• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • عبدالکریم ابراهیمی: خاطره ای از مناسبات پاک مریمی درون مجاهدین

    بعد از پایان توجیه به هادی همایون که معاون لشکرمان بود مراجعه کردم و بهش گفتم کسالت پیدا کردم و توان ادامه تمرین ندارم اون هم رفت موضوع کسالتم را به فرمانده لشکر گفت و بعد آمد پیشم و گفت با پیک غذا برگرد قرارگاه . با این تناقض به اشرف برگشتم و گزارش مشاهده ام آنگونه که دیده بودم نوشتم و بردم دادم به ستاد که بدهد دست فرمانده محور، شب  ساعت یازده بعد از خاموشی هادی همایون آمد کنار تختم و آرام گفت بیا بیرون کارت دارم. وقتی از آسایشگاه بیرون رفتیم گفت بیا بریم پیش خواهر فریبا( فریبا خداپرستی)، وقتی وارد اتاق شدم افسانه(حمیده شاهرخی) کاظم( حسین ابریشم چی ) فائزه محبت کار و فریدون سلیمی نشسته بودند، افسانه گفت بنشین، ابتدا از من سوال کرد و من گفتم گزارش برای خواهر فریبا نوشتم در جوابم گفت بگو چی شده من گزارش را نخوندم. مجبور شدم شرح ماوقع را ریز برایش توضیح دهم، حرفم که تمام شد کاظم از روی صندلی بلند شد و گفت خواهر افسانه احساس میکنم که الان یک پاسدار وارد مناسبات پاک ما شده و دارد مناسبات را شخم میزند و میخواهد انقلاب خواهر مریم را مخدوش کند، من از این حرف کاظم جا خوردم و در جواب گفتم من آنچه با چشم خودم دیدم به زبان آوردم و نمیدانستم که چنین مناسباتی هست و گرنه یک ثانیه هم در این سازمان نمیماندم چون انتخابم اصول و مناسبات پاکی بوده که از آن دم میزدید اما متأسفانه خودتان ناقض آنها هستید.

    خاطره ای از مناسبات پاک مریمی درون مجاهدین

    عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سی ام آوریل ۲۰۱۸

    لینک به منبع

    خاطره ای از مناسبات پاک مریمی درون مجاهدین

    عبدالکریم ابراهیمیفروردین ماه نیز گذشت با خاطره ای تلخ از سالهای گذشته در اسارتگاه تشکیلاتی رجوی در بغداد و قرارگاه اشرف که هیچوقت از ذهنم بیرون نشده است. این خاطره در روز بیست هفتم فروردین سال هزار و سیصد وهفتاد و یک اتفاق افتاد و مسیر انتخابم را در سارمان مجاهدین عوض کرد، درست زمانی که چند سال بیشتر از وصل شدنم به سازمان در جهنمکده اشرف نمیگذشت. در این مدت همیشه سرلوحه تنظیم رابطه خودم با سازمان و تشکیلات صداقت و پاکی میدانستم چرا که آموخته بودم سرلوحه مکتب مجاهدین فدا، صداقت و پاکی است اما غافل از اینکه رهبری این سازمان یعنی مسعود و مریم رجوی این شیاطین انسان نما و دزدان قرن، تمام اصول و آرمانهای مؤسسین سازمان یدک میکشند اما  صد و هشتاد درجه عکس آن عمل میکنند .

    در ابتدای ورودم به سازمان در آموزشهای ایدئولوژیکی که داده میشد نقش و پاکی زنان در تشکیلات یکی از پارامترهایی بود که ذهنم را روی تمام اصول و ضوابط تشکیلات آبندی میکرد و فکر میکردم آرمان ایده آلم را در این سازمان بافته ام، اما متأسفانه همه این شعر و شعارها ریا، فریب، نیرنگ، دروغ و کلک و فساد و فحشا بود. فاکت زیل یکی از مشاهداتی بود که با چشم خود دیده و گذارش دادم. در تمرینات تاکتیک رزم زرهی در زمین تاکتیک ضلع شرق اشرف؛ یکانها مجزا برای اجرای تمرین تک سریع شبانه که در گرگ و میش صبح صورت میگرفت اوردوگاه زده بودیم، تقریبا یک ساعت مانده بود به شکستن اردوگاه و شروع تمرین، از تانکم بیرون آمده و برای رفع حاجت به سمت یک سنگر خالی خودرو که در آن نزدیکی بود رفتم، وقتی به لبه آن رسیدم به صحنه ای برخوردم که در جا میخکوب شدم. یکی از برادران مسؤل با یک خو اهر در وضعیتی دیدم که برق از سرم پرید و مثل برق عقب نشستم.

