• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • غفور فتاحیان: از کمدگردی و جاسوسی در اشرف تا تعقیب و جاسوسی در پاریس

    از کمدگردی وجاسوسی در اشرف تا تعقیب و جاسوسی در پاریس 

    غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، بیستم مارس ۲۰۱۷:…  از خواب بیدار شدیم یکدفعه متوجه سرو صدای عجیبی شدم دیدم که فریدون شب قبل از آن لباسهای زیر علی اکبر انباز (یوسف) را که فرمانده مقر و از شکنجه گران فرقه بود برداشته و آنها را به نرده های اطراف مرکز هشت آویزان کرده و یک چوب هم داخل شورت او کرده که روی آن جمله ای بد نوشته و گفته … 

    FOTOLAJM/ Marjam Raxhavi vizitë sekrete në kampin me terroristë në TiranëFOTOLAJM/ Marjam Raxhavi vizitë sekrete në kampin me terroristë në Tiranë (This MEK member lost her legs in 2003 as the result of an American aerial bombardment of MEK camps before they surrendered)

    لینک به منبع

    از کمدگردی وجاسوسی در اشرف تا تعقیب و جاسوسی در پاریس

    غفور فتاحیان

     نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

    بی شرفی، جاسوسی، وطن فروشی، شارلاتانی و خودفروشی جزء اصلی ترین پایه های تشکیلاتی فرقه رجوی است.

    چندی پیش برای انجام کاری اداری در پاریس رفته بودم که وقتی در نوبت بودم دو نفرکه از همان ابتدا معلوم بود که از عناصر ولگرد و جاسوس فرقۀ تبهکار رجوی هستند آمدند کنار من نشستند با وانمود اینکه گویا آنها هم کاری اداری دارند. به فرانسوی از من پرسیدند: کجایی هستی؟ من هم از همان ابتدا گفتم: بهتر نیست فارسی صحبت کنید!! که یکدفعه جا خودرند و گفتند: ها ایرانی هستی؟! گفتم آره ایرانی هستم بعد شروع به سؤالات در مورد وضعیت قانونی و شغلی و امور شخصی من کردند که وقتی با واکنش منفی من روبرو شدند موقعی که یکی شان داشت ضبط موبایلش را می بست متوجه شدم که صدای مرا داشتند ضبط می کردند!!

    حال این در دنیای آزاد اروپا که این چنین با زیر پا نهادن حاکمیت و قوانین کشور مربوطه دست به اقدامات پلیسی و پلیس وار و جاسوسی و تعقیب و مراقبت می زنند از آنگونه که سال گذشته در شهر مقر اقامت مریم رجوی علیه دو پدری سالخورده که با اطلاع قبلی پلیس و شهرداری برای سراغ گرفتن از این فرقه در مورد وضعیت دخترانشان در عراق به آن شهر رفته بودند انجام می دهند.

    حال چند نمونه کوچک از درون تشکیلات در رابطه با موارد جاسوسی  و کمدگردی و عکس العمل افراد در این رابطه را در اینجا می آورم تا هموطنان معنی ادعاهای مریم قجر مبنی بر آزادی و دموکراسی و شعر و شعارهای دیگرش را بدانند.

    در پادگان اشرف جاسوسی و گشتن کمد و وسایل افراد و زیرنظر داشتن تمامی نفرات امری عادی به حساب می آمد ولی خیلیها بودند که تاب تحمل چینن توهینی و بی حرمتیی به شخصیت و حیثیتشان را نداشتند و به سران فرقۀ رجوی شدیدا اعتراض می کردند.

    در مرکز هشت سابق صبح که از خواب بیدار شدیم یکدفعه متوجه سرو صدای عجیبی شدم دیدم که فریدون شب قبل از آن لباسهای زیر علی اکبر انباز (یوسف) را که فرمانده مقر و از شکنجه گران فرقه بود برداشته و آنها را به نرده های اطراف مرکز هشت آویزان کرده و یک چوب هم داخل شورت او کرده که روی آن جمله ای بد نوشته و گفته من این بلا را سر همۀ مسئولین سازمان در می آورم و بعداز آن هم فرار کرده و نزد آمریکاییها رفته بود.

