• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه ـ قسمت دوم

    من درحین اماده شدن بودم که هوشنگ دودکانی صدایم زد و گفت کارت دارن وقتی گفتم کی کار دارد گفتند اف ام کل که دیدم اسدلله مثنی جلوی درب ایستاده رفتم سوار ماشین شدم که بااسدلله به محل مقر اف کل برویم  که دیدم به مسیر دیگری میرود سوال کردم که اینجا نیست گفت نه جابجا شدند و یک کار کوچکی با تو دارند که با خودم گفتم حتما در رابطه با رفتن به داخل ایران است که بخواهم از اعضای خانواده ام را بیاورم که در ذهنم داشتم حرفها را مرور میکردم که رسیدیم به مقر خالی لکشر ۶۰ که وقتی از ماشین پیاده شدم یک نفر بیشتر انجا بیرون نبود و وارد اولین اتاق شدم دیدم خواهری در کار نیست یک نفر که اسم او یادم نیست در اتاق بود که اسدلله به من گفت بشین بعد ان نفر یک برگه را جلوی من گذاشت و گفت این را بخوان و امضا بکن وقتی خواندم چشمم چهارتا شد گفتم…

    خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه

    غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 21.07.2020

    لینک به منبع

    روزهای سیاه ، زندانی که هیچ وقت باور نمیکردم

    بله در قسمت اول تا انجای رفتیم که به روز موعود رسیدیم

    در اواسط دیماه بود روز پنج شنبه در نزدیکی محل ورودی اف ام هشتم زمین فوتبال بود که انهای که دوست داشتند برای بازی میرفتیم این با هوشنگ دود کانی که از فرماندهان کثیف فرقه هست بود برایم عجیب بود که چرا مده مسابقه رسمی که نداریم ولی حالا چرا او امده و خودش ترکیب نفرات را میچیند برایم سوال شد از یکی از نفرات سوال کردم که چرا هوشنگ این کار را میکند گفت نمیدانم بعداز چیدن نفرات برگشت گفت تو فعلا بیرون بمان گفتم چرا گفت تعویض میکنیم یکی از نفرات  نگاهی به من کرد و گفت من کار دارم چند دقیقه دیگر میروم که قبول کردم نشسته بودم ذهنم کاملا درگیر بود که این برخوردها برای چه هست و چرا طی این یکی دو ماه برخورد انها عوض شده نکندخبری هست در حین فکر کردن بودم که شاهپور قربانی امد کنارم گفت چیه در خودی چیزی نگفتم که دوستم امد بیرون و گفت من میروم تو بجای من بازی بکن رفتم داخل که دودکانی برگشت گفت چرا تو امدی داخل گفتم مگر چه شده چون عصبانی هم بودم با صدای بلند گفتم که همه بشنوند گفت هیچی مقداری بازی کردم که هوشنگ دود کانی امد نزدیک من گفت برو بیرون و با فلانی عوض بکن گفتم من تازه امدم داخل چرا من را عوض میکنی بیشتر عصبانی شدم و گفتم چیه پیله کردی گفت تو حرف گوش نمیکنی که خودم گفتم بادا باد هر چه میخواهد بشود به بازی ادامه و تا اخر بازی ماندم بعد از بازی سریع رفتم دوش گرفتم که بروم سالن غذا خوری را بچینم برای شام  چون نوبت دسته ما بود و ان خواهر که فرمانده وقت من بود فرح حاتمی نام داشت که اندیمشکی بود من درحین اماده شدن بودم که هوشنگ دودکانی صدایم زد و گفت کارت دارن وقتی گفتم کی کار دارد گفتند اف ام کل که دیدم اسدلله مثنی جلوی درب ایستاده رفتم سوار ماشین شدم که بااسدلله به محل مقر اف کل برویم  که دیدم به مسیر دیگری میرود سوال کردم که اینجا نیست گفت نه جابجا شدند و یک کار کوچکی با تو دارند که با خودم گفتم حتما در رابطه با رفتن به داخل ایران است که بخواهم از اعضای خانواده ام را بیاورم که در ذهنم داشتم حرفها را مرور میکردم که رسیدیم به مقر خالی لکشر ۶۰ که وقتی از ماشین پیاده شدم یک نفر بیشتر انجا بیرون نبود و وارد اولین اتاق شدم دیدم خواهری در کار نیست یک نفر که اسم او یادم نیست در اتاق بود که اسدلله به من گفت بشین بعد ان نفر یک برگه را جلوی من گذاشت و گفت این را بخوان و امضا بکن وقتی خواندم چشمم چهارتا شد گفتم این دیگر چیست گفت تو مزدور وزارت اطلاعات هستی و باید این را امضا بکنی و جواب بدهی نه در اینجا بلکه در جایی که خودت میدانی کجاست که من امضا نکردم و عصبانی از این که مریم اکبری این امضا را کرده بود خیلی ناراحت بودم که بعد از پنج سال جان و عمرم را برای چه کسانی به خطر انداختم که دیگر اسمان تاریک شده بود و مرا به زور وارد یک ماشین سر پوشیده کردند ان هم با مشت لگد و تا توانستند چرخواندند که من نفهمم به کجا مرا میبرند ولی از انجای که کل پادگان مثل کف دستم بود فهمیدم که کجا رفتیم و در چه محلی مرا پیاده میکنند که در ورود یک پزیرای درستی ازم کردند با کتکهای که میزدند وارد اتاقی شدم  ک…..

