• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • محمد رزاقی : درسیاهچالهای رجوی چه گذشت؟ (۲)

    در همین حالت درد کشیدن  بودم که به یکباره بهم خوردن حالم هم به دردم اضافه شد. بعد از اینکه چند بار بالا آوردم بدنم بی حس شد خودم نفهمیدم که فاصله 2 قدمی سرویس تا داخل سلول را کی طی کردم و در گوشه سلول افتاده بودم که دوباره از شدت درد پهلو بیدار شدم و تکرار وضعیت قبلی، اما این بار چند قطره خون نبود بلکه تمام ادرارم خونی بود. نمی دانم ساعت چند بود که مختار دوباره دریچه روی در را باز کرد و گفت بیا این نان را بگیر کوفت کن من فقط توانستم بگویم حالم خوب نیست نیاز به یک مسکن دارم که بلافاصله دهان کثیف اش را باز کرد هر فحشی که بلد بود گفت البته همه آن فحشها که داد لایقش مریم جانش بوده و می باشدبله او به جای دارو دادن فحش داد و گفت منتظر هستم که هر چه زودتر بمیری بیام جنازه ات را ببرم چون وقت نداریم و امثال تو زیاد هستند که باید به حسابشان برسیم! من تا ان زمان با چنین وضعیتی مواجه نشده بودم و نمی دانستم که چرا اینطورشده ام تا اینکه یکبار دیگر همین وضعیت در سلول عمومی که بودم پیش آمد که حمید رضا برهون که از زندانیان قدیمی در ایران بوده و به مدت 10 سال را در زندانهای رژیم ایران بوده و بعد از آزادی به عراق آمده و به سازمان پیوسته بود اما اینبار در زندان رجوی و زیردست شکنجه گرهای رجوی شکنجه می شد بنا به تجربیاتی که داشت گفت این درد برای دفع سنگ کلیه است. وقتی وضعیت بار اول را برای وی تعریف کردم گفت که بر اثر ضربه هایی که به پهلویت وارد شده سنگ از کلیه جدا شده و همین باعث خونریزی و درد شدهاست. 

    درسیاهچالهای رجوی چه گذشت؟ (2)

    با دردهای وحشتناک شکنجه در سلول انفرادی اشرف

    نوشتۀ محمد رزاقی عضو قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

    پیوند رهایی ـ 13.09.2017

    لینک به منبع

    محمد رزاقی : درسیاهچالهای رجوی چه گذشت؟ (2)

    من از اینجا و از این طریق اعلام میکنم برای اثبات گفته هایم  در رابطه با موضوع زندانها، شکنجه روحی و جسمی؛ کشته شدن نفر بر اثر شدت شکنجه های وارده توسط شکنجه گرهای فرقه رجوی و بدستور خود پدر خوانده فرقه مسعود رجوی در قرار گاه اشرف و خودکشی برخی زندانیان در نتیجۀ فشارها و شکنجه ها از همین جا اعلام میکنم که حاضر هستم با همین خانم مریم قجر با حضور تمامی رسانه ها و شخصیتهای سیاسی ایرانی و نمایندگان احزاب و سازمانهای سیاسی و همچنین با حضور نمایندگان عفو بین الملل، نماینده حقوق بشر در سازمان ملل، نمایندگان اتحادیه اروپا و امریکا، صلیب سرخ جهانی وزندانیان سابق در سیاهچالهای رجوی وزندانیانی که توسط فرقه رجوی به زندان ابوغریب فرستاده شده اند… در رابطه با همین موضوع زندان در قرار گاه اشرف یک مناظره رو در رو داشته باشم یا با همین ترکیب برای بازدید از زندانهای پادگان اشرف و اثبات  وجود زندان و شکنجه گاه و شکنجه گر در تشکیلات فرقه مافیایی رجوی به عراق و پادگان اشرف بروم تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.

    بیان این خاطرات برایم تداعی روزهای تلخی هست که یاد اوری ان خود هم بخشی از شکنجه ای است که هنوز هم جسم و روحم را آزار می دهد و نکته ای که این بار در نوشته ام میخواهم به آن اشاره بکنم اینکه زمانی که به زندان و سیاهچالهای فرقه رجوی منتقل شدم همین خانم زهرا میر باقری فرمانده یکان ترابری در سررشته داری بود که آن موقع محل استقرارمان قلعه 900 بود و محل کارمان سوله 11 بود و حتمآ خانم زهرا میر باقری که سالها است از این فرقه جدا شده است باید به یاد داشته باشد که ما چند نفر از یکان ایشان طی چند شب ناپدید شدیم که من بودم ؛ یونس سلیمانی؛ که بعدا مطلع شدم چند نفر ازهمین یکان همچنین از کل سررشته داری که بودیم به زندان منتقل شده ایم که با بعضی از آنها بعدا در سلول عمومی یکجا بودیم و همه  کسانی بودند که خواهان خروج از سازمان بودند و یا بطور جدی با خط و استراتژی و ایدئولوژی سازمان و مشخصآ با رجوی مخالف بودند.