    علت آن این بود که چند روز قبل از آن فریدون که زودتر از نشست تفتیش عقاید موسوم به نشست «عملیات جاری» برگشته بوده می بیند فرماندهش همان یوسف (علی اکبر انباز) دارد کمد او را بازرسی می کند.

    نمونه ای دیگر حسن بود که وقتی فهمیده بود پیوسته داخل کمدش را بازرسی می کنند و هر روز هم توسط فرماندهش نفر بپا یعنی تعقیب و مراقبت برایش گذاشته اند دست به اعتراض به این نحوه برخوردهای پلیسی می زند وقتی جوابی نمی گیرد عصبانی شده شب با دو نفر دیگر به آسایشگاه زنان که در همان نزدیکی بود می روند و لباسهای زنان مسئول یکان را که دستور این کار را داده بودند می آورند و در داخل حمام می گذارند تا اینکه اسد الله مثنی معاون فرمانده مقر و از شکنجه گران معروف فرقه آنها را پیدا می کند. سر این موضوع در آن مقر برای همه نشست می گذارند که مرتکب این کار را پیدا کنند. گفته شده که در نشستهای جنسی معروف به «غسل هفتگی» آن مقر در آن روزها اعترافاتی مبنی بر خودارضایی روی آن لباسها «بیان» شده است. بعد از مدتی چند نفر از آن مقر فرار می کنند که معلوم می شود همانها این کار را کرده اند.

    یک روز هم وقتی در داخل مقربودم نفرات ردۀ O(عضو) وKO   (کاندید عضویت) با مریم رجوی نشست داشتند که از پاریس از طریق تلفن معروف به کال کنفرانس برگزار شده بود. مسئولم گفت خواهر مسئول یعنی فرمانده مقر با من و چند نفر دیگر که رده هایمان بالاتر بود و در آن نشست نبودیم کار دارد و گفت که همین الآن به اتاق کارش بروید. من و چند نفردیگر به اتاق فرمانده مقر رفتیم.  خواهر مسئول (فرمانده مقر) به ما گفت: بچه ها امروز نشست رده های O  و KO  می باشد و همۀ افراد این رده به نشست رفته اند لذا شما به مسئولینتان کمک کنید تا تمام کمدهای شخصی این دو لایه را چک کنند تا ببینند چی در کمدهایشان قایم کرده اند!! بعد از کمی توضیح و توجیهات، مسئول نشست گفت اگر کسی سؤالی ندارد همه میتوانند بروند. من دستم را بلند کردم و گفتم من سؤال دارم. خواهر مسئول گفت پس همه بروند و فقط غفور بماند! (مواردی که تعداد کم بود تا آنجا که می توانستند همیشه مانع شنیدن سؤال یا اشکال یک نفر توسط دیگران می شدند تا این سؤال در ذهن آنها نیز مطرح نشود یا به اندیشیدن تشویق نشوند!!) وقتی که همه رفتند گفتم: خواهر، من در این کار شرکت نمی کنم وقتی فرد صاحب کمد در مقر نیست چه لزومی دارد و مگر اخلاقا کار درستی است که ما داخل کمد او را چک و بازرسی کنیم؟ پس معلوم است وقتی ردۀ ما هم به نشست می رود مسئولین بالاتر همین کار را با کمدهای ما می کنند!. خواهر مسئول یعنی فرمانده مقر در جواب من گفت: این امری طبیعی است و در همۀ ارتشها انجام می شود!  فکر کنم کسی در سازمان غیر از مسعود و مریم  وجود ندارد که داخل کمدش را چک نکنند و تحت نظر نباشد اتفاقا اگر کمدهای شما را ماهی یک بار می گردند کمدهای ماها را که مسئولین سازمان و اعضای شورای رهبری هستیم در هفته دو یا سه بار چک می کنند بدون اینکه من اصلا به خودم اجازه بدهم کوچکترین اعتراضی بکنم… این یک ریل ثابت درداخل سازمان است.

