• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • مالک بیت مشعل : وقاحت مریم قجر رجوی و ویروس کرونا

    حالا نگاه کنید سر همین ویروس کرونا که الان جهانی شده . این مریم قجر داره پیام میده اهای مردم دنیا بیاید بینیند اخوندها کرونا هستن وبه داد مردم نمیرسه.در حالی که این حتی در ایتالیا وفلسطین وعراق والبانی هم الان اومده این خانم با تمام درک وفهمش وانقلابش میگه این فقط ایرانه .خب خانم محترم تو کمک کن تمام دنیاهم داره نگاه میکنه . جدی واقعا نمیفهمم به چه مبنایی این حرف را میزنه در حالیکه این ویروس همه جا رو پر کرده.حتی ازویروسی که کشنده هستش داره رشد میکنه این داره فرصت طلبی میکنه واقعا بهره سیاسی داره میکنه ومیخواد منافع سیاسی خودش وخط وخطوطش را پیش ببره . بعد در نشست میگه مسعود رجوی تنها کسی هستش که شرافت را با سیاست قاطی نکرد .عجب حرفی زده ؟ پس چرا به خود ت نمیگی همه ادم وعالم درگیر این ویروس کشند هستن توی داری پیام میدی که اره بداد مردم نمی رسند .ای مهربان تو داری سیاست را تبدیل به نجاست میکنی وهیچ وقاحتی نمونده …

    وقاحت مریم قجر رجوی و ویروس کرونا

    عبدالرحمان محمدیان، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 18.03.2020

    لینک به منبع

    Albania-Malek Beyt Mashal 2-260-410
    با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز
    باور کنید که دارم واقعا انگار بیشتر دارم به دجالیت مریم گجرپی میبرم چون واقعا زده رو دست همه ی مکاران دنیا .
    نگاه کنید هر کاری یا حرفی میریم میزنه منو یاد عراق میندازه وبا همین حرفا مخ مارو پر میکرد مثال میخوام بزنم .در یک نشست همین مژگان پارسیایی گفت حتی اگه از اسمون سنگ بباره بگید کار رژیمه .به حالت جو ک وخنده گفت ولی جدی میگفت .حالا این جواب یکی از نفرات نشست از هم سطح من .پرسید چرا هرچی میشه میگیم کار رژیمه .جوابش این بود .
    حالا نگاه کنید سر همین ویروس کرونا که الان جهانی شده .این داره پیام میده اهای مردم دنیا بیاید بینیند اخوندها کرونا هستن وبه داد مردم نمیرسه.در حالی که این حتی در ایتالیا وفلسطین وعراق والبانی هم الان اومده این خانم با تمام درک وفهمش وانقلابش میگه این فقط ایرانه .خب خانم محترم تو کمک کن تمام دنیاهم داره نگاه میکنه .
    جدی واقعا نمیفهمم به چه مبنایی این حرف را میزنه در حالیکه این ویروس همه جا رو پر کرده.حتی ازویروسی که کشنده هستش داره رشد میکنه این داره فرصت طلبی میکنه واقعا بهره سیاسی داره میکنه ومیخواد منافع سیاسی خودش وخط وخطوطش را پیش ببره .
    بعد در نشست میگه مسعود تنها کسی هستش که شرافت را با سیاست قاطی نکرد .عجب حرفی زده .پس چرا به خود ت نمیگی همه ادم وعالم درگیر این ویروس کشند هستن توی داری پیام میدی که اره بداد مردم نمی رسند .ای مهربان تو داری سیاست را تبدیل به نجاست میکنی وهیچ واقحتی نمونده ..بله عزیزان ببینید  انسانیت یعنی این که تشکیلات منفور ورواسای اون .چطوری مردم مهم نیست خط خطوط مهمه به قول خودشون حفظ نظام .حفظ نظام میکنند .الان هم فقط وفقط میخواهند منافع خودشون وتشکیلات خودشون اهمیت بدهند.وگرنه مریم دلسوز نیس .من کسی بودم که مریم را چیز دیگه میدیدم که شرمم میاد بگم واقعا .
    .ولی دارم خدا را شکر میکنم که این چهار سال که بیرون اومد تونستم این پدیده رو بشناسم واقعا .
    خواهشا این جواب این سوال را بدید.ایا واقعا باید ادم بخاطر منافعش حتی از درد مردم باید بهره ببرید وبعد بگید  مابرای خلقیم وازادی مردم وایران واسلام رجوی که واقعی هستش میجنگیم .
    پس میشه بگید دیگه این غار غارکردن شما چیه .خواهشا برید توی سایت مجاهدین وبخونید .باور کنید هم خنده تون میگیره واز طرف دیگه میفهمید که چقد بطور واقعی کلمه که باید بزنیم تو سرش خیلی نامردید خیلی نامردید.این همه تمجیدو تعریف از مناسبات وراهتون میگفتید چی شد همش دوز وکلک بود دیگه نه .ایولا به شما واقعا خوب داریدبرای مردم میجنگیدامیدوارم موفق باشید که چقد دارید داز خودتو ن مایه میذارید .
    من چند بار گفته بودم الان بخاطر اینکه همه بیشتر بدونند هرچی از اون موضوع در مناسبات اونها که بودم را میگم ومیگویم عین حقیت بوده وناصادقانه نمیگم ونخواهم گفت .چراچون حرفی را که میزنم راست وبدون دورغ مثل شما گفتم ومیگم .
    بله دوستا ن من وما که مثل هم زجر کشیده هستیم ببینید که کجا بودیم خودش یه نوع جهنم بود ولی باید تحمل میکردیم راه وچاره نداشتیم وسکوت میکردیم اگه بگویند دنبا جهنم هست من میگم فرقه جهنم در جهنم هست.امید وارم که بخاطر این نامردیها یتان خیر نبینید .
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی قسمت اول ـ مقدمه ، موش کتاب خور

