوب مقاومت کردیم

    اون گفت با چوپ و چماق افتاده بودیم به جون عراقیا ومی زدیم . درگیری بالا گرفت و ما خسته شدیم انها امدن داخل اشرف ، گفتم کجا گلوله خوردی گفت گلوله نخوردم حیف شد شهید نشدم من چماق خوردم . داشت کماکان از جمیزباند بازی هایش تعریف میکرد

    همانطور که بیان کردم این خاطراتی بود که تعدادی از دوستان از واقعه ۱۹ فروردین تعریف می کردند البته خاطره زیاد بود که نزدیک ۲ ساعت این دوستان که از شاهدین ان درگیری بود، انچه شاهد بودن بیان می کردم که من هم گوشه ای از ان را به نوشتار تبدیل کردم که هموطنان در جریان باشند که سران سازمان مجاهدین بخصوص مریم قجر عضدانلو چه جنایت های که در حق فرزندان اسیر ایران نکردند . باشد که روزی در دادگاهی به این جنایت هایشان پاسخ بدهند

    ______________________________________

     

    مطالب مرتبط :

    سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

    اما تنها روزنه اى كه به من و ما اميد و جرقه  عشق و زندگى مي داد،  حضور خانواده ها براى ديدار با عزيزان اسير خود در چنگال رجوى بود. وقتى فرياد خانواده ها از پشت حصار پادگان اشرف با وجود محدوديت هاى رجوى كه در راستاى عدم شنيدن صداى خانواده بود، را مي شنيديم جرأت پيدا كرده و بذر اميد به زندگى در دلهاي مان كاشته ... مطلب کامل

    مجاهدین خلق یک فرقه هستند

    خب، آمریکا ارتجاعی ترین جناح را برای چنین اقدامی انتخاب کرده تا پروژه جانشین سازی آنها را پیش ببرد. اینها مجاهدین خلق نام دارند. گروهی از تبعیدیان ایرانی که از عملیات های ویژه آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت می کنند. بله سازمان مجاهدین خلق که قبلا توسط ایالات متحده آمریکا در بین سازمان های تروریستی خطرناک طبقه بندی شده بود. گروهی که در ایران ... مطلب کامل

    محمد سیدی: عشق را پایانی نیست، بمناسبت درگذشت مادر فداکار آقای محمدیان

    رجوی خانواده را " الدنگ " و سد امیال فرقه گرایانه اش می‌داند و در فرقه مجاهدین عشق را حرام و ممنوع کرده است. چه عشق  به جنس مخالف و چه عشق  مادر و پدر به فرزند یا برعکس . چرا رجوی ابراز هر گونه  عاطفه را ، جز به خودش ، ممنوع کرده است؟ چرا این مادر فداکار و قهرمان که یک دهه قبل برای ملاقات فرزندش ... مطلب کامل

    سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

    سقراط میگفت، دانش و آگاهی، انسان را تشویق و هدایت به عدالت و تقوا میکنند. انگیزه و موتور کوششهای سقراط،  وجدان بود. او میگفت حقیقت جویی مهمترین تقوا و کوشش در راه سعادت انسان است. هدف سقراط در بحث های روشنگرانه فلسفی، نشان دادن و یافتن راه تقوا و زندگی رضایت بخش بود. او میگفت شناخت، خود مقدمه دانش و شناخت عمومی است. سقراط خلاف افلاتون میگفت، حقیقت ... مطلب کامل

    سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

     اما در هر صورت در این بستر بود که آمریکا با زدوبند و با هدف بکارگیری بیشتر  فرقه مجاهدین خلق آن‌ها را از عراق به آلبانی منتقل کرد. رجوی نیز همین را می‌خواست ، رجوی در خلوت خود می گفت که شتر سواری که دولا دولا نمیشه ، خوب اگر قرار باشد آدم مزدور باشه ، چرا مزدور اصل کاری یعنی آمریکا نباشه . این خودش انقلاب !! ... مطلب کامل

    سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

    مریم رجوی نیز با پرت و پلاگویی و قرار دادن تصویر خود در کنار این دانشجویان وانمود می کند که آنان از مجاهدین هستند و به همین دلیل تأکید می کند ‌که: «دستگیر شدگان در معرض شکنجه و اعدام و هم‌چنین کرونا قرار دارند.» برای کسانیکه با مواضع ضد انسانی رهبران این فرقه آشنایی ندارند، باید اشاره کنم که در ۴۰ سال گذشته، این فرقه به ... مطلب کامل

    سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

    موسس اصلی وپشت پرده ی داعش ، ژنرال عبدالخلیفاوی بود که در زمان خود یک افسر برجسته اطلاعاتی نیروی هوایی صدام محسوب میشد وازاین جهت بود که داعش عشایر انقلابی لقب گرفت وبر روی تخم چشم های رجوی نشست. درمورد این مرد که موقعیت اش ریشه ی علاقه ی رجوی با داعش را نشان داده و با متهم کردن ایران میخواهد در تطهیر این مولود مثلث سه سر ... مطلب کامل

    سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

    وضعیت عراق را توضیح دادم ببینیم وضعیت ما وتفکرات رجوی دران مرحله چی بود رجوی نشست عمومی درباقرزاده گذاشت دران نشست گفت  اول : انچیزی که صحنه را تعغیرمیدهد هوایی نیست وزمین است که زمین دردست عراق است همین جمله برای من مشخص کرد که رجوی مثل صدام قدرت هوایی امریکا را درک نکرده ومثل صدام ازتجربه بالکان وافغانستان هیچ درسی نگرفته واساسا فهم نکرده است دوم ... مطلب کامل

    درگذشت نجف دریابندری، از وداع با اسلحه تا وداع با زندگی

    نجف دریابندری سال ۱۳۰۸ در آبادان در جنوب ایران زاده شد و به گفته خودش زبان انگلیسی را همان جا و در سینماهایی که فیلم‌ها را به زبان اصلی برای کارمندان انگلیسی شرکت نفت نمایش می‌داد و معاشرت با انگلیسی‌ها آموخت. وداع با اسلحه همینگوی اولین کتابی بود که نجف دریابندری در سن ۲۳ سالگی ترجمه کرد. او سال‌ها پیش در گفت‌وگویی با سیروس علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و ... مطلب کامل

    دنیا بعد از همه گیری آنفلوآنزای اسپانیایی ۱۹۱۸ ؛ چه شکلی شد؟

    شاید تا چند ماه پیش چیزی درباره آنفلوآنزای اسپانیایی نشنیده بودید، اما احتمالا به یمن بحران ویروس کرونا متوجه شده‌اید که یک ویروس کشنده دنیا را در اوایل قرن بیستم تسخیر کرده بود. این بیماری که بعضا به نام "مادر همه‌گیری‌ها" نیز شناخته می‌شود، بین سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۲۰ باعث مرگ ۲۰ تا ۵۰ میلیون نفر شد. دانشمندان و مورخان عقیده دارند که یک سوم جمعیت ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan - haber | malatya haber | malatyahaber | malatya haberleri | malatya sondakika | malatya sondakika haberleri | malatya asayi haberleri | malatya spor haberleri | yeni malatyaspor | malatya reklam | yeilyurt haber | battalgazi haber | malatya belediye haberi | malatya rehber | yeilyurt belediyesi | battalgazi belediyesi | malatya bykehir belediyesi | yeilyurt belediyesi | malatya seim | malatya aday adaylar | malatya akparti adaylar | malatya mhp adaylar | malatya chp adaylar | malatya korona haberleri | malatya gncel | malatya haber 44 | malatya haber trafik kazas | malatya haber net |