    به شدت این تناقض اذیتم میکرد و حا ل ادامه تمرین نداشتم. بعد از شکستن اردوگاه و وقتی مرحله اول تمرین تمام شد و برای توجیه مرحله بعد همه افراد روی مثابه( محلی مرتفع که مربیان برای نظارت مراحل تمرین و توجیه عناصر شرکت کننده در تمرین آنجا قرارمیگرفتند) رفتیم،  چون واقعا از این مشاهده ام به هم ریخته بودم و توان ماندن و ادامه تمرین نداشتم و برایم غیر قابل باور بود که مناسبات پاکی که از آن دم میزنند در رأس فرمانده هانش اینگونه باشد آنهم بعد از به اصطلاح انقلاب پاک مریم رهایی که منجر به از هم پاشی خانواده در سازمان شد .

    بعد از پایان توجیه به هادی همایون که معاون لشکرمان بود مراجعه کردم و بهش گفتم کسالت پیدا کردم و توان ادامه تمرین ندارم اون هم رفت موضوع کسالتم را به فرمانده لشکر گفت و بعد آمد پیشم و گفت با پیک غذا برگرد قرارگاه .

    با این تناقض به اشرف برگشتم و گزارش مشاهده ام آنگونه که دیده بودم نوشتم و بردم دادم به ستاد که بدهد دست فرمانده محور، شب  ساعت یازده بعد از خاموشی هادی همایون آمد کنار تختم و آرام گفت بیا بیرون کارت دارم. وقتی از آسایشگاه بیرون رفتیم گفت بیا بریم پیش خواهر فریبا( فریبا خداپرستی)، وقتی وارد اتاق شدم افسانه(حمیده شاهرخی) کاظم( حسین ابریشم چی ) فائزه محبت کار و فریدون سلیمی نشسته بودند، افسانه گفت بنشین، ابتدا از من سوال کرد و من گفتم گزارش برای خواهر فریبا نوشتم در جوابم گفت بگو چی شده من گزارش را نخوندم. مجبور شدم شرح ماوقع را ریز برایش توضیح دهم، حرفم که تمام شد کاظم از روی صندلی بلند شد و گفت خواهر افسانه احساس میکنم که الان یک پاسدار وارد مناسبات پاک ما شده و دارد مناسبات را شخم میزند و میخواهد انقلاب خواهر مریم را مخدوش کند، من از این حرف کاظم جا خوردم و در جواب گفتم من آنچه با چشم خودم دیدم به زبان آوردم و نمیدانستم که چنین مناسباتی هست و گرنه یک ثانیه هم در این سازمان نمیماندم چون انتخابم اصول و مناسبات پاکی بوده که از آن دم میزدید اما متأسفانه خودتان ناقض آنها هستید. این حرفم انگار بنزین بود که روی آتش بریزید( یادآوری شوم که آن زمان نمیدانستم در سازمان شکنجه و سر به نیست کردن و….. وجود دارد و گر نه جرأت نوشتن چنین فاکتی نداشتم ) و هر چهار نفر مرا تهدید کردند که محاکمه ات خواهیم کرد و از اینکه من کوتاه نیامدم واقعا افسار پاره کردند و در نهایت نتیجه این شد که من به مدت دو هفته زندان بنگالی با شنیع ترین برخوردها و شکنجه های روحی و روانی مواجهه بودم و بعد از آن با نوشتن و تعهد دادن که جایی درز نکند مرا از آن محور فرستادند محور دیگر تا این موضوع رو نشود و از آن به بعد چهره دوگانه سازمان و فریبشان برایم کاملا مسجل شد که در نهایت به دیکتاتوری مطلق رجوی و شکنجه و کشتارها در سازمان منجر شد و من نتوانستم تا  بعد از بیست و دو  سال از آن زندان خودساخته مسعود رجوی نجات پیدا کنم اما بلاخره روسیاهی به مریم رجوی که جدا شده ها پته او و شوهر فراری اش را روی آب ریخته و جنایاتشان را زبانزد عام و خاص کرده اند. نابود باد دستگاه تروریستی و شکنجه و سرکوب رجوی.

    „پایان“

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.