    ادامه دارد

    /////////////////////////////////////////

    Gholamreza shekari 260-410

    خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه

    یک چیزهای داشت اتفاق میافتاد که من و دیگران خبر نداشتیم  تا یک روزی بود که همه نفرات را به سالن غذا خوری که در پایین مقر بود و به سالن اف ام دو معروف بود بردند و انجا گفتند یک توجیه داریم که به هر کسی برگه ای دادند و گفتند که هر کسی میخواهد خواهر یا برادرش یا اقوام جوانی که دارد را برای پیوستن بیاورد را در این برگها با مشخصات کامل و ادرس کامل شهر و محله بنویسید که همه مشغول ان شدند و گفتند هر کسی داوطلب است میتواند خودش را برای این کار بنویسد تا بفرستیم که اینجا خیلی شک برانگیز بود  که مشخص بود میخواهند کاری بکنند . دو ماه از این ماجرا گذشت که کم کم دیدیم نفرات مقر دارند کم میشوند که همه به این باور بودند که نفرات خودشان داوطلب شده اند که بروند نیرو از داخل ایران بیاورند که همه ازیک دیگر سوال میکردیم ولی جرات نمیکردیم از فرماندهان سوال بکنیم تا این که روز موعود فرا رسید.

    خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه

    غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.07.2020

    زندانی که هیچ وقت باور نمی کردم دیماه سال ۱۳۷۳ تا۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ خاطرات زندان رجوی خائن

    تا کنون شاید خیلی ها به دنبال این بودند که یک مستندی از زندان رجوی بسازند و یا بازگو بکنند اما تا کنون کسی به دنبال ان نبوده و تمام این موضوعاتی که میگویم حاضرم در هر دادگاهی شهادت ان را بدهم و هیچ گونه دروغی در این خاطرات بکار نبرده ام و تماما بر واقعیتی هست که در ان زندان بچشم دیده ام.

    قبل از این که خاطراتم را در زندان شروع بکنم باید به یک یا دو ماه و شاید هم بیشتر به عقب برگردم و از انجا شروع بکنم.

    من ان زمان در محور هشتم تحت فرماندهی مریم اکبری بودم که فرمانده دسته من یک خانوم بود که تازه به عنوان فرمانده دسته من معرفی شده بود که با من چندان خوب نبود و همیشه بهانه میاورد که طی یک ماه تحت نظر بودم ولی کاری میکردند که من شک نکنم ولی از کارهای که برای من میگذاشتند مشخص بود که یک حرفی دارند ولی به زبان نمیاورند برای کارها هیچ نفر کمکی نمیدادند و میگفتند خودت درستش بکن هر چند سخت بود ولی یک چیزهای داشت اتفاق میافتاد که من و دیگران خبر نداشتیم  تا یک روزی بود که همه نفرات را به سالن غذا خوری که در پایین مقر بود و به سالن اف ام دو معروف بود بردند و انجا گفتند یک توجیه داریم که به هر کسی برگه ای دادند و گفتند که هر کسی میخواهد خواهر یا برادرش یا اقوام جوانی که دارد را برای پیوستن بیاورد را در این برگها با مشخصات کامل و ادرس کامل شهر و محله بنویسید که همه مشغول ان شدند و گفتند هر کسی داوطلب است میتواند خودش را برای این کار بنویسد تا بفرستیم که اینجا خیلی شک برانگیز بود  که مشخص بود میخواهند کاری بکنند .

    دو ماه از این ماجرا گذشت که کم کم دیدیم نفرات مقر دارند کم میشوند که همه به این باور بودند که نفرات خودشان داوطلب شده اند که بروند نیرو از داخل ایران بیاورند که همه ازیک دیگر سوال میکردیم ولی جرات نمیکردیم از فرماندهان سوال بکنیم تا این که روز موعود فرا رسید.

    __________________________________________

    Albania-Malek Beyt Mashal 260-410

    مالک بیت مشعل: ماهیت پلید فرقه تبهکار و خشونت طلب رجوی را دریابید

     نگاه کنید وقاحت و بی شرمی و بی شرافتی رجوی تا چه حد در بن استخوان  تشکیلات منفور فرقه مجاهدین خلق رسوخ کرده است. این نفراتی که از این فرقه تبهکار جدا شده اند در کشور آلبانی  بدون هیچ کاری ودرامدی وهویتی بدون پول خلاصه زجر کشیدن ومیکشند. بعضی هاشون حالا کار میکنند ولی اکثرا بیکار هستند. تورو خدا نگاه کنید .بعد عمری سرنوشت و زندگی وهمه چیز نثار این فرقه کردند اخرش همین هست و دستمزدش همین هستش که امیدوارم این نوشته در عبرتی وتجربه برای جوانان  ومردم هستش وگول نخورند .چون به طو ر واقعی اینها کارشون گول زدند هستش وخودشون با همین دروغها کشیدن جلو وتا میتونستند نفرات را با دروغ به عراق کشاندن ووقتی دیدن که دیگر نمیتوانند نفر از خارج وارد عراق بکنند روی آوردند  به دروغ گفتن ونگه داشتندنفرات در عراق .که با بحثهای  ایدولوژی وتشکیلاتی وسیاسی ادمها را خام میکردند که یکی از آن ادمها من هستم .بعد این  زیر چوب وچماق رفتن وجلوی هانوی خوابیدن وزیر موشک باران وجان را فدا کردند …

    ماهیت پلید فرقه تبهکار و خشونت طلب رجوی را دریابید

    مالک بیت مشعل، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.07.2020

    راستش را بخواهید هرچه جلوتر میرم بیشتر به ماهیت پلید  این فرقه پی میبرم وخیلی از خودم شرمنده میشم که عمری را با این فریبکار ومکار همراه بودم .میخوام بگم در طول زندگیم به اندازه ی این فرقه دروغگو وفریبکار ووقیح من ندیدم.باور کنید ندیدم.

    نگاه کنید سر نفراتی که از  آنها مستمری میگیرند .پیش سازمان ملل وکمیساریا وآلبانی وامریکا وتمام ارگانهای سیاسی . میگفتند  اینها نفرات ما هستند وفرزندان ما هستند من پول پول آنها را میدهیم.وبخاطر چهره ی کثیف خودشون را خیلی وطن پرست ومسلمان وباخدا نشون بدهند .که قبلا سر نفراتی که در عراق جدا شدند .در هر نشستی میگفتند ما خرج آنها را داریم میدهیم امریکا ودولت عراق وکمیساریا  اصلا قبول نکردن .در حالیکه نفرات کار میکردند روزی یک دولار وخرج خودشون را در میاوردند ونفر شاهد وحی وحاضر در اروپا هستش .خلاصه کلی دم از آنها میزدند که فرزندان ما هستند واکثرا میگفتن عجب فرقه ی خوبی هستش.بعد چند ماه وکلی بده بسون پول را از بالا به پایین کشیدن وشد سیصد دولار .بازهم دست  از سر ما واین بدبختها که مستمری میگرفتند برنداشتند ومستمری انهارا الان چند ماه  قطع کردند وبهانه ی خوبی گیرشون آمد که کرونا هست ونمیشه تردد کرد که این هم شد مثل کرونا در ایران که همش بر علیه رژیم دروغ میگفتند ودلسوزی مردم میکردند اونم بخاطر منافع سیاسی پلید خودشون بود .

    مستمری آنها که کردند .یکی از نفراتی که همه میشناسند .اسمش قاسم کولیایی که این نفر اصلا وهیچ وقت سر این فرقه موضع نگرفته بود وتا الان نگرفته .یک پلاکارد کاغذی دستش گرفت که به من کمک کنید در این کشور غریب مستمری من را قطع کردند .این کار را کرد که بلا نازل شد برسراین بیچاره که اره این مزدور هستش وسفارتی هستش وما میدونیستم ولی به روش نمیاوردیم ودلمان بحال اون سوخت وگریه وزاری میکرد ما هم مستمری بهش دادیم .

    نگاه کنید وقاحت وبی شرمی وبی شرافتی تا چه حد در بن استخوان این تشکیلات منفور فرقه رسوخ کرده .واین نفرات توی این کشور که بدون هیچ کاری ودرامدی وهویتی بدون پول خلاصه زجر کشیدن ومیکشند.بعضی هاشون حالا کار میکنند ولی اکثرا بیکار هستند.تورو خدا نگاه کنید .بعد عمری سرنوشت وزندگی وهمه چیز نثار این فرقه کردند اخرش همین هست ودستمزدش همینه هستش که امیدوارم این نوشته در عبرتی وتجربه برای جوانان  ومردم هستش وگول نخورند .چون به طو ر واقعی اینها کارشون گول زدند هستش وخودشون با همین دروغها کشیدن جلو وتا میتونستند نفرات را با دروغ به عراق کشاندن ووقتی دیدن که دیگر نمیتوانند نفر از خارج وارد عراق بکنند .روآوردن به دروغ گفتن ونگه داشتندنفرات در عراق .که با بحثهای  ایدولوژی وتشکیلاتی وسیاسی ادمها را خام میکردند که یکی از آن ادمها من هستم .بعد این  زیر چوب وچماق رفتن وجلوی هانوی خوابیدن وزیر موشک باران وجان را فدا کردند . جواب این نامردای بی  خدا این است که بیشتر با سرنوشت ما بازی کنند ولی این بار چون بیدار شدیم وخودمون پیدا کردیم تصمیم به نابودی ما گرفتند .حالا نگاه کنید .بر حسب خبرهای گفته شده .در مناسبات آنها نشستهاشون سر دو موضوع هست.یکی سر خانواده که مزدور و وزارتی هستند ویکی ما جدا شده ها هست که ماهم خائن وسفارتی هستیم .سر خانواده ها که همان بحثهایی که در عراق میکردن وما رو ازخانوادها متنفر کرده بودند وچشم دیدن خانواده را نداشتیم همین بحثها را دارند میکنند مغزشویی وگول زدن بیش نیس ونخواهد بود.این شیوه ی  این فرقه از سالیان سال هستش که من 17سال مغزم پر بود وباور کنید تا یکسال خودم را نمیشناختم که کی هستم وچی هستم وکجا باید برم. وسرما جداشدها که اره  اینها الان موندن بدون غذا ونون شب ندارند ورژیم دیگه کارشو با اینها  انجام داد ودیگه بهشون پول نمیده وانداختن تو ی زباله والان در بدر موندن که چکار کنند .واین بخاطر ترس ورعب و وحشت در دل وذهن ووجود نفراتی که موندن هستش .مثل هتل مهاجر وقتی اسمش را میاوردن تمام بدنم میلرزید از بس که سر این هتل دروغ گفته بودند که نگو .وقتی بیرون آمدم واز نفراتی که دوست من بودند ودر هتل مهاجر بودند سوال کردم گفتند حتی یک کلمه اش راست نیست  همش دروغ بود وما زیر نظر سازمان ملل وکمیساریا بودیم واونها فقط با ما صحبت میکردند.

    نگاه کنید چطوری مارو اینطوری نگه داشته بودند که الان بارو کنید به همدیگر میگویم واقعا خوب مارا ……که نتونستیم فکر کنیم وفقط حرفای اونها را قبول داشتیم بله عزیزان این بدبختی که از این فرقه کشیدیم .جالب اینجاس که از  اول که رفتم اول با همان دروغ وکلک رفتم وبعدش هم با این دروغها روزها وسالها را سپری میکردم که خدا لعنت کند رجویها رو که از عمر ماهدر دادند واز اعتما ما سو استفاده کردند .ای لعنت ونفرین بر آنها وتشکیلات آنها.

    Albania-malek beyt mashal-nejatyaftegan dar albani- 3- 260-410

    ///////////////////////////////////

    Albania-Rahman Mohamadian

    رحمان محمدیان: سردر گمی در فرقه رجوی

    هرکس و در هر شرایطی انتقادی به  فرقه رجوی داشته باشد فی الفور مارک مزدور و کارگزار رژیم را سرضرب حواله اش می کنند. یعنی با «آی دزد، آی دزد» راحت جاخالی می دهد،  آخر این روش خوبی است که اززیر بار انتقاد و پذیرش مسئولیت کرده های خودش در برود، اگر چه این فرقه مدعی انتقاد پذیری است و رژیم ایران را متهم می کند که بمردم پاسخگو نیست. در این رابطه دستگاه دروغ و شارلاتانیزم رجوی سالهاست که مستمرا مشغول کشف جاسوسان و مثلا مزدوران رژیم است و هرکسی هم صداش در بیاد سریع و بی مقدمه می شود وابسته؛ مزدورو مواجب بگیر رژیم! از رادیوآمریکا بگیر تا بی بی سی و لوموند و شیراک وهمه نشریات یا خرخبرگزاریها وهرکسی که بخواهد از واقعیات درون این فرقه چیزی بگوید؛ یا بدلخواه این فرقه عمل نکند. البته اگر کسی از اینان پول بگیرد ویک خط برایشان بنویسد یا کلامی برایشان بگوید می شود سیاستمدار بزرگ و برجسته وحتی از یک سیاستمدار که تاریخ مصرفش گذشته باشد یک انقلابی و فیلسوف عالیقدر می سازند! اما عمر دروغ کوتاه است و دست دروغگویان برای ملت روشده است…

    سردر گمی در فرقه رجوی

    رحمان محمدیان، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 10.07.2020

    اگرشما هم مثل من بعضی اوقات ازسرکنجکاوی سری به سایت های وابسته به فرقه رجوی بزنید وکمی هم دقت کنید و سابقه ذهنی در این زمینه داشته باشید بعینه متوجه می شوید که این فرقه در نوشتار و گفتار، دچار چه سردرگمی هولناکی شده است.

    اول اینکه چند سایت که به اسم و با هزینه این فرقه راه افتاده است چیز جدیدی برای ارائه ندارند و مقالات و نوشته ها در همه یکسان و یک مقاله را بطور هم عرض نشر می دهند و البته همین مقالات هم که بفرموده و برای مقاصد خاصی نوشته شده است در خیلی از موارد  جملات و ترمهایش تکراری است. حالااگر کسی از سابقه امر بی خبر باشد فکر می کند که شاید چیر جدیدی نوشته اند! البته فرقه از همین بی خبری مردم سوء استفاده می کند  تا تیراژ را مثلا بالا ببرند.

    چرا که اساس بی اساس کار این فرقه بر فریب و فریبکاری بنا نهاده شده است.

    دوم اینکه هرکس و در هر شرایطی انتقادی به  فرقه رجوی داشته باشد فی الفور مارک مزدور و کارگزار رژیم را سرضرب حواله اش می کنند. یعنی با «آی دزد، آی دزد» راحت جاخالی می دهد،  آخر این روش خوبی است که اززیر بار انتقاد و پذیرش مسئولیت کرده های خودش در برود، اگر چه این فرقه مدعی انتقاد پذیری است و رژیم ایران را متهم می کند که بمردم پاسخگو نیست.

    در این رابطه دستگاه دروغ و شارلاتانیزم رجوی سالهاست که مستمرا مشغول کشف جاسوسان و مثلا مزدوران رژیم است و هرکسی هم صداش در بیاد سریع و بی مقدمه می شود وابسته؛ مزدورو مواجب بگیر رژیم! از رادیوآمریکا بگیر تا بی بی سی و لوموند و شیراک وهمه نشریات یا خرخبرگزاریها وهرکسی که بخواهد از واقعیات درون این فرقه چیزی بگوید؛ یا بدلخواه این فرقه عمل نکند.

    البته اگر کسی از اینان پول بگیرد ویک خط برایشان بنویسد یا کلامی برایشان بگوید می شود سیاستمدار بزرگ و برجسته وحتی از یک سیاستمدار که تاریخ مصرفش گذشته باشد یک انقلابی و فیلسوف عالیقدر می سازند! اما عمر دروغ کوتاه است و دست دروغگویان برای ملت روشده است.

    باید از این فرقه و رهبران شارلاتان آن پرسید ( البته همین هم از نگاه این فرقه هم از حرام است و نباید پرسید چرا که به کسی چه مربوط است که آنها دروغ می گویند و …) اگر همه دنیا جیره خوار رژیم هستند پس چطورو با چه معیاری شما می گوئید رژیم پوسیده و در حال سقوط است ؟  این حرف شما مگر معنی اش این نیست که وقتی می تواند شرق و غرب را باخودش کند و بخرد پس قدرتمند است؟ شاید فقط محض تبلیغات حرفی را قرقره می کنید ولی خودتان معنی آنرا نمی فهمید؟!

    در همین مقالات منتشره در سایت فرقه مقاله ای بود که در یک فراز آن آمده بود(نقل بمضمون): در حالیکه مقاومت ایران می رود تا سالگردآغاز مفاومت را جشن بگیرد رژیم ایران غرق در بحران های لاعلاج به لبه پرتگاه سرنگونی نزدیک می شود و …

    می بینید که چطور این فرقه دچار تنافض گویی و سردرگم شده است و دم خروس گفته ها و نوشتار بی پایه اش بیرون می زند! این مجازات اتو دینامیک خائنین به خدا ومردم و وطن است.

    بمصداق:

    چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دواندارد.

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    Albania-Hassan shahbaz 260-410

    حسن شهباز: رجوی و آن روی سکه

    آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ اصلا شما راست می‌گویید شما انقلابی،شما در نوک نوک پیکان تکامل، شما همه چیزتون درست ،شما تشکیلات تان مانند مدینه فاضله یا به قول خودتان همانگونه که می گویید مناسباتتان مانند”جامعه بی طبقه توحیدی”،همه گوهر و الی آخر… اما آنرا که حساب پاک است…… چه منتش به خاک است، واقعا  اگر انقلابی و مبارز همانگونه که مینمایید با تاریخی آنگونه شفاف و مملو از پیروزی در فراز و نشیبها هستید “واقعا هستید ؟ پس چرا نفرات را در یک محیط بسته زندانی کرده اید ؟ پس چرا هیچ گزارشگری نمیتواند سر زده بیاید و گزارش تهیه کند ؟ پس چرا در درون همین محیط بسته نیروی امنیتی وجود دارد و این ها از چه کسی  و یا بهتر بگوییم با چه تهدیدی مقابله میکنند؟پس چرا در درون مناسبات همواره از سنگین بودن مخارج گفته میشود ولی برای اهالی با صرف هزینه بدنبال نفوذ هستید ؟ پس چرا به نفرات آلبانیی که برایتان کار میکنند ،گفته اید که نباید در خارج از کمپ ،در مورد  “اشرف سه” صحبت کنید؟و…. چرا ؟از چه چیزی میترسید؟ مادر و یا پدری سالخورده که تنها آرزویش دیدن فرزندش می باشد و می ترسد به آرزویش نرسد و دار فانی را وداع گوید و فقط میخواهد لحظه ای جگر گوشه اش را بعد از سالیان در آغوش بگیرد، چه گناهی کرده؟

    رجوی و آن روی سکه

    حسن شهباز، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 09.07.2020

    همانطور که  مستحضرید کوید نوزده متاسفانه در سرتاسر جهان تاکنون صدها هزار قربانی گرفته و در آلبانی نیز افزایش روز افزون این بیماری جانهای بسیاری را گرفته ،  این در حالیست که هیچگونه آمار و اخباری ،از درون “اشرف سه” که مقر اصلی این فرقه میباشد،شنیده نمیشود ،حال آنکه در این محل  بیش از دوهزار نفر در محیطی کمتر از دو کیلومتر مربع زندگی میکنند و این بی خبری باعث نگرانی  خانواده های اعضای اسیر در مقر اشرف سه شده است ، خانوارهایی که بدلیل خودکامه گیهای سران این فرقه ،سالیان از دیدار با عزیزانشان محرومند و اکنون بطور مضاعف نگران وضعیت عزیزانشان هستند

    حال اگر  بخواهیم بطور منطقی دلیلی برای عدم انتشار اخبار این ویروس از درون فرقه مجاهدین و یا حتی موضوعات دیگری مانند منع تردد و یا حتی بسته بودن آن بیابیم، بایستی کمی به عمق برویم،ابتدا با این سوال شروع کنیم

    آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ اصلا شما راست می‌گویید شما انقلابی،شما در نوک نوک پیکان تکامل، شما همه چیزتون درست ،شما تشکیلات تان مانند مدینه فاضله یا به قول خودتان همانگونه که می گویید مناسباتتان مانند”جامعه بی طبقه توحیدی”،همه گوهر و الی آخر….

    اما آنرا که حساب پاک است…… چه منتش به خاک است، واقعا  اگر انقلابی و مبارز همانگونه که مینمایید با تاریخی آنگونه شفاف و مملو از پیروزی در فراز و نشیبها هستید “واقعا هستید ؟

    پس چرا نفرات را در یک محیط بسته زندانی کرده اید ؟ پس چرا هیچ گزارشگری نمیتواند سر زده بیاید و گزارش تهیه کند ؟ پس چرا در درون همین محیط بسته نیروی امنیتی وجود دارد و این ها از چه کسی  و یا بهتر بگوییم با چه تهدیدی مقابله میکنند؟پس چرا در درون مناسبات همواره از سنگین بودن مخارج گفته میشود ولی برای اهالی با صرف هزینه بدنبال نفوذ هستید ؟ پس چرا به نفرات آلبانیی که برایتان کار میکنند ،گفته اید که نباید در خارج از کمپ ،در مورد  “اشرف سه” صحبت کنید؟و…. چرا ؟از چه چیزی میترسید؟ مادر و یا پدری سالخورده که تنها آرزویش دیدن فرزندش می باشد و می ترسد به آرزویش نرسد و دار فانی را وداع گوید و فقط میخواهد لحظه ای جگر گوشه اش را بعد از سالیان در آغوش بگیرد، چه گناهی کرده؟ سازمان مجاهدین خلق یا همان فرقه طبهکارمنافقین ادعا می‌کند که دولت ایران برای رسیدن به هدف نابودی مجاهدین از خانواده به عنوان پوشش استفاده می کند در واقع سازمان بدین وسیله می گوید که  دیدار افراد با خانواده‌هایشان برابر با نابودی سازمان است اما واقعاً چرا دیدار یک مادر و یا یک پدر باعث نابودی سازمان می شود .آیا واقعاً سازمانی که ادعا می کند در نوک قله تکامل یعنی بهترین نوع بشر است نمیتواند از پس  خانواده برآید که اینگونه خانواده را برابر با نابودی خود و  سلاحی در دست آخوندها میداند؟ اما حالا چرا پدر و یا یک مادر پیر می تواند این سازمان را نابود کند؟چرا خانواده دشمن است؟ مشکل کجاست؟ شاید نمی دانید که در واقع این فریب بزرگ ، چه در داخل مناسبات ، در میان اعضا و چه در خارج از مناسبات  و در بین هواداران یک تناقض بزرگ  ایجاد نموده ، موضوع این است که اگر خانواده دشمن است پس چرا آن روی سکه بشکلی دیگر است؟ چرا بعضی از نفرات یعنی همان کسانی که در درون مناسبات هم جایگاه مناسبی دارند و هم محدودیت های کمتر ، نتنها خانواده شان باعث نابودی نمیشود بلکه خیلی علنی با آنها رابطه دارند، شاید برای اینکه آنها انقلابی تر هستند ، اما در واقع ژن خوب و یا همان آقا زاده های درون مناسبات میباشند.

    از اینگونه سوالات و تناقضات کم نیست اما فراتر از همه اینها این است که به اسم آزادی نفرات را به اسارت گرفته اند ، و واقعیت اینست که دیدار خانوادگی این دیوار اسارت را در یک لحظه فرو خواهد ریخت و این آن چیزیست که ترس بر پیکره این فرقه افکنده  و فنای خود را در این میبیند و مجبور است مسبب نابودی خود را دشمن بداند.

    /////////////////////////////////////////

    Albania-Khanewade -260-410

    غلامرضا شکری: فرقه مجاهدین خلق هیچ راه گریزی از دست خانواده ها ندارد

    خوب ببینید شیادی به این میگویند . و بعد اضافه میکند که برای مقامات البانی نوشته اند و بگویند بچه های ما انجا به گروگان گرفته شده اند واقعا مرغ […]

    Nejatyaftegan az mojahedin dar Albani-Reza Eslami 260 -410

    رضا اسلامی: خیانت فرقه رجوی در دوران ویروس کرونا، مردم فراموش نمی کنند

    دارودسته مجاهدین خلق به عنوان مدافع سرسخت اعمال تحریم ها علیه مردم ایران، کاملاً روشن است که در کجا ایستاده و چه نیات شومی را دنبال می نماید. در واقع […]

    khanewade-Families_260-410

    محمد سیدی: پای خانواده ها به پشت دیوار زندان اشرف 3 در آلبانی خواهد رسید

     اما در هر صورت در این بستر بود که آمریکا با زدوبند و با هدف بکارگیری بیشتر  فرقه مجاهدین خلق آن‌ها را از عراق به آلبانی منتقل کرد. رجوی نیز […]

    Albania-Hassan shahbaz 260-410

    حسن شهباز: هیچ چیز ویرانگرترازاین نیست که متوجه شویم عمری فریبمان داده اند

    حتی شبها داخل وخارج قرارگا سواره وپیاده سکیوریتی گشت دارد در یک کلام همه حفاظت به سکیوریتی داده شده است که این اوج بی اعتمادی به اعضا است. اما در […]

    Albania-Rahmman Mohammasian- 6 -260-410

    خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی قسمت اول ـ مقدمه ، موش کتاب خور

    مقداری از خاطرات جبهه و جنگ در هنگام اسارت بدست نیروهای عراقی افتاد و یا در سنگرجبهه باقی ماند که اصلا بعد از اسارت من نفهمیدم که چه شد چرا […]

    Albania-marziye Rezayi-MKO 260-410

    علی هاجری: زندان اشرف 3 در مانز ـ آلبانی آخرین ایستگاه فرقه مجاهدین

    از آنجایی که  فرقه جاهدین هیچ  سنخیتی با دیگران نداشت و خود را بالاتر از دیگران میدانست و میخواست که محوریت با او باشد  لذا به همین خاطر همه از این فرقه فاصله میگرفتند ، گروهها وقتی دیدند که دیدگاههای این فرقه جز سراب نیست و آب در هاون کوبیدن است از این رو بود که فرقه وقتی دید پایگاهی در کردستان ندارد راه عراق را در پیش گرفت ابتدا در کردستان عراق ساکن شد و بعد از مدت کوتاهی مردم کردستان عذر فرقه را خواستند و فرقه مجبور به ترک کردستان عراق شد به این ترتیب در زمامداری صدام حسین فرقه پایگاههای مختلفی را در کنار مرزهای ایران ساخت که بقول رجوی خیز سرنگونی را از آنجا بردارد سالیان بگذشت و بقول خیلیها جوان ترین ارتش دنیا کم کم پای به سن گذاشته و در این اثنا بود که دولت عراق سرنگون شد و فرقه مجبور شد همه پایگاههای خود را واگذار کند بجز اشرف ، رویاهای رجوی یکی پس از دیگری پودر شد و به هوا رفت بله چه میخواست چه بدست آورد ،فراموش نکردم در آن زمان هرچه نوار و غیره بود را در آتش سوزاندند و حتی آرم سازمان را هم با توجیهاتی که میگذاشتند منکر میشدند فکر میکردند که دل امپریالیسم جهانخوار را بدست میآورند تا دیروز کنار دست صدام حسین و حالا وردست آمریکای جهانخوار از توپ و تانک رسیدیم به تیر و کمان … زندان اشرف 3 در مانز ـ آلبانی آخرین ایستگاه فرقه مجاهدین علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ […]

    New York Times-Albania-MKO -260-410

    گزارش نیویورک تایمز از زندان اشرف 3 در آلبانی

    نیویورک‌تایمز به نظر مورخی به‌نام «یرواند آبراهامیان» در خصوص وضعیت مجاهدین خلق  در افکار عمومی ایران اشاره می‌کند. «این گروه ادعا می‌کند که هنوز از حمایت زیادی برخوردار است اما […]

    Albania-Victims-of-MEK 2-260-410

    بیانیه ایرانیان مقیم تیرانا، روشنگری نسبت به روش های پست و سخیف فرقه رجوی در آلبانی

     بدینوسیله من و تمام دوستان ساکن در تیرانا در پایان این افشا نامه اعلام می کنیم که : دست فرقه کاملا برای ما رو شده و هر اتفاقی و هر حرکت […]

    sobhani-Firouzmand-goftegou- 260-410

    وحشت مجاهدین از روشنگری اعضای جداشده در آلبانی در رسانه های بین المللی

    اما پس از انتقال به آلبانی شرایط ساختار سازمان مجاهدین نسبت به اعضای سازمان نه تنها تغییر نکرده بلکه خشن تر از گذشته نیز شده است. جداشدگان از مجاهدین در […]

    Albania-Victims of MEK 260-410

    ابراز نگرانی و اعتراض اعضای جدا شده از مجاهدین به رییس جمهور آلبانی ـ توطئه فرقه مجاهدین علیه آقای احسان بیدی محکوم است

    ما بطور قانونی وارد کشور شما شده وکاری بر خلاف قوانین انجام نداده و به رعایت قوانین ملتزم هستیم. به همین دلیل هم انتظار داریم با ما که سختی های زیادی […]

    Albania-Mohammad Azim Mishmast_Shahin 260-410

    محمد عظیم میش مست: بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه است ـ قسمت3

    وقتی دیدند که من کوتاه بیا نیستم گفتن که چه چیزی عوض شده که تو بعد ازسالیان به فکر تماس باخانواده افتاده ای تهدیدات این کار را تو نمیدانی معلوم […]

    مطالب مرتبط :

    وقتی فیلسوف ها قاتی میکنند

    نیروهای مجاهدین در شهرهای کفری و طوزخورماتو (جبهه اول)،در منطقه جلولا و خانقین(جبهه دوم) در خالص و بعقوبه (جبهه سوم) راه پیشروی نیروهای معارض کرد و شیعه عراق را بسته و راه ورود آنان به بغداد را سد کردند.چیزی که عنقریب بود به زندگی صدام و حکومت دیکتاتوری او در عراق پایان دهد، توسط مجاهدین و ارتش آزادیبخش به حالت عادی برگشت و صدام حسین از ... مطلب کامل

    وقتی فیلسوف ها قاتی میکنند

    شما فقط و فقط برای حفظ خود و همسر خود این همه بلایا را بر سر اعضا آوردید   و نه برای سرنگونی رژیم ایران چون شما خوب میدانستند استراتژی جنگ آزادیبخش به گل نشسته و دیگر حنای آن رنگی ندارد . وقتی سلاح را از دست دادید بجای آن پرچم را بالا بردی و پرچم سفید بعنوان تسلیم در جلو امپریالیسم و نوچه های آن و حالا بر  ... مطلب کامل

    وقتی فیلسوف ها قاتی میکنند

    کیرکگارد مدعی شد که افسردگی موجب سعادتش شد چون او از این طریق، خدا را یافت و فیلسوف شد. وی میگفت" گرچه در تمام عمر رنج بردم و در ترس و هراس و وحشت و سرگردانی زیستم، ولی بر این باورم که خدا بندگانش را دوست دارد، و چون ساچمه های شلیک هستی را هنوز در جسم و روح دارم، نه ازدواج کردم و نه شغلی اداری انتخاب ... مطلب کامل

    وقتی فیلسوف ها قاتی میکنند

    اما رهبر فرقه مجاهدین در این شو مضحک  دم از دموکراسی میزد و از عدالت و برابری صحبت میکرد اما  نکته اینجاست ، کسی که در درون مناسبات فرقه نمی‌توانند عدالت و برابری را برقرار کند چگونه می خواهند ایران فردا را با برابری و دموکراسی گلستان کند؟  لازم به یاد آوریست که هم اکنون نزدیک به دو هزار نفر در یک کمپ  بسته قرار دارند که اجازه ... مطلب کامل

    محمد حسین سبحانی: عملیات “فروغ جاویدان” ، غروب یک توهم

    اگر بخواهم این بحث را به پایان ببرم، باید به چند درس تاریخی از انجام عملیات فروغ جاویدان به دست سازمان مجاهدین خلق اشاره کنم که می تواند هم برای جامعه، هم برای اپوزیسیون و هم برای اعضای باقیمانده در سازمان مجاهدین مفید باشد. چون بعید می دانم که رهبران سازمان مجاهدین در پی کسب تجربه و یا به کارگیری تجربیات گذشته باشند. درس هایی که با ... مطلب کامل

    انفجار عظیم در بیروت؛ تا کنون۱۰۰ کشته، حدود ۴ هزار زخمی و عزای عمومی

    یک روز پس از دو انفجار مهیب در منطقه بندری بیروت در شامگاه سه‌شنبه ۱۴ مرداد (چهارم اوت) مقامات لبنانی انبار کردن ۲۷۵۰ تن نیترات آمونیوم (کود شیمیایی) را علت انفجار اعلام کردند. میشل عون، رئیس‌جمهوری لبنان در توییتی نوشت انباشتن حجم عظیمی از این همه مواد قابل انفجار آن هم بدون در نظر گرفتن نکات ایمنی قابل قبول نیست. حسن دیاب، نخست وزیر لبنان نیز در سخنرانی خود پس ... مطلب کامل

    انفجار عظیم در بیروت؛ تا کنون۱۰۰ کشته، حدود ۴ هزار زخمی و عزای عمومی

    زمانی که خاتمی رئیس جمهور نظام شد رجوی در یک تحلیل سیاسی می گفت که این نظام سه سره شده و سرنگونی خیلی نزدیک است و الان دکل سرنگونی را من دیدم و این بحث  ماه ها طول کشید و باز هم تکرار نوارنشست هفت روزه و نشستهای کوچکتر و بحثها بیهوده که افراد را سرگرم کنند. حال  از ان تاریخ 22 سال می گذرد باید از این ... مطلب کامل

    انفجار عظیم در بیروت؛ تا کنون۱۰۰ کشته، حدود ۴ هزار زخمی و عزای عمومی

    ما نفهمیدیم که چه رازورمزی دراین تحرکات خانواده ها وجود دارد که ضمن اینکه رژیم رابرپا نگه میدارد، باند رجوی را اینهمه بیچاره وپرخاشگر میکند؟ ما فقط ملاقات میخواهیم وبرقراری تماس تلفنی و میدانیم که رژیم دستآوردی ازاین کار ما ندارد و بجای آن، فرقه ی رجوی سراسیمه میشود! چه بلایی بر سرفرزندان ما آورده اید که اینهمه تلاش برای جلوگیری از یک ملاقات ساده بعمل میآورید؟... مطلب کامل

    مهدی خوشحال: شب های پر هیاهو

    در این سریال طنز، شیوه کار کردن، غذا خوردن، استراحت کردن، ازدواج، دعوا، زورگیری، ادبیات گفتاری، بازی، جنگ و همه و همه مختص به خود است و با دیگر نقاط جهان فرق دارد. در همان اوایل سریال که یک روزنامه نگار معترض و منتقد، از تهران به روستای برره تبعید می شود و اسمش کیانوش است و با خانواده شیر فرهاد وصلت می کند یکی از روزها ... مطلب کامل

    مهدی خوشحال: شب های پر هیاهو

    با اوج گرفتن تظاهرات ضددولتی؛ خرم آباد که پلیس کافی نداشته و بعلت بافت طایفه ای جمعیت شهرپلیس محلی نمی توانست آن شدت عمل لازم برای کنترل شهر را داشته و خیلی از افراد پلیس هم بعلت آشنا یی و ... از سرکوب لازم خودداری می کردند رئیس پلیس هم میدانست که اگر کسی کشته شود بحث طایفه مطرح می شود  و با یک خانواده تنها سروکار ندارد ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.