    گفتم خواهر، آیا می دانید که به خاطر این کاری که سازمان انجام می دهد چقدر از افراد به ضدیت افتاده و در نتیجه از سازمان بریده و بیرون می روند؟ و چه کارهایی می کنند؟ در جوابم گفت: اگر تو فقط چند تا فاکت ونمونه را دیده ای من صدها بار بیشتر از تو می دانم واتفاقا این موضوع در حضور مسئولین بالا هم مطرح شده که این کار چک کمدها و پاییدن افراد فایده ای جز انداختن آنان به ضدیت ندارد ولی خواهر مریم گفته این یکی از اصول پایه ای تشکیلاتمان است و اگر همه هم ببرند و بروند ما از اصول خودمان کوتاه نمی آییم ما که نمی خواهیم سیاهی لشکر داشته باشیم هر که می خواهد برود برود!… چک و کنترل و بازرسی فرمان مسعود ومریم است کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد.

    مسعود رجوی خود در نشستی عمومی به ما گفت: ما می گوییم آقا جان برادر، خواهر مواظب وضع و حال و فکر و گفتار و رفتار نفر بغل دستی ات باش، هر مجاهد باید پلیس مجاهد کنار دستی اش باشد و انحرافات او را که او خودش آن را می پوشاند وقتی برادر یا خواهر دیگرش متوجه می شود باید آن را به مسئول بالاترش گزارش کند، عده ای از این کار بدشان می آید می گویند این کار جاسوسی و ساواک گونه است… رجوی برای توجیه این جاسوس پروری در آن نشست مثالی زد و گفت: وقتی تو ببینی یک زنبور پشت گردن برادرت یا خواهرت نشسته و چند لحظه دیگر او را خواهد گزید آیا موضوع را به آن برادر گزارش نمی کنی؟؟ آیا این جاسوسی علیه آن زنبور است؟ آیا باید بگذاری آن زنبور او را بگزد ولی علیه زنبور جاسوسی نکنی؟؟!!! واقعا به قول مولوی:

    از قیاسش خنده آمد خلق را                         کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

    کار پاکان را قیاس از خود مگیر                       گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر

    سرانجام من هم با انبوهی تناقض (به اصطلاح سازمانی) با خود گفتم مرا ببین که در این سالیان عمرم را برای چه کسانی هدر داده ام و چه چیزهایی را اصول سازمان مجاهدین می دانند، انباشت این «تناقضات» بود که راهی پیش پایم جز بیرون آمدن از سازمانی تبدیل شده به یک فرقه باقی نگذاشت سازمانی سیاسی که ضامن حفظ اصولش و بلکه یکی از اصولش کنترل و جاسوسی افراد و اعضای خودش باشد و چسب و ضامن اصولش اعتماد به همدیگر نیست و یکی از اصولش بی اعتمادی به افراد خودش است در حالیکه شعار و اصل صداقت از اول سر لوحۀ آن بوده، معلوم است که سرانجام می شود یک «فرقه»، همین!…

    مطالب مرتبط :

    میش مست: بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است ـ قسمت ۴

    به هر صورت فرمانده من روز وساعت تماس را به من ابلاغ کرد من که سرازپا نمی شناختم ازخوشحالی تشکرکردم و منتظر زمان تماس ماندم ساعت دو نیم بعدازظهر زمان برقراری تماس من با خانواده ام بود . نیم ساعت زودتر ازآسایشگاه زدم بیرون راستش آن روز ظهر اصلا نتوانستم استراحت کنم. ذهنم به شدت درگیر بود و اساسی تحت فشار بودم با خودم مستمر فکرمیکردم که چگونه ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    ورود به آلبانی، پایان رویای مسعود برای پرواز دادن سیمرغ رهایی (مریم قجر) از شانه های ارتش آزادیبخش ملی (و ارتش آمریکا) برفراز تهران، و آغاز خیال پردازی زوج رجوی برای تشکیل “هزار اشرف و گردان های رزمی” مجاهد در داخل ایران بود، به این معنا که ارتش آزادیبخش ملی در مسیر تکامل به پایان حیات خود رسیده و از این پس جوانان در داخل ایران گردان های رزمی را تأسیس ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    اما  میان در سران فرقه تروریستی رجوی از آنجایی که همیشه برای آماده موج سواری و سواستفاده از حرکات اعتراضی مردم هستند اینبار هم همگام با بقایای خاندان پهلوی و ارباب شان آمریکا و متحدین منطقه ای اش نظیر اسرائیل و شیوخ مرتجع عربستان سعودی وارد میدان شده و سعی می کنند مردمی که برای خواسته های معیشتی  دست به تظاهرات آرام زده اند را تشویق به ... مطلب کامل