    مقداری از خاطرات جبهه و جنگ در هنگام اسارت بدست نیروهای عراقی افتاد و یا در سنگرجبهه باقی ماند که اصلا بعد از اسارت من نفهمیدم که چه شد چرا که وقتی که من اسیر شدم تا چند ماه بعنوان مفقود الاثر قلمداد می شدم و بعد از چند ماه پیگیری خانواده ام نتوانستند وسایل شخصی مرا بدست بیاورند و بقیه و بیشتر عمرم هم در فرقه رجوی بودم که خاطره نویسی مذموم و اگرهم کسی در خفا اینکار را میکرد در دومناسبت یعنی انتقال از اشرف به لیبرتی و بعدا جابجایی به آلبانی افراد ناچارا آنها را از بین بردند چرا که سران فرقه می گفتند که اینها می تواند اطلاعات باشد و نباید به دست کسی ( آمریکایی ویا عراقی ها ) بیفتد.  در این دوهنگام نفرات سازمان وسایل نفرات را خیلی ریزتر و دقیق تر از عراقیان، چند بارچک  می کردند که صدای نفرات درآمده بود که بابا ما نفهمیدیم دشمن کیست. عراقیها یک نگاه اجمالی به وسایل نفرات می کردند ولی نفرات سازمان حتی نامه های خانوادگی و خصوصی افراد را هم بادقت می خواندند. در حالیکه عراقی ها اصلا به کاغذ و دفتر نگاه هم نمی کردند و کاری نداشتند که توضیح دقیق آن در جای خودش خواهد آمد. مثلا در حرکت به لیبرتی ما باید وسایل را به نفرات این فرقه می دادیم 

    خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی قسمت اول ـ مقدمه ، موش کتاب خور

    عبدالرحمان محمدیان، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.03.2020

    Rajavi-Saddam 260-410

    مقدمه : از انجائیکه مطالبی که اینجا بعنوان خاطرات می آید برخی به 40 یا پنجاه سال پیش برمیگردد بدلیل بعد زمانی و اینکه من در این مدت درشرایطی نبوده ام که یاداشت کنم و در مواردی هم که یادداشتی بوده در برهه های و شرایط مشخصی که من از سر گذرانده ام از بین رفته اند  ذکر تاریخ دقیق برای آنها برای من مقدور نیست و الان که دست به نگارش این خاطرات می زنم ناچارا تاریخها بطور کلی( ونه با ذکرروز و ماه)و تقریبی خواهد بود.  

    مقداری از خاطرات جبهه و جنگ در هنگام اسارت بدست نیروهای عراقی افتاد و یا در سنگرجبهه باقی ماند که اصلا بعد از اسارت من نفهمیدم که چه شد چرا که وقتی که من اسیر شدم تا چند ماه بعنوان مفقود الاثر قلمداد می شدم و بعد از چند ماه پیگیری خانواده ام نتوانستند وسایل شخصی مرا بدست بیاورند و بقیه و بیشتر عمرم هم در فرقه رجوی بودم که خاطره نویسی مذموم و اگرهم کسی در خفا اینکار را میکرد در دومناسبت یعنی انتقال از اشرف به لیبرتی و بعدا جابجایی به آلبانی افراد ناچارا آنها را از بین بردند چرا که سران فرقه می گفتند که اینها می تواند اطلاعات باشد و نباید به دست کسی ( آمریکایی ویا عراقی ها ) بیفتد.  

    در این دوهنگام نفرات سازمان وسایل نفرات را خیلی ریزتر و دقیق تر از عراقیان، چند بارچک  می کردند که صدای نفرات درآمده بود که بابا ما نفهمیدیم دشمن کیست. عراقیها یک نگاه اجمالی به وسایل نفرات می کردند ولی نفرات سازمان حتی نامه های خانوادگی و خصوصی افراد را هم بادقت می خواندند. در حالیکه عراقی ها اصلا به کاغذ و دفتر نگاه هم نمی کردند و کاری نداشتند که توضیح دقیق آن در جای خودش خواهد آمد. مثلا در حرکت به لیبرتی ما باید وسایل را به نفرات این فرقه می دادیم تا چک کنند و هرچه مثلا آنها چک می کردند و اوکی می شد تازه به وسیله عراقیها چک می شد من چند تا نامه از خانواده ام داشتم که نفر فرقه شروع کرد به خواندن انها وقتی من اعتراض کردم گفت باید چک شود که ملات (واژه ای که در فرقه مترادف مدرک بود) نباشد ولی ناراحتی مرا که دید ومن یکی را که پاره کردم و گفتم اگر فکر می کنی ملات است بیا دیگه از بین رفت بقیه را نفرکناری بهش گفت نخوان بابا خانوادگی است و اوبا اکراه بمن برگرداند، اما وقتی به عراقیها رسیدیم اصلا به نامه وکتاب ودفترها نگاه هم نکردند. 

    در هنگام جابجایی به البانی هم نفرات اطلاعات فرقه می گفتند که اگر کسی دفترو یا کتابی دارد که میخواهد با خود بیاورد یک هفته قبل باید بدهد که چک شود، پیش ما می ماند ودم درب و قبل از خروج به او داده خواهد شد، من به آنها گفتم مدارک را یکبار از اشرف به لیبرتی چک کرده ایدو در این مدت هم چیز جدیدی و تماسی باکسی نداشته ام که چیزی اضافه شود وگفتند این ضابطه است و باید بدهی!  و من چون اصلا این روش را دوست نداشته و توهین میدانستم تمامی نامه و عکسهایی که داشتم را سوزاندم. هرچه هم بطور جسته وگریخته ازخودم و فقط از خودم نوشته بودم از بین بردم. 

    با این توصیف من در ذکر تاریخ وقایع احتیاط را رعایت و با اتکا بذهنم تلاش خواهم داشت اگر تاریخی را دقیق بیاد ندارم به ذکر سال یا فقط ماه اکتفاء کنم و من الله التوفیق. 

    بخش اول( ایران). 

    دوران نوجوانی :  

    من عبدالرحمان محمدیان اهل خرم آباد لرستان متولد سال 1338 هستم. در مدارس خرم آباد درس و مخصوصا دوران دبیرستان ( دوران متوسطه نظری) را در دبیرستان کورش کبیر در محله ششم بهمن خرم آباد گذراندم. 

    دوران نوجوانی من مصادف بود با شروع تظاهراتهای خیابانی برعلیه رژیم سلطنتی و من هم مثل هم سن وسالهایم بطور فعال در این تظاهرات شرکت داشتم. من در آن دوران به تشویق یکی از فامیل که یادش گرامی وروحش شاد باد اهل مطالعه شده بودم و کتاب زیاد می خواندم و یکی از دوستان به شوخی بمن می گفت موش کتابخور ( من آنزمان نمیدانستم این جمله دقیقا چه معنی میدهد و این دوستمان از کجا پیدا کرده است اما بعدا دریکی از کتابهای کازانتزاکیس نویسنده یونانی این جمله را دیدم یعنی کسی که زیاد کتاب می خواند و…) 

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    Albania-Parviz heydarzade 260-410

    پرویز حیدرزاده: انقلاب « مریم رجوی» فدا و صداقت یا ترویج فساد و فحشا

    از اون سال همه در گیر طلاق های اجباری و جدایی زن و شوهر شروع شد باید یاد آوری کنم که افراد رده بالا از سال 1369 پنج شنبه و جمعه به خانه نمی رفتند و بعضی ها هم بصورت مخفی و اور از چشم مریم و مسعود می رفتند و شنبه باز می گشتند؛ خلاصه اینکه این ظلاق برای افراد مجرد به گفته مسعود چند برابر واجب تر بود و می گفت اگر شما مجرد ها طلاق ندهید سوسک می شوید و همه مجبور به طلاق ذهن کردند و آن چیزی که اصلا نداشتن را هم طلاق دادند چیز خنده دار این بود که دوستان بصورت جوک به هم می گفتیم ازدواج نکرده طلاق دادیم… اما مسعود رجوی از میزان مسئله داری اعضا نسبت به شکست استراتژی و خط وخطوط سیاسی و وعده های واهی سرنگونی بخوبی اگاهی داشت رجوی بخوبی آگاه بود اعضای سازمان بخاطر عمق بی اعتمادیشان نسبت به سران فرقه، مخالفت هایشان را بصورت علنی بروز نمی دهند. لذا  با شیادی و فریب نشست های موسوم به عملیات جاری را در دستور کار قرار داد این نشست با دجالیت مسعود که می گفت همان انقاد و انتقاد از خود است ولی در عمل برای سرکوب افراد تبدیل شد رجوی شرکت در نشست های تفتیش عقیده (عملیات جاری و غسل هفتگی) را برای همه اعضای سازمان اجباری نمود و عدم شرکت در نشست را  مرز سرخ قرار داد تا اگر کسی به آن تمکین نکند با تنبیهات سخت تشکیلاتی مواجه میشد.

    انقلاب « مریم رجوی » فدا و صداقت یا ترویج فساد و فحشا 

    پرویز حیدرزاده، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.03.2020

    از زمانی که وارد انقلاب شدیم در سال هفتاد فکر می کردیم که این را از روی صداقت دارند برای ما می گذارند و مسعود آنقدر از سوره مریم می خواند که همه باورشان شد و تفسیر قرآن را نسبت می داد به مریم ؛ این کا را با زبان بازی و حیله دجالیت تعریف و تمجید از مریم قجر می کرد و این آدم نجس را به مادر مسیح نسبت می داد.

    از اون سال همه در گیر طلاق های اجباری و جدایی زن و شوهر شروع شد باید یاد آوری کنم که افراد رده بالا از سال 1369 پنج شنبه و جمعه به خانه نمی رفتند و بعضی ها هم بصورت مخفی و اور از چشم مریم و مسعود می رفتند و شنبه باز می گشتند؛ خلاصه اینکه این ظلاق برای افراد مجرد به گفته مسعود چند برابر واجب تر بود و می گفت اگر شما مجرد ها طلاق ندهید سوسک می شوید و همه مجبور به طلاق ذهن کردند و آن چیزی که اصلا نداشتن را هم طلاق دادند چیز خنده دار این بود که دوستان بصورت جوک به هم می گفتیم ازدواج نکرده طلاق دادیم.Enghelan Ideolojik-mojahedin khalgh

    از همان سالها بود که بین زن و مرد(خواهران و برادران) چشمک و چراغ شروع شد و این شروع فساد در مناسبات بود تا آنجا این وضعیت پیش رفت که در سال 77 گندش در آمد و از این نقطه دیگر خواهران را از یکانهای برادران کامل جدا و زیر نظر گرفتند.

    اما نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی در راستای تخلیه ذهن افراد «مجاهدین» از ابهامات سیاسی، خطی – استراتژیک وهمین کارهای اخلاقی و  سرکوب غرایض جنسی توسط سران فرقه رجوی راه اندازی شد  و مهوش سپهری مغز متفکر و دریده ترین فرد در  تشکیلات و در هر نشستی در جلوی مسعود با گریه سخن می گفت و تمجید از مریم می کرد به جایی رسید که مسعود گفت این اعلم دار مریم است ( این را در مثل از حماسه عاشورا میگفت) البته بد دهن ترین و دریده ترین فرد همین مو جود در  فرقه است که در چاپلوسی نمونه ندارد،

    اما مسعود رجوی از میزان مسئله داری اعضا نسبت به شکست استراتژی و خط وخطوط سیاسی و وعده های واهی سرنگونی بخوبی اگاهی داشت رجوی بخوبی آگاه بود اعضای سازمان بخاطر عمق بی اعتمادیشان نسبت به سران فرقه، مخالفت هایشان را بصورت علنی بروز نمی دهند. لذا  با شیادی و فریب نشست های موسوم به عملیات جاری را در دستور کار قرار داد این نشست با دجالیت مسعود که می گفت همان انقاد و انتقاد از خود است ولی در عمل برای سرکوب افراد تبدیل شد رجوی شرکت در نشست های تفتیش عقیده (عملیات جاری و غسل هفتگی) را برای همه اعضای سازمان اجباری نمود و عدم شرکت در نشست را  مرز سرخ قرار داد تا اگر کسی به آن تمکین نکند با تنبیهات سخت تشکیلاتی مواجه میشد.