    اما این به عهده خانم زهرا میر باقری است که صادقانه بگوید که سران فرقه چه دروغهایی را گفته بودند  امید وارم خانم زهرا میر باقری در این رابطه واقعیت را بیان بکند چون اگر ایشان هم نگوید من بعد از آزادی از زندان از طریق دوستان ام از موضوع با خبر شدم که در نشستها چه گفته بودند که در ادامه خاطرات به انها اشاره خواهم کرد.

    اما برگردم به خاطرات تلخ زندان انفرادی در فرقۀ رجوی :

    کف سلول انفرادی موکت نمدی نازک قهوه ای رنگ  پهن بود ودر گوشۀ سمت راست آن یک توالت با یک شیر آب به ارتفاع 30 سانتی از سطح زمین و یک شلنگ نیم متری بود و در سقف آن یک لامپ قرار داشت که ۲۴ ساعته روشن بود و تنها از روی مواد غذایی حدس میزدم که الآن صبح یا ظهر و یا شب است. اشل غذایی یک نان بود با یک تکه پنیر به اندازه 2 بند انگشت و نصف لیوان پلاستیکی چای برای صبحانه ؛ برای ناهار در حدود 10 الی 15 قاشق غدا خوری برنج که معمولا استانبولی پلو؛  یا عدس پلو یا کلم پلو … بود و شام هم یک تکه بادمجان یا کدو یا توله که در کنار دیوار و سبتیکهای قرار گاه به صورت خود رو سبزمی شد آن را به عنوان غذا می دادند !

    اما بعد از اینکه بهرام جنت سرایی ( مختار ) به سلول انفرادی منتقلم کرد و با یک تی پا از پشت به درون سلول انداخت از شدت درد ضربات مشت و لگد شکنجه گران رجوی هم رمقی نداشتم. درد تمام بدنم را گرفته بود نمی دانم چند ساعتی گذشته بود که یک مرتبه از پهلوی سمت راستم درد شدید ناگهانی نفسم را برید فکر کردم به خاطر ضرباتی که به پهلوهایم با لگد زده اند آن هم با پوتین که پوشیده بودند اینطوردردم گرفته اما درد ول کن نبود و هر لحطه حالم بدتر می شد چنان دردی که زمین را چنگ میزدم که یکباره مختار آمد دریچه کوچکی را از روی در باز کرد و چند فحش چاله میدانی به من داد که چرا سرصدا میکنم و باید خفه شوم، بعد هم تهدید کرد در صورتیکه یکبار دیگه صدایم بلند شود دوباره چند نفری به خدمتم خواهند رسیدیعنی دوباره چند نفری کتکم خواهند زد.

     بعد از رفتن مختار یک لحظه احساس کردم که نیاز دارم به سرویس بهداشتی بروم خودم را کشان، کشان به سرویس رساندم به جای ادرار تنها چند قطره خون آمد و دوباره به داخل سلول برگشتم که همچنان درد پهلویم بیشتر و بیشتر می شد اما برای اینکه بهانه ای به دست جلادان رجوی ندهم فقط در حد ناله و پیچیدن دور خود روی زمین که بیشتر دردم را تشدید میکرد میتوانستم انجام بدهم.

    در همین حالت درد کشیدن  بودم که به یکباره بهم خوردن حالم هم به دردم اضافه شد. بعد از اینکه چند بار بالا آوردم بدنم بی حس شد خودم نفهمیدم که فاصله 2 قدمی سرویس تا داخل سلول را کی طی کردم و در گوشه سلول افتاده بودم که دوباره از شدت درد پهلو بیدار شدم و تکرار وضعیت قبلی، اما این بار چند قطره خون نبود بلکه تمام ادرارم خونی بود.

    نمی دانم ساعت چند بود که مختار دوباره دریچه روی در را باز کرد و گفت بیا این نان را بگیر کوفت کن من فقط توانستم بگویم حالم خوب نیست نیاز به یک مسکن دارم که بلافاصله دهان کثیف اش را باز کرد هر فحشی که بلد بود گفت البته همه آن فحشها که داد لایقش مریم جانش بوده و می باشد.

    بله او به جای دارو دادن فحش داد و گفت منتظر هستم که هر چه زودتر بمیری بیام جنازه ات را ببرم چون وقت نداریم و امثال تو زیاد هستند که باید به حسابشان برسیم!

    من تا ان زمان با چنین وضعیتی مواجه نشده بودم و نمی دانستم که چرا اینطورشده ام تا اینکه یکبار دیگر همین وضعیت در سلول عمومی که بودم پیش آمد که حمید رضا برهون که از زندانیان قدیمی در ایران بوده و به مدت 10 سال را در زندانهای رژیم ایران بوده و بعد از آزادی به عراق آمده و به سازمان پیوسته بود اما اینبار در زندان رجوی و زیردست شکنجه گرهای رجوی شکنجه می شد بنا به تجربیاتی که داشت گفت این درد برای دفع سنگ کلیه است. وقتی وضعیت بار اول را برای وی تعریف کردم گفت که بر اثر ضربه هایی که به پهلویت وارد شده سنگ از کلیه جدا شده و همین باعث خونریزی و درد شدهاست.         (ادامه دارد)

    محمد رزاقی

    ////////////////////////////

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.