• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • درد های من ـ خاطرات علی هاجری ـ قسمت اول

    سه سال و دو ماه انتظار کشیدم که روزی به وطن برگردم ولی یک تصمیم گیری غلط تمام معادلات را بهم زد و باز سرنوشت من تغییر کرد اینبار رفتن به قهقرا بود فکر نکردن به مسائل سیاسی همین موارد را در بر دارد آتش بس شده بود راه ماشین جنگی بسته شده بود و همه چیز 180 درجه چرخیده بود تازه حتی اگر آتش بس هم نشده بود باز فرقی نمیکرد چون در عملیات موسوم به فروغ جاویدان این فرقه کاری از پیش نبرده بود ولی افسوس به راه برگشت ناپذیری پا گذاشته بودم همه توصیه های دوستانم را نادیده گرفتم و رفتم به اصطلاح ارتش آزادیبخش.  بعد از چند روز اقامت در اشرف از دوستی سئوال کردم اینکه گروهان ماست پس لشکر کجاست با تمسخر گفت بابا به همین دویست نفر میگویند لشکر باور نکردم ولی در کمال تعجب دیدم درسته . واقعا خنده دار بود که صد یا دویست نفر معادل یک لشکر زرهی یا پیاده باشد یادم میاد که مسعود رجوی ساعتها بحث میکرد که حرفش درسته و میخواست هه را قانع کند مثل همیشه تعدادی بودند که حاضر در پشت میکروفون بودند و در تائید بحث صحبت میکردند ولی این چیزی بود که با واقعیت فرسنگها فاصله داشت ۰ سال۷۰ باز یک چیز دیگری را علم کردند انقلاب هیچ کس دلش نمیخواست که وارد این موضوع شود نه افرادی که متاهل بودند و  نه آنانی که مجرد بودند. 

    درد های من ـ خاطرات علی هاجری ـ قسمت اول 

    علی هاجری ـ تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

    لینک به منبع

    ali-hajari-nejatyaftegan dar albani -khaterat-260-410

    در مهرماه سال ۱۳۵۹ نزدیک به ساعت ۱۰ صبح غرش توپها بصدا درآمد و تمام شهر در زیر دود پلایشگاه آبادان محو شد جنگنده بمب افکنها لحظه ای مجال نمیدادند مردم شروع به ترک شهر کردند من و دیگر جوانان رفتیم و برای دفاع از وطن سلاح بدست گرفتیم و در کنار اروند رود موضع اتخاذ کردیم ۰ فکر میکردیم مثل سال ۱۳۴۷ جنگ سریع تمام میشود ولی اینطور نشد و حمله زمینی نیروهای عراقی شروع شد و آبادان به محاصره درآمد ۰
    در این بین نیروهایی از فرقه مجاهدین در جبهه بود ولی یکروز دیدم که همه را دستگیر کرده اند و دارند میبرند گویا وارد خیانت به میهن شده اند ولی این برایم قابل فهم و هضم کردن نبود تا سال ۱۳۶۵ که در عراق مستقر شدند و دیدم همه آن حرفها درست از آب در آمد ۰
    تا سال ۱۳۶۲ آبادان بودم و بعد از شهید شدن دوست دوران کودکی در شهریور همان سال آبادان را برای همیشه ترک کردم و به شهر دیگری رفتم تا دی ماه ۱۳۶۳ بکار مشغول بودم و پس از آن به خدمت سربازی رفتم و تا اواخر سال ۶۴ در پادگانهای مختلفی خدمت کردم و سپس به جبهه جنگ منتقل شدم و به جبهه شمال غرب رفتم نزدیک به دوماه نگذشته بود که یک نفر خیانت کرد و تمام اطلاعات جبهه ما را به عراقیها داد و در تاریخ ۱۳۶۵/۲/۳ عملیات گسترده علیه ما صورت گرفت و من در همان روز اسیر نیروهای عراقی شدم و زندگی من یکبار دیگر به شکل دیگری رقم خورد۰
    در روزهای اول اسارت هر روز انگار که یکسال بر من میگذشت ولی بمرور به آن عادت کردم تا اینکه سر کله مجاهدین در عراق پیدا شد ۰ دلمان خوش بود که هر هفته ایی یک فیلم ایرانی از بخش فارسی تلویزیون عراق میبینیم ولی انگار قرار بود که این هم از ما گرفته شود۰ بله همان زمانبندی را اختصاص دادند به تبلیغات مجاهدین و از پس از فیلم خبری نشد و همه ناسزا میگفتند.
    سه سال و دو ماه انتظار کشیدم که روزی به وطن برگردم ولی یک تصمیم گیری غلط تمام معادلات را بهم زد و باز سرنوشت من تغییر کرد اینبار رفتن به قهقرا بود فکر نکردن به مسائل سیاسی همین موارد را در بر دارد آتش بس شده بود راه ماشین جنگی بسته شده بود و همه چیز 180 درجه چرخیده بود تازه حتی اگر آتش بس هم نشده بود باز فرقی نمیکرد چون در عملیات موسوم به فروغ جاویدان این فرقه کاری از پیش نبرده بود ولی افسوس به راه برگشت ناپذیری پا گذاشته بودم همه توصیه های دوستانم را نادیده گرفتم و رفتم به اصطلاح ارتش آزادیبخش.  بعد از چند روز اقامت در اشرف از دوستی سئوال کردم اینکه گروهان ماست پس لشکر کجاست با تمسخر گفت بابا به همین دویست نفر میگویند لشکر باور نکردم ولی در کمال تعجب دیدم درسته .