    این نشستها هروز بر گزار میشد و در تمامی ستادها واف ام ها برگزار میشد و اگری یکی در لحظه نبود بایستی تا قبل از خواب این انجام می شد وفرد باید دنبال می کرد و اگر اون شب لحظاتش را نمی گفت انگار به گناهه کبیره مرتکب شده است. شرکت در این جلسات اجباری بود.

    همه اعضا می بایست فاکتهایی از عملکردهای خطاگونه خود (آنچه که در فرقه ضد ارزش شناخته می شد) در جریان کارهای جاری و یا ابهامات ذهنی یا لحظه های عاطفی نسبت به خانواده و یا عشق گذشته ویا شکی  نسبت به خطوط سیاسی و نظامی فرقه داشتند را بخوانند.  اکثرا نفراتی که اشتباه خاصی درجریان کار جاری روزانه نکرده بودند مجبور می شدند گاها به دروغ از فاکتهایی را بخوانند و هر چه این دروغ بزرگتر می بود مسئولین بهتر قبول داشتند و او را سفید سفید می دیدند بله دروغگویی در انقلاب مریم جون روح گوبلز را سفید کرد.

    حال اگر کسی می گفت من امروز فاکتی نداشتم مارک می خورد و توهین می شنید که  تو غافل بودی و آنقدر غرق شدی که نمی بینی و به همین خاطر اکثر نفرات به دروغ از خودشان فاکت درست میکردند و در نشست می خواندند.

    نتیجه اینکه : این انقلاب تماما بر فساد و فحشا رفت و اون را تروج کرد و آثار آن را در رقص رهایی مسعود به نمایش گذاشت.

    ///////////////////////////////

    Hassan Heyrani - MKO-maryam Rajavi-260-410

    بیمارستان “ننه ترزا ” و “انقلاب خواهر مریم” در آلبانی ـ قسمت دوم

    اما من خیلی خجالت کشیدم و لعنت فرستادم که چرا رهبر دیوانه یک جنبش کار را به جایی برساند که چنین اتفاقاتی بیفتد که حرمت انسان را زیر سوال می […]

    New York Times-Albania-MKO -260-410

    گزارش نیویورک تایمز از زندان اشرف 3 در آلبانی

    نیویورک‌تایمز به نظر مورخی به‌نام «یرواند آبراهامیان» در خصوص وضعیت مجاهدین خلق  در افکار عمومی ایران اشاره می‌کند. «این گروه ادعا می‌کند که هنوز از حمایت زیادی برخوردار است اما […]

    Albania-BBC-Hassan Heyrani 260 -410

    مجاهدین خلق در آلبانی چه می کنند؟ غسل و توبه در نشست های شبانه با خواندن تناقضات جنسی

     مجاهدین خلق در آلبانی چه می کنند؟ غسل و توبه در نشست های شبانه با خواندن تناقضات جنسی گفتگوی تلویزیون بی بی سی با آقای حسن حیرانی در برنامه 60 […]

    Albania-Mujahedin-e-Khalq-MEK-BBc-Mirzayi 260-410

    آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد ـ من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

    آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم آقای […]

    Albania-Victims of MEK 260-410

    ابراز نگرانی و اعتراض اعضای جدا شده از مجاهدین به رییس جمهور آلبانی ـ توطئه فرقه مجاهدین علیه آقای احسان بیدی محکوم است

    ما بطور قانونی وارد کشور شما شده وکاری بر خلاف قوانین انجام نداده و به رعایت قوانین ملتزم هستیم. به همین دلیل هم انتظار داریم با ما که سختی های زیادی […]

    Albania-RTV Nwes- nejatyaftegan az ferghe Mojahedin khalgh 260-410

    تروریست کیست ؟ ما مزدور هستیم یا شما؟

    فرقه مجاهدین خلق  آنقدر  بزدل است  که حتی جرات نمی کند حرفهای به اصطلاح رهبر پوشالی انقلاب نوین ایران را رسانه ای کند تا مشخص شود ما تروریست هستم یا او و فرقه […]

    مطالب مرتبط :

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

     بعد ار چند دقیقه تلویزیون را روشن کردند .(در حالی که همه در ابهام بودند )صحنه تا آنجایی بخاطردارم مسعود ومریم روی سن ایستاده بودند ومریم با آرم سازمان ومسعود با پوشه یا کاغذی در دست وبقیه فرماندهان در یک سالن روی صندلی نشسته بودند .که ناگهان مسعود شروع به خواندن متنی کرد که در دستش بود .موضوع این بود که طوری که سرکرده فرقه خواند از ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.