• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • وقتی فیلسوف ها قاتی میکنند

    کیرکگارد مدعی شد که افسردگی موجب سعادتش شد چون او از این طریق، خدا را یافت و فیلسوف شد. وی میگفت” گرچه در تمام عمر رنج بردم و در ترس و هراس و وحشت و سرگردانی زیستم، ولی بر این باورم که خدا بندگانش را دوست دارد، و چون ساچمه های شلیک هستی را هنوز در جسم و روح دارم، نه ازدواج کردم و نه شغلی اداری انتخاب نمودم؛ به این دلیل مردی تنها و استثنایی شدم”. سورن کیرکگارد، ابتدا شاگرد و بعد منتقد هگل بود. او خالق فلسفه ترس در هستی است و مدعی است که انسان موش آزمایشگاهی برای هستی است. فلسفه میانه قرن 19 میلادی برای بچه بورژواهای مذهبی مانند کیرکگارد حاوی ترس و وحشت و دلهره و سرگردانی و ناامیدی و شک و غم و افسردگی، و غیبت شور و شوق و امید است. مورخین چپ در باره او نوشتند وی نماینده ارتجاع خشن بورژوازی حتی علیه الهیات لیبرال و علیه کوششهای دمکراتیک بورژوایی از زمان روشنگری تا زمان هگل بود. کیرکگارد در سال 1841 میلادی به برلین رفت تا در کلاسهای درس شلینگ پیرامون “مکتب رمانتیک” شرکت کند و در آنجا شخصا با انگلس و باکونین؛دو انقلابی کبیر نجات بشریت، نیز آشنا شد.

    کیرکگارد، سکولاریسم یا دین خصوصی؟

    وقتی فیلسوف ها قاتی میکنند.      

    آرام بختیاری ـ 03.08.2020

    هر فیلسوفی در طول 2700 ساله تاریخ سیر اندیشه بشر، به دلایل نظری ویا موضوعی، بیادگار مانده است. گرچه کیرکگارد(1855-1813م.)، فیلسوف دانمارکی چند سالی جوانتر از مارکس بود، اساس فلسفه خود را بر پایه نظریه ترس و دلیل ایمان بخدا بنا گذاشت. وی یکی از پیشگامان مهم فلسفه اگزیستنسیالیستی؛ و مشهور به “سقراط دانمارکی” است. او را نویسنده،فیلسوف،و خداشناس بشمار می آورند. ریشه فلسفه ترس و هراس او را در زندگی و بیوگرافی اش میدانند.

    گرچه کیرکگارد از خانواده ای مرفه بود، از نوجوانی دچار افسردگی، ترس و دلهره شد. پدرش وی را به یک فرد مذهبی و افسرده تبدیل نمود. کیرکگارد بر این باور بود که چون پدرش کفری مبتکر شده، او مورد لعنت و غضب خدا قرار گرفته. حادثه تراژدی دیگر زندگی کیرکگارد،بهم زدن قول نامزدی اش با دختری جوان بود، که تا آخر عمر وی را رنج میداد. وی فکر میکرد در زندگی شبه عارفانه اش نمیتواند مسئولیتی برای دیگری بپذیرد. او خود را “قربانی تمسخر” رسانه های روز نیز میدید چون در انظار عمومی اغلب با لباس و چهره ای ژیگولو و “دون ژوانی” ظاهر میشد. با این وجود کیرکگارد ترس و افسردگی اش را تبدیل به انگیزه و موتور آثار ادبی و فلسفی و مذهبی خود نمود.

    کیرکگارد مدعی شد که افسردگی موجب سعادتش شد چون او از این طریق، خدا را یافت و فیلسوف شد. وی میگفت” گرچه در تمام عمر رنج بردم و در ترس و هراس و وحشت و سرگردانی زیستم، ولی بر این باورم که خدا بندگانش را دوست دارد، و چون ساچمه های شلیک هستی را هنوز در جسم و روح دارم، نه ازدواج کردم و نه شغلی اداری انتخاب نمودم؛ به این دلیل مردی تنها و استثنایی شدم”.

    سورن کیرکگارد، ابتدا شاگرد و بعد منتقد هگل بود. او خالق فلسفه ترس در هستی است و مدعی است که انسان موش آزمایشگاهی برای هستی است. فلسفه میانه قرن 19 میلادی برای بچه بورژواهای مذهبی مانند کیرکگارد حاوی ترس و وحشت و دلهره و سرگردانی و ناامیدی و شک و غم و افسردگی، و غیبت شور و شوق و امید است. مورخین چپ در باره او نوشتند وی نماینده ارتجاع خشن بورژوازی حتی علیه الهیات لیبرال و علیه کوششهای دمکراتیک بورژوایی از زمان روشنگری تا زمان هگل بود. کیرکگارد در سال 1841 میلادی به برلین رفت تا در کلاسهای درس شلینگ پیرامون “مکتب رمانتیک” شرکت کند و در آنجا شخصا با انگلس و باکونین؛دو انقلابی کبیر نجات بشریت، نیز آشنا شد.

    فلسفه کیرکگارد بخشی از نظریه بحران انسان مدرن است که تا قرن 21 ادامه یافته. او بحث هستی فرد را از میانه قرن 19 عمده نمود و مدعی شد که بحث هستی تاکنون درهیچ سیستم فکری فلسفی قرار نگرفته. گرچه او خود قادر به عرضه یک خوداشناسی عینی نیست، شعار او ولی “خودت باش !” است و نه “خود را بشناس!”. موضوعش نه شناخت خود است و نه شناخت جهان، بلکه شناخت هستی خود است.

    شوپنهاور میپرسید- زندگی چیست؟ ، کیرکگارد سئوال نمود- زندگی برای من چیست؟. در مقابل شعارهای گذشته مانند جهان را بشناس !، و خودت را بشناس! ،او میگفت “خودت باش! ” ، و مدعی بود که نه پیرامون انسانیت میتوان چیزی گفت، و نه در باره تاریخ، و نه در باره علم، و نه پیرامون حقایق تجربی !. در دیالوگ با خدا، انسان میکوشد، کمک و راهنمایی در پوچی هستی بیامد، چون خود خدا مفهومی است متضاد و آبزورد. همزمان با وی مارکس و سوسیالیستها برای رهایی و آگاهی انسان مبارزه طبقاتی و سکولار دمکراتیک را پیشنهاد نمودند. در حالیکه کیرکگارد ابزار دین و ایمان و مسیحیت را توصیه میکرد.

    کیرکگارد میگفت عینی گرابی علمی موجب بی خانمانی ذهنی و شخصی میشود. انسان جامعه طبقاتی زمان او دچار ترس،شک،نگرانی،تقصیر و سرگردانی شده و در حسرت امید و احساس مسئولیت میزیست. در میانه قرن 19 به نظر میرسید جایگزینی برای فلسفه ایده آلیستی آلمان وجود ندارد. منظور کیرکگارد از هستی و وجود، بحث هایی پیرامون آزادی،تقصیر، وظیفه، و مسئولیت برای انسان، اهمیت اراده آزاد، حق تعیین امور خود، خودشناسی، خودرا انتخاب نمودن، خود را عملی کردن، و شور و شوق داشتن است.

    دین؛ مخصوصا مسیحیت، در تمام بحث های کیرکگارد در پشت پرده یا در آغاز بحث قرار دارد،گرچه عرفانش منطقی است. او مانند شوپنهاور مجرد بودن را تبلیغ میکرد و مدعی بود که ازدواج موجب سعادت دائم نمیشود و بعد از مدتی تبدیل به مسئولیت و مزاحمت اخلاقی میگردد. در نظر وی هر حقیقتی بی ارزش است مگر آنکه مربوط به هستی و تغییر آن باشد. او فلسفه زمان خود رافلسفه عصر ترس و سرگردانی و دلهره انسانهای بدون شور و شوق و هیجان نامید.

    کیرکگارد میگفت هر شناخت مهمی مربوط میشود به گونه ای از شناخت هستی گرچه هستی موجب ترس میشود. همه چیز قابل توضیح نیست جتی خود شخص جوینده سئوالات و موضوعات هستی. هستی انسانی که در تنهایی وی بوجود آمده، فقط از طریق ترس و بشکل دینی ظاهر میشود. برای شرح خود هستی هیچ اعتماد ایمانی به واژهها نیست و تنها تکیه گاه آرام بخش میتواند دین باشد. یکی از دلایل ترس اینست که انسان مدام باید میان امکانات گوناگون تصمیم بگیرد و انتخاب کند. سیستم فلسفی عظیم هگل گرچه به مقوله های طبیعت، تاریخ، و کل واقعیات پرداخت، ولی انسان را در تنهایی هستی خود باقی گذاشت. کیرکگارد خلاف هگل میگفت انسان را نباید در چهارچوب یک سیستم فکری فلسفی تعریف نمود. او از موضع استتیک به مقوله اخلاق رسید. وی نه تنها روی فلسفه زندگی و فلسفه هستی شناسی بلکه روی هستی شناسی دینی و مسیحی نیز اثر گذاشت. به این دلیل غالب فیلسوفان اگزیستنسیالیستی قرن 20 به نظرات وی استناد میکردند؛ از جمله هایدگر،یاسپر،نیچه،آدرنو، سارتر،ومارسل. ادیبانی مانند ایبسن،ریلکه،کافکا،کامو، و استریندبرگ، و ماکس فریش، نیز بی تاثیر از فلسفه کیرکگارد نبودند. همچنین افراد مذهبی و خداشناس مسیحی مانند بارت، برونر، و گوگارتن.

    کیرکگارد در انتقادش از فلسفه عقلگرایی، شبیه شوپنهاور است. او چون سقراط در بحث و جدل چون قابله زایمان میخواهد به تولد کودک حقیقت کمک کند. یکی از کوششهای وی نقد هگل و انتقاد از فلسفه ایده آلیستی و سیستمهای فلسفی مانند سیستم هگل بود و میگفت او یک کاخ عظیم فلسفی ساخت ولی خودش در کلبه ای حقیر در باغچه کاخ بیتوته میکرد. بعدها کارل شمیت، حقوقدان آلمانی در قرن 20 نوشت آن کس که بشریت بگوید، غالبا قصدش فریب مردم است. سارتر شاگرد نمونه کیرکگارد نیز میگفت باید چهره انسان را نشان داد، انسان آن چیزی است که انجام میدهد و عمل میکند و نه آن چیزی که ادعا میکند. کیرکگارد احساس وظیفه ای مانند دیوید هیوم داشت.

    از جمله آثار سورن کیرکگارد- یا این یا آن، مفهوم ترس، بیماری بسوی مرگ، ترس و لرز، مراحل مسیر زندگی، صخرههای فلسفی، و تمرین مسیحیت هستند. پایاننامه دانشگاهی او در باره “مفهوم طنز نزد سقراط” نام داشت که در سال 1841 نوشت.شاهکار وی کتاب “یا این یا آن” بود. کتاب” مفهوم ترس” کیرکگارد، نقدی است به سیستم فلسفی هگل؛ که در آن جایی برای سرنوشت انسان پیدا نمیشود.

    در مرکز فلسفه کیرکگارد مقوله “حقیقت” قرار دارد که در نظر او شخصی و فردی است. وی مدعی است که حقیقت عینی و عام وجود ندارد چون فردگرایی و ذهنیت خصوصی، حقیقت است. هر چیزی که شخصی و فردی باشد، حقیقت است و نه آن چیزی که عینی باشد. و موفقیت فیلسوفان یونانی در انجا بود که توانستند اندیشه و هستی را با هم متحد کنند؛ چیزی که فیلسوفان ایده آلیستی مانند هگل از آن ناتوان بودند.

    کیرکگارد گرچه خود یک مذهبی مسیحی است ولی علیه کلیسای رسمی و دولتی و علیه پدران مقدس شبنامه پخش میکرد. وی میگفت در رابطه با هستی، تفکر ورای خیالپردازی و احساسات نیست. او همچون مذهبیون اواخر سدههای میانه میگفت خدا را در خود بجوی و نه در جهان و نه از طریق عقل، بلکه از طریق روح و خیال، چون خدا مقوله ای متضاد و آبزورد است که هیچگاه بشکل منطقی و عقلی قابل تعریف نیست. فرد، حقیقت است و نه جمع و توده و گروه، چون دیدار با خدا در تنهایی است. ایمان یعنی عقل را از دست دادن و خدا را بدست آوردن. برای کشف حقیقت هستی، باید مطیع دین بود که مسیح نمایندگی میکرد، چون انسان مدرن، حقیقت شخصی آرکائیک درونش را از دست داده است. اساس هستی شناسی مذهبی کیرکگارد که به ایمان به خدا میرسد، روی خردگریزی فردگرایانه شخصی بنا شده.

    از جمله نظرات و منطق کیرکگارد اینست که مدعی است وجود امکانات مختلف برای انتخاب در امور روزانه هستی، مدام ایجاد ترس و هراس میکند. فاصله میان امکان و واقعیت گرچه به آزادی میرسد ولی موجب ترس و نا آرامی میشود. در ترس است که انسان به کشف آزادی نائل میشود هر شناختی در باره واقعیت، موجب جبر انتخاب یک امکان مبشود که موجب ترس و شک میگردد و هستی انسان مدرن را تبدیل به بحران روانی می نماید. به این دلیل انسانها برای مقابله با این وضعیت به سیستمهای فکری فلسفی پناه میبرند یا به خدا و دین و ایمان.

    کیرکگارد به همه چیز شک داشت غیر از به ازادی انتخاب “این یا آن”. وی میگفت جسم برده بیولوژی خود است، ولی منیت و فردیت،خیر. زندگی اخلاقی خلاف زندگی استتیک و لذت جویی موجب آزادی فرد میشود. انسان اگر اخلاق را انتخاب کند، فردی مسئول و مذهبی میشود. برای انسان 3 مرحله راه زندگی یا جریان هستی وجود دارد که ترس از امکانات ناشی از جبر انتخاب را میتواند خنثی کند؛ مسیر استتیک، مسیر اخلاقی، و مسیر دینی. مرحله استتیک در پایان به پوچی میرسد چون لذت جویی اشباء میگردد. مرحله اخلاقی، خواسته مشروط است و اجبار عمل برای انتخاب امکان وجود دارد. در مرحله مذهبی، دیالوک با خدا و مسیح در تنهایی پیش می آید که سنتزی است از حقیقت و هستی و انسان در جستجوی ارضاء نوستالژی خود است که کوششی است برای مقاومت در برابر پوچی هستی و چنان وحشتناک است که نمیتوان به زبان آورد. به این دلیل بهتر است انسان سکوت کند، چون در سکوت گاهی میتوان پیامی را فرستاد.

    Sören kierkegaard 1813-1855

    ————————–

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    مطالب مرتبط :

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

     رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از ... مطلب کامل

    دو قرن سکوت

    عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد و در خانواده بسیار باورمندی رشد کرد. تا کلاس ۱۱ را در زادگاهش خواند و همزمان با پافشاری پدرش فقه و تفسیر قرآن و ادبیات عرب آموخت. ۱۶ ساله بود که به تهران رفت و با اینکه رشته‌اش ادبی نبود با رتبه ممتاز دیپلم ادبی گرفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد ولی باز با پافشاری پدرش به زادگاهش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    در همین راستا بود ک باصرف مبالغ هنگفت و کمک لابی هاش در آلبانی تلاش داشت دولت و پلیس این کشور برخلاف تمایل این دولت را وادار و مجبور کند که آقای احسان بیدی رابعد تحمل بی دلیل یکسال زندان سر به نیست ویا حداقل به شکل فجیعی اخراج کند و بقول خودش از شر آقای بیدی خلاص شود اما با هشیاری دوستان و مقامات آلبانی که با ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اِسنوبال طرح‌ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی‌خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اِسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی می‌گیرد اما به دلیل بی‌کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند . بله این خط اخر فرقه مجاهدین خلق بود که به خیال خودش ما را اینطوری سر به نیست  کند که شکر خدا نتونستند کاری بکنند .وبعد از این ,این مار زخمی شده به این سادگی دست بردار نیست وحتما باید زهرش ... مطلب کامل

    پرویز حیدرزاده: توطئه شکست خورده فرقه مجاهدین خلق

    اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در ... مطلب کامل

    «مزرعه حیوانات» هنوز تعطیل نشده است

    چه بسیار فعالان سیاسی دنیا که مردم و جوانان را به خواندن این کتاب تشویق می‌کنند چرا که سمبولیسم شکل‌گرفته در آن فقط حکایت لنین و استالین و تروتسکی نیست و مابه‌ازای ماجراهای آن در بیشتر حکومت‌های تمامیت‌خواه و توتالیتر، واو به واو، تکرار می‌شود؛ داستانِ انگیزش به بهانه «خوابی» که میجر پیر برای حیوانات و مزرعه دیده، گرسنگی (فقر) و خشم ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند(«پنجشنبه 23 مرداد مصادف با 13 اوت») پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تورا آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که اورا سوار کنند اواصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما ترا ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت رجوی از حضور اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی دلایل روشن و مشخصی دارد که با بود و نبود تشکیلات مافیایی این فرقه مافیایی در آلبانی پیوند خورده است. اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق ... مطلب کامل

    پیروزی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی بر فرقه رجوی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا ـ آلبانی

    اواخر فیلم، یک قطار کوچک همراه با یک واگن را نشان می دهد که از خیل مسافران زیاد تنها چهار تن از دست زامبی های خونخوار نجات یافته و به سمت مقصد در حرکتند. این جا نیز مرد خبیث و خودشیفته که تا این زمان تعدادی و از جمله راننده قطار را قربانی زنده ماندن خود کرده بود به ویروس آلوده شده و قرار بود تا آخرین ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2021 ايران قلم. محفوظ است.