    واقعا خنده دار بود که صد یا دویست نفر معادل یک لشکر زرهی یا پیاده باشد یادم میاد که مسعود رجوی ساعتها بحث میکرد که حرفش درسته و میخواست هه را قانع کند مثل همیشه تعدادی بودند که حاضر در پشت میکروفون بودند و در تائید بحث صحبت میکردند ولی این چیزی بود که با واقعیت فرسنگها فاصله داشت ۰
    سال۷۰ باز یک چیز دیگری را علم کردند انقلاب هیچ کس دلش نمیخواست که وارد این موضوع شود نه افرادی که متاهل بودند و  نه آنانی که مجرد بودند.  عجب روزهای سخت و طاقت فرسایی بود حال آدم از بحث هایی که میشد بهم میخورد بند پشت بند بعد هم باید اثبات کنی که واقعی است در صورتیکه هیچ مسئله ایی که حل نمیکرد مستمر ذهن من و دیگران را مشغول میکرد خیلیها در همان ابتدا رفتند ای کاش من هم میرفتم عمرم را بیهوده صرف اینکار نمیکردم عمر که رفت و ما بدهکار دیگران شدیم این هم چیز جدیدی است.
    رسیدیم با سال ۷۲ جنگ و خونریزی شروع شد ، سال ۱۳۷۲ منجی صلح و کسی که ادعا میکرد طرح صلح داده عملیاتهای مرزی را شروع کرد و تعدادی را بکشتن داد سود که نداشت دود اینکار به چشمان بیچارهها رفت و تعدادی جان خودشان را از دست دادند رجوی این ناجی صلح دنبال جرقه و جنگ بود این داستانهای تکراری مستمر ادامه داشت و هر بار با تعدادی کشته.
    رجوی میگفت من به سید الرئیس گفتم طریق الوحید هو ایران ولمجاهدین یعنی که برو پای جنگ هشت سال کم بود خون و خونریزی کم بود دنبال جرقه و جنگ بود فکر میکرد که با جنگ به اهدافش میرسد.  رفتیم تا سال ۱۳۸۰ سال کینه کشی رجوی از نیروهای خود ، نشستهای طعمه،  وای که چه روزها و ماههای سیاهی بود میخواست همه را له کند که کسی نطق نکشد و به همین دلیل عده ایی را سوژه این عمل خود کرد.

    ادامه دارد

    /////////////////////

    غلامعلی میرزایی: پرده ای از جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

    فرزند من که بعد از سی وهفت سال برای دیدن من بیاید مزدور است اما فرزند رجوی واحمد واقف ودیگران بایستی با اسامی مستعار که توسط این فرقه برای آنها […]

    Albania-malek beyt mashal-nejatyaftegan dar albani- 3- 260-410

    خاطرات مالک بیت مشعل : واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟ قسمت سوم

    واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می […]

    Albania-gholamali Mirzayi-Khaterat -1-260-410

    خاطرات غلامعلی میرزایی: برای آنانی که هنوز سازمان مجاهدین خلق را نمی شناسند ـ قسمت اول

    در یک مرخصی چند ساعته برای آماده کردن الزامات مانور به شهر آمدیم وهر کس رفت شهر خودش .من بعد از 23 روز برگشتم . رکن دو ارتش در واقع […]

    Albania-Hassan Heyrani3-shakhsiyate Rajavi 260-410

    حسن حیرانی: هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

    آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند […]

    Albania-khaterat Azim-mishmast-gheamat aval-260-410

    محمد عظیم میش مست: ” خاطرات من ” قسمت اول ـ مهرماه 1359 بعد از تجاوز ارتش صدام حسین به خاک ایران اسیر شدم

    همانطور که در اعلام جدایی خودم گفتم با توجه به آنچه که در این سالیان سیاه برمن و امثال من گذشت بر آن شدم که صدای خفته و خسته قربانیان […]

    Albania- Ferghe mojahedin-Gholamali mirzayi- Azim mishmast

    غلامعلی میرزایی خطاب به مریم رجوی: جرم ما این است که بعد از شنیدن سی سال دروغ دیگر سکوت نکردیم

    چرا اطلاع ندادید که خانواده های ما برای دیدن ما به پشت دیوار اشرف آمده بودند؟  خانواده هایی که با درد و رنج  و  هزینه شخصی خود  آمده بودند، چرا از جانب […]

    ali-hajari-nejatyaftegan dar albani- 260-410

    علی هاجری با سابقه 28 سال عضویت در سازمان مجاهدین رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد

    بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق […]

    Albania-Azim-mishmast-nejatyaftegan dar albani 260-410

    پاسخ آقای محمد عظیم میش مست یکی از آخرین اعضای جداشده از فرقه مجاهدین در آلبانی به مریم رجوی

    ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود رجوی و مریم […]

    Hassan-shahbaz - Nejatyaftegan az MKO-dar Albani-260-410

    حسن شهباز: از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت دوم

    البته این حرف را من از خودم نمیگویم گواه و سند این حرف من همین روانپزشکانى هستند که توسط کمیساریاى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد استخدام شده اند و تمام […]

    albania-damroudi-Nejatyaftegan az mojahedin-260-410

    اعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی عضو سی ساله مجاهدین خلق در آلبانی ـ ریزش نیرو در فرقه مجاهدین ادامه دارد

    رهبری فرقه مجاهدین اینگونه کارهایشان را بزک میکردند که بتوانند قدرت اعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علیرغم اینکه هیچ اشراف و شناختی از زندگی و […]

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.