    حامد صرافپور: کانون های شورشی، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

    در این پیام اما بر سیاق قبل، مسعود رجوی خیالی مثال همیشه از تناقض گویی آغاز می کند و از شهر شیراز مرکز جنگ و گریز و انقلاب نوین، یاد می کند و حافظ شیرازی را نیز خشونت طلب می داند و آنچنان روده درازی می کند که به کوروش کبیر نیز می رسد و نان ملی گرایی را در کاسه خود قرار می دهد و خود ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    اما رجوی که شهامت اعتراف به اشتباه را نداشت و از طرفی می ترسید که سر این قضیه که باز شود دیگر نمی تواند مثل شاهان عمل و این سازمان و اعضا رااین چنین در چنگ داشته باشد دست به یک شامورتی بازی که در اجرای آن استاد بود زد. باید مریم را در راس امور داشته باشد تا بوسیله او اهداف شومش را به کرسی بنشاند ولی ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

      این بار خودتان خواستید وجای گله ندارد: هزاران جدا شده، اعضای خانواده ها ، گزارش های نهادهای حقوق بشری و ... درستی این اتهامات را قبول دارند واصلا احتیاج به غور وبررسی بیشتر نیست؟!  آیا طلاق ها که غیر ازمسعود ومریم شامل همه شد، اختیاری بود واگر بود وخوب بود، چرا شامل این دو خونریز وشیاد نشد؟  آیا هرکس ازاعضای شما خواست که مثلا درحد یک زندانی جانی با خانواده اش ملاقات کند، چنین امکانی باو داده میشود؟  چرابه نهادهای قانونی بین المللی ویا حتی حقوق دانان ایرانی جزو اپوزیسیون و ... مطلب کامل

    رحمان محمدیان: کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان در ۲۶ مهر ۱۳۶۸ ـ انتخاب یا انتصاب؟

    منصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و چهارم نوامبر 2019:… بعضی هایشان شفاف میگویند هدفشان ویران کردن زیرساخت های ایران و تکه پاره کردن آن است و بعضی هایشان نیز که کمی خجالتی هستند آنرا به زبان دیگری بیان میکنند. اگر بخواهیم راجع به تک به تک اینها جویا شویم سر از سرویس های عبری عربی وامریکائی در خواهیم آورد که امروزه آبشخور همه این وحوش است. تخم ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    دست یکی از بستگانم را با میل گرد شکستید و آن نفر هم عینک طرف مقابل را از چشمش برداشته وبه عنوان سند هنوز در اختیار دارد و در هر دادگاه میتواند این را اثبات کند. زنی که توان مقابله ازخود را ندارد شما با چماقدارانتان این کار غیر انسانی را انجام دادید . مطالب گفتنی زیادی دارم که شاید به صدها کتاب برسد و خواستم فقط ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

    در زمانی که درنوک پیکان گزافه گویی قرار داری و تمجید وتحسین را درحد زشت ترین شکل آن بکار برده ای، نفی این کار چیزهایی را ثابت میکند: 1-  مثلا تو مریم را درسطح اولیاء ا... دانسته وفکر میکنی هر تعریف وتمجیدی ازآنها ثواب دارد وقباحتی درکار نیست! 2- درحالی که با آن سن وسال ات ، معنی گزافه گویی وستایش را باید خوب بفهمی ، میخواهی ثابت ... مطلب کامل

    میرزایی: مگر “غسل در صحنه” و توبه در درگاه رجوی در نشست های معزشویی دروغ است؟

     بعد از آن تاریخ صدام حساب خاصی روی رجوی باز کرد و حتی بیشتر از نیروهای خودش به رجوی اعتماد داشت چون چند طرح کودتا را از ارتش کشف و خنثی کرده بود و این اعتماد بیش از حد بود که به رجوی دست باز برای دستگیری و شکنجه صد ها تن از اعضای ناراضی به بهانه چک امنیتی یا رفع ابهام پیدا کرد. تبدیل اشرف به ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -