• محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • ایران قلم: از پیام شادباش !! مسعود رجوی خبری نیست. چرا؟    :    با گذشت چند روز از خروج کامل اعضای مجاهدین خلق از عراق از پیام شادباش و پیروزی ، سنت همیشگی مسعود رجوی ، خبری نیست. این فاکت ها ...
  • ایلنا : برده‌داری در جنوبِ تهران/مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد

    شرایط کاری کودکان زباله‌گرد با توجه به سن و سالشان، عدم تهیه‌ی وسایل بهداشتی مورد نیاز از طرف پیمانکار، ساعت کاری بیش‌ازحد معمول و از همه مهم‌تر رفتار نامناسب با کودکان زباله‌گرد مشغول در مراکز بازیافت، بی‌شباهت به برده‌داری‌های سده‌های ۱۷ تا ۱۹ آمریکا نیست. کارفرما به کارگران روزانه ۳۶ هزار تومان دستمزد در ازای ۱۰ ساعت کار سخت می‌دهد. به بهانه‌ی روزمزد بودن و نداشتن کارت هویت با کارگران قرارداد نمی‌بندد. برای همین هیچ‌کس آنجا حتی با وجود داشتن کار سخت بیمه نمی‌شود. نداشتن بیمه‌های درمانی درحالی‌ست که کارگران بازیافت روزانه ممکن است بر اثر گاز گرفتن حیوانات موزی مانند موش به کزار یا به دلیل «خراش‌های پوستی» با سرنگ‌های خونی به ایدز مبتلا شوند. کارگران حاضر در مرکز بازیافت به دلیل شرایط زندگی نامساعد هر روزِ هفته کار می‌کنند. این شرایط کاری، بدن‌های کوچک کودکان زباله‌گرد را تحلیل می‌برد. عبدالله می‌گوید: کارفرما به ما هر ماه یک دستکش می‌دهد ولی ماسک نمی‌دهد. اگر دستکش پاره شود، تا ماه بعد دستکش نداریم. یک روزهایی به ما می‌گویند بو می‌دهی، کفشت پاره است، بچه‌ای، ریش داری. با این‌ها بهانه می‌آورند تا نگذارند داخل شوم.

    ایلنا گزارش می‌دهد؛

    برده‌داری در جنوبِ تهران/مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد ـ 11.07.2018

    برده‌داری در جنوبِ تهران/مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد

    قانون کار از اتباع غیرقانونی حمایت نمی‌کند و کارفرمایان هم از حقوق شهروندی آنها را محروم کرده‌اند. به همین دلیل کودکان زباله‌گرد نیروی کار ارزان محسوب می‌شوند و پیمانکاران شهرداری ترجیح می‌دهند آنها را نبینند.

    به گزارش خبرنگار ایلنا، عبدالله ۱۸ سال و فتح الله ۱۶سالش بود. اما نه چهره‌ی آنها و نه دست‌های پر پینه‌شان شبیه به ۱۶ -۱۸ساله‌ها بود. دنیای ۱۸سالگی عبدالله، نه کلاس کنکور داشت، نه دانشگاه و نه رویای‌های پر آب‌وتاب آینده. کارگران روزمرد مرکز بازیافت زباله بودند و دغدغه‌های روزمره‌شان، بیرون کشیدن نان خود و خانواده‌شان از میان انبوه زباله‌های تهران شده بود. چشم‌های سبز فتح الله در میان چهره‌ی آفتاب سوخته و تیره‌اش برق می‌زد، با این حال  پلک‌های افتاده‌اش از کابوس‌هایی که در بیداری هر روز می‌دید، روایت می‌کرد.

    ۴ کیلومتر مانده بود تا به مرکز بازیافت برسیم اما بوی تعفنی که در فضا بود، چیز دیگری می‌گفت. آفتاب تند ظهر تابستان و بوی تپه‌های زباله حتی از آن فاصله نفس کشیدن را سخت می‌کرد. هرچه نزدیک‌تر می‌شدیم شدت بو بالا می‌رفت و هجمه مگس‌ها آزاردهنده‌تر می‌شد. تمامی این‌ها و بی‌روح و بی‌رنگ بودن منطقه مسکونی کهریزک، تهران را برایت عجوزه‌ای می‌کند که آن بالا چهره‌اش را به رنگ و لعاب؛ بزک می‌کنند غافل از اینکه تهران این پایین هر ثانیه با درد و رنج چه می‌زاید.

