• ایران قلم:این همه صدام حسین در “جوار خاک میهن” برایتان بشگن زد، به جایی رسیدید که الان از فرنگ برسید؟    :   " بشکن زدن " که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی ...
  • محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی در کمای مغزی است    :    حضور مجاهدین خلق در عراق ، چه در اشرف و چه  در لیبرتی ، ظرفی بوده است که توهم اعضا را برای باصطلاح  روشن کردن دوباره موتور ارتش آزادیبخش   دامن ...
  • ایران قلم: سرکار خانم عاصمه جیلانی ! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید    :   متاسفانه در گذشته آقای احمد شهید از  کانال منابع سازمان مجاهدین تغذیه می شدند، همان های که خود خشونت را تولید می کنند، و خود زندان ، زندانبان و شکنجه گر ...
  • سبحانی: مجاهدین ظرف بی بدیل جغرافیای عراق را جهت استمرار استراتژی خشونت برای همیشه از دست دادند    :   بنابراین جغرافیای عراق ظرف بی بدیلی برای مجاهدین خلق در راستای استمرار استراتژی خشونت و ترور و جنگ مسلحانه بود که مجاهدین خلق با حضور در آلبانی با صدای ...
  • محمد حسین سبحانی:سازمان مجاهدین در “مرداب” یک گام به جلو حرکت کرده است    :   سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین باید بها و تاوان سیاسی و تشکیلاتی آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را  تمام و کمال می پرداخت، ولی به ...
  • مصاحبه ایران قلم با سبحانی ـ هنوز زخم های خشونت و مبارزه مسلحانه التیام نیافته است    :   البته من قصد نداشتم که شورشیان فارک را با مجاهدین خلق مقایسه کنم، انچه اشاره کردم درس تاریخی است که سازمان مجاهدین می تواند از عمق نفرت و دوری مردم از ...
  • آنارشیسم،- یاد داشتهای پائیزی از راه دور

    مارکس در سال 1870 باکونین را یک”توطئه گر خطرناک و یک مامور تزاری” نامیده بود و سرانجام وی را به اتهام رویزیونیستی و انحراف، از انترناسیونال اول اخراج نمود. “هرتسن” در باره باکونین گفته است او انقلاب را به یک پرسش شور انگیز در زندگی نمود. باکونین مدعی بود که مارکسیستها برای آزادی تودههای شاغل، اول میخواهند آنان را برده خود و برده دیکتاتوری پرولتاریا نمایند.  موضوع اختلاف میان آنارشیستها و مارکسیستها، آنزمان غیر از نابودی نظام سرمایه داری، روی ایده وجود و تداوم دولت نوین بود. سرانجام باکونین سرخورده از مبارزه اجتماعی در سال 1874و دو سال پیش از مرگ، در نامه ای به” رکلس” نوشت ،زمان انقلاب و شورشگری سپری شده، چون افکار انقلابی، امید انقلابی، و شور انقلابی در میان تودهها از بین رفته. اختلاف باکونین با مارکس در انترناسیونال اول موجب قطع رابطه نهایی میان طرفدران “سوسیالیسم آنارشیستی و سوسیالیسم مارکسیستی” شد. امروزه اشاره میشود که او خلاف مارکس یک مبلغ بود تا یک تحلیلگر …

     آنارشیسم،- یاد داشتهای پائیزی از راه دور. 

    آنارشیستها،- مخالفت با وجود و تداوم دولت جدید؟ 

     آرام بختیاری ـ 20.11.2019

     

    از آغاز قرن 19 میلادی، مبارزان کلاسیک آنارشیسم میگفتند، آزادی مقدمه بنیادین هستی بشر است و عقل تنها معیار حقیقت میباشد.عملی نمودن آزادی در عدالت و برابری است، و آزادی تنها اصل مشروط عام سازمانهای اجتماعی، اقتصادی،و سیاسی است. برابری سیاسی بدون برابری اجتماعی و اقتصادی غیرممکن است. در نظام آینده، مدارس باید جای کلیساها را بگیرند و نگاهها باید بدلیل رضایت بدرخشند. نتیجه جنگهای طبقاتی سرمایه داری تاکنون فقط” رقص مرگ” بجای رقص اعضاء و افراد بوده.برای تغییر جامعه باید انسانها را تغییر داد و برای تغییر انسانها باید جامعه را تغییر داد. برای حذف فقر در جامعه باید انسان را به سلاح “اراده و وجدان بیدار” اجتماعی مسلح نمود. در” فلسفه عمل” علاقه به نابودی و تخریب همزمان علاقه به خلاقیت و آبادانی است. دیکتاتوری نظری تئوریک، منجر به دیکتاتوری عملی و استثمار میشود. “تئوری مطلق” سرانجام به پوچی و شرایط آبزورد میرسد. نظریه و تئوری مطلق در اصل چیزی نیست غیراز اینکه دیکتاتور گروهی، تبدیل به دیکتاتوری و سلطه بر عوام گردد. سلطه نتیجه نادانی است ،و نادانی موضوع تربیت. باید به دانایی و توانایی احترام گذاشت. سلطه چیزی نیست غیر از خشونت منظم و مداوم. نخستین قدم برای استقلال، عقلگرایی است. بردگی روان و اندیشه، منبع انواع سلطه و دیکتاوری است. 

    یکی از نظریه پردازان و عملگرایان مبارز جنبش آنارشیسم، “میکائیل باکونین” است که بین سالهای 1876-1814 میلادی زیست. وی همدوره مارکس و 4 سال از او مسن تر بود. باکونین یک اشرافزاده روس، در سال 1838 میلادی در مسکو به تحصیل فلسفه پرداخت. فیشته، هگل، و شلینگ روی افکار او تاثیر مهمی گذاشتند. از جمله محفل دوستان وی، دو انقلابی و اندیشمند دیگر روس بنامهای هرتسن و بلینسکی بودند. باکونین در سال 1840 برای ادامه تحصیل به برلین رفت و در آنجا زیر تاثیر فویرباخ و هگلی های جوان، ماتریالیست و انقلابی شد. او در سال 1844 در پاریس با پرودن و مارکس آشنا شد. باکونین در سال 1848 در نامه ای به” پان اسلاویست های روس” نوشت که مشکلات ملی و اجتماعی غیرقابل جدا از هم هستند. او در سال 1849 در کشور اتریش و در شرق آلمان دولت پروس، به 2 بار مرگ و اعدام محکوم گردید. وی سرانجام در سال 1868 با”رادیکالیسم دمکراتیک بورژوایی” و” سوسیالیسم بورژوایی” قطع رابطه نمود و عضو انترناسیونال اول شد که مارکسیستها در آن بسیار فعال بودند. باکونین در سال 1869 در انترناسیونال اول در کشور سوئیس روی موضوع “مالکیت ارثی” با مارکس اختلاف پیدا کرد و در سال 1872 به کوشش مارکس از انترناسیونال اول اخراج شد. امروزه اشاره میشود که این نخستین پاکسازی سیاسی ایدئولوژیک در میان جنبش چپ بود که شباهتی به پاکسازیهای کلیسایی داشت. پیش از آن مارکس در نامه ای به انگلس در سال 1868 نوشت، باکونین بشکل ارباب منشی میخواهد جنبش کارگری را زیر سلطه و رهبری روسها دربیاورد و میخواهد یک دیکتاتور در جنبش کارگری اروپا گردد، شعار فریب دهنده وی “کمونیسم غیراتوریته” است. 

    باکونین در سال 1868 نوشت، امید است جنبش سراسری گرفتار سوسیالیسم دکترین زده و اتوریته، در آینده نشود. وی در سال 1872 میگفت، نخستین وظیفه پرولتاریا باید تخریب و نابودی قدرت و حاکمیت سیاسی دولت باشد و قدرت سیاسی را باید به یک نیروی موقت انقلابی مانند شوراها و فدرالها واگذار نمود و نه آنطور که مارکس میگوید، دولت دیکتاتوری پرولتاریا، سوسیالیسم اتوریته دولتی را براه بیندازد و بخواهد از طریق برده نمودن مجدد زحمت کشان، آنها را در درازمدت آزاد کند. سرانجام در همان سال، آنارشیستها و مارکسیستها در سازمان انترناسیونال از هم جدا شدند و این نقطه آغازین انحلال انترناسیونال اول بود. 

    مارکس در سال 1870 باکونین را یک”توطئه گر خطرناک و یک مامور تزاری” نامیده بود و سرانجام وی را به اتهام رویزیونیستی و انحراف، از انترناسیونال اول اخراج نمود. “هرتسن” در باره باکونین گفته است او انقلاب را به یک پرسش شور انگیز در زندگی نمود. باکونین مدعی بود که مارکسیستها برای آزادی تودههای شاغل، اول میخواهند آنان را برده خود و برده دیکتاتوری پرولتاریا نمایند. 

    موضوع اختلاف میان آنارشیستها و مارکسیستها، آنزمان غیر از نابودی نظام سرمایه داری، روی ایده وجود و تداوم دولت نوین بود. سرانجام باکونین سرخورده از مبارزه اجتماعی در سال 1874و دو سال پیش از مرگ، در نامه ای به” رکلس” نوشت ،زمان انقلاب و شورشگری سپری شده، چون افکار انقلابی، امید انقلابی، و شور انقلابی در میان تودهها از بین رفته. 

    اختلاف باکونین با مارکس در انترناسیونال اول موجب قطع رابطه نهایی میان طرفدران “سوسیالیسم آنارشیستی و سوسیالیسم مارکسیستی” شد. امروزه اشاره میشود که او خلاف مارکس یک مبلغ بود تا یک تحلیلگر، یک دکترین گرا بود تا یک تئوریسین، و از نظر اصالت اندیشه در رتبه پایین تری از مارکس و پرودن قرار داشت. باکونین گرچه خالق نظراتی روشنگرانه بود و قلبی سوزان و شورانگیز داشت، ولی از نظر تئوریک زیاد قابل اعتماد نبود. او در باره مارکس گفته بود، وی آدمی خودخواه، کینه توز، و دیکتاتورمآب است و بعنوان” یک یهودی و یک آلمانی”، سرتاپا فردی است اتوریته و سلطه جو.  

    امروزه اشاره میشود که اهمیت تاریخی باکونین درسه زمینه است. 1. او پایه گذار آنارشیسم جمعی اجتماعی است. 2. از طریق وی آنارشیسم جنبشی سازمانیافته انقلابی در مقیاس بین المللی شد. 3. او در انترناسیونال اول بعنوان نماینده سوسیالیسم ضد اتوریته در مقابل و در مخالفت با مارکس و مارکسیستها قرار گرفت، گرچه شکست باکونین بدلیل بی صبری درمان ناپذیر انقلابی اش بود. ایده آلیسم و خیال پردازی درخشان اش،شیفتگی بدون قید و شرطش در موضوع انقلاب سوسیالیستی موجب امید و تغییر انسانها شد، ولی شوق عجیبش در تخریب رادیکال،نتایح بدست آمده را نیز نابود نمود. شور و شوق عدالت و برابری و خشم مقدس طبقاتی اش باعث شد که مذهبیون در باره او بگویند، در جسم و وجودش شیطان لانه کرده! 

    پیرامون پرودن،آنارشیست دیگر، گفته شده، او بهتراز مارکس مفهوم آزادی را فهمید و احساس نمود، گرچه شیطان را میپرستید ولی آنارشیسم را می ستود و اعلان نمود، و اگر دچار متافیزیک و دکترین نبود،استعداد و غریزه عجیبی برای انقلابی بودن داشت. 

    باکونین درکتاب “خدا و دولت” مینویسد، زندگی اجتماعی تاکنون براساس کیش خدا پرستی بوده و نه برپایه احترام به انسان. او میگفت 3 زنجیر انسان، یعنی دین،دولت طبقاتی، و نظام سرمایه داری، هستند؛  سه استثمارگر و سه تحقیرکننده حرمت و کرامت انسانی. هواداران باکونین میگفتند، سوسیالیسم آنارشیستی وی، هومانیسم ناب عدالت خواهانه و جمعی بود. وی خواهان” آزادی مطلق از طریق تخریب کامل” بود. 

    باکونین با اشاره به دولت پرولتری مارکس میگفت، او از طریق اصول و با کمک  قبرستان اش میخواهد تمام آرزوها، خواسته ها، زندگی خصوصی، محلی و تمام منافع زحمتکشان را دفن کند. باید دولت و سرمایه داری و استثمار و اتوریته را با یک ضربه بی درنگ نابود کرد. پرودن نیز میگفت، دولت سیاسی و دولت حقوقی باید حذف شوند، چون آنان برادر کوچگ کلیسا هستند. 

    باکونین “نظام اتوریته” مارکسیستی را نتیجه”مکتب آلمانی” آنزمان حاکم میدانست. در نظر او “کمونیستهای آلمانی” سازمان انترناسیونال اول را اشغال نموده اند. هنر مهم باکونین انتقاد از سوسیالیسم دولتی مارکسیستها بود که منجر به دیکتاتوری اقتصادی و سیاسی نیز میشد. 

    هدف آنارشیستها همیشه شکستن توطئه، اتحاد مقدس ارتجاع جهانی و عواملش مانند شاه، روحانیت،فئودالها، اشرافیت، بورژوازی، ارتش، و بوروکراتی بوده.آنها میگفتند بجای کیش خداپرستی باید به انسانیت احترام گذاشت. آنارشیستها در سال 1866 میگفتند هیچ کلیسایی نباید با هزینه دولت به حماقت مردم بپردازد. اساس آنارشیسم باید بر پایه نظام شورایی و فدرالی باشد. در برنامه آنارشیستهای اسپانیا آمده بود، اعلان جنگ به همه ادیان و دروغگویان دیگر،آموزش علمی پیشرفته برای همه آحاد جامعه! از جمله دیگر ایده آلهای آنارشیستی، ترمیم و بازسازی خانواده بر اساس عمل و احساس عشق بود و نه براساس فشار مالی و مذهبی. 

    در جامعه طبقاتی بورژوایی فئودالی، ما با انسانهایی روبرو هستیم که در بدترین وضعیت مادی و اخلاقی قرار دارند. ساده لوحانه است  اگر به این امید دل بسته باشیم که حاکمان و نمایندگان طبقات استثمارگر بشکل دلبخواه از مالکیت وسایل تولید و قدرت سیاسی اجتماعی خود دست بردارند. دستمزدها نباید چنان باشند که زیر حداقل هزینه زندگی باشند و نه در سطحی باشند که سرمایه دار و کارخانه دار به سود و ارزش اضافی؛ناشی از استثمار زحمتکشان برسند. 

    تئوری” سوسیالیسم ضد دولتی و ضد اتوریته” آنارشیستها همیشه در مقابل” کمونیسم دولتی” مارکسیستها قرار داشت. کمونیسم اتوریته مارکسیستها همیشه در برابر کمونیسم انقلابی و سوسیالیستی آنارشیستها بود. انقلاب اتوریته مارکسیستها همیشه مخالف سوسیالیسم انقلابی و لیبرال آنارشیستها قرار داشت. آنارشیستها مدعی هستند که کمونیستها همیشه هوادار اصل و عمل اتوریته هستند ولی آنها اعتماد را روی آزادی فرد بنا خواهند کرد. در سوسیالیسم آنارشیستی هرگونه سیستم مزدی؛ خلاف سوسیالیسم پلیسی مارکسیستی، حذف خواهد شد. بحث، جدل و ادعای سوسیالیسم ضد دولتی آنارشیستها، در مقابل کمونیسم دولتی مارکسیستها، بیش از 180 سال است که ادامه دارد. 

                 ———————————————————————————————————————– 

    اسامی مهم آمده در متن نوشته/ 

    michail bakkunin 1814-1876 

    william godwin      1756-1836 

    karl marx               1818- 1883 

    منبع این نوشته، کتاب زیر است/ 

    Anarchismus, Theorie, Kritik, Utopie, (Hg) Achim von Borries, und Ingeborg Weber, 2007, Graswurzelrevolution-verlag, Nettersheim. s. 7- 422 

    michail bakkunin

    /////////////////////////////

     

    مطالب مرتبط :

    آیا جو بایدن می تواند اشتباهات ترامپ در رابطه با ایران را جبران کند؟

    قضیه این بود که دوستمان که دوران دانشجویی در تبریز با کمک دوستانش جزوه ای تحت عنوان «حاشیه نشینان شهر تبریز» نوشته و منتشرکرده بودند که به شرح زندگی و مشکلات معیشتی  حاشیه نشینان شهراختصاص داشت، برسم دوران دانشجویی می خواست که این کار را در خرم آباد هم تکرار کند اما چون خودش شاغل و وقت اینکار را نداشت ازمن خواست که کار تحقیق و اجرائیات را بعهده بگیرم  ... مطلب کامل

    آیا جو بایدن می تواند اشتباهات ترامپ در رابطه با ایران را جبران کند؟

    کاظم مصطفوی نامی ازوابستگان رجوی مطلبی تحت عنوان  " مرجان چگونه مرجان شد؟" نوشته که در بخش هایی از آن میخوانیم : " برای من هم بسیار جالب بود که یک بازیگر سینمای زمان شاه به مقاومت، که فرهنگی کاملا متفاوت با فرهنگ زمان شاه دارد، پیوسته است. عجیب تر این بود که بعدها در سالهای تبعیدش در آمریکا چگونه در برابر امواج عرضه و تقاضای هنر ... مطلب کامل

    آیا جو بایدن می تواند اشتباهات ترامپ در رابطه با ایران را جبران کند؟

    البته خانواده ها با پخش فیلم و عکس های خود هر آنچه رجوی حتی  بین اعضاء خود ساخته بود را بر سرش خراب کردند . هر کس در دنیای آزاد فیلم ها ؛ عکس ونامه های خانوادهها را می بیند و می خواند یک حرف مشترک می زنند که سران فرقه وقعا پوسیده مغز  شیاد و  کلاش تشریف دارند . همین افترا و یاوه سرائیهای سران فرقه رجوی ... مطلب کامل

    آیا جو بایدن می تواند اشتباهات ترامپ در رابطه با ایران را جبران کند؟

    آمار نشان می‌دهد که بین ۱۰،۰۰۰ تا ۱۳،۰۰۰ قربانی برده‌داری نوین در بریتانیا وجود دارند که از کشور‌های آلبانی، نیجریه، ویتنام و رومانی قاچاق شده‌اند. گمان می‌رود فقط حدود ۳۰۰۰ کودک ویتنامی در مزارع شاهدانه و سالن‌های خدمات ناخن در بریتانیا مشغول به کار هستند. به خیلی از این قربانیان گفته‌اند که اگر کار خود را ترک کنند به خانواده‌های آنها آسیب می‌زنند. یکی از این افراد وقتی ... مطلب کامل

    آیا جو بایدن می تواند اشتباهات ترامپ در رابطه با ایران را جبران کند؟

     این اسمان و ریسمان بافتنهای این فرقه که خانواده را به دشمن اصلی و ان را تبدیل به وزارت اطلاعات بکند که کسی برای دیدار عزیزش نرود فقط شامل حال خانوادهای انهای که در داخل فرقه هستند نیست بلکه با یک تبانی تمام با خریداری باندهای داخل دولت البانی این مسیر را هم برای انهای که بیرون از فرقه هستند را سد بکند و این کار کاملا ضالمانه ... مطلب کامل

    پروپاگاندا دو هزار سال پیش چگونه بود؟

    یک بار حین مسابقاتی که به افتخار جولیوس سزار برپا می‌شد دنباله‌داری در آسمان پدیدار شد. دنباله‌دارها را آن زمان بدشگون می‌پنداشتند. آگوستوس در حرکتی هوشمندانه اعلام کرد این دنباله‌دار، جولیوس سزار است که به آسمان‌ها عروج می‌کند و بعد مجسمه جولیوس سزار در وسط شهر رم را به ستاره‌ای مزین کرد. آن دنباله‌دار هنوز هم به دنباله‌دار جولیوس معروف است. آگوستوس در تمام دوران حکومتش از هیچ ... مطلب کامل

    غلامرضا شکری: فرقه مجاهدین خلق هیچ راه گریزی از دست خانواده ها ندارد

    خوب ببینید شیادی به این میگویند . و بعد اضافه میکند که برای مقامات البانی نوشته اند و بگویند بچه های ما انجا به گروگان گرفته شده اند واقعا مرغ پخته هم به خنده میافتد از دست این محدثین که باید گفت اخوند کراواتی ! حالا این اخوند فکول کراواتی میگه که چون رژیم ایران زیر ضرب شورای زورگوی و فرقه سراپا دروغ و کانونهای چند نفره عکس گیرنده در  ... مطلب کامل

    غلامرضا شکری: فرقه مجاهدین خلق هیچ راه گریزی از دست خانواده ها ندارد

    مرحوم محمود عسکری زاد با نوشتن جزوه ی  " اقتصاد بزبان  ساده " معروفیت یافت. جزوه ای که ، همانطور که خودتان هم اشاره کرده اید، برای نخستین بار توسط مرحوم عبدالحسین نوشین، پدر تآتر ایران و نظریه پرداز متوسط اقتصادی - سیاسی ودر دو دهه قبل نوشته شده بود. هردوی این جزوه ها، درمقایسه با آثاری که در دهه های اخیر ودرعرصه ی اقتصاد سیاسی نوشته ... مطلب کامل

    مرگ جورج فلوید: بعد از وزیر دفاع، رئیس ستاد کل ارتش آمریکا از هم قدم شدن با ترامپ پشیمان است

    رئیس ستاد کل ارتش آمریکا روز پنج‌شنبه، ۱۱ ژوئن، در سخنرانی در مراسم افتتاحیه دوره آموزشی جدید دانشگاه پدآفند ملی که از طریق ویدیو ایراد شد در مورد دیدار از کلیسا هم صحبت کرد. او گفت: "من نباید آنجا می‌رفتم زیرا حضور من در آن لحظه و در آن فضا این تصور را ایجاد کرد که نظامیان در سیاست داخلی حضور دارند." وی افزود: "به عنوان یک افسر ... مطلب کامل

    مرگ جورج فلوید: بعد از وزیر دفاع، رئیس ستاد کل ارتش آمریکا از هم قدم شدن با ترامپ پشیمان است

     در همین راستا در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رجوی و دارودسته سرگردان بدنبال این بودند که دمکراتها روی کار نیایند و همینطور هم شد و ترامپ قدرت را بدست گرفت و رجوی سرمست از این پیروز شده بود و فکر میکرد که این ترامپ فردا است که به ایران لشکر کشی کند و ایران را تحویل ایشان بدهد و فرقه رجوی تا توان داشت در همراهی ترامپ ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است.

    مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان می باشد

    تمام حقوق این سایت برای © 2020 ايران قلم. محفوظ است.