    15

    مهمان‌نوازی از زباله‌گردها

    فتح‌الله نزدیک به دو ماه می‌شد که از قندهار به تهران آمده بود. هنوز نمی‌توانست فارسی را خوب صحبت کند. برای همین عبدالله، زبانش شد. دو هم‌خانه‌ای که  بیش از نیمی از روز را کارگران مرکز بازیافت زباله می‌شدند و مابقی روز نگهبان یک گلخانه در کهریزک بودند. نوبتی شب‌‌ها هم شیفت می‌دادند.

    عبدالله می‌گوید: دو هفته پیش نگهبان نمی‌گذاشت فتح‌الله به خاطر اینکه افغانستانی‌ست، وارد مرکز بازیافت شود. فقط فتح‌الله نبود. خیلی از بچه‌ها را دستبند فلزی زدند. بچه‌ها تمام روز در حیاط بودند. هرازگاهی از این کارها می‌کنند. بعضی وقت‌ها هم پلیس می‌آید و ما را به مجبور می‌کند به افغانستان برگردیم. ولی ما باز سه میلیون می‌دهیم و به ایران برمی‌گردیم. آخر کشور ما چیزی برای زندگی کردن ندارد.

    دو هفته پیش فتح‌الله را تصور کردم. دستبندهای فلزی که در غربت به دستش بسته‌ شده و مادر و پدری که نبودند تا حامی‌اش باشند. آن دستبندها و بوی زباله‌ها در فضای باز، با مغز استخوان و روح ۱۶ساله‌اش چه کرد‌ه‌اند؟

    عبدالله می‌گوید: ما از ساعت ۸ صبح تا ۶ عصر اینجا پلاستیک‌ها را جمع می‌کنیم. کوچکترین‌مان ۱۳ سال دارد. بعضی از بچه‌ها به خاطر مریضی‌هایی که می‌گیرند، می‌میرند. من دو سال است که اینجا کار می‌کنم اما باز بعضی وقت‌ها نگهبان نمی‌گذارد به داخل مرکز بازیافت بروم‌. من و بچه‌های شبیه به من؛ از دیوار بالا می‌رویم و داخل می‌شویم.

    زیر گوش شهرداری تهران، نوجوانانِ اتباع توسط پیمانکاران به‌کار گرفته می ‌شوند. این درحالی‌ست که قانون کار ایران اتباع غیرقانونی را در محیط کار پوشش نمی‌دهد. حداقل قانون قابل اجرا حق شهروندی است. با این حال این نوجوانان از حداقل حقوق شهروندی هم  محرومند.

    شرایط کاری کودکان زباله‌گرد با توجه به سن و سالشان، عدم تهیه‌ی وسایل بهداشتی مورد نیاز از طرف پیمانکار، ساعت کاری بیش‌ازحد معمول و از همه مهم‌تر رفتار نامناسب با کودکان زباله‌گرد مشغول در مراکز بازیافت، بی‌شباهت به برده‌داری‌های سده‌های ۱۷ تا ۱۹ آمریکا نیست.

    کارفرما به کارگران روزانه ۳۶ هزار تومان دستمزد در ازای ۱۰ ساعت کار سخت می‌دهد. به بهانه‌ی روزمزد بودن و نداشتن کارت هویت با کارگران قرارداد نمی‌بندد. برای همین هیچ‌کس آنجا حتی با وجود داشتن کار سخت بیمه نمی‌شود. نداشتن بیمه‌های درمانی درحالی‌ست که کارگران بازیافت روزانه ممکن است بر اثر گاز گرفتن حیوانات موزی مانند موش به کزار یا به دلیل «خراش‌های پوستی» با سرنگ‌های خونی به ایدز مبتلا شوند. کارگران حاضر در مرکز بازیافت به دلیل شرایط زندگی نامساعد هر روزِ هفته کار می‌کنند. این شرایط کاری، بدن‌های کوچک کودکان زباله‌گرد را تحلیل می‌برد.

    عبدالله می‌گوید: کارفرما به ما هر ماه یک دستکش می‌دهد ولی ماسک نمی‌دهد. اگر دستکش پاره شود، تا ماه بعد دستکش نداریم. یک روزهایی به ما می‌گویند بو می‌دهی، کفشت پاره است، بچه‌ای، ریش داری. با این‌ها بهانه می‌آورند تا نگذارند داخل شوم.

    16

    پاسکاری زندگی زباله‌گردها در بین سازمان‌ها

    این مراکز زیر نظر شهرداری است اما شهرداری خودش به طور مستقیم وارد عمل نمی‌شود و آن را به دست پیمانکار سپرده است. به همین دلیل مسوولیتی هم در مقابل کودکان زباله‌گرد و شرایطی که بر آن‌ها تحمیل می‌شود، نمی‌پذیرد و زندگی پردرد این کودکان در بین شهرداری و پیمانکاران مدام دست به دست می‌شود. با تمام شواهدی که حاکی از بیماری‌های سخت و حتی مرگ برخی از این کودکان به دلیل کار در این محیط‌هاست. از سوی دیگر وزارت بهداشت به وضعیت بهداشت و سلامتشان رسیدگی نمی‌کند..

    محیط‌های بازیافت زباله برای این کودکان تجربیات روزانه‌ی پرخشم و خشونتی را ایجاد می‌کند؛ کودکان و نوجوانانی که در سن رشد و هویت‌یابی هستند. این «محیط رشدی» گاهی آن‌ها را در کنار خطرهای زیستی و بهداشتی یا به افسردگی و اضطراب مبتلا می‌کند و گاه تمام خشونت تجربه‌شده به‌صورت‌های گوناگون دربزرگسالی آن‌ها به جامعه بازمی‌گردد. جامعه‌ای که با یک برچسب بزهکار و اوباش، کار را خاتمه می‌دهد.

    زیر چشم بچه‌ها هاله‌ی سیاه؛ خط انداخته بود. کابوس‌های شبانه عبدالله و فتح‌الله یک شبه تعبیر شده بود. در جنگ‌های افغانستان یک کودک در جان هر دو نفرشان کشته شده بود. حالا هر دو مردی بالغ بودند که از دنیای بزرگترها، ترس و رنج دمادم را بر پیشانی نشان داشتند.

    مطالب مرتبط :

    کیهان لندن: جنجال حمایت مالی مجاهدین از راستگرایان اسپانیا

    آلخو ویدال کوادراس در گفتگو با روزنامه اینترنتی «Estrella Digital» می‌گوید «در بدو ورود به پارلمان اروپا به دعوت نماینده‌ای از حزب سوسیالیست پرتغال برای اولین بار با نمایندگان مجاهدین خلق در بروکسل ملاقات کردم و پس از مطالعه مدارکی که آنها در اختیارم قرار دادند، حمایت از فعالیت‌هایشان را آغاز کردم». این همکاری، به گفته آلخو ویدال کوادراس «تا امروز ادامه دارد». با خروج آلخو ویدال ... مطلب کامل

    کیهان لندن: جنجال حمایت مالی مجاهدین از راستگرایان اسپانیا

    خبرهای رسیده از جانب دوستان جداشده در آلبانی که با متوفی رابطه نزدیک در درون تشکیلات داشتند حاکی است که وی در سال ۱۳۶۰ در ترکیب تیم های عملیاتی در داخل کشور سازماندهی شد و پس از انتقال به عراق به لحاظ ساختار تشکیلاتی با سازمان مشکل داشت.  او همچنین در قرارگاه اشرف قبل از تهاجم آمریکا مدتی توسط شخص مسعود رجوی به دلیل تمرد از دستورات ... مطلب کامل

    از فروپاشی دیوار برلین تا برافراشتن دیوار ترامپ

    جان اف کندی، رئیس جمهور دموکرات آمریکا، در بحبوحه جنگ سرد یکی از تاریخی‌ترین سخنرانی‌هایش را در اعتراض به ساخت دیوار برلین ایراد کرد. این سخنرانی که آقای کندی دو بار در آن گفت: "Ich bin Ein Berliner" ("من یک برلینی هستم") و به همین دلیل این سخنرانی به این نام معروف شد. ۲۴ سال بعد رونالد ریگان، رئیس جمهور جهموری‌خواه‌، در نطق تاریخی دیگری در مذمت ... مطلب کامل

    از فروپاشی دیوار برلین تا برافراشتن دیوار ترامپ

    در گزارشی که روزنامه ال دیاریو*  انتشار داده است . افشاگری کرده است که این حزب راست گرائی افراطی اسپانیا در انتخابات پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۴، ۸۰ درصد از هزینه های کمپین انتخاباتی این حزب توسط فرقه رجوی تامین شده است .طبق قانون اسپانیا در یافت هرگونه کمک های مالی و غیر مالی از افراد و نهاد های خارجی ممنوع است . این درحالی است این گروه ... مطلب کامل

    از فروپاشی دیوار برلین تا برافراشتن دیوار ترامپ

    تا اینکه سروکله ما جداشده ها پیداشد رجوی که میدانست این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست ازروز اول شروع به سمپاشی برعلیه ما کرد وخیلی از ماهم بخاطر مسایل قانونی و شخصی دوسه سالی چیزی نگفتیم ودرسکوت بودیم واوهم دراوهامات خود خرمراد را سوار وچهارنعل میتاخت. بعدا ماهم تصمیم گرفتیم جوابش رابدهیم چنان صورتش نقشه نگار  کردیم وریخت قیافه مزدوری اسراییل وسلاخ عربستان ... مطلب کامل

    منوچهر عبدی: شارلاتانیزم ، موتور محرک فرقه مجاهدین در آلبانی

     واقعا شرم بر مریم قجر و سران این فرقه خشونت طلب و تروریستی . هی چیزی علیه رحمان محمدیان نداشتند ،رحمانی که 28 سال عمرو جوانی خودش را برای سازمان گذاشت. اولا سرباز بودن و اسیرجنگی بودن که مایه افتخار رحمان محمدیان و مردم ایران است ، چرا که برای دفاع از میهن بوده  ، نه  مثل شما بی وطنان که درزمان جنگ عراق علیه ایران از پشت به ایران ... مطلب کامل

    روزگار سخت تروریست‌ها در آلبانی

    روزگار سخت تروریست‌ها در آلبانی / از مگس‌های سایبری منافقین تا فراریان از کمپ باشگاه خبرنگاران به نقل از میزان، شانزدهم ژانویه ۲۰۱۹:…  «مسعود خدابنده» فردی که در عراق از دست فرقه تبهکار منافقین نجات یافت و «حسن حیرانی» فردی که در آلبانی از چنگ این جنایتکاران گریخت، روایت‌های دست اولی از چمدان‌های دلار سعودی که به سرکرگان گروهک تروریستی منافقین اهداء شده ارائه داده‌اند. ... مطلب کامل

    شام آخر در تهران، آخرین شاه ایران برای همیشه کشورش را ترک کرد

    پیش از خروج شاه و ملکه، فرزندان آنها ایران را ترک کرده بودند. فرحناز، بزرگترین دختر آنها، یک ماه قبل نزد ولیعهد رفت که در آمریکا مشغول تحصیل بود. علیرضا و لیلا هم روز ۲۵ دی، یک روز پیش از خروج پدر و مادرشان، با سرپرستی مادر بزرگ، فریده دیبا، عازم آمریکا شده بودند. آخرین شب حضور شاه و ملکه فرح در ایران را ویلیام سالیوان، آخرین سفیر ... مطلب کامل

    جیغ بنفش مریم رجوی به خاطر اعلام جدایی آقای عبدالرحمان محمدیان در آلبانی

     منظور  از اینکه من بعد از 29 سال بیگاری از شما تقاضای کمک مالی کرده و حداکثر چند صد دلار به من در طول چندین ماه داده اید، چیست؟ خب آقایان نامحترم پس من که عمر و جوانیم را برای شما صرف کرده ام واصلا با بیرون هیچ ارتباطی ندارم و کسی را نمی شناختم چکار باید می کردم و پیش چه کسی باید می رفتم ؟منکه در فرصت کوتاهی ... مطلب کامل

    جیغ بنفش مریم رجوی به خاطر اعلام جدایی آقای عبدالرحمان محمدیان در آلبانی

    مجاهدین خلق پس از شکست در جبهه نبرد با ایران به اردوگاه اشرف در عراق عقب‌نشینی کرد و مسعود رجوی دستور "انقلابی ایدئولوژیک" را صادر کرد که در پی آن تمام اعضای "مجاهدین خلق" به تجرد متعهد شدند. فرزندان اعضای این گروه به اروپا فرستاده و اعضای متأهل از همسران خود جدا شدند تا زندگی‌شان را وقف مبارزه کنند. عشق همه آنها می‌بایست معطوف به مسعود و مریم رجوی ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2019 ايران قلم. محفوظ است.
    marmaris escort - marmaris bayan escort - escort marmaris - marmaris